منابع و ماخذ پایان نامه حسن و قبح، حکمت خداوند، عقل و نقل، استنباط حکم

دانلود پایان نامه ارشد

مکلّفان، معرفت را متوقف بر نظر دانسته و نظر را به کاربردن عقل در وصول به غايب به اعتبار دلالت حاضر معرفي مي کند و سپس عقل را در اين عبارت تعريف مي کند:
“العقل معني يتميز به من معرفة المستنبطات و يسمي عقلاً لانه يعقل المقبحات” 796
وي عقل را به عنوان “معني” تعريف کرده که وظيف? آن “تميز” دانسته شده و با “معرفت” تبيين شده است. بر اساس اين تعريف مي توان عقل را مميّز ميان خير و شر دانست که مناط تکليف و ثواب و عقاب است.
از اخباري كه در باب عقل وارد گشته است نيز چنين معنايي به دست مي‏آيد كه عقل، قو? ادراك خير و شر و نيروي جدا كنند? خير از شر و ملكه‏اي است كه آدمي را وادار به دوري از شرور و وساوس شيطاني مي‏كند. 797
شيخ طوسي نيز در تعاريف مشابهي، عقل را مجموعه علومي مي داند که به وسيل? آنها انسان بتواند استدلال کند و صور موجوده را با معاني انطباق دهد. و در تعريف ديگري عقل را مجموعه علومي دانسته که به وسيل? آن آدمي بتواند ميان حسن و قبح تشخيص دهد.798

4 – 3 – 2. کاربرد عقل در فقه:
مکتب بغداد در مسائل فقهي نيز با گرايش به مسائل کلامي و عقلي وارد عرص? اجتهاد و فقاهت گرديد و در ساي? استدلال و تعقّل، پايه هاي فقه استدلالي را بنيان نهاد. آثار فقهي ارزنده اي همچون المقنعة، الاعلام، احکام النساء، الاشراف از شيخ مفيد، مسائل الناصريات و الانتصار از سيّد مرتضي و النهاية، المبسوط و الخلاف از شيخ طوسي آثار گرانسنگي است که از مکتب بغداد در زمين? فقه استدلالي به يادگار مانده است. از اين رو در حيط? سخن از فقه، از اين مکتب با عنوان “مکتب فقهي متکلّمان” تعبير مي شود.799
در مسير تکامل و تطوّر فقه شيعه آثار فقهي شيخ مفيد را مي توان حدّ فاصلي در فقه منصوص و فقه استدلالي و تفريعي محسوب کرد. چراکه نه مانند آثار فقهي متقدّمان به روايات اختصاص داشته و نه دربردارند? تمامي فرعهاي ممکن است و مسائلي که در روايات نيامده در آن اندک مي باشد، اما با اين حال فقه از حديث تمايز پيدا کرده است.
وي در بحث از ادلّ? احکام، منابع اجتهاد و استنباط احکام را شامل قرآن، سنت پيامبر اکرم 6 و سخنان امامان معصوم: دانسته است،800 و راه شناخت اين احکام را از سه طريق بيان مي دارد:
اول: عقل، و آن راهي به سوي شناخت حجّيّت اخبار و دلايل اخبار است.
دوم: لسان، و آن راهي به سوي معرفت معاني کلام است.
سوم: اخبار، و آن راه اثبات اعيان اصول از کتاب و سنّت و اقوال ائمه: مي باشد.801
از اين سخن شيخ مفيد فهميده مي شود که منابع فقه جز کتاب و سنّت رسول خدا 6 و امامان معصوم: نيست و عقل در رديف منابع فقه قرار نمي گيرد، مگر به عنوان کاشف از آن منابع. ولي در رساله هاي ديگرش بر اين باور است که اگر مجتهد سه منبع ياد شده را در اختيار نداشت مى تواند از عقل به عنوان يكى از منابع احکام استفاده کند.802
بدين سان، وي اگرچه عقل را به وضوح به عنوان يکي از ادلّ? احکام مطرح نمي نمايد اما آن را راه شناخت حجّيّت قرآن و دلايل اخبار دانسته و بنابراين براي عقل طريقيّت قائل است نه آن که آن را به عنوان يک دليل مستقل بشناسد تا در کنار قرآن و سنّت قرار بگيرد.
شيخ طوسي نيز اگرچه در کتاب عظيم المبسوط به بيان ادلّ? احکام در ابتداي هر باب اهتمام داشته، تنها در يک مورد از ادلّ? عقليّه در کنار کتاب، سنّت و اجماع ياد کرده803 وغالباً به سه دليل ديگر اکتفا نموده است و بر خلاف سيّد مرتضي که به اجماع توجهي وافر داشت، بيشترين توجه خود را به کتاب و سنّت معطوف داشته است.804 امّا سيّد مرتضي در مبحث اخبار، براي اولين بار دليل عقل را به طور صريح در رديف کتاب، سنّت و اجماع قرار مي دهد.805
بدين سان، به طور کلي مي توان گفت عقل در روش شناسي دانشوران بغداد از مهمترين ابزارهاي بحث علمي و استنباط احکام به شمار آمده است. شاهد اين موضوع که ايشان دليل عقل را يقين آور و موجب علم مي دانند، اعتقاد آنان نسبت به تخصيص عمومات قرآن و روايات با دليل عقلي است 806. چراکه اگر دليل عقل از ديدگاه آنان علم آور نبود، همانند اخبار آحاد نمي توانست مخصّص عمومات قرار بگيرد.
افزون بر آن، عالمان مکتب بغداد بر اين باورند که هرگاه در زمان غيبت مسأله اي پيش آيد که هيچ حکمي دربار? آن بيان نشده باشد، از طريق مراجعه به عقل مي توان حکم آن را به دست آورد. توضيح آن که اگر حکم شرعي الزام آور در چنين مواردي وجود داشت، حتماً خداوند متعال ابلاغ و اظهار مي کرد. و در هر موردي اگر دليل شرعي وجود ندارد به معناي فقدان حکم شرعي در آن مورد بوده و به حکم عقل واگذار شده است. در باب منازعات و مخاصمات نيز، در صورت فقدان نصّ، مرجع نهايي، احکام عقلي پذيرفته شده در عرف خواهد بود.807 ضمن آن که کشف مسائل نامتناهي و نامحدود از متون ديني متناهي و محدود بر عهد? عقل قرار دارد.808
اگرچه شيخ مفيد در مواردي استقلال عقل در برخي احکام مانند عبادات شرعي را ممکن نمي داند،809 با اين حال در المقنعة به حجّيّت دليل عقلي در فقه استدلال کرده و به برخي از مستقلاّت عقليّه تمسک نموده است. وي در پاسخ به اختلافات علما در خصوص مسأل? خمس مي فرمايد:
“علت اختلاف اصحاب ما در اين باب به خاطر نبودن نص صريح اللفظ مي باشد. و عدم وجود نص صريح نيز ناشي از شدت محنتي است که بر شيعه وارد آمده است. از سوي ديگر به مقتضاي عقل و نقل دليل اقامه شده بر اين که در ملک ديگري بدون اذن او نمي توان تصرف کرد و وديعه ها و حقوق را بايد به اهلش باز پس داد ] و خمس نيز ملک و وديعه امام مسلمين در نزد ماست[“.810
نمون? ديگر از استنباط حکم شرعي بر مبناي مستقلاّت عقليّه حليّت نکاح موقّت به استناد عقل است.811 اين نمونه ها بيانگر نقش مستقلاّت عقليّه در فقه، در صورت فقدان نص شرعي مي باشد.

4 – 3 – 3. کاربرد عقل در روايات
مهمترين موضوعي که در بررسي رابط? عقل و روايات مي تواند مورد کاوش قرار بگيرد، عدم تناقض روايات معتبر با عقل است. از اين رو، شيخ مفيد در بسياري مسائل مانند برخي موضوعات کتاب اوائل المقالات از آن جهت به بحث پيرامون آن موضوع پرداخته که در احاديث مطرح شده اند، و ملاک وي در پرداختن به اين مسائل اثبات آنها از جنب? عقلي نبوده، بلکه فقط اين نکته را مدّ نظر داشته که اين مطالب با عقل تعارض نداشته باشد تا مورد حمله متکلمان قرار گيرد. 812
شيخ مفيد کاربرد عقل در کتاب را بدين گونه بيان مي دارد:
“مفاهيم قرآن بر دو گونه است: يکي مفاهيم ظاهري که از ظاهر لفظ به دست مي آيد؛ ديگر، مفاهيم عميق و باطني که فقيه با کاوشهاي عقلي به فهم و ادراک آنها نايل مي شود و حکم مورد نظر خويش را استنباط مي کند”؛ 813
و همين سان رواياتي است که از امامان معصوم: رسيده است زيرا اصول مطرح شده از جانب شيخ مفيد اگرچه بر محور مباحث قرآني است اما اختصاصي به قرآن نداشته و شامل سنّت نيز مي گردد و به اصطلاح مي توان اصول او را “قرآن محور” معرفي کرد.814
از ديگر نشانه هاي توجه به عقل در مکتب شيخ مفيد، باور به اين موضوع است که دليل عقل جبران کننده ضعف و عدم حجّيّت خبر واحد است و بنابراين، خبر واحدي که همراه با دلايل عقلي باشد مورد پذيرش است815 و حديث مخالف عقل مردود مي باشد،816 که اين سخن جايگاه عقل در برخورد با روايات را بيش از فهم ظواهر دانسته و حجّيّت حکم عقلي را بيان مي کند.
علم الهدي عقل را معيار سنجش روايات مي داند و هر آنچه با عقل مخالف باشد، مردود است. مگر آن که تأويل صحيحي براي آنها يافت شود.817 شيخ طوسي نيز معيار اصلي علم به اخبار را در گرو يافتن دليل عقلي بر درستي آن مي داند.818
به عنوان مثال سيّد مرتضي در پاسخ به موارد كلامى و تاريخى كه اثبات كننده نوعى گناه براى انبيا:است، اصل معجزه را تكيه‏گاه خود قرار داده و بر اساس آن، دليل عقلى بر تنزيه ايشان مى‏آورد و در اين زمينه هيچ توجّهى به روايات نكرده است. وي بر مبناي دلايل عقلى غير قابل تأويل، گزارشهايى را كه بيانگر دروغ گفتن برخى پيامبران است، جعلى‏ و افسان? غرانيق را نادرست دانسته است.819
او بر اساس همين مبنا، رسول خدا 6را مصداق خارجى (عَبَسَ وَ تَوَلّى‏) ندانسته و با توجه به اين آيات نشان داده كه شخص مورد نظر، پيامبر اکرم 6نبوده است؛ زيرا ترش‏ رويى در مقابل مؤمنان و بى‏توجهى به آنان، مهمترين عامل دور كننده و بيزار كنند? افراد است.820
دربار? اثبات عصمت انبيا: نيز نخست معجزه را به عنوان يك اصل كلى و فضاى مشترك براى گفت و گو باز كرده و بر اين اساس و مبناى مورد قبول همه مذاهب، دليل عقلى بر ادعاى خود آورده و در ادامه، اشكالات را بررسى كرده است.821

4 – 3 – 4. رابطه عقل و وحي:
شيخ مفيد بر اين نکته تاکيد مي ورزد که عقل و سمع از يک ديگر جدا نمي گردد و عقل همواره نيازمند دستگيري نقل مي باشد،822 و اين همان قاعد? معروف ملازمه است که: “کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع حکم به العقل”.823 وي در اثبات اين ديدگاه به اتفاق اماميه بر اين که عقل در دانش و نتايجش به سمع محتاج است، استدلال کرده و از زيديه، خوارج و معتزل? بصره که بر استقلال عقل از سمع تأکيد مي کنند فاصله مي گيرد.824
از نظر شيخ الطائفه نيز حکم شرع بر حکم عقلي متوقّف است. وي در اين باره مي گويد:
“دلالت سمع مترتب بر دلالت عقل است و از نظر عقلي معلوم است که خداوند زماني به يک فعل امر مي کند که براي ما مصلحت داشته باشد پس هرگاه مثل آن، مفسده انگيز باشد، لازم است که از آن نهي کند… حال که اين نکته ثابت شد پس امر خداوند بر دليل عقل مترتب است”.825
شيخ مفيد استفاده از عقل بدون وحي را گرفتاري در شر و خطا دانسته و اگر خداوند لحظه اي عقلا را از وحي و سمع محروم نمايد بي آن که راهي براي شناخت امور مباح و ممنوع داشته باشند، دچار حيرتي گشته اند که شايست? حکمت خداوندي نيست.826 بر اين اساس عقل را مجال آن نيست تا منع يا اباحه چيزي را که حکم آن بايد از طريق وحي وارد شود بيان نمايد چون عقل هرگز در تعيين جواز و منع از سمع جدا نمي شود. 827 بنابراين از ديدگاه شيخ مفيد در استخراج احکام هر عقلي مصون از خطا نبوده و مساعدت عقل از ناحي? سمع سبب مشروعيّت احکام مي گردد.
از برخى سخنان شيخ مفيد استفاده مى شود كه وى عقل را به عنوان منبعى بالقوّه مى شناسد828 و معتقد است كه: عقل مى تواند برخى از احكام شرعى را بشناسد، ولى هرآنچه را عقل از خوب و بد تشخيص مى دهد شرع در آن جا دستور دارد، بنابراين شرع جايگزين تشخيص عقلى شده است.829 وى درباب حسن و قبح عقلى بر اين باور است که راه تشخيص حرمت برخي از چيزها مستقلاً از آنِ عقل مي باشد و آن اموري است که عقل آنها را ناپسند شمرده و به لزوم اجتناب از آنها فرمان داده است مانند ناپسندي ستم، بيهودگي و هرزگي. دسته ديگر احکام اموري است که عقل در برابر آنها سکوت اختيار نموده و ثبوت اين دسته از احکام از طريق سمع (کتاب و سنت) است. 830
از اين سخنان استفاده مى شود كه عقل در برخى از موارد توانايى كشف حكم شرعى را دارد ولى با آمدن شرع، قاعده آن است كه حد و مرز را تعيين مى كند و به حرمت و يا حليّت چيزى حكم مى دهد.
بنابراين، به طور کلي مي توان گفت که “شيخ مفيد در مسائل اعتقادي و احکام، عقل را معتبر مي داند و به آنها تمسک مي کند. او در مجموع، عقل را نيازمند وحي مي داند، البته اين به آن معني نيست که هر حکم عقلي بدون تأييد وحي معتبر نباشد، اما مسائلي در اعتقادات و تمام مسائل عملي و فقهي محتاج وحي است”.831
اما از جانب احتياج نقل به عقل اگرچه برخي بر اين باورند که شيخ مفيد درباره نيازمندي نقل به عقل سخن نگفته است،832 اما با توجه به مواردي نظير عدم پذيرش روايات مخالف عقل و تخصيص عمومات قرآن و روايات به دليل عقل و نيز بحث از حجّيّت ظواهر مي توان گفت که شيخ مفيد عملاً بر نياز نقل به عقل تأکيد داشته است، اگرچه در مواردي مانند اعتبار مستقلاّت عقليّه نزد شيخ مفيد در احکام فقهي و حتي مباحث نظري و اعتقادي مي توان ترديد روا داشت، اما پذيرش حسن و

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه برخي، تاريخي، احاديث، صحيح Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه علم اصول فقه، ظاهر و باطن، علل احکام