منابع و ماخذ پایان نامه حکومت اسلامی، امام خمینی، پیامبر (ص)، تفسیر قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

اين را هم مى‏دانى كه چه بسا مردى با توشه و مركب و كرايه حلال از خانه خويش به قصد زيارت خانه خدا خارج شود و به راهزن گرفتار آيد آن گونه كه هزينه راه او را بربايند و چنان او را بزنند كه به هلاكت رسد؟ قتاده پاسخ داد: بخدا سوگند آرى. امام عليه السّلام فرمود: واى بر تو اى قتاده، اگر قرآن را از پيش خود تفسير كنى كه در اين صورت هم خود هلاك گشته‏اى و هم ديگران را به هلاكت كشانده‏اى، و اگر اين تفسير را از مردم گرفته‏اى باز هم خود به هلاكت رسيده‏اى‏ و ايشان را هم به هلاكت رسانده‏اى، واى بر تو اى قتاده، اين آيه در حق كسى است كه با توشه و مركب و كرايه حلال به قصد زيارت كعبه برون آيد و به حق ما آشنا باشد و در دل، عشق ما را داشته باشد چنان كه خداوند مى‏فرمايد: «… فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ … »218 و مقصود ابراهيم عليه السّلام زيارت كعبه نبود و گر نه مى‏گفت: «اليه». پس بخدا سوگند ماييم مقصود از دعاى ابراهيم عليه السّلام كه هر كه در دل هواى ما كند حج او پذيرفته است و الّا خير.
اى قتاده! هر كس چنين باشد در روز رستخيز از عذاب دوزخ ايمن باشد. قتاده گفت: از همين رو من هم آيه را اين چنين تفسير نمى‏كنم. امام عليه السّلام فرمود: واى بر تو اى قتاده، همانا قرآن را آن كسى فهمد كه به او خطاب شده.
در رابطه با موضوع فوق قریب به ده روایت در منابع مختلف وجود دارد219 گرچه روایت فوق به خاطر وجود « محمد بن سنان » ضعف سندی دارد220 اما با توجه به کثرت روایات فوق تردیدی در مورد صدور آنها از ناحیه معصوم (ع ) وجود ندارد اما استفاده اخباریان از روایات این قبیل بدین گونه است که می گویند : غیر معصوم حق مراجعه به قرآن و تفسیر آن را ندارد و اگر در مورد آیه ای از قرآن روایتی به دست ما نرسیده باید فقط به خواندن آن آیه اکتفا نموده و در مورد معنا و کاربرد آن توقف نماییم221 البته اخباریان معتقدند که همه احکام مورد نیاز بشر در قرآن و روایات وجود دارد و قرآن نیز نیاز به مفسر از ناحیه اهل بیت دارد لذا فقط روایات به عنوان مرجع و منبع عملی باقی می ماند و لذا نیازی به اجتهاد و مباحث علم اصول نمی باشد222 . اما در رابطه با روایات پیشین دو نکته قابل ذکر است :
اول : اینکه در باب تفسیر قرآن باید همیشه به داناترین فرد مراجعه کرد و البته این یک قاعده کلی است و در مورد همه علوم و مسائل جاری است و لذا با وجود ائمه در جامعه و در میان مردم ، جایی برای مراجعه به قتاده و امثال وی باقی نمی ماند .
دوم : اینکه روایاتی با موضوع مذکور بیشتر اشاره به جنبه باطنی قرآن دارد که انجصار فهم آن در اختیار اهل بیت عصمت و طهارت است و آنچه امام در تفسیر آیه 37 سوره ابراهیم خطاب به قتاده گفته همان مراتب باطنی فهم آیه است که برای قتاده قابل دسترسی و دست یابی نبوده ؛ البته دیگران نیز بسته به درک باطنی و معنویشان به مراتبی نازل از بطون قرآن دست می یابند زیرا روایات مخاطبان خاص در صورتی که دلالت بر اختصاص تفسیر به طور مطلق برای معصومین (ع) داشته باشد با روایات دیگر که ائمه پیروانشان را امر یا توصیه به تفسیر نموده اند متعارض است ؛ روایاتی مانند « يُعْرَفُ هَذَا وَ أَشْبَاهُهُ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏ »223 که امام در مورد جواب یک سؤال فقهی به قرآن رجوع داده اند ؛ همچنین « روایات عرضه »224 نیز با مطلب فوق تعارض دارد مهم تر از همه روایات اختصاص با ظاهر آیاتی که امر به تدبر و تعقل در آیات قرآنی می نماید یا آیاتی که مخالفان را به تحدی فرا می خواند ناسازگار است225 . احتمال دیگری که در زمینه روایات پیشین مطرح شده این است که تفسیر و فهم قرآن را در حوزه فقه و تعبدیات مختص معصومین بدانیم که دیگران از آن بی بهره اند226 . البته مهم ترین وجهی که برای روایات فوق بیان شده همان فهم باطنی و کامل قرآن است که مختص معصومین (ع ) می باشد . مرحوم آخوند خراسانی نیز تاکید می کند که کامل ترین مرحله فهم و تفسیر قرآن در اختیار پیامبر ( ص ) یعنی « من خوطب به » قرآن است ولی فهم ظاهری آن مخصوص پیامبر (ص) نبوده و برای دیگران هم امکان پذیر است227 ؛ قرآن پژوه بزرگ معاصر آیت الله معرفت نیز می نویسد : « به نظر می رسد اینکه به برخی از اخباریان نسبت داده شده که آنان معتقدند فهم قرآن توقیفی است و به معصومین ( ع ) اختصاص دارد ، ناظر به استفاده از قرآن قبل از فحص از آیات با روایات است و گرنه پس از جستجو از مطلق و مقید قرآن و … مراتبی از فهم آن برای دیگران هم امکان پذیر است »228 و امام خمینی (ره ) در ذیل روایت مذکور می نویسد : « قرآن مثل انسان مى‏ماند، كه يك موجودى است [كه‏] همه چيز دارد، منتها مثل يك انسان بالفعل مى‏ماند. قرآن يك سفره‏اى است كه خدا پهن كرده، براى همه بشر، يك سفره پهنى است، هر كه به اندازه اشتهايش از آن مى‏تواند استفاده كند، اگر مريض نباشد كه بى‏اشتها بشود.
امراض قلبيه، آدم را بى‏اشتها مى‏كند. اگر مريض نباشد و اشتهاى قلبى‏اش باشد، از قرآن استفاده مى‏كند. [قرآن‏] يك سفره پهنى است كه همه از آن استفاده مى‏كنند؛ مثل اينكه دنيا هم يك سفره پهنى است كه همه استفاده مى‏كنند؛ يكى علفش را از آن استفاده مى‏كند، يكى ميوه را از آن استفاده مى‏كند، يكى مسائل ديگر را استفاده مى‏كند. از همين دنيا، هر يك، يك طور استفاده دارد، انسان يك طور استفاده دارد، حيوان يك طور، انسان در مقام حيوانيّت، يك طور، [و] هر چه بالاتر برود از اين سفره پهن الهى كه عبارت از وجود است، [بيشتر] استفاده مى‏كند. قرآن هم اين طورى است، يك سفره پهنى است براى همه، هر كس به اندازه آن اشتهايى كه دارد و آن راهى كه پيدا بكند به قرآن، استفاده مى‏كند. استفاده اعلايش را آن مى‏برد كه برايش نازل شده: « إِنَّما يَعْرِفُ الْقُرْآن مَنْ خُوطِبَ بِه » آن استفاده اعلا مال اوست، لكن نبايد ما مأيوس بشويم. بايد ما هم از اين سفره بهره‏اى برداريم؛ و اولش اين است كه خيال نكنيم كه غير از اين مسائل طبيعى چيز ديگرى نيست در كار، و قرآن آمده است براى اينكه مسائل اجتماعى را بگويد و مسائل طبيعى را بگويد و براى زندگى آمده، زندگى دنيا. اين انكار همه نبوات است، قرآن آمده است كه انسان را انسان كند، و همه اينها وسيله است براى همان يك مطلب »229‏.
6. روایاتی با موضوع تمسک به اهل بیت و عترت پیامبر(ص) .
« حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ الْحَافِظُ الْبَغْدَادِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ ثَابِتِ بْنِ كِنَانَةَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ الْعَبَّاسِ أَبُو جَعْفَرٍ الْخُزَاعِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا حَسَنُ بْنُ الْحُسَيْنِ الْعُرَنِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ ثَابِتٍ عَنْ عَطَاءِ بْنِ السَّائِبِ عَنْ أَبِي يَحْيَى عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ صَعِدَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَ وَ اجْتَمَعَ النَّاسُ إِلَيْهِ فَقَالَ ص يَا مَعْشَرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَيَّ أَنِّي مَقْبُوضٌ وَ أَنَّ ابْنَ عَمِّي عَلِيّاً مَقْتُولٌ وَ أَنِّي أَيُّهَا النَّاسُ أُخْبِرُكُمْ خَبَراً إِنْ عَمِلْتُمْ بِهِ سَلِمْتُمْ وَ إِنْ تَرَكْتُمُوهُ هَلَكْتُمْ إِنَّ ابْنَ عَمِّي عَلِيّاً ع هُوَ أَخِي وَ هُوَ وَزِيرِي وَ هُوَ خَلِيفَتِي وَ هُوَ الْمُبَلِّغُ عَنِّي وَ هُوَ إِمَامُ الْمُتَّقِينَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ إِنِ اسْتَرْشَدْتُمُوهُ أَرْشَدَكُمْ وَ إِنْ تَبِعْتُمُوهُ نَجَوْتُمْ وَ إِنْ خَالَفْتُمُوهُ ضَلَلْتُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُ فَاللَّهَ أَطَعْتُمْ وَ إِنْ عَصَيْتُمُوهُ فَاللَّهَ عَصَيْتُمْ وَ إِنْ بَايَعْتُمُوهُ فَاللَّهَ بَايَعْتُمْ وَ إِنْ نَكَثْتُمْ بَيْعَتَهُ فَبَيْعَةَ اللَّهِ نَكَثْتُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَ عَلَيَّ الْقُرْآنَ وَ هُوَ الَّذِي مَنْ خَالَفَهُ ضَلَّ وَ مَنِ ابْتَغَى عِلْمَهُ عِنْدَ غَيْرِ عَلِيٍّ هَلَكَ أَيُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا قَوْلِي وَ اعْرِفُوا حَقَّ نَصِيحَتِي وَ لَا تَخْلُفُونِي فِي أَهْلِ بَيْتِي إِلَّا بِالَّذِي أُمِرْتُمْ بِهِ مِنْ حِفْظِهِمْ فَإِنَّهُمْ حَامَّتِي وَ قَرَابَتِي وَ إِخْوَتِي وَ أَوْلَادِي وَ إِنَّكُمْ مَجْمُوعُونَ وَ مُسَاءَلُونَ عَنِ الثَّقَلَيْنِ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا إِنَّهُمْ أَهْلُ بَيْتِي فَمَنْ آذَاهُمْ آذَانِي وَ مَنْ ظَلَمَهُمْ ظَلَمَنِي وَ مَنْ أَذَلَّهُمْ أَذَلَّنِي وَ مَنْ أَعَزَّهُمْ أَعَزَّنِي وَ مَنْ أَكْرَمَهُمْ أَكْرَمَنِي وَ مَنْ نَصَرَهُمْ نَصَرَنِي وَ مَنْ خَذَلَهُمْ خَذَلَنِي وَ مَنْ طَلَبَ الْهُدَى فِي غَيْرِهِمْ فَقَدْ كَذَّبَنِي أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ وَ انْظُرُوا مَا أَنْتُمْ قَائِلُونَ إِذَا لَقِيتُمُوهُ فَإِنِّي خَصْمٌ لِمَنْ آذَاهُمْ وَ مَنْ كُنْتُ خَصْمَهُ خَصَمْتُهُ أَقُولُ قَوْلِي هَذَا وَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِي وَ لَكُم‏ »230 .
ابن عباس گويد رسول خدا «ص» بالاى منبر رفت و خطبه خواند و مردم گرد او جمع شدند فرمود اى گروه مردم مؤمن براستى خدا بمن وحى كرده است كه من جان ميدهم و پسر عمم على كشته مى‏شود من بشما خبرى ميدهم كه اگر بدان عمل كنيد سالم مانيد و اگر آن را وانهيد هلاك شويد براستى پسر عمم على «ع» او برادر و وزير و خليفه من است و او از طرف من تبليغ كند و او است امام متقيان و پيشواى دست و روسفيدان اگر از او طلب ارشاد كنيد شما را ارشاد كند و اگر پيرو او شويد شما را نجات دهد و اگر مخالفت او كنيد گمراه شويد و اگر اطاعت او كنيد خدا را اطاعت كرديد و اگر نافرمانى او كنيد خدا را نافرمانى كرديد و اگر با او بيعت كنيد با خدا بيعت كرديد و اگر بيعت او بشكنيد بيعت خدا را شكستيد براستى خداى عز و جل فرو فرستاده قرآن را بر من و آنست كه هر كه مخالفتش كند گمراه است و هر كه علم خود از نزد جز على جويد هلاك است اى مردم گفتار مرا بشنويد و حق اندرز مرا بشناسيد و پس از من با خاندانم جز آنكه دستور حفظ آنها را دادم عمل كنيد زيرا آنها حوزه من و خويشان و برادران و فرزندان منند و شما فراهم گرديد و از ثقلين بازپرسى شويد بنگريد چگونه در باره آنها پس از من بوده باشيد براستى آنها خاندان منند و هر كه آزارشان كند مرا آزرده و هر كه ستمشان كند مرا ستم كرده و هر كه خوارشان كند مرا خوار كرده و هر كه عزيزشان دارد مرا عزيز داشته و هر كه گراميشان دارد مرا گرامى داشته و هر كه ياريشان كند مرا يارى كرده و هر كه دست از آنها بردارد دست از من برداشته و هر كه از غير آنها هدايت جويد مرا تكذيب كرده اى مردم از خدا بپرهيزيد و بنگريد چه خواهيد گفت گاهى كك او را ملاقات كنيد من خصم هر كسم كه آزارشان كند و هر كه من خصمش باشم مغلوبش سازم اين گفتار خود را ميگويم و از خدا براى خود و شما آمرزش جويم.
این روایت که محتوای آن شباهت کاملی به حدیث ثقلین دارد بیانگر جایگاه ائمه (ع) بعد از پیامبر می باشد که آنان جانشین بلافصل پیامبر (ص ) بوده و بر همه مسلمانان واجب است که در همه امور به آنان مراجعه کنند و این مطلب از آیات قرآن231 و روایات پیامبر (ص)232قابل اثبات است و امام خمینی نیز در این رابطه می نویسد : « در سلوك اين طريق روحانى و عروج اين معراج عرفانى تمسّك به مقام روحانيت هاديان طرق معرفت و انوار راه هدايت، كه واصلان الى اللَّه و عاكفان على اللَّه‏اند، حتم و لازم است؛ و اگر كسى با قدم انانيّت خود بى‏تمسّك به ولايت آنان بخواهد اين راه را طى كند، سلوك او الى الشّيطان و الهاوية است »233 و جای بسی تاسف است که عده ای از صحابه در صدر اسلام مسیر تاریخ را عوض نموده و حکومت اسلامی از مسیر اصلی اش منحرف شد نکته جالب دیگری که امام ( ره ) از روایاتی با موضوع مذکور برداشت نموده اند استمرار حکومت اسلامی در همه زمانها توسط علمای اسلامی است مطلبی که بسیاری از فقها ی پیشین از آن غفلت داشته یا حتی با آن مخالف بودند امام در این رابطه می نویسد : « … علماى اسلامى از طرف

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه رسول خدا (ص)، مصالح مرسله، پیامبر (ص)، امام خمینی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه پیامبر (ص)، تفسیر قرآن، علامه طباطبائی، آیات الاحکام