منابع و ماخذ پایان نامه حزب عدالت و توسعه، موازنه قدرت، سلطان محمد فاتح

دانلود پایان نامه ارشد

شد(جمهوري ترکيه 1386، 130).
قانون اساسي ترکيه از سال 1921 تاکنون بارها مورد بازبيني و تغيير قرار گرفته است. بر اساس تغييرات سال 1982 در قانون اساسي، قوه مجريه ترکيه توسط رئيس جمهور و شوراي وزيران اداره ميگردد. در اين فرآيند، رئيس جمهور، رئيس قوه مجريه محسوب شده و از سوي مجلس براي يک دوره هفت ساله(بر اساس تغييرات جديد، اين دوره به پنج سال کاهش يافته است و با انتخابات مستقيم و رأي مردم) انتخاب ميگردد.
هيأت اجرايي حکومت ترکيه در حال حاضر شامل ارکان زير مي‌باشند:
1- رئيس جمهور
2- شوراي امنيت ملي
3- هيأت دولت

رئيس جمهور
رئيس جمهور به عنوان رئيس قوه مجريه (قوه مجريه توسط رئيس جمهور و شوراي وزيران اداره مي شود) وظايفي مانند تعيين نخست وزير، تعيين اعضاي رده بالاي قوه قضائيه، تعيين رئيس بانک مرکزي و تعيين سرپرست راديو و تلويزيون را بر عهده دارد. وي قادر و مجاز به انحلال مجلس، اعمال کنترل شديد بر اتحاديههاي کارگري، تجارتي، مطبوعاتي و احزاب سياسي است. اعلام حالت فوق‌العاده نيز بر عهده رئيس جمهور است.
در نظام پارلماني ترکيه و از سال 1923 تاکنون يازده نفر بر مسند رياست جمهوري اين کشور تکيه زدهاند که اولين آنها مصطفي کمالآتاتورک60 بوده و رئيس جمهور کنوني نيز که از سال 2007 در اين مقام است، عبدالله گل ميباشند.
هر چند دوره کنوني رياست جمهوري ترکيه، هفت ساله مي‌باشد اما قرار است از دوره آينده که سال 2014 شروع ميشود، رياست جمهوري ترکيه به پنج سال کاهش يابد و رئيس جمهور نيز توسط رأي مستقيم مردم انتخاب گردد.

شوراي وزيران ترکيه (هيأت دولت)
اين شورا متشکل از نخستوزير و وزيران کابينه ميباشد. نخست وزير که بايد نماينده مجلس باشد و معمولاً رئيس حزب پيروز و حاکم در مجلس است، توسط رئيس جمهور معرفي مي‌گردد. نخستوزير بايد تمامي اعضاي کابينه خود را با تأييد رئيس جمهور انتخاب نمايد.
وظيفه شوراي وزيران شامل پيگيري و حل مسايل داخلي و خارجي است. نخستوزير در قبال مسايل مطرح شده در هيأت دولت مسئول است و مسئوليت تعيين و پيگيري سياست خارجي کشور را نيز بر عهده دارد. شوراي وزيران در شرايط حساس و بحراني به رياست رئيسجمهور، تشکيل ميگردد.
در نظام پارلماني ترکيه و از اکتبر 1923 تاکنون پنجاه و پنج کابينه دولت در ترکيه تشکيل شده است که اولين نخست وزير آن، عصمت اينونو بوده و نخستوزير کنوني نيز رجب طيب اردوغان از حزب عدالت و توسعه است که از سال 2003 تاکنون در اين مقام ميباشند.
حزب عدالت و توسعه ترکيه از سال 2002، قدرت را به دست گرفته و بعد از اينکه عبدالله گل به مدت پنج ماه نخست وزير بود، رجب طيب اردوغان يعني رئيس حزب به نخستوزيري رسيده است. اين حزب از سال 2007، رياست جمهوري را نيز به دست آورده و عبدالله گل از سران حزب در اين مسند قرار گرفته است.
شايد بتوان گفت با توجه به اقدامات دولت منبعث از حزب عدالت و توسعه در طي يک دهه اخير و نفوذ و رسوخ به تمامي نهادهاي کشور و حتي ارتش، ترکيه کنوني به طور کامل در دست و زير نفوذ حزب عدالت و توسعه قرار دارد.

3-3- بخش دوم: پيشينه روابط ايران و ترکيه
همانگونه که قبلاً نيز ذکر شد ايران و ترکيه داراي 454 کيلومتر مرز مشترک خشکي هستند. اين مرز مشترک در ايران در استان آذربايجانغربي قرار دارد. استان آذربايجان غربي با دارا بودن دو قوم ترک و کُرد که مناسبات و اشتراکات فراواني با ترکها و کردهاي ترکيه دارند، نقش برجستهاي در روابط ميان ايران و ترکيه دارد.
استانهاي حکاري61، وان62، آغري63 و ايگدير64 ترکيه که هم مرز با ايران هستند، استانهاي شرقي ترکيه محسوب ميشوند که به علت حضور و فعاليت اکراد ناراضي از حکومت ترکيه تا حدودي دچار اغتشاشات قومي هستند. اين اغتشاشات و فعاليت‌هاي نظامي حزب کارگران کردستان ترکيه65 (پ ک ک)با دولت ترکيه در برخي مواقع نيز تأثير منفي عمدهاي بر روابط ايران و ترکيه داشتهاند.
مرزهاي ايران و ترکيه به لحاظ اقتصادي و بازرگاني از مهمترين مزرهاي دو کشور و بلکه مرزهاي دو قاره آسيا و اروپا هستند. زيرا ايران توانسته است از طريق اين مرزها به بازارهاي اروپايي دست يافته و حتي به مسير ترانزيتي شرق و غرب تبديل گردد، اين مزيت براي ترکيه نيز قابل مشاهده ميباشد.
مرز مشترک ايران و ترکيه معمولاً از امنيت خوبي برخوردار بوده و کمترين تنشها را داشته است، هر چند دو مورد درگيري در دهه 1370 شمسي در اين مرز مشاهده گرديده است.

3-3-1- پيشينه تاريخي روابط ايران
3-3-1-1- پيشينه روابط دو کشور در دوره صفويه و عثماني( 1736 – 1501)
بعد از گذشت قرنها از ورود دين اسلام و به خصوص مذهب تشيع به ايران زمين و عليرغم ظهور دولتهاي هوادار اهل‌بيت در ايران مانند آلبويه، سربداران، صفاريان، قره‌قويونلوها و …، سرانجام در سال 880 هجري شمسي با تأسيس حکومت صفويه در ايران، يک حکومت قدرتمند شيعه در سراسر ايران زمين شکل گرفته که بار ديگر بعد از قرنها توانست تمامي نواحي ايران را يکپارچه ساخته و مذهب رسمي ايران را تشيع، اعلام نمايد.
حکومت صفويه را مي‌توان اولين پادشاهي قدرتمند متمرکز و بزرگ بعد از اسلام در ايران دانست که يک بار ديگر امپراتوري ايران را احياء نمود. دوران حکومت اين سلسله که از سال 880 الي 1101 هجري شمسي ادامه داشت، يکي از دورههاي پرتنش و سراسر تقابل ايران و عثماني (ترکيه) بوده است.
در اين دوره، امپراتوري عثماني با استفاده از قدرت برتر خود که به واسطه علوم و فنون اروپايي حاصل شده بود، توانست در مقابل صفويان، خودنمايي کرده و در برخي نبردهاي روي داده ميان دو کشور، پيروز گردد. جنگ چالداران در 1514 ميلادي يکي از جنگهاي مطرح و مهمي است که در اين دوره رخ داده و عثماني با کمک گرفتن از فنون جديد اسلحه سازي و … توانستند ارتش ايران به فرماندهي شاه اسماعيل را شکست داده و بخشهايي از ايران را اشغال نمايند(مهدوي 1391، 22-20).
در زمان شاهتهماسب يکم نيز بار ديگر ارتش ايران از ارتش عثماني شکست خورده و بغداد، سواحل دجله، فرات، ميان رودان و سواحل جنوبي خليج فارس به تصرف عثماني درآمد( مهدوي 1391، 30).
اما با پادشاهي شاهعباس يکم، موازنه قدرت در حدود سه دهه اول قرن شانزدهم ميلادي به سود ايران بود. به نحوي که شاهعباس توانست با استفاده از فرماندهان دلير و قدرتمند و نيز برقراري روابط خارجي مناسب و قوي به خصوص روابط نظامي با اروپائيان، ارتش ايران را قدرتمند ساخته و در جنگهاي اين دوره به پيروزيهاي خوبي دست يابد، تصرف بغداد و ديگر نقاط عراق در 1624 ميلادي توسط ارتش ايران را ميتوان اوج اين پيروزيها محسوب نمود(مهدوي 1391،77-75 و102-101).
تقابل و برخورد ايران و عثماني تا اوايل قرن نوزده ميلادي ادامه داشت. تنشهاي موجود در روابط ايران و عثماني، موجب گسترش روابط ايران و کشورهاي اروپايي به خصوص انگلستان شد. در واقع ميتوان گفت رويکرد سياست خارجي ايران در اين دوره، رويکردي غرب محور بوده است. اين رويکرد غرب محور که در راستاي اهداف ايران و اروپا بر عليه امپراتوري عثماني بود، براي چندين دهه کارايي خوبي داشته است.
در روابط ميان دو دولت صفويه و عثماني، دو قرارداد مهم نيز منعقد شده که هر کدام تا مدتي به تنشهاي ميان دو کشور خاتمه دادهاند.
قرارداد آماسيه: در سال 1555 ميلادي منعقد شده و طبق اين قرارداد، بغداد، سواحلخليج فارس، ميانرودان فرات و دجله به عثماني واگذار گرديد.
قرداد قصرشيرين: در سال 1563 ميلادي منعقد شده و طبق اين پيمان، بيشتر مناطق عراق به عثماني واگذار شده و ايروان نيز به ايران واگذار گرديد. اين قرارداد را نقطه عطف روابط ميان دو امپراتوري بزرگ مسلمان آن دوره مي دانند، زيرا به موجب آن تکليف سرزمينهايي که سالها مورد اختلاف بين دو کشور بود، تعيين شده و صلح بين ايران و عثماني به مدت يک قرن تأمين گرديد(مهدوي 1391، 105).
ميتوان علت اصلي اختلافات و تنشها در زمان حاکميت دو دولت صفويه و عثماني بر دو کشور را در اختلافات مذهبي جستجو کرد. اعلام مذهب رسمي تشيع در ايران، موجب خشم و پرخاشگري سلاطين عثماني و روحانيون وابسته به دربار عثماني بر عليه ايران و صفويان گرديد.
اختلافات مذهبي عثماني با صفويان و شيعيان موجب گرديد تا علماي دست نشانده و وابسته به دربار عثماني، بارها بر عليه شيعيان و دولت صفويه، فتواهاي ساختگي و غير انساني صادر نموده و موجب افزايش تنشها و جنگهاي خونين بر عليه شيعيان گردند.
البته در اين تفاسير خشونتبار و نژادپرستانهي علماي وابسته به سلاطين عثماني، شيعيان و علويان نيز در رده کافران حربي جاي داشتند.
اين دشمني و ضديت با شيعيان را ميتوان در ساختار قدرت و نيز در کارگزاران عثماني به خوبي مشاهده کرد. عبدالرضا هوشنگ مهدوي در کتاب تاريخ روابط خارجي ايران در مورد اين دشمني عثماني با شيعيان اشارات فراواني دارند و از جمله در مورد استراتژي سلطان محمد فاتح مي‌گويد {در شرق نيز تسخير کليه کشورهاي اسلامي خاورميانه و شمال آفريقا از جمله ايران را در نظر داشتند و هر کس را که در برابرشان کوچکترين مقاومتي نشان ميداد، بيدين و کافر ميناميدند و ريختن خونش را جايز ميدانستند}. از اينگونه تفاسير و فتواهاي ضد دين اسلام به کثرت توسط حکام و علماي وابسته به دربار عثماني، صادر شده است(مهدوي 1391، 10).
برخي از ديگر فتاوايي که از سوي علماي سني مذهب بر عليه حکومت صفويه صادر شده است را ميتوان در موارد زير مشاهده کرد:
{به اشاره وي[سلطان سليم اول]، شيخالاسلام استانبول که عاليترين مقام مذهبي آن کشور بود، فتوي داد که قتل يک نفر شيعه بيش از قتل هفتاد کافر حربي و مسيحي ثواب دارد}.اين فتوي که به اشاره و درخواست سلطان سليم اول مشهور به سنگدل براي مقابله با شاه اسماعيل اول، صادر شده بود موجب گرديد تا{کشتار وحشتناکي در سراسر خاک عثماني صورت گرفت و بيش از چهل هزار تن از شيعيان به قتل رسيدند و به دستور سلطان، پيشاني بقيه شيعيان را هم با آهن گداخته داغ کردند تا در همه جا شناخته شوند} (مهدوي 1391، 19).
اين اقدام حکومت سلطان سليم در قتل و عام شيعيان، از دلايل اصلي جنگ چالدران بود، هر چند قبل از وقوع جنگ نيز سلطان عثماني در نامهاي به شاه اسماعيل، ادعاي خلافت و جانشيني پيغمبر اسلام را نمود و شاه اسماعيل و خاندان او را به کفر و ارتداد متهم ساخته بود (مهدوي 1391، 19).
در اواخر حکومت صفويه و در سال 1723 ميلادي نيز حکومت عثماني با توجه به اينکه شيخالاسلام استانبول فتوي صادر کرد که کليه مؤمنين مسلمان مکلفند، شيعيان رافضي را نابود کنند، همزمان با تهاجم روسيه به ايران، به ايران حمله کرد(مهدوي 1391، 47).
با توجه دقيق و واکاوي بيشتر در روابط صفويان و عثماني در اين دوره متوجه ميشويم که اختلافات عميق و جنگ افروز عثماني بر عليه ايران، ريشه در تعصبات خشک و نادرست سلاطين و علماي درباري اهل تسنن اين کشور داشته است که حاضر به پذيرش يک حکومت مقتدر شيعي در ايران نبودهاند.

3-3-1-2- پيشينه روابط در دوره حکومت افغانها و عثماني
در دوره حاکميت و اشغال ايران توسط افغانها، ايران ميدان تاخت و تاز عثماني قرار گرفته و بسياري از بخشهاي مهم ايران به عثماني واگذار گرديده و عثماني بر ايران تسلط يافته بود {در طول تاريخ، هرگز مانند اين زمان ايران تحت نفوذ و سلطه ترکهاي عثماني نبود}(مهدوي 1391، 152). اشغالگر بودن افغان‌ها و از سوي ديگر سني مذهب بودن اين اشغالگران موجب شده بود تا مردم ايران از پذيرش آنان امتناع نمايند، بنابراين حاکمان افغان سعي داشتند تا با نزديک ساختن خود به عثماني از طريق مذهب مشترک، حکومت خود در ايران را تثبيت نمايند، اما عثماني با ادامه حمله به ايران، ميخواست تا تسلطي کامل بر ايران داشته باشند!

3-3-1-4- پيشينه روابط در دوره افشاريه و عثماني( 1796 – 1736)
نادرقلي افشار بعد از رفع معارضين داخلي پادشاهي خود و يکپارچه سازي مجدد ايران، توانست مناطق اشغال شده ايران را از عثماني، باز پس بگيرد. سياست نادر شاه در تقابل با عثماني، سياست تقابل و قرينه سياست عثماني يعني خشونت و

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه حزب عدالت و توسعه، الکساندر ونت، روشنفکران Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه دوره قاجار، افغانستان