منابع و ماخذ پایان نامه حضرت آدم (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

و فاصله گرفتن او مبني بر واکنش آدمي است که با ياد خدا صورت ميپذيرد. ابليس دشمن قسم خورده و ديرينه انسان است که با اهداف خاصي به ميدان ميآيد و مبارزهاش حساب شده است، او از کمين گاههايي که انسان در آنها به دام ميافتد آگاه است و به هيچ چيز جز به اسارت در آوردن آدمي قانع نيست. او در پي اغواي همه آدميان جز مخلصان است.
3) حارث: برابر برخي روايات نام اصلي ابليس، حارث (حرث) بوده است که بر اثر عبادت طولاني، او را عزازيل يعني عزيز خدا خطاب ميکردند. وي پس از عجب، ابليس ناميده شد و پس از سرباز زدن از سجده و رانده شدن از درگاه الهي، شيطان نام گرفت.257
نامهاي ديگر او، “ضريس، سرحوب، المتکون، المتکوز”258 و کنيه و القابش، ابومره (ابوقره)ابوکردوس، ابو لبيني(نام دختر وي)259 نائل، ابوالحسبان، ابو خلاف، ابودجانه است.260

3-1-1-4) دامها و برنامههاي شيطان: (اهداف و شيوههاي مبارزه و دشمني شيطان):
3-1-1-4-1) شيوه دشمني شيطان :
يکي از شيوههاي کهنهي ابليس در گمراه کردن انسانها، شيوه گام به گام است: از آيههاي متعدد قرآن استفاده ميشود که شيطان به يکباره انسان را به گناهان خطرناک و بزرگ دعوت نميکند بلکه گام به گام پيش ميرود از نقطهي کوچک بر نافرمانيهايي که به نظر انسان چندان اهميت ندارد شروع ميکند. با عدم قناعت به اين مقدار، آرام آرام انسان را به معاصي بزرگتر ميکشاند. به گونهاي که انسان هيچ احساس خطر و پشيماني هم نميکند بلکه از گناه، کاري لذت هم ببرد و ترک آن براي انسان چنان دشوار گردد که اگر خواست و لطف خدا نباشد، محال است که انسان بتواند دست از گناهان بردارد. تعبير قرآن از اين برنامهي گام بهگام شيطان “خطوات” است: يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ”261 و اين واژهي گامهاي شيطان اشاره به يک مسأله دقيق تربيتي است که به تدريج انحرافها و تبه کاريها توسط شيطان در انسان و جامعه نفوذ ميکند نه به صورت دفعي و فوري به عبارتي انحرافها و تبهكاريها غالباً به طور تدريج در انسان نفوذ مى‏كند، وسوسه‏هاى شيطان معمولاً، انسان را قدم به قدم و تدريجاً در پشت سر خود به سوى پرتگاه مى‏كشاند، اين موضوع منحصر به شيطان اصلى نيست، بلكه تمام دستگاههاى شيطانى و آلوده براى پياده كردن نقشه‏هاى شوم خود از همين روش “خُطُواتِ” (گام به گام) استفاده مى‏كنند262، لذا قرآن در آيات بسياري ميفرمايد:”بايد از همان گام اول به هوش باش و با دشمنان همراهي نکن”، از جمله:”يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ‏ “263و همچنين آيهي” وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ‏ “264و…
بنابراين خطوات شيطان که در اين آيات بيان شده است، تمثيل و تشبيهى براى نماياندن روش شيطانى براى اغواء مردمى است كه به رشد و دريافت دين رسيده و جوياى آئين زندگى ميباشند. سايه وسوسه و اوهام شيطانى در مسير اينگونه مردم نمايان ميشود و آنها را سايه به سايه و گام به گام به دنبال خود مي كشاند آنچنانكه ماوراء آن سايه را نبينند و از منّتهاى مسير خود غافل مانند و همين كه او را به بيابان حيرت رساند و در تشخيص خير و شر و مصلحت و مسئوليت گيج نمود و راه رشد را به رويش بست رهايش مينمايد: “إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِنْكَ‏”265. همين كه جلوى ديد را مى‏بندد و از عاقبت انديشى باز ميدارد دليل آشكارى بر دشمنى او ميباشد:”إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ “266.267
نکتهي ديگري که از اين آيه ميتوان استنباط نمود اين است که: خُطُواتِ الشَّيْطانِ‏، شايد اشاره به اين حقيقت باشد كه در انديشه‏هاى مردم مؤمن و محيط سلم، وسوسه‏ها و انگيزه‏هاى شيطانى آشكارا رخ نمى‏نمايد. شيطان مانند طاغى، در آغاز كارش زير چهره آئين و خيرخواهى روى مى‏آورد و با توجيهات و تأويلات و تطبيقات مردمى را گام به گام به دنبال خود ميكشد تا آنها را از محيط ايمان و سلم دور بدارد. زيرا که آيات ديگرى كه مؤمنان را از وسوسه‏ها و گامهاى شيطانى بر حذر داشته، نيز در زمينه شريعت و احكام است.268

3-1-1-4-2) دامها و ابزارهاي شيطان:
از آيهي” قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ”269گفت: به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم كرد، استفاده مى‏شود شيطان همه قدرت و حد توانائى كه در اختيار دارد درباره هر يك از افراد بشر به كار ميبرد و همه را به يك هدف دعوت مى‏نمايد و با يك نيرو ترغيب مى‏نمايد هم‏چنانكه اهل ايمان و تقوى در اثر نيروى انقياد و پذيرش از دعوت رسول اكرم (صلّى اللّه عليه و آله) داراى مراتب مختلف و متفاوت از قرب و سعادت خواهند بود در صورتى كه دعوت و هدايت او يكسان است270و از جمله “لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ” استفاده مى‏شود كه لعن و طرد پروردگار سبب بُعد و محروميّت ذاتى و ابدى شيطان گشته و در اثر بُعد ذاتى قدرت و نيروى آن را يافته كه بر خاطرات و قلوب افراد بشر راه يابد و از نظر سنخيت نيروى شهوت و غضب آنان را تقويت كند و بر خلاف حقيقت زندگى در دنيا را در خاطر مردم زينت بخشد و آنها را فريفته نموده هم آئين خود نمايد و موهبت جاذبه به ابليس اغوائى است كه استناد به پروردگار دارد و در اثر مكابره با ساحت پروردگار و امتناع از سجده شايسته آن شد كه پروردگار او را از سعه رحمت خود طرد فرمايد و لازم محروميت نيز موهبت نيروى اغواء و عبارت از جاذبه‏اى است كه ابليس مى‏تواند با خاطرات و انديشه‏هاى مردم تماس بيابد و به پيروى خود دعوت كن.271
شيطان براي گمراهي هر گروهي از جامعه وسيلهاي مناسب با روحيه و نقاط ضعف آنرا دارد، که از همان روزنه در حوزه جان و دل و ايمان نفوذ مينمايد و زمينه لغزش و انحراف را فراهم ميآورد در اينجا برخي از اين ابزارها مورد بررسي قرار ميگيرد:
3-1-1-4-2-1) دنيا:
يکي از دامهاي فراگير و مستحکم شيطان، دنيا است. البته براي روشن شدن بحث، قبل از هر چيز بايد منظور از دنيا را بيان کنيم، به طور کلّي ميتوان دنيا به دو نوع تقسيم کرد: يکي ممدوح و يکي مذموم، دنياي ممدوح يعني آن اموري که انسان را از اطاعت خدا و دوستي او تحصيل آخرت باز ندارد و در مقابل آن دنيا مذموم است که ابزاري براي شيطان است لذا در قرآن، دنياي از نوع دوّم را مورد نکوهش قرار داده است آنجا که ميفرمايد: ” إِنَّ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها وَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ آياتِنا غافِلُونَ أُولئِكَ مَأْواهُمُ النَّارُ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ”272 : آنها كه ايمان به ملاقات ما (و روز رستاخيز) ندارند و به زندگى دنيا خشنود شدند و بر آن تكيه كردند و آنها كه از آيات ما غافلند، (همه) آنها جايگاهشان آتش است، بهخاطر كارهايى كه انجام مى‏دادند!273 امام علي(ع) ميفرمايد:” احْذَرِ الدُّنْيَا فَإِنَّهَا شَبَكَةُ الشَّيْطَانِ‏ وَ مَفْسَدَةُ الْإِيمَانِ “274:از دنيا حذر کن، زيرا آن دام شيطان و جايگاه فساد ايمان است.

3-1-1-4-2-2) وسوسه:
ابزار بعدي که مورد استفاده شيطان ميباشد و به وسيله آن تعداد زيادي را گمراه ميکند، وسوسه است، وسوسه به معناي صداي بسيار آهسته است، به خطور مطالب بد و افکار بياساس به ذهن، اعمّ از اينکه از درون خود انسان بجوشد و يا کسي از بيرون عامل آن باشد، وسوسه اطلاق شده است.275
شيطان با همين ابزار، توانست حضرت آدم (ع) را فريب دهد و از همان ابتداي خلقت آدم، کمر همّت بر عداوت و دشمني با او ببندد و قرآن اين موضوع را چنين ميفرمايد: ” (فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى‏ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى‏”276: ولى شيطان او را وسوسه كرد و گفت: “اى آدم! آيا مى‏خواهى تو را به درخت زندگى جاويد و ملكى بى‏زوال راهنمايى كنم؟!
با دقت نظر در اين آيه متوجه ميشويم که شيطان با نهايت نيرنگ و خدعه و با دست گذاشتن بر روي نقاط ضعف افراد، دست به وسوسه و دشمني ميزند مثلاً در اين آيه از آنجا که زوال و نابودي امري ناخوشايند است و علاقه به زندگاني جاويد امري بديهي است از اين رو، شيطان با درک اين امر ذاتي، شروع به وسوسه و فريب حضرت آدم (ع) کرد. گاه شيطان آنچنان در گوش جان انسان ميدمد و انسان را اغوا ميکند که انسان باورش ميشود که اين فکر از درون خودش روييده و از درون جانش جوشيده و همين باعث اغوا و گمراهي او ميشود.277
3-1-1-4-2-3) اختلاف افکني:
شيطان هيچ راه و رخنهاي مطمئنتر ومؤثتر از ايجاد جدايي بين انسانها ندارد. هر وقت ميخواهد دو انسان را صيد کند، اوّل آن دو را از هم جدا ميکند. شما هر وقت ميخواهيد ناني را مصرف کنيد، اول لقمه لقمهاش ميکنيد تا از گلويتان پايين برود تفرقه مياندازيد در يک دانه نان و بعد آنرا ميبلعيد. شيطان همچنين عمل ميکند و اگر نتوانست جمعيّتي را تکه تکه کند مأيوس ميشود و ميرود.
امام علي(ع) در اين زمينه ميفرمايد:”همانا شيطان، راه‏هاى خود را به شما آسان جلوه مى‏دهد، تا گره‏هاى محكم دين شما را يكى پس از ديگرى بگشايد و به جاى وحدت و هماهنگى، بر پراكندگى شما بيفزايد. از وسوسه و زمزمه و فريبكارى شيطان روى گردانيد و نصيحت آن كس را كه خيرخواه شماست گوش كنيد و به جان و دل بپذيريد”278
امام علي (ع) در جاي ِديگر خطاب به خوارج ميگويد: شما (خوارج)، بدترين مردم و آلت دست شيطان و عامل گمراهى اين و آن مى‏باشيد…. از پراكندگى بپرهيزيد، كه انسان تنها بهرهي شيطان است آنگونه كه گوسفند تنها طعمه گرگ خواهد بود، آگاه باشيد هر كس كه مردم را به اين شعار “تفرقه و جدايى” دعوت كند او را بكشيد هرچند كه زير عمامه من باشد.279
شيطان براي گمراهي موحّدان از اختلافافکني بهره ميگيرد. قرآن در اين رابطه ميفرمايد: ” إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُون”280: شيطان مى‏خواهد به وسيله شراب و قمار، در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند و شما را از ياد خدا و از نماز بازدارد. آيا (با اين همه زيان و فساد و با اين نهى اكيد) خوددارى خواهيد كرد؟
چه زيبا اين آيه هدف شيطان را بيان ميکند، قرآن ميفرمايد: هدف شيطان از ترويج شراب و قمار(که خود دو ابزار از وسايل فريب شيطان است) دو چيز است:
الف) بين افراد جامعه اختلاف ايجاد کند: اين ضرر مادي است که باعث ضررهاي فراوان برجامعه ميباشد.
ب) ياد خدا و نماز را از جامعه بگيرد: اين ضرر معنوي است و با اين کار باعث ميشود جامعه را از معنويّت تهي کند تا زيانهاي دنيا و آخرت را نصيب جامعه کند.
لذا شيطان با ايجاد تفرقه در بين افراد، خود و جنودش بر جوامع تسلط يابند.

3-1-1-4-2-4) هواپرستي :
مؤثرترين راه نفوذ شيطان و به عبارت ديگر يکي از مهمترين ابزار کار شيطان “هواپرستي”است. زيرا تا پايگاهي در درون انسان وجود نداشته باشد شيطان قدرت بر وسوسهگري ندارد و پايگاه شيطان چيزي جزء هواپرستي نيست، همان چيزي که خود شيطان به خاطر آن سقوط کرد و از صف فرشتگان و مقام قرب الهي طرد شد. اگر اين”شيطان درون” با آن ” شيطان برون” هماهنگ نشود و در را براي وارد شدن او نگشايد و خير مقدم نگويد، وارد شدن او غير ممکن است، همانگونه که خداوند ميفرمايد:” إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ‏”281: كه بر بندگانم تسلّط نخواهى يافت مگر گمراهانى كه از تو پيروى مى‏كنند.282

3-1-1-4-2-5) وعده به فقر:
از ابزارهاي شيطان، روحيهي بخل و عدم تعاون و همکاري در ميان افراد جامعه است. هرگاه فردي تصميم کمک به هم نوع خود داشته باشد، شيطان با ترساندن از فقر و تهيدست شدن از انفاقش بازش ميدارد: ” الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا وَ اللَّهُ

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه حضرت آدم (ع) Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه جنس مخالف، امام صادق