منابع و ماخذ پایان نامه خاطره‌نویسی، ناخودآگاه، فلسفه ادبیات، عوامل بیرونی

دانلود پایان نامه ارشد

منفی‌ در این مسیر، می‌توان به ادبـیات کـودکان و نوجوانان دهه آخر پیش از‌ پیروزی‌ انقلاب،در کشور،اشاره کرد.در این دوران،غلبه‌ سیاست زدگی‌ بر بخش‌ بزرگی‌ از‌ این ادبیات،سبب غفلت نویسندگان از جنبه‌های‌ عاطفی،اخلاقی‌ و اعتقادی موردنیاز مـخاطبان شـده بود.یا در دست‌های از آثار-به‌ویژه آثار تـرجمه‌ای‌ دهـه‌ سی-به قدری یک‌جانبه و به‌صورت‌ مطلق،بر محبت و دوستی‌ و صلح و آشتی و نفی‌ خشونت‌ تأکید می‌شد،که مخاطب کم سن و سال تصور می‌کرد حتی مبارزه و ایستادگی‌ در‌ بـرابر دشـمن بی‌منطق و زورگو‌ نیز،ناپسند‌ اسـت.حال‌ آنـکه می‌دانیم این،‌ القای‌ مسیحیت تحریف شده بود،که‌ به‌عنوان‌ دستاویزی،برای زمینه‌سازی فرهنگی در جهت استعمار و استثمار کشورهای جهان سوم یا تثبیت آن،مورد‌ سوءاستفاده‌ قدرت‌های بزرگ بین‌المللی ذینفع قرار می‌گرفت.
در‌ اسلام هیچ‌ غریزه‌ای‌ بـه‌طور‌ مـطلق رد یا تقدیس‌ نشده است.خشم یا ستیز، هنگامی که به‌صورت کور و برای ارضای هوای نفس و منافع‌ نامشروع شخصی باشد،منفور و مطرود است؛اما‌ هنگامی‌ که‌ برای‌ پیشگیری‌ از ظلم و ستم‌ و رفع تجاوز و دفـاع از کـیان دین و کـشور باشد،مقدس و مورد تأیید می‌شود.
شهوت‌ آنجا‌ که‌ در چارچوب تعیین شده توسط دین هدایت‌ می‌شود،موجب‌ بقای‌ نسل‌ و آرامش‌ و خـیر شخص است. خارج از آن،مایه فساد و تباهی و مستوجب مجازات‌های سخت می‌گردد.انسان مـورد نـظر اسـلام،کسی همچون علی علیه‌السلام است،که جاذبه و دافعه‌های لازم را،در‌ حد اعلای خود،توأمان داشت:در میدان‌های جهاد همچون شیر می‌خروشید و پشـت ‌ ‌بزرگ‌ترین پهلوانان دشمن دین را بر خاک می‌مالید؛اما در محراب عبادت،همچون کودکان مادرمرده،سر بر خـاک مـی‌نهاد و از‌ بـن‌ دل ضجه می‌زد.در برابر یتیم و شوهرمرده و درمانده،سراپا عطوفت و شفقت و ایثار بود؛درحالی‌که ستمگر و متجاوز،خود را از خـشم و تنبیه او،ایمن نمی‌یافت.در یک کلام،مصداق‌ بارز«اشدا‌ علی الکفار،رحماء بینهم»بود.
2-7-6ارائه راه‌حل‌ها، با توجه به شرع
واژه‌ها و تـعابیر ارزشی،به‌صورت ظاهر،در مـکاتب فـکری و عقیده‌ای مختلف،یکسان به کار می‌روند.اما تعریف و حدود‌ آن‌ها در هر مکتب،با مکتب‌ دیگر،‌ ممکن است تفاوت جدی و اساسی-گاه در حد تعارض-داشته باشد.
برای نمونه،«آزادی»،ازجمله مفاهیم ارزشی بسیار مهم است،که تقریباً همه مکاتب از آن دفاع مـی‌کنند‌ و آن را از لوازم‌ اولیه‌ رشد و تعالی شخصیت و جوامع انسانی می‌شمارند.اما هنگامی‌که سخن از تعریف و دامنه آن به میان می‌آید، اختلاف‌های جدی موجود در برداشت میان هر مکتب با مکاتب دیگر از‌ آن،آشکار‌ می‌شود،مثلاً در مکاتب اومانیستی غربی و بـه‌طور مـشخص،مکتب وجودگرایی (اگزیستانسیالیسم)،آزادی فاقد هرگونه حد و مرز تلقی می‌شود،مگر آنجا که باعث حصر آزادی دیگران شود.بیشترین تأکید این طیف نیز بر آزادی‌ مطلق‌ غرایز حیوانی‌ و هواهای نفسانی است.با این تعریف، بندگی خـدا و اطـاعت از اوامر و نواهی او هم،باعث محدود‌ شدن آزادی انسان است. درحالی‌که بر اساس آموزه‌های الهی، آزادی واقعی،تنها‌ درنتیجه‌ بندگی‌ کامل خداوند و پیروی از دستورهای او قابل دستیابی است؛که این،خود،مستلزم تربیت و تهذیب نفس و هدایت ‌‌غرایز‌ و هـواهای نـفسانی به محدوده تعیین شده توسط دین است.به‌عبارت‌دیگر،به خلاف‌ ادعای‌ اومانیست‌ها،سپردن‌ عنان اختیار خود به دست نفسانیت‌ها و شهوت‌ها،عین بندگی و بردگی،آن هم در نازل‌ترین و حقارت بارترین صورت آن است.به عکس،شرط اول و مقدمه لازم بـرای رسـیدن بـه آزادی‌ راستین، آزادی از بند‌ این‌ عـوامل بـازدارنده انـسان از رشد و تعالی است.
بسیاری دیگر از واژه‌ها و تعابیر ارزشی نیز،در مکاتب مختلف فکری،در مرحله تعریف،مشابه چنین تفاوتی را،با یکدیگر پیدا می‌کنند.مثلاً تعریف«انسان»در دیـن، بـا آنـچه‌ در مکاتب غیر الهی درباره او گفته می‌شود،از زمین تـا آسـمان تفاوت دارد. در دین،انسان صاحب نفخه و دارنده بار امانت الهی،جانشین خدا در زمین،صاحب‌اختیار و اراده،و اشرف مخلوقات است.‌ خداوند‌ همه هستی را بـرای او،و او را بـه خـاطر خود آفریده است.مختار،و در مقابل، مسئول است.دارای چنان استعدادها و امکان‌هایی در وجـود خود است که می‌تواند حتی از فرشتگان نیز‌ فرارتر‌ رود.زنده نامیرا، و دارای حیات جاودانی است.بیهوده آفریده نشده است،و روزی،در جـهان بـرین،باید پاسـخگوی اعمال خویش در این جهان باشد.
درحالی‌که در آخرین مکاتب فکری امروز غـرب،او مـوجودی‌ از‌ نسل میمون است.بر اثر تصادف پدید آمده؛و به این جهان سرد،کور،تهی،مرده و بی‌احساس، پرتاب‌شده است.هیچ هـدفی از آفـرینش او، در کـار نیست.
بنابراین،مزیتی خاص بر دیگر موجودها ندارد.قسمت‌ اعظم‌ اعمال‌ و رفتار او،به‌طور غیرارادی، با‌ هـدایت‌ قـلمرو‌ وحشی روان او-ضمیر ناآگاهش-انجام می‌گیرد؛که محرک اصلی آن نیز عقده‌ها و امیال سرکوفته دوران کودکی و نوجوانی، با مـنشأ کاملاً شـهوانی‌ و جنسی‌ است. «حیوانی»است»«اقتصادی»که ابزار تولید و طبقه اجتماعی،بنیان‌های اصلی‌ شخصیت‌ او را شکل می‌دهند.موجودی است میرا،که بـا مـرگ جسمانی‌اش،به کلی نابود می‌شود و هیچ اثری از او برجا نمی‌ماند.
طبیعی‌ است‌ که با چنین تـعریفی،دیگر هـرگونه بـحث از اخلاق و ارزش‌های‌ عالی و تعهد و کرامت انسانی و عدالت در هستی و آخرت و حساب‌وکتاب،چه اندازه بیجا و بـیهوده‌ بـه‌ نظر برسد!به عکس،در چنین جهان و شرایطی،عاقلانه‌ترین راه و روش زندگی‌ این‌ باشد که شخص،دم را غنیمت شـمرد،و در چندروزه‌ی کـوتاه زندگی،بی‌بیم از هر عقوبتی،تمام توان و تلاش‌ خود‌ را در برخورداری هرچه بیشتر از مادیات و مائده‌های زمینی،و غوطه‌ور شدن‌ در‌ شـهوت‌ها‌ و ارضـای غرایز جنسی و هواهای نفسانی خود صرف کند.
به همین سبب،لازم می‌آید‌ که‌ نـویسنده‌ کـودک و نـوجوان،مجهز به دانش و درکی صحیح و جامع‌الاطراف از دین و ارزش‌های‌ موردنظر آن باشد؛تا در طرح آن در اثرش، دچار اشتباه و لغزش‌های جـبران‌ناپذیر‌ نشود.
2-8 نوشتن برای مخاطب کودک و نوجوان
شخصیت نوجوان روش خاصی را برای نوشتن انتخاب نمی‌کند. آن‌ها روشی را برمی‌گزینند که به نوشتن سوقشان بدهد خاطرات روزانه حاشیه‌نویسی نامه. بااین‌وجود می‌توان تفاوت‌هایی بین نوشته‌ها در نظر گرفت.
پیر در کتاب مکاتبات غیرممکن تصمیم می‌گیرد که یادداشت‌های خصوصی‌اش به‌صورت حاشیه‌نویسی باشد. تنها انگیزه وی آن بود که واژه دفتر خاطرات در فرانسه در دسته اسامی مؤنث است اما حاشیه‌نویسی
اسمی مذکر است. البته خاطره‌نویسی را به شخصیت دخترها نسبت می‌دهند و کتاب‌های بررسی‌شده هم این ادعا را رد نمی‌کند. خاطره‌نویسی با نامه‌نگاری متفاوت است چون نامه‌ها هرچند که محرمانه باشند برای یک مخاطب نوشته می‌شود. نوجوانان دارای سطحی از زبان هستند که با سن آن‌ها مطابقت دارد. آن‌ها بین افکار کودکی و نوجوانی در نوسان به سرمی‌برند بنابراین زبان آن‌ها متأثر از این نوسان است. عامل مهمی که بر نوع نگارش تأثیر می‌گذارد تنها (مخاطب) است. اگر نوجوان خواننده‌ای را برای نوشته‌هایش در ذهن داشته باشد نمی‌تواند به توصیف خود بپردازد.(بهداد،1386؛ ص 46)
گرچه انواع مختلفی از نوشتار وجود دارد اما باید شرایط متفاوتی هم حاکم باشد تا این نوشته‌ها بتوانند متولد شوند.
برای ماتیلد در داستان نامه‌های محرمانه این مسئله کاملاً واضح است. او در این دوران اولین عشق بزرگ خود زندگی می‌کند. پاسکال در داستان دختر عابر هم در این شرایط است تنها فرق او این است که کمی از دیگر شخصیت‌ها بزرگ‌تر است و رابطه عاشقانه‌ای را که تشریح می‌کند متفاوت است.
این مرحله بسیار سخت است. خود نوجوان تصور می‌کند که هیچ‌کس در اطراف او نمی‌تواند شنونده حرف‌هایش باشد این مانع می‌تواند ناشی از ارتباط ساده والدین و نوجوان باشد که اجازه هیچ حرفی را به او نمی‌دهد. اینکه فردی چیزهایی که در اعماق قلبش هست به کسی نگوید او را در نظر دیگران فردی خوددار و محکم جلوه می‌دهد و البته او را به سمت نوشتن سوق می‌دهد. می‌توان گفت که میل به کسب اعتمادبه‌نفس برگرفته از سنگینی امور روزانه است. نوشتن قبل از هر چیز پیدا کردن وسیله ایست برای تخلیه فشار روحی که گاهی غیرقابل‌تحمل است. پس دفتر خاطرات کلید اسرار درونی هر فرد است هر آنچه را نمی‌توان گفت فوراً تبدیل می‌شود به یک راز. این رازها گاه می‌توانند بی‌معنی باشند و گاه بار معنایی زیادی دارند لحن آن‌ها همیشه شدید است چون هرچه که ازنظر شخصیت داستان راز محسوب می‌شود قسمتی از وجود خود اوست. آن‌ها به محض بازگو کردن رازشان در دفتر خاطرات ذهنشان آزاد است(جلالی،1388؛ص 138)
مفهوم راز این است که به دلایل شخصی قابل بازگویی نیست. بنابراین اگر کسی نتواند چیزی را بازگو کند نشان‌دهنده آن است که می‌داند هر چیزی را نباید گفت اگر پیر در کتاب مکاتبات غیرممکن به کیت بگوید که تو (خیلی بدترکیبی) نتیجه این حرف برهم زدن دوستی آن‌ها می‌شود. خاطره‌نویسی اجازه می‌دهد آنچه را که نمی‌توان گفت بگوییم و از این اعتراف درونی که نمی‌تواند در بیرون اتفاق بیفتد بهره ببریم این کار یک مهارت است که به ما آموزش می‌دهد درون خود را از تنش‌ها بزداییم.
عمل نوشتن برای نوجوان متون و روشی است برای آزاد شدن از وابستگی به پدر و مادر است البته باید گفت این روش مستقل شدن برای رشد هر شخص لازم است. پس از حل مشکلات نوشتن پایان می‌پذیرد پس نوجوان با بیرون آمدن از دفترچه خاطرات بزرگ می‌شود و موفق می‌شود بر اتفاقات و عواطفی که دردناک بوده غلبه کند و تمام این کارها بدون کمک والدین است. بنابراین دفتر خاطرات در ادبیات کودک چیزی بیشتر از یک وسیله برای بیان احساسات است این وسیله امکان می‌دهد تا شخصیت نوجوان شکل گیرد خاطره‌نویسی هم تکیه‌گاه است وهم وسیله ابراز وجود. بنابراین استفاده از یادداشت‌های خصوصی در یک داستان تکوین است در این مفهوم که راهکارهایی به نوجوان می‌نماید و ساختاری از افکار را برایش ترسیم می‌کند و شاید هم به او انگیزه نوشتن می‌دهد حتی اگر برای درد دل باشد(همان)
2-9 گونه شناسی
ادبیات کودک نوجوان گونه‌های متنوعی دارد؛ از داستان‌های مصور گرفته تا داستان‌های فانتزی که امروزه از رایج‌ترین گونه‌ها در این حوزه است. شعر و ادبیات منظوم نیز بخش گسترده‌ای از ادبیات کودکان و نوجوانان را می‌سازد. همچنین افسانه‌های کهن گونه‌ای گسترده است که به فراوانی در اختیار این گروه سنی قرار می‌گیرد. (بهداد،1386 ؛ص 129)
2-10 فلسفه ادبیات کودک
میان کودک،‌ ادبیات کودک و نقد این ادبیات رابطه‌ای چند سویه و ژرف برقرار است.تأثیر ادبیات ویژه کودک بر کودک، امروزه، موردتوافق بیشتر پژوهشگران است و تأثیر کـودک و مفهوم«کودکی»بر‌ ادبیات‌ نیز به‌تازگی مورد بحث‌های قابل‌تأملی قرار گرفته است.کودک و ادبیات کودک، می‌توانند، رابطه داشته باشند، همچنان که دارند، اما این رابطه زمانی می‌تواند به‌گونه‌ای فـزاینده ژرفـا‌ یابد‌ و گستردگی پیدا کند که عامل‌ نقد،‌ میانجی‌ آن گردد.منتقد ادبیات کودک که به‌گونه‌ای فراشناختی به مفاهیم«ادبیات»، «کودک»و«ادبیات کودک»می‌نگرد، می‌تواند هنرمند آفریننده در این حیطه را از«ناخودآگاه»به«خودآگاه»آورد و در‌ تعاملی‌ پویا با او، وی را بـه بـازنگری در‌ آثـار‌ خویش فراخواند. هنرمند آفرینش گر، کـه هـر بار، رها از عوامل بازدارنده بیرونی و درونی، تن به آفرینش اثری‌ تازه‌ می‌سپارد،‌ در فرایند نقد می‌تواند مقید به عوامل بیرونی و هم‌ درونـی، هـمچون یـک ناظر، بر آفریده خویش بنگرد و آن را مورد ارزیابی قـرار دهـد. آفرینش اثر، اگر‌ بیشتر‌ جنبه‌ای‌ عاطفی و ناخودآگاه دارد، نقد اثر، بیشتر به عقلانیت و خودآگاهی‌ می‌گراید‌ و هر نقد، چنانچه روشمند و ژرف بـاشد، مـی‌تواند بـه فرایند ناخودآگاه آفرینش بعدی پیراستگی بیشتری‌ بخشد.این‌ مهم،‌ اما، زمـانی به تحقق خواهد پیوست که نقد، مبتنی بر نظریه‌ای منسجم‌ و فراگیر‌ باشد نظریه‌ای که بتواند مبتنی بر شـناخت کـودک، شـناخت ادبیات و شناخت فرایندهای آفرینش‌ و خواندن‌ اثر، با آفریننده آن به گفتگو بـنشیند و زوایـای این

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، ادبیات کودکان، صنایع ادبی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه گزینش ادبی، فرایند آموزش، تغییر نگرش، ناخودآگاه