منابع و ماخذ پایان نامه حقوق بشر، حقوق بشردوستانه، حل و فصل اختلافات

دانلود پایان نامه ارشد

د بحث قرارگرفته است .ازنظرحقوق اساسي مفهوم استقلال قضايي درتئوري تفکيک قوانهفته است .هنگامي که انسانها اراده کردند وضعيت يکجانشيني را برگزينند دريافتند که ناگزير بايد پاره اي از آزادي هاي خود را به نفع حفظ نظم اجتماعي محدود نمايند، از اين رو درصدد برآمدند تا زمام امور را به دست قدرتي برتر از نيروي افراد جامعه بسپارند.
انسانها اين امر مهم را که حافظ نظم و امنيت اجتماعي است در طول زمان به شيوه هاي مختلف به افراد تفويض نمودند. در ابتدا اين قدرت را به بزرگ قبيله يا همان ريش سفيد قوم اعطا نمودند اما با رشد جمعيت و شکل‌گيري شهرها به تدريج پادشاهان تصدي اين امر مهم را بر عهده گرفتند و پس از افول قدرت آنان زمين داران وارد اين عرصه شدند. با رشد اجتماعي و فرهنگي بشر و توسعه علوم روشن شد که اين قدرت بايستي به شخصيتي اعطا گردد که مظهر اراده انسان ها است؛ از اين رو دولت هاي کنوني به وجود آمدند اما نمي شد همه قدرت جامعه را به يک شخصيت يعني دولت به معناي اخص آن اعطا کرد چرا که خدشه به آزادي و عدالت را در پي داشت و به همين دليل است که در طول تاريخ نظاره گر انقلاب هاي متعدد هستيم.
از اين رو انديشمندان جامعه دريافتند که اگر يک قدرت قانون وضع کند و خودش آن را اجرا نمايد و سپس به حل و فصل اختلافات بپردازد، “تجلي اراده عموم در اين شخص” گزافه اي بيش نيست. در نتيجه تمرکز قدرت،‌علت مبارزات آزادي خواهانه شد و نظريه “تفکيک قوا31” پيشنهاد گرديد. بدين ترتيب حاکميت به سه شعبه مجزاي اجرايي، قانونگذاري و قضايي تقسيم گرديد. اما براي اينکه اين تفکيک کارآمد باشد نيازمند استقلال قوا يا مداخله نکردن در امور يکديگر به ويژه در امور دستگاه دادگستري و توازن قوا يا روابط قاعده‌مند و نظارت بر يکديگر است.
بنابراين براي رعايت نظم و اجراي عدالت بايستي قايل به استقلال دستگاه قضايي بود.32 در عالم نظر، مفهوم تفکيک قوا و استقلال آنها را ارمغاني از فلاسفه قرن هجدهم اروپا مي دانند.33 اما پيش از اين، ارسطو در بخش يازدهم کتاب چهارم سياست خود تفکيک قوا و حکومت داراي سه قوه مستقل را به رسميت شناخته است.34
در اين ميان برخي نيز طرفدار نظريه حکومت با دو قوه (مقننه و مجريه) مستقل و برخي به طور کلي طرفدار تداخل قوا بودند.35
اما هشدارهاي منتسکيو سبب شد که تفکيک قواي سه گانه مقبول افتد. او تداخل قوا را سبب سلب آزادي و وضع و اجراي نامناسب قوانين مي دانست و بر اين نظر بود که اگر فرد يا هيأتي قانون بگذراند و هم آن را اجرا کند و سپس به حل و فصل خصومت بپردازد و جنايات را کيفر دهد همه چيز از بين مي رود.36 به همين منظورانديشه تفکيک قواواستقلال قوه قضاييه ازدوقوه مجريه ومقننه جزئي ازاصول مسلم وبديهي حقوق اساسي قرارگرفت.درحوزه حقوق بين الملل نيز استقلال قضايي دراسنادمختلف بين المللي موردتوجه عميق قرارگرفته است.برآينداسنادحقوقي مذکورآن است که آراي صادره ازدادگاه هاي غيرمستقل وبدون سازوکارهاي استقلال وبي طرفي فاقدارزش حقوقي است که دراينجا به ذکرپاره اي ازاين موارد مي پردازيم:
1-به موجب ماده?? ميثاق بين المللي حقوق مدني وسياسي همه افراد دربرابردادگاه هامساوي هستند وهمه انسان ها استحقاق برخورداري ازيک دادرسي مستقل وعادلانه وبي طرف رادارند.دراين ماده قانوني به استقلال دادگاه هاودادرسي مستقل تصريح شده است وبه نظر مي رسدکه اين استقلال شامل همه تشکيلات قضايي وازجمله دادسراها باشد.
2- براساس مواد ?? و ?? كنوانسيون سوم ژنو، ناظر بر اسراي جنگي، آيين دادرسي قضايي بايد منظم باشد. يعني حداقل تضمينات ذيل را داشته باشد: متهم بايد بدون تاخير از ويژگي هاي جرمي كه متهم به ارتكاب آن است آگاه شود، عمل بايد در زماني كه انجام شده جرم بوده باشد، اصل برائت بايد لحاظ شود، هيچ فشاري نبايد به اسير جنگي براي اقرار وارد بشود، راي بايد در حضور متهم و اصولاً به طور علني اعلام شود و اسير نبايد بيش از يك بار براي يك عمل يا براي يك اتهام اگر مبتني بر يك قانون و يك آئين دادرسي باشد مجازات شود. همچنين بر مبناي ماده ??? كنوانسيون سوم، حق دفاع، شناخته و تضمين شده است و در نتيجه اسير جنگي حق دارد از كمك يكي از اسيران همراه خود برخوردار شود، يك وكيل صالح به انتخاب خودش از او دفاع كند، شهود را احضار كند و اگر لازم مي داند از خدمات يك مترجم شايسته استفاده كند. اسير جنگي همانند اعضاي نيروهاي مسلح دولت بازداشت كننده حق دارد به منظور ابطال يا بازبيني حكم صادره براي خود تجديدنظرخواهي كند. هرگونه حكم و مجازات بايد فوراً به دولت حامي گزارش شود. (ماده ??? و ??? كنوانسيون سوم ژنو)
3- به موجب مواد ?? الي ?? كنوانسيون چهارم ژنو، تضمينات اساسي براي حفظ حقوق ساكنان مناطق اشغالي و محدوديت هاي عيني براي قدرت اشغالگر در تعقيب و محاكمه و مجازات متهمان پيش بيني شده است كه از جمله: الف – قوانين جزايي اراضي اشغال شده به قوت خود باقي است و هرگونه اقدام قدرت اشغالگر با قيد ضرورت تامين اجراي موثر عدالت بايد باشد. (ماده ??) ب – قوانين وضع شده توسط قدرت اشغالگر عطف به ماسبق نمي شود و بايد به زبان اهل محل آگهي و ابلاغ شود. (ماده ??) پ- دادگاه هاي نظامي كشور اشغالگر بايد غيرسياسي و منظم و در محل كشور اشغال شده باشد. (ماده ??) ت – اصول كلي حقوق خصوصاً از حيث تناسب مجازات به موقع اجرا گذاشته مي شوند. (ماده ??) ث – مقررات جزايي دولت اشغالگر نمي تواند مشتمل بر مجازات اعدام باشد. مگر در موارد جاسوسي و عمليات مهم خرابكاري و تخلفات مهم منجر به مرگ افراد مشروط به اينكه قوانين حاكم بر كشور اشغال شده آن جرايم را مستوجب اعدام دانسته باشد. (ماده ??) ج- لزوم دادرسي منظم، ابلاغ محل و جلسه دادرسي، اطلاع به دولت حامي و برخورداري از حق دفاع و وكيل مدافع صلاحيت دار به انتخاب متهم و حق استيناف و شركت نمايندگان دولت حامي در جلسات دادرسي از ديگر تضمين ها براي لزوم دادرسي عادلانه و استقلال دادگاه در رسيدگي به جرايم است. (مواد ?? ، ?? و ??) به موجب ماده ?? پروتكل الحاقي شماره ? و ماده ? پروتكل الحاقي شماره ? به كنوانسيون هاي ژنو نيز، تضمينات اساسي قضايي و لزوم دادرسي عادلانه و آيين دادرسي كه متضمن اطلاع از جزئيات اتهام و حق دفاع و وسايل دفاع قبل و در خلال محاكمه باشد، ضروري است. در اين مواد قانوني، ضمانت هاي اساسي مفصلي براي كنترل دادگاه و مهار قدرت دولت اشغالگر در قبال حقوق اساسي بشر پيش بيني شده است.
4- همچنين به موجب ماده ??? اساسنامه دادگاه بين المللي كيفري ، محاكمه جنايتكاران جنگي و جرايم موضوعه اين اساسنامه در كشورهاي متبوع متهمان در صورتي قانوني است كه براساس اصول دادرسي منصفانه و توسط دادگاه مستقل و بي طرفي باشد. بنابراين چنانچه ناقضان حقوق بشردوستانه در كشور متبوع خود در دادگاه غيرمستقل تحت تعقيب قرار گيرند احكام صادره درباره آنها ارزش حقوقي نداشته و ديوان بين المللي کيفري خود راساً رسيدگي خواهد كرد.37
به طور کلي استقلال قضات در دوره هاي مختلف داراي معاني مختلفي بوده است، چرا که معيارهاي موجود جامعه و اوضاع سياسي و اجتماعي در زمانهاي گوناگون تغيير مي کند لذا بايستي مفهوم آن را در همان دوره يافت. در هر حال امروزه اصل استقلال و بي طرفي دادگاه قوياً در همه نظامهاي حقوقي جا افتاده و بدون ترديد يک اصل عمومي حقوق است. اين اصل موجد يکي از بنيادي ترين اصول حقوق بشر است.

گفتار دوم: موقعيت دارفور
سودان به عنوان بزرگترين کشور قاره آفريقا داراي موقعيت مهم ژئوپليتيکي در قاره سياه است. وسعت گسترده اين کشور با منابع طبيعي مانند نفت، طلا و منابع معدني مختلف، تنوع زيادي به اين کشور بخشيده است. عبور رود نيل با انشعابات آن کشور از نظر هيدرولوژي اهميت خاصي به آن داده است. همچنين وجود خاک حاصلخيز در طول رود نيل يک منطقه مهم براي توسعه کشاورزي است، بنابراين از اين کشور به عنوان “سبد غلات” قاره نام مي برند.
اين کشور هم چنين از لحاظ سياسي و فرهنگي در سطح منطقه و جهان اسلام از جايگاه مهمي برخوردار است.38
از نظر اقتصادي روزانه 250 هزار بشکه نفت در اين سرزمين استخراج مي شود و درآمد سالانه حدود 2 ميليارد دلار عايد اين کشور مي گردد همچنين از لحاظ سياسي، فرهنگي در سطح منطقه و جهان اسلام از جايگاه مهمي برخوردار است لذا همواره مورد طمع استعمارگران و يکي از نقاط مهم منازعات قدرتهاي بزرگ بين‌المللي بوده است.
نگاهي به تحولات در سطح منطقه و اين کشور نشان مي دهد که بسياري از بحران ها و منازعات داخلي و منطقه‌اي، به ويژه منازعات کشورهاي منطقه با سودان در چهارچوب منافع و اميال کشورهاي فرامنطقه اي و استعماري بوده که منازعات و بحران جنوب سودان با حکومت مرکزي در سال هاي گذشته و بحران سال‌هاي اخير دارفور در ابعاد مختلف در چهارچوب مذکور قابل بررسي است.
لذا سودان از زمان استقلال در سال 1956 به جز يک دوره 11 ساله بين سال هاي 1983-1972 همواره درگير جنگ و بحران هاي داخلي بوده است که طولاني ترين آن در قاره سياه، جنگ با شورشيان جنوب کشور بوده که 21 سال طول کشيد.39
نام دارفور از قبيله فور گرفته شده که شامل دهقانان سياه پوست منطقه کوهستاني جبل مرا در مرکز کشور است اين گروه در سال 1916 به سودان پيوست و تا ساليان دراز حکومت دارفور پادشاهي مستقلي را در حيطه خود داشت. دارفور تا قبل از سال 1989 يک استان بوده است ولي از آن سال تاکنون به سه ايالت تقسيم شده است. دارفور شمالي که مرکز آن شهر فاشر است و دارفور جنوبي که مرکز آن نيالا و دارفور غربي مرکز آن شهر جنين مي باشد که استانداران هر يک از اين ايالات توسط حکومت مرکزي خارطوم تعيين مي گردد.40
مورخين دارفور را به عنوان سودان کوچک تعريف مي نمايند. چرا که در اين استان قبائل و گروه هاي مختلف و متعدد و متنوعي چون فلاتر، زغاوه، مساليت، زيود، رزيقات، هبانه، برتي فلاته، فور و دهها قبائل و گروه در اين ايالت وجود دارد که با هم زندگي مي نمايند به طوري که هر قبيله اي براي خود خانه خاص دارد و به همين علت به اين بخش از منطقه جغرافيايي، به صورت مجازي دارفور گفته مي شود.41
غرب سودان به صورت عام و دارفور به صورت خاصي در صد سال گذشته و قبل از زمان مهديه از حکومت مرکزي سودان تبعيت نکرده و همواره در برابر قدرت هاي بزرگ مرکزي چه داخلي و چه خارجي مقاومت نموده و از موجوديت و کيان استقلال طلبانه خود دفاع کرده و اين منطقه تنها در سال 1875 تحت حاکميت مشترک مصر- عثماني در آمد و در سال 1882 به دنبال انقلاب و حرکت مهديه، دارفوري ها به لحاظ پاي‌بندي به اسلام اولين کساني بودند که دعوت رهبر اين جنبش را پاسخ دادند و از يوغ حکومت مصري ها و عثماني‌ها رهايي يافته اند.
به همين علت دارفور به صورت سنتي و از نظر اعتقادي يکي از مراکز سياسي مهديه به حساب مي آيد، در همين رابطه اهالي دارفور انصار به حساب مي آيند. حتي بعضي از قبايل دارفور وابسته به طريقه تيجانيه يکي از طرق مهم صوفيه در سودان در قاره آفريقا محسوب مي گردند و از طرفداران جدي حزب امت که در گذشته رهبري آن با صادق المهدي بوده است، مي باشند.
لذا دارفور از زمان استقلال تاکنون تقريباً مرکز حاکميت سياسي حزب است و در قلمرو آن بوده است تا جايي که در انتخابات سال 1985 از چهل حوزه انتخاباتي دارفور، آراي 39 حوزه اين منطقه جغرافيايي را حزب امت به خود اختصاص داد.42
بعد از سقوط نميري و بعد از حکومت انتقالي حضور دارفوري ها در دولت و شوراي رهبري، در مجلس مؤسسان و در مراکز حساس فرماندهي سياسي، نظامي، کشوري و لشکري چشمگير بوده و اين خود نمايانگر بالا بودن توان و ظرفيت شخصت هاي مهم اين منطقه است که در کنترل و مهار کردن بحران هاي اين منطقه بي‌تأثير نبوده است.
اگر چه امروزه حزب امت از صحنه سياسي سودان به دور است و دولت صادق المهدي با کودتاي نظامي سرهنگ عمر البشير حاکم فعلي سودان سرنگون گرديد.
البته حضور و نفوذ سياسي و تاريخي حزب امت در دارفور به معناي ناديده گرفتن حضور ساير گروه ها تشکل‌هاي

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه حقوق بشر، مخاصمات مسلحانه، سازمان ملل Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سازمان ملل، حقوق بشر، حل و فصل اختلافات