منابع و ماخذ پایان نامه حضرت آدم (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

مي‌شود، اين است که همان طور که ما در ديدني‌هاي ظاهري، براي جلوگيري از خطر بايد در لغزشگاه‌ها دقّت کنيم، پيش پايمان را خوب نگاه کنيم و حواس‌مان را جمع کنيم که در چاله نيفتيم، در امور معنوي و اجتماعي هم بايد بينش دقيقي داشته باشيم. ترجمه فارسي بصيرت، همان “بينش” است؛ يعني به مسائل سطحي نگاه نکنيم. خوب دقيق شويم. اشخاص را، گروه‌ها را، شرايط اجتماعي داخل و خارج را، درست بشناسيم و درک کنيم تا در دام نيفتيم و بعد از کسب شناخت و آگاهي لازم مواظب باشيم که هواي نفس ما را فريب ندهد و موجب کوردلي‌مان نشود. در حقيقت قوام بصيرت، اولاً به شناخت شرايط رفتار است؛ يعني بفهميم در چه شرايطي مشغول به انجام کاري هستيم؟ در اين کار با چه کساني مواجه هستيم؟ ما در چه شرايط زماني و مکاني قرار گرفته‌ايم؟ و ثانياً مواظب باشيم که حبّ و بغض‌ها و هوس‌ها و تعلّقات، باعث نشود به دام شيطان بيفتيم.228

فصل سوّم

اقسام دشمن از ديدگاه قرآن کريم

در فصل پيش به بررسي نگرشي در آيات قرآن کريم در زمينهي شناخت دشمنان و بررسي واژگان کليدي در اينباره پرداختيم، در اين فصل به بررسي اقسام دشمن از ديدگاه قرآن کريم پرداخته و در يک تقسيم بندي کلي به سه گروه کلّي تقسيم نموده و مورد بررسي قرار ميدهيم.

فصل سوّم:
3-1) اقسام دشمن از ديدگاه قرآن کريم
با توجه به تعريفي که از دشمن در فصل اول بيان شد، همچنين برطبق آيات قرآن کريم که شش گروه از دشمنان را نام برده است: “شيطان و همراهان او”، “نفس امّاره”، “برخي از همسران و فرزندان”، “کفار ومشرکان”، “برخي از اهل کتاب خصوصاً يهوديان” و “منافقين”، ميتوان اين شش دشمن را، در يک تقسيم بندي کلّي به سه گروه تقسيم نموده و مورد بررسي قرار داد، البته دشمنان ديگري نيز مانند مرجفان، مجرمان، مسلمانان متجاوز، محاربان، فسادگران و… هستند که در اين تحقيق به دليل اجتناب از تطويل بحث، به بررسي آنها نميپردازيم:
1)دشمن ايماني?دروني يا پنهان?
2)دشمن خارجي
3) دشمن داخلي.
هرگاه انسان دشمن خود را رو در روى خود ببيند، طبعاً از خود دفاع مى‏كند و مواظب است تا كمترين ضربه را از ناحيه دشمن پذيرا گردد اما دشمن پنهان، بدترينِ دشمنان است، زيرا كه انسان از آن غافل مى‏شود و از نقشه‏هاى او كمتر آگاه مى‏گردد.
از سويي ديگر دشمن پنهان، غالباً ايمان انسان را هدف ميگيرد لذا ضربات مهلك‏ترى را به ما وارد مى‏كند، بنابراين برماست ابتدا دشمن پنهان را شناخته و از نقشه‏هاى او آگاهى پيدا كنيم و پس از سركوبى او و با عزمى استوار بر دشمن بيرون بتازيم.

بخش اول:
3-1-1) دشمن ايماني?دروني يا پنهان?:
مهّمترين دشمنان ايماني انسان؛ شيطان و نفس امّاره انسان و برخي از همسران و فرزندان انسان ميباشد كه به بررسى هر كدام در آيات قرآن كريم مى‏پردازيم:

3-1-1-1) شيطان و همراهان او:
شيطان:
قرآن کريم با طرح بيش از صد بار از دو واژه “ابليس وشيطان ” اهتمام خود به معرفي شيطان و شيوهها و شگردهاي او و راه مقابله را نمايان ساخت؛ کلمه شيطان و مشتقاتش 88 بار در قرآن آمده است.229 اين كلمه به صورت مفرد هفتاد بار و به صورت جمع (شياطين) هيجده بار در قرآن مجيد آمده است.230و کلمه ابليس 11 بار در قرآن آمده است231 که 9 بار آن ضمن داستان آفرينش آدم و فرمان سجده بر وي آمده.(بقره/2 و34- اعراف/7 و11- حجر/15و31 و32- اسراء/17و61- کهف/18و50- طه/20 و116-ص/38و74 و 75) در دو مورد ديگر نيز واژه ابليس آمده است: يکي در آيه 20 از سوره سبأ و ديگري در آيهي 95 از سورهي شعراء.
از ديدگاه قرآن، شيطان با خدا، پيامبران الهي، ملائکه و مؤمنان، دشمن است و سعي ميکند روند سعادت و رحمت و برکت را در جهان متوقف سازد و انسان را از مدار اخلاق، عدالت و عبادت الهي بيرون کند و او را به فساد و ظلم و بندگي خويش وادارد.
سخن برخي از آيات در اين باب نشان دهندهي اين نکته ظريف است که شيطان دشمن انسانيّت است و در واقع همهي کوشش او براي آن است که انسانيّت را از انسان بگيرد و يا او را در مسير انسانيّت متوقف سازد عداوت شيطان با آدم به اين دليل نيست که شيطان با شخص او دشمن است بلکه از آن اوست که حضرت آدم (ع) الگوي انسانيّت است بر اين اساس دشمني شيطان با انسان امري جدّي است و خدا به دشمني با او و ترک دوستيش امر کرده و با تحذير از عبادت او دوستي با وي را خسران دانسته است.

3-1-1-1) معناي لغوي و اصطلاحي شيطان و ابليس:
معناي لغوي شيطان:
شيطان‏: دور شده. متمرد232. مي توان آنرا شيطان معروف و به معنى هر متمرّد و طاغى گرفته‏ اعمّ از آنكه از جنّ باشد يا انس يا جنبندگان.233
به عقيده راغب و ابن اثير و ديگران نون شيطان اصل كلمه است و آن از شطن يشطن ميباشد شطن، به معنى دور شدن است “شطن عنه: بعد”234 على هذا شيطان به معنى دور شده از خير است.235
راغب در ذيل واژهي “شطن” مينويسد‏: درالشَّيْطَان، حرف (ن) اصلى است و از” شَطَنَ‏” يعنى دور شدن است.
الشَّيْطَان‏: دور شده از رحمت حقّ؛ و از اين معنى است عبارت: بئرٌ شَطُون‏: چاه ژرفناك و بسيار عميق.
شَطَنَتِ‏ الدّارُ: خانه دور شد؛ غُرْبَةٌ شَطُون‏: غربتى بس دور.
و نيز گفته‏اند حرف (ن) در شيطان زيادى است و ريشه آن”شاط يشيط” يعنى از خشم سوخت، گرفته شده، پس شيطان، مخلوطى است از آتش.236
طبرسي در موردِ شيطان ميگويد: شيطان در لغت، هر نافرمان و سر كشى است اعمّ از انسان و جن و حيوان و لذا در قرآن “شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ” آمده است و وزن آن فيعال است از “شطن” به معناى دور شده برخى آن را (فعلان) از فعل “شاط” به معناى باطل شد دانسته‏اند ولى صحيح همان قول اولى است زيرا شاطن به معناى متمرد و نافرمان در كلمات عرب ديده ميشود.237
معناي اصطلاحي شيطان:
هر قدرتي نابکار و بسيار بدکردار و هر موجود سرکش و گستاخي، انس يا جن را شيطان گويند.238 بنابراين الشاطن به معناي مردي خبيث، پليد و دور از حق و مخالفت کننده ميباشد.
شيطان از لغتِ شطن است. معناى كلمه شطن: هر موجودى است كه متمرد و سركش باشد، چه انسان باشد، يا جن يا جنبندگان ديگر لذا در قرآن مجيد راجع به اين موضوع ميفرمايد: (شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ) كلمه: شياطين كه در اين آيه شريفه است جمع كلمهي شيطان ميباشد.239
بنابراين شيطان به معناي موجود شرور و زيانبخش و مفسد است ولي بديهي است منظور اين نيست که شيطان در همه جا يک معنا دارد بلکه معناي وسيعي ميتوان از او انتزاع کرد که يکي از مصداقهاي روشن آن ابليس و لشکريان و اعوان و انصار اوست و مصداق ديگر آن انسانهاي مفسد و منحرف کننده و احياناً در پارهاي از موارد به معناي ميکروبهاي مؤذي هم آمده است.240
اما مراد ما در اين تحقيق از واژهي شيطان همان ابليس رانده شده از درگاه خدا ميباشد لذا در طول اين تحقيق هرجا اين واژه مورد استفاده قرار گرفت، منظور همان موجودى شرور و گمراه كننده است كه با نفوذ به درون انسان به وسوسه و اغواگرى مى‏پردازد. همان همراهى شوم و همدمى ناميمون كه انسان را به كارهاى زشت تشويق و بدى‏هاى او را نيز زيبا جلوه مى‏دهد تا به توبه موفّق نگردد، قرآن كريم نيز تصريح مى‏كند كه شيطان دشمن آشکار شماست:” إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبِيناً”241: هميشه شيطان دشمن آشكارى براى انسان بوده است.
لذا تعريف اصطلاحي ما از شيطان عبارت است از: موجود سرکش و مغروري که به خاطر تمرّد از دستور خدا مبني بر سجده بر حضرت آدم (ع) از درگاه خداوند رانده شد و از آنرو تمام قدرت خود را براي گمراهي انسان بسيج نمود اما به تعبير قرآن، کيد وقدرت او در مقابل قدرت خدا ضعيف و ناچيز است: ” إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً”242: همانا نقشه شيطان، (همانند قدرتش) ضعيف است.

معناي لغوي ابليس:
در مورد عربي يا عجمي بودن واژه ابليس، نظرات مختلفي وجود دارد، در مجمع البيان آمده: ابليس نام غيرعربى است243 و افرادي چون راغب و قرشي گفته‏اند.244 كه عربى است و از ابلاس مشتقّ است.
قاموس آن را عربى و از ابلاس گرفته است و در قاموس عجمى بودن آن را نيز متحمل دانسته است.245
ابليس از واژهي”بلس” است و ابلاس به معنى يأس است “وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ”246: روزى كه قيامت برپا شود گناه كاران مأيوس شوند. و گفته‏اند: به معنى حيرت به هنگام تمام بودن حجّت طرف است. على هذا معنى آيه اين است كه: گناهكاران متحيّر ميشوند. در قاموس هست: “ابلس: يئس و تحيّر”247.
راغب گويد: ابلاس اندوهى است كه از شدّت سختى ناشى شود و چون شخص اندوهگين، بيشتر اوقات ساكت ميشود و چاره را از ياد ميبرد، گويند: ابلس فلان يعنى ساكت شد و حجّتش قطع گرديد. الإبلاس‏: اندوه و غمى كه در اثر شدّت و سختى به انسان روى مى‏آورد، فعلش”أَبْلَسَ‏” است كه واژه “إبليس” از آن مشتق شده است، خداى عزّ و جلّ فرمايد: “وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ‏ الْمُجْرِمُونَ‏”248 : در قيام قيامت و دنياى باز پسين، مجرمين و بزهكاران به سختى اندوهگين و مأيوسند و آيات “أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ‏ مُبْلِسُونَ‏”249 و آيهي”وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ مِنْ قَبْلِهِ‏ لَمُبْلِسِينَ‏”250 مبلسون در اين آيات به معنى نااميد است، چون كسى كه غم زده و گرفتار است بيشتر سكوت دارد تا آنجا كه قصد و هدف خود را نيز فراموش مى‏نمايد و مأيوس مى‏شود لذا؛ مى‏گويند: أَبْلَسَ‏ فلان: او ديگر ساكت است و بيان و حجتّش منقطع شده.251
صاحب کتاب التحقيق در ذيل واژه “ابليس”مينويسد:”أبلس من رحمة اللّه: يئس، و منه سمّى إبليس، و كان اسمه عزازيل: ابليس يعني نا اميد از رحمتِ خدا و وجه تسميه ابليس همين است و قبلاً اسم ابليس بوده عزازيل”.252

معناي اصطلاحي ابليس:
مراد از اين كلمه در قرآن مجيد، موجودى است زنده، با شعور، مكلّف، نامرئى، فريبكار و … كه از امر خداوند سر پيچيد و به حضرت آدم(ع) سجده نكرد، در نتيجه رانده شد و مستحق عذاب و لعن گرديد. او در قرآن اكثراً به نام شيطان خوانده شده و فقط در يازده محلّ ابليس به كار رفته است253.
سؤالي که اينجا مطرح ميشود اين است که با توجه به معناي لغوي آن که در قسمت قبل مطرح شد، آيا اين كلمه علم شخص است و نام مخصوص اوست و يا صفت است و بهواسطه يأس از رحمت خدا، به او ابليس گفته شده؟ درجواب چنين ميتوان گفت: اگر چنان كه نقل شده، ثابت شود كه اسم اصلى او عزازيل و كلمه ابليس عربى است صفت بودن آن بهتر به نظر ميرسد چرا که در صافى از حضرت رضا (عليه السّلام) نقل شده: نام او حارث بوده. ابليس ناميده شد زيرا كه از رحمت خدا مأيوس گرديد254.

3-1-1-2) فرق بين شيطان و ابليس:
به نظر صاحب قاموس: شيطان وصف است نه اسم خاص آن روح شرير و به مناسبت دورى از خير و از رحمت حق تعالى وصف شيطان بر او اطلاق شده است و توصيف آن با رجيم (مطرود) شاهد اين مطلب است ولي ابليس اسم خاص براي آن موجود رانده شده است.255
در حديثي از پيامبر(ص)، اين تفاوت به خوبي تبيين شده است: پيامبر اعظم اسلام (صلى اللّه عليه و آله) به أبوذر مي فرمايد: آيا از شرّ شياطين جنّ و انس به خدا پناه مي برى؟ أبوذر گفت: يا رسول اللّه! مگر بشر نيز شياطين دارد؟ پيامبر(ص)فرمود: كلمه شيطان اسم جنس و كلمه ابليس، اسم علم ميباشد، بنابراين كلمهي ابليس جز بر آن موجودى كه حضرت آدم و حواء را دچار لغزش نمود گفته نميشود. ولى كلمه شيطان به هر موجودى كه مثلاً نظير ميكروب مؤذى باشد و به ابليس و حتى به انسان هم گفته ميشود.256 ‏
از مجموع معنايي منقول از قول ارباب لغت و نيز موارد استعمال کلمهي شيطان در قرآن و روايات به اين نتيجه ميرسيم که شيطان مرداف با ابليس نيست بلکه مقصود از شيطان هر موجود فتنه انگيز، موذي و مضر و…مي باشد و ابليس تنها يکي از مصاديق شيطان است.

3-1-1-3) نام و القاب ابليس:
1) شيطان: ابليس در بيشتر موارد در قرآن با نام شيطان به کار رفته است .
2) خناس: به معني پنهان شده و باز پس رفته مي باشد. با تحليل مفهومي از واژه ابليس و خناس در خواهيم يافت که اين دشمن حالت تهاجمي دارد

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه رسول خدا (ص)، ظاهر و باطن Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه حضرت آدم (ع)