منابع و ماخذ پایان نامه حسن و قبح، اصل برائت

دانلود پایان نامه ارشد

شريفه بسنده کرده اما صاحب معالم علاوه بر تمسک به اين آيات شريفه، طريق استدلال را نيز بيان مي کند که خلاصه آن چنين است ؛ آيه نفر بر وجوب حذر دلالت مي کند و درآيه نباء وجوب تحقيق و بررسي از خبر به خبر آوردن فاسق معلق شده است . صاحب معالم به ادله ديگري همچون سيره اصحاب و حجيت ظنون خاص تاکيد دارد93.

11-3 حجيت ظواهر
از منظر شهيدثاني ظواهرکلام حجت است به همين دليل بارها به ظاهر نصوص کتاب و سنت و ظواهر کلام اصحاب استنادکرده است94. مناط حجيت ظواهر تا زمان شيخ انصاري افاده ظن به واقع است95 حجيت ظواهر الفاظ به طور کلي از مسلمات است و نياز به دليل ندارد ولي در عين حال دو دليل ارائه مي شود :
– دليل اول ارتکاز عقلا ست .
– دليل دوم لزوم نقص غرض است يعني غرض از وضع الفاظ و قوانين مربوط به حقيقت و مجاز، استعاره، کنايه و… تفهيم و تفهم است و با عدم حجيت ظواهر اين غرض تامين نخواهد شد96.

11-4 اجماع
از منظر وي اجماع عبارتست از اتفاق مجتهدين امت پيغمبر (ص) بر حکم شهيد ثاني مي گويد اجماع نزد علما حجت است مگر در نزد گروه اندک و شاذ97. علما اماميه و عامه در حجيت اجماع اختلاف دارند. اهل سنت مدرک اجماع را آيه و روايت مي دانند اما از نظر اماميه حجيت اجماع، به کاشف بودن از حجت يعني قول معصوم (ع) است. وي معتقدند اگر اجماعي منعقد شود سه صورت متصوراست :
– صورت اول علم داشته باشيم که معصوم (ع) در بين مجتهدين وجود ندارد در اين صورت از نظر شيعه اين اجماع بي ارزش است .کاشفيت در اين فرض منتفي است .
– صورت دوم به وجود معصوم (ع) معينا عالم باشيم . اگرچه اجماع محقق است اما فايده اي براي آن متصور نيست چون با معين بودن معصوم (ع) به طور معين حجت معلوم بوده و اتفاق علماي ديگر فايده اي ندارد .
– صورت سوم اجمالا بدانيم که معصوم (ع) در بين مجمعين وجود دارد اگرچه شخص معصوم (ع) معلوم نباشد. در اين صورت است که اجماع حجت بوده و مي توان بر آن آثاري را مترتب کرد. در اين فرض لازم است بين مجمعين کساني بوده که اصل و نسب شان مجهول بوده تا احتمال دهيم که معصوم (ع) يکي از آن ها باشد چنانچه اگر در بين تمام افراد يک نفر مجهول النسب باشد کفايت مي کند98.
از منظر وي ضابطه علم به اجماع اين است که مجتهد بداند آنچه بدان فتوا مي دهد مخالف اجماع نيست به اين صورت که بداند در بين فقها متقدم موافقي با فتواي خود دارد و يا ظن غالب داشته باشد به اين فتوا واقعه جديدي است که فقها متقدم پيرامون آن بحث نکرده اند به گونه اي که در مورد آن واقعه يا اجماع فقها و يا خلاف حاصل شده باشد اما لازم نيست که هر مساله اجماعي و يا اختلافي را بداند99. در موردي که فقها اماميه بر دو قول اختلاف داشته باشند جايز است بعدا هر دو اتفاق کرده و يک قول را اختيار نمايند يا چنين اتفاقي جايز نيست از منظر ايشان اجماع بعد از اختلاف حجت است زيرا آنچه در حجيت اجماع معتبر است قول معصوم (ع) است100. هرگاه بعضي از مجتهدين نظريه اي را انتخاب کنند و قائلين به اين قول نيز شناخته شوند و عده اي ديگر از فقها سکوت کنند درحالي که اين نظريه را نيز انکار نکرده اند از نظر اماميه اين قول نه حجت است نه اجماع زيرا سکوت اعم از رضاست و امکان دارد اين سکوت نشانگر توقف در مساله باشد يا از جهت تقيه و… در نتيجه ” لاينسب الي ساکت قول ” ثابت است101. از منظر شهيد ثاني نيز اجماع در اصطلاح به دو قسم اجماع محصل، اجماع منقول تقسيم مي شود. اجماع منقول بر دو قسم است گاهي به شکل تواتر است چنين اجماعي حجت است. گاهي اجماع به شکل خبر واحد است از نظر وي اجماع منقول به خبر واحد حجت است102 به شرط اين که ادعاي خلاف نشود103. شهيد سخت به اين نکته پاي بند است تا جايي که رساله هايي نوشت تنها به بررسي اجماعات ادعا شده شيخ طوسي پرداخته که در يک کتاب ادعاي اجماع کرده سپس در برخي از کتبش يا در همان کتاب برخلاف آن فتوا داده، وي تصريح مي کند بيان ِحق واجب است به همين دليل موارد غير قابل قبول يا اشتباه در نوشته هاي شيخ را تذکر مي دهد وي مي گويد علت اين که ما اين رساله را نوشتيم اين است که افراد صرف ادعاي اجماع يک فقيه فريفته نشوند که در اين ادعاها اجماع اشتباه و بدون دليل فراوان از سوي بسياري از اصحاب مخصوصا سيد مرتضي در انتصار و شيخ طوسي در خلاف بيان شده با اين که اين دو از پيشوايان و مقتدايان اماميه هستند104 اما در مسائل فراواني ادعاي اجماع کرده اند که اختصاص به اين دو دارد نه اجماع اگرچه افراد نادري با آن ها موافق هستند . شهيد ثاني اين دسته اجماعات اين دو فقيه بزرگ را بر مي شمرد و تنها سي و شش مورد را از باب مثال مي آورد105 از منظر وي ادله حجيت اجماع منقول به خبر واحد همان ادله حجيت خبر واحد است زيرا ادله حجيت خبر واحد عام بوده و اين مورد را نيز شامل مي شود106. از منظر ايشان جايگاه اجماع در ميان ادله اربعه اين که راه شناخت احکام غير بديهي است در گام نخست به کتاب ها و منابع فقهي مراجعه مي شود اگر حکمي اجماعي بود همان است اما اگر حکمي نزد فقها اختلافي بود بايد آن را از منابع استنباط کرد پس اگر حکم موضوع از قرآن چه به گونه صريح و يا از راه کاربست اجتهاد به دست آمد مراد حاصل است در غير آن به سنت معصومين (ع) مراجعه مي شود چنانچه حکم يک موضوع در قرآن و سنت به هيچ يک از دو شيوه صريح و يا اجتهاد و تفريع فروع بر اصول به دست نيامد نوبت به ادله عقلي همچون برائت، اصل و استصحاب مي رسد107. در اين جا شهيد به اولويت تمسک کردن به ادله تصريح مي کند در فقه وي نيز گاهي اجماع به عنوان مويد در کنار ادله ديگر به کار مي رود108. البته با توجه به مباني فقها بعضي در استنباط بيشتر مسائل به اجماع تمسک مي کنند ازجمله سيد مرتضي زيرا وي به خبر واحد عمل نمي کند در نتيجه ازجمله پيامد انکار خبر واحد در فقه او استناد بيش از حد به اجماع است109. امافقه شهيد ثاني چنين پيامدي ندارد بلکه با گوناگوني ادله استنباط مانند خبر واحد ( نه به طور مطلق ) قواعد فقهي، اصول عمليه بهره مند شده است .

11- 5 شهرت
در نگاه اول در مى يابيم شهيد ثاني موضع يکسان در مساله شهرت ندارد و با تعبير هاى گوناگون از آن ياد كرده است ازجمله ” به وسيله عمل کردن فقها ضعف سند جبران مي شود110، برخي از اصوليون گمان کرده اند عمل مشهور فقها سبب جبران ضعف سندي روايت مي شود111، گاهي شهرت نزد وي دليل دوم محسوب مي شود112 در بعضي موارد به شهرت نزديک به اجماع بي توجه است113 ” . راهى كه مى توان براى جمع گفته هاى شهيد ثاني در رابطه با شهرت از آن بهره جست تصريح شهيد ثاني در اين زمينه است وي اعلام مي کند :
– شهرت عملي بين اصحاب ممکن نيست چه اين که قبل از شيخ طوسي جمعي چون سيد مرتضي عمل به خبر واحد را منع کرده اند و جمعي بدون در نظر گرفتن شرائط صحت حديث هرگونه حديثي را جمع کرده اند و پيدا نمودن فتواي فقها بدون در نظر گرفتن حال اين دو گروه ممکن نيست منتها چون شيخ طوسي در کتب فقهي خود به بعض اخبار ضعيف عمل نموده و ديگران نيز از وي پيروي کرده اند گمان شده که عمل به چنين احاديثي مشهور است در صورتي که اصل عمل به شيخ طوسي برگشت مي کند114. اکثر علما از عمل به خبر ضعيف منع نموده اند و جمعي نيز در صورتي که معتضد به شهرت روايي يا صدور فتوي به مضمون آن باشد، اجازه داده اند زيرا با اين خصوصيت ظن و اطمينان به صدور راي پيدا مي شود.
– از منظر وي شهرت روايي قبل از شيخ طوسي وجود ندارد زيرا جمعي چون سيد مرتضي از عمل به خبر واحد منع کرده اند و جمعي فقط احاديث را بدون جرح و تعديل نقل نموده اند پس با اين حال شهرت تحقق نمي يابد .
– در مورد شهرت فتوائي قبل از شيخ طوسي از آن رو که فتاواي علما به تنهايي ضبط نمي گرديد ممکن نيست و شهرت پس از شيخ هم جز تقليد از فتاواي شيخ نمي باشد115. هرگاه شهرت به حدي رسد که جزء مذهب شيعه تلقي شود شهيد ثاني احتياط مي کند116 از منظر شهيد ثاني شهرت در يك نگرش كلى به دو بخش تقسيم مى شود :

1- شهرت پيش از زمان شيخ طوسى
2- شهرت پس از زمان شيخ كه به وى نسبت داده مى شود .
شهرت به معناى نخست را تقريبا همه فقها پذيرفته اند و از ديدگاه استدلالى هماهنگ با اجماع محسوب شده و مى گويند همان معيارى كه در اجماع وجود دارد، در اين گونه شهرت ها – شهرت قدمايي- موجود است . اما شهرتى كه پس از شيخ بر سر زبان ها افتاده حجت نيست117. مبنا شهيد ثاني بر اصوليون بعد از او تاثير گذاشته به طوري که صاحب معالم118، مرحوم بروجرد ى119 و امام خمينى (ره)120 از پيروان اين مبنا هستند .

11- 6 عقل
جايگاه عقل در آموزه هاي الهي از پايه هاي مباحث علمي شهيد ثاني است. وي تصريح مي کنند دليل عقلي از ادله اربعه محسوب مي شود121. او همانند ساير متکلمين طريق وصول به اصول دين را منحصر در راهکار عقلي مي داند به گونه اي که استدلال غير عقلي هرچند واصل به نوعي شناخت از اصول دين باشد نادر فرض مي شود122. از منظر وي عقل به نيرويي در نفس انساني موجود هست، تعريف شده به وسيله آن آمادگي فراگيري علوم و ساير ادراکات در انسان ايجاد مي شود123 کارآيي عقل زماني است که حواس ظاهري و باطني انسان در کمال سلامت باشند و علم در صورتي پيامد عقل مي آيد که حواس انساني سالم باشند. شهيد ثاني عقل انساني را به اعتبار منشاء و به لحاظ تاثير گذاري به عقل نظري و عقل عملي تقسيم مي کند نفس انساني به اعتبار تاثير پذيري از مبادي ما فوق خود و کسب فيض از آن ها داراي بخشي از ادراکات مي گردد که به آن عقل نظري گويند که چهار مرتبه دارد. از طرف ديگر نفس انساني به لحاظ تاثير گذاري اختياري در جسم براي کمال بخشي به آن نيروي ديگري دارد که آن را عقل عملي گويندکه داراي چهار مرتبه است. عقل نظري به طريق نزولي به مراتب کمال يا آمادگي براي کمال، قريب، متوسط و بعيد تقسيم مي گردد و مقصود شهيد ثاني به طور عمده مرحله متوسط آن است در اين مرتبه نفس انساني بعد از دست يابي بر ضروريات، آماده فراگيري مباحث نظري مي شود که به آن عقل بالملکه گويند اين همان عقلي است که معيار مکلف گرديدن انسان است بنابر اين به اعتبار انسان در اين مرتبه از عقل، حسن حسن و قبح قبيح را بازشناسي مي کند و تمييز دهنده نيکي ها از زشتي هاست، مورد توجه عمده اي قرار مي گيرد. شهيد ثاني مراتب عقل عملي را تاثير گذاري عقل بر ظاهر انسان تلقي مي کند که مرتبه اول آن کاربرد شريعت نبوي و تحصيل تهذيب ظاهري است وي در واقع تمام مراحل آن را در تهذيب انسان از رزايل و آراستگي به خصايل نيک موثر مي داند124. شهيد ثاني معتقدند در باب عبادات از آن جهت که عبادات، تعبدي هستند مجالي براي دليل عقلي نيست در نتيجه در باب عبادات به دليل نقلي اکتفا مي شود زيرا عبادات متلقي از شارع شده125 اما از طرفي وي اصل برائت و استصحاب و … را ادله عقلي محسوب مي کند126 و در سراسر فقه اعم از عبادات و معاملات بدان ها استناد کرده در نتيجه شهيد با تکيه بر اين مبنا به دليل عقلي در تمام ابواب فقه استناد کرده با اين تفاوت که در معاملات علاوه بر استناد به استصحاب و برائت و… به صورت مستقل به دليل عقلي استدلال مي کند127.
از منظر وي دليل عقلي بر دو قسم است :
– مواردي که عقل به طور مستقل بدان حکم مي کند که مستقلات عقليه ناميده مي شود مانند حسن عدل و قبح ظلم128.
– مواردي که عقل در حکم کردن بدان مستقل نيست که غير مستقلات عقليه نام دارد مانند مسئله ضد. وي مي گويد نظريات مختلفي در مسئله ضد وجود دارد اما معتدل ترين اين نظريات اين که امر به نهي از ضد عام دلالت دارد129. در نتيجه اگر کسي ازاله نجاست را ترک کند و مشغول نماز شود چنين نمازي صحيح است . وي فروعات فقهي زيادي براي مساله ضد قائل است130 در پايان نظر شهيد ثاني در مورد دليل عقلي اين گونه جمع مي شود :
دليل عقلي هر چيزي است که در محدوده حکم عقل باشد و در مقابل دليل کتاب و سنت و

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه ناسخ و منسوخ Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه اصل برائت