منابع و ماخذ پایان نامه خاندان نوبخت، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

مورد طرد آنان واقع مي شدند اعدام مي کردند، اين امر مسلّم مي شود که طائف? شيعه در قرن چهارم در بغداد رسميّت داشته و سخن عالمان آن منشأ اثر بوده است.142
در اين ميان، برخي از خاندانها با عهده دار شدن مناصب دولتي و ارتباط با دستگاه خلافت زمين? حضور شيعيان را در بغداد فراهم آوردند. از آن جمله مي توان به خاندان يقطين، بَرمَکيان و نوبختيان اشاره کرد که يا خود شيعه بوده يا با دانشمندان شيعه بي ارتباط نبوده اند، از جمله هشام بن حکم از ملازمان يحيي بن خالد برمکي بوده است.143 اکنون در ادامه، به معرّفي اجمالي اين خاندانها مي پردازيم:
2 – 2 – 3 – 1. خاندان يَقطِين
آل يقطين، خانداني علمي و سياسي در سد? دوم هجري و از مشهورترين خاندانهاي شيعي به شمار مي آيند. يقطين بن موسي، سرسلسل? اين خاندان، از دعات بني عباس و از ملازمان سفّاح و منصور بود، اما فرزند او علي از هواداران فرزندان ابوطالب ( و از معتقدان به امامت آنان بود. افرادي از اين خاندان از محدّثان و مؤلّفان شيعه به شمار مي آيند. از جمل? آنها عبيد بن يقطين، علي بن يقطين، يعقوب بن يقطين، حسن بن علي بن يقطين، محمد بن عيسي بن يقطين و يونس بن عبدالرحمن يقطيني از اصحاب امام صادق، امام کاظم و امام رضا: مي باشند.144
1 – 2 – 3 – 2. بَرمَکيان
از خاندانهاي ديگري که در شکل گيري جامع? شيعي در بغداد نقش داشتند خاندان ايراني تبار برمکيان مي باشند. از مشاهير اين خاندان خالد بن برمک (د. 163ق.)، يحيي بن خالد (د. 190ق.) و دو پسرش فضل (147- 194ق.) و يحيي (149- 187ق.) همگي به علم و ادب و فضل مشهور بودند. خالد، جدّ برمکيان، پيش از آن که با عباسيان بيعت کند با علويان بيعت کرده بود. امّا زماني که از سرنوشت ابومسلم خراساني و قتل او در سال 132 ق. آگاه گشت به خدمت خلفاي عباسي درآمد. يحيي بن خالد که مربّي و حامي هارون الرشيد بود در زمان هارون قدرت و نفوذي عظيم داشت، و استقرار و عظمت دولت عباسي در آغاز امر نتيج? حسن تدبير و لطف سياست وي و دو پسرش فضل و جعفر بوده است .
امّا با اين حال، برمکيان دشمني خلفا با شيعيان را خوش نداشتند و همين تمايل قلبي آنان به تشيّع و رابط? مخفيان? آنان با شيعيان و عوامل ديگري نظير ثروت بسيار آنان و علاق? ايشان به نشر برخي آثار ايراني و نيز سعايت مخالفانشان همچون فضل بن ربيع سبب تحريک هارون الرشيد گرديد و آنان را در سال 187 ق. قتل عام کرد.145
1 – 2 – 3 – 3. نَوبَختيان
نوبختيان، خاندان اصيل شيعي مذهب ايراني از اواسط قرن 2 تا اوايل سد? 5 قمري مي زيسته اند و از ميان ايشان منجّمان، اديبان، متکلّمان، منشيان و مؤلّفاني برخاسته اند. اين خاندان با نشر حکمت و علوم اسلامي و ادار? پاره اي مشاغل، يادي نيکو در تاريخ و تمدن اسلامي از خود به جا گذاشتند.146
اگرچه نوبختيان از دانشمندان امامي مذهب بودند، مکتب فکري خاصّ خود را با گرايشهاي فلسفي و کلامي داشتند و در مواردي با آراء مشهور شيعه مخالفت ورزيدند. شيخ مفيد در کتاب اوائل المقالات بسياري از نظريات آل نوبخت را که مخالف ديدگاه اماميه است يادآور مي گردد. شاخص? ديگر مکتب کلامي ايشان، پذيرفتن برخي آراء معتزله و مخالفت با طائف? اماميه است. از مهمترين ديدگاههاي مخالف آراء دانشمندان اماميه باور به زيادت و نقصان در قرآن،147 احباط،148 و محال بودن ظهور معجزه و کرامت از ائمه:149 است.150

2 – 2 – 4. حکومت آل بويه
همان گونه که در فصل پيش ملاحظه شد تسلّط آل بويه بر بغداد و دستگاه خلافت، ظاهراً موافق ميل خليفگان عباسي بود؛ زيرا آنان به دليل اوضاع آشفت? قلمرو حکومتشان قادر به ادار? اوضاع نبودند، ضمن آن که اميران ديلمي علي رغم آن که بر مذهب تشيّع بودند اما سياست سهل گيري مذهبي را در پيش گرفتند، از اين رو، خلفاي عباسي منصب تشريفاتي خود را حفظ کردند و از خلافت معزول نگشتند. بدين سان، سلط? بويهيان بر بغداد و گسترش قلمرو فرمانروايي آنان، سبب حاکميّت آرامش نسبي در جامعه شد و زمين? رشد و شکوفايي علوم و گسترش فرهنگ تشيّع فراهم گرديد.
حاکمان آل بويه با ارج نهادن به دانش و دانشمند، به ويژه پاسداشت مقام بزرگ مردان مکتب تشيع نظير شيخ صدوق، شيخ مفيد، شريف رضي و شريف مرتضي، پايه هاي مکتب حديثي قم و در پي آن مکتب بغداد را استوار نمودند. در نتيج? اين دانش نوازيها، تبيين معارف تشيع و به ويژه نگارش جوامع حديثي دستاورد حکومت آنان است.

2 – 2 – 5. حضور گسترده دانشمندان و محدثان
دانشمندان و رجال شيعه از آغاز بناي بغداد در اين شهر ساکن شده و به آن جا رفت و آمد داشته اند. جمعيّت شيعه و نفوذ آنان در بغداد به گونه اي بود که برخي خاندانها به مناصبي در دستگاه خلافت دست يافتند. ضمن آن که شخصيّتهاي برجسته اي نظير هشام بن حکم، محمد بن ابي عمير، خاندان نوبختي، خاندان ابن قُولُويَه، خاندان اسکافي و خاندان سيّد مرتضي در اين شهر سکنا گزيدند.
از جمله نشانه هاي حضور گسترد? محدّثان در بغداد برگزاري مجالس عظيم املاي حديث است. حتّي بنابر گزارشهاي تاريخي برخي از وزيران آل بويه خود املاي حديث مي کرده اند. به عنوان نمونه صاحب بن عبّاد، وزير فخرالدول? ديلمي، به املاي حديث پرداخت و جماعت بسياري در مجلس املاي او حاضر مي شدند.151
تشکيل مجالس املاي حديث، به شيعه اختصاص نداشته و بلکه پيش از ظهور مکتب محدثان شيعه در بغداد، دانشمندان عامّه نيز مجالس املاي حديث تشکيل مي داده اند. به عنوان نمونه گزارش شده است که حاضران مجلس عاصم بن علي (د. 221 ق.) که در مسجد رصافه برپا مي شد ميان صد تا صد و بيست هزار بود.152 مجلس سُليمان بن حَرب (140 – 224 ق.) که در قصر مأمون برگزار مي شد چهل هزار شنونده داشت.153 شمار? کساني که به مجلس فِريابي (207- 301 ق.) در شارع منصور در محله باب الکوفة مي رفتند تا سي هزار برآورد شده است که نزديک ده هزار تن از آنان احاديث او را مي نگاشتند. شمار مُستَملِيان اين مجلس را يکصد و شانزده نفر برشمرده اند.154 صرف نظر از شمار بسيار راويان شيعه در قرن دوم و سوم در بغداد، محمد بن يعقوب کليني (د. 329 ق.) که در شهر ري مرجعيّت و زعامت داشته در اواخر عمر به علّتي نامعلوم و شايد براي نشر حديث و روايت کافي به اين شهر هجرت کرده و همان جا از دنيا رفته است، وي کتاب کافي را که به احتمال قوي پيش از هجرت به بغداد تأليف کرده در اين شهر نشر داده است. چه، اغلب راويان اين کتاب در بغداد مي زيسته و همانجا آن را براي ديگران روايت کرده اند.155 همچنين علي بن بابويه قمي، پدر شيخ صدوق، به اين شهر آمده و با وکلاي امام ديدار کرده است.156 شيخ صدوق نيز در سال 355 به بغداد وارد شده است.157 اين نمونه ها بيانگر اهميّت بغداد در امر نشر و توسع? حديث در ميان دانشمندان عامّه و خاصّه در قرن چهارم است. اين مبحث را به تفصيل در فصل بعد دنبال خواهيم کرد.

فصل سوم
مشاهير مکتب بغداد و آثار حديثي آنان

3 – 1. فهرست شماري از محدثان مکتب بغداد
آن گونه که در بخشهاي پيشين ملاحظه شد، مکتب بغداد در هر دو بره? اقتدار و حاکميّت خود، خاستگاه محدّثان و دانشمندان بوده است.
با مروري بر کتب تراجم و رجال درخواهيم يافت که شمار بسياري از راويان به “بغدادي” ملقّب بوده و دربار? بسياري از آنان عباراتي نظير “سکن بغداد”، “قدم بغداد”، “نزل بغداد”، “مات ببغداد”، “تحوّل الي بغداد”، “ورد بغداد”، “نزيل بغداد” و مانند آن را به کار برده اند. اين مسأله گواه روشني بر حضور محدّثان ديگر بلاد در بغداد بوده که برآيند اصلي آن گسترش دانشهاي اسلامي و رشد و شکوفايي آنهاست.
اهمّيّت مکتب حديثي بغداد در قرن چهارم و پنجم تا به آن جاست که فقيهان و مشايخ بزرگ وابسته به مکاتب حديثي ديگر همچون قم و ري را به اين شهر کشانده و زمين? انتشار آثار آنان را در اين شهر فراهم آورده است. به عنوان نمونه محمد بن احمد بن داوود قمي كه شيخ و فقيه قميان در زمان خويش بوده، پس از رحلت پدرش، در بغداد مقيم گشت و به تحديث و تصنيف كتب پرداخت. وي سرانجام در سال 368 ق. در همين شهر درگذشت و در مقابر قريش مدفون گرديد.158
چنانکه پيش از اين نيز اشاره کرديم، شيخ کُلَيني که از مشايخ نام آور شيعه در ري بود، در سال 327 ق. پس از تأليف کتاب کافي وارد بغداد شد و در آن جا به تدريس حديث پرداخت و در همان شهر موفق شد کتاب خود را به شاگردان خويش، از جمله ابوغالب زُراري عرضه نمايد.159 کما اين که دو تن از محدّثان مشهور بغداد به نامهاي ابوالقاسم جعفر بن قُولُويَه (د. 367 ق.) و ابومحمد هارون بن موسي تَلِّعُکبَري (د. 385 ق.) از شاگردان مرحوم کليني بوده اند. وي در سال 328 يا 329 ق. چشم از جهان فرو بست و در بغداد مدفون شد.160
شيخ صدوق، پيشواي مکتب حديثي قم در قرن چهارم نيز در يکي از رحلات حديثي خود به بغداد آمد. جايگاه عظيم او در علوم حديث سبب شد تا دانشمندان بزرگ بغداد افتخار شاگردي او را بيابند. از ميان آنان مي توان از افرادي همچون حسين بن عبيدالله غضائري، علي بن احمد بن عباس نجاشي (پدر نجاشي)، سيّد مرتضي، شيخ مفيد و هارون بن موسي تَلِّعُکبَري نام برد.
ناگفته نماند که براي يافتن اسامي محدّثان بغداد علاوه بر قراين پيش گفته (تصريح به لقب بغدادي يا عبارتي دالّ بر سکونت در بغداد) يافتن قرينه هاي ديگري که دالّ بر تعلّق راوي به مکتب بغداد باشد مشکل مي نمايد، امّا مي توان مواردي نظير مدفون بودن برخي محدّثان در بغداد يا انتساب برخي راويان به محلّه هاي بغداد و نواحي نزديک به آن نظير “کرخ”، “عَبَرتاء”161، “عُکبَرا”162، “اسکاف”163 و مانند آن را دالّ بر وابستگي يا ارتباط ايشان با مکتب بغداد دانست. بر اين اساس، فهرست شماري از محدّثان بغداد را که قرينه اي دالّ بر انتساب آنان به بغداد موجود است ارائه مي دهيم و شرح حال آنان و دليل انتسابشان به اين شهر و مکتب را به کتب تراجم و رجال وا مي گذاريم:164
1. ابراهيم بن ابي الزياد کَرخي.165
2. ابو ايّوب اَنباري.166
3. ابو الحسن بغدادي سورائي.167
4. ابو العباس بن عبد الله بن سهل بغدادي.168
5. احکم بن بشار مَروَزي.169
6. احمد بن إبراهيم بن أبي رافع صَيمَري (زنده در 413 ق.).170
7. احمد بن حسين بن عُبَيدالله غَضائري (د. حدود 450 ق.).171
8. احمد بن داوود بغدادي.172
9. احمد بن عائذ بن حبيب أحمسي بَجَلي.173
10. احمد بن عبدالله کَرخي (180 – 267 ق.).174
11. احمد بن عبد الواحد بن احمد بَزّاز معروف به ابن عَبدُون (د. 423 ق.).175
12. احمد بن عبيد بغدادي.176
13. احمد بن محمد بن أبي الغريب صِيني.177
14. احمد بن محمد بن أحمد بن طلحة.178
15. احمد بن محمد بن جعفر أبو علي صُوْلي بصري (زنده در 353 ق.).179
16. احمد بن محمد بن سلمة رُصافي بغدادي.180
17. احمد بن محمد بن سليمان زُرارِي كوفي بغدادي (285 – 368 ق.).181
18. احمد بن محمد بن عاصم.182
19. احمد بن محمد بن عبيدالله بن الحسن جَوْهَري (د.401 ق.).183
20. احمد بن محمد بن موسي معروف به ابن الصَّلْت اهوازي (324 – 409 ق.).
21. احمد بن هلال عَبَرْتائي بغدادي (180 – 267 ق.).184
22. احمد بن يوسف مولى بني تيم الله.185
23. اسحاق بن اسماعيل بن علي بن اسحاق بن ابي سهل بن نَوبَخت.186
24. اسماعيل بن علي بن إسحاق بن أبي سهل بن نَوبَخت.
25. تقي بن نجم حلبي (د. حدود 449 ق.).187
26. جعفر بن علي بن سهل بن فروخ دَقّاق دُوْري بغدادي.188
27. جعفر بن عيسي بن يَقْطِين.189
28. حسن بن جعفر معروف به أبي طالب فافاني بغدادي (د. حدود 256 ق.).190
29. حسن بن حمزة بن علي بن عبد الله.191
30. حسن بن راشد بغدادي.192
31. حسن بن سَري کَرخي.193
32. حسن بن ظَريف بن ناصح كوفي.194
33. حسن بن علي بن ابي حمزة.195
34. حسن بن علي بن ابي عَقِيل عُماني (قرن 4).
35. حسن بن

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق، جهان اسلام، فرهنگ و تمدن Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق