منابع و ماخذ پایان نامه حزب عدالت و توسعه، اعتضادالسلطنه، اعراب مسلمان

دانلود پایان نامه ارشد

شيراک رئيس جمهور فرانسه به عنوان يکي از سران اتحاديه اروپا که در سال 2004، خواهان آغاز مذاکره براي پذيرش ترکيه شده بود، در همان زمان به نکته‌اي ظريف اشاره کرده است که البته مورد نظر بسياري از ديگر سران اتحاديه اروپا نيز مي‌باشد، اينکه ترکيه بايد حداقل تا سال 2030 ميلادي پشت درهاي اتحاديه اروپا بماند! (واحدنان 1382، 60).
اردوغان و سران حزب عدالت و توسعه، عليرغم تمام تلاش‌ها و اقدامات خود در تبعيت از دستورالعمل‌هاي اتحاديه اروپا، همچنان در کسب پذيرش از اتحاديه اروپا ناتوان و شکست خورده نشان مي‌دهند. بسياري از کارشناسان اروپايي معتقدند که اردوغان به دنبال ادامه حکومت در ترکيه مي‌باشد، بنابراين موضوع عضويت در اتحاديه اروپا و اقدامات حزبش را مي‌توان دستاويزي سياسي براي حفظ قدرت حداقل تا سال 2023 ميلادي دانست (پايگاه خبري تحليلي سياست ما، 6 آذر 1391).
آنچه از معادله عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا ميتوان فهميد، آنست که اتحاديهاروپا حاضر نيست تا يک ترکيه با جمعيت بالا و هويت نود و هشت درصدي مسلمان را بدون تغييرات بنيادي در هويت و فرهنگ مردم آن، در اتحاديه پذيرش نمايد و از سوي ديگر اردوغان و حزب عدالت نيز علاوه بر تلاش براي تغيير هويت و فرهنگ مردم ترکيه بر اساس پاداشهاي اقتصادي، سعي دارند تا با آرماني نشان دادن عضويت در اتحاديهاروپا، مردم را همچنان پشتيبان خود داشته و سالهاي آينده در رأس قدرت باشند.

4-2-19- هزينههاي ترکيه به جاي اروپا و غرب
جمهوري ترکيه از آغاز تشکيل، در راستاي حفظ تماميت ارضي و استقلال سياسي خود مجبور بوده است تا نمايندگي قدرتهاي بزرگ اروپايي و امريکا را در منطقه آسياي جنوب غربي و مناطق اطراف خود، بر عهده گرفته و به نوعي خدمتگزار سياستهاي غربي در منطقه مبدل گردد. البته شدت اين خدمتگزاري ترکيه به غرب در منطقه در برخي دورهها افزايش و در برخي دورهها مانند دولت حزب رفاه نجمالدين اربکان به شدت کاهش داشته است.
بر عهده گرفتن نقش پياده نظام غرب186 در مقابل اتحاد شوروي، مقابله با جريانهاي اسلامي منطقه و همکاري نزديک و راهبردي با اسرائيل را ميتوان نمونههاي کوچک و بارز اين خدمات ترکيه به غرب دانست. از آغاز قرن بيست و يکم و با شروع حاکميت دولت عدالت و توسعه در ترکيه نيز اين فرآيند خدمتگزاري و جانشيني ترکيه در منطقه ادامه داشته است هر چند در برخي مواقع جهت ظاهرسازي و کسب مشروعيت مردمي، مجبور به نشان دادن تقابل ظاهري با غرب شدهاند.
ادامه رابطه اتحاد راهبردي با اسرائيل با وجود اقدامات جنايتکارانه اسرائيل بر عليه مردم لبنان در جنگ 33 روزه187 سال 2006، جنگ 22 روزه188 سال 2009 – 2008 و 8 روزه غزه189سال 2012، حمله به کشتي صلح دوستان مرمره آبي190و … نشان از آن دارد که ترکيه مجبور به اجراي دستورالعملهاي غرب براي بهبود روابط خود با اسرائيل در هر شرايطي ميباشد، حتي اگر شهروندان ترکيهاي قرباني اقدامات اسرائيل باشند!
پذيرش استقرار سپر موشکي ناتو در مالاتيا براي ايجاد تهديد بر عليه همسايگاني مانند ايران و روسيه، دخالت سياسي و نظامي در امور کشورهاي منطقه که رويه ضدغربي دارند مانند دخالت در امور عراق و سوريه و حمايت از گروههاي جدايي طلب، تروريستي و جنگجويان بر عليه دولت‌هاي قانوني اين کشورها، تقابل با ايران و محور مقاومت191 و ضداسرائيلي – ضد غربي که شامل جنبش حزب الله192، دولت شيعي عراق، حکومت سوريه و حتي جنبش حماس مي گردد.
اردوغان نشان داده است که در راستاي سياستهاي کلان و راهبردي غرب، حاضر به فراموشي تمامي اهداف و منافع ملي ترکيه و نوسازي منافع و اهداف ترکيه بر اساس سياستهاي غربي ميباشد. اروپاييها از ديرباز، ديپلماسي را با موازنه پاداشها و هزينهها همراه کردهاند، آنها از مفهوم انتزاعي”حسن نيت جهاني”193به عنوان عامل تسهيل ديپلماسي، استفاده چنداني نميکنند (کسينجر 1383، 2:65).
تبديل دولت عدالت و توسعه و به طور کلي ترکيه به دولت دست نشانده194 غرب در منطقه را ميتوان بزرگترين هزينه ترکيه براي کسب پذيرش در اتحاديهاروپا دانست. اين دست نشاندگي ترکيه، ميتواند در آينده منجر به ظهور جريانهاي قوي و حتي نظامي ضدغربي در ترکيه گردد.

4-2-20- هويت مرکزگراي ترکيه تابع امريکا و اتحاديه اروپا
ترکيه نوين که با رهبري آتاتورک بنيان نهاده شده را بايد تابعي از آرمانهاي غرب دانست. آرمانهاي بزرگي مانند کسب برتري و پرستيژ منطقهاي و جهاني، رشد و توسعه موازي با غرب و اروپا و … که هميشه از سوي دولتمردان ترکيه مورد اهتمام بودهاند.
از سوي ديگر غرب نيز داراي آرمانهايي در آسيا و به خصوص منطقه خاورميانه ميباشد. آرمانهاي غرب در منطقه را مي‌توان تقابل و تضعيف اسلام و مسلمانان، تغيير هويتي و فرهنگي اين منطقه از اسلام به ديگر اديان و يا حداقل اسلام غربي، تسلط کامل و کم هزينه بر منابع اقتصادي منطقه و … که براي دستيابي کم هزينهتر به اين آرمان‌ها، بايد يک نماينده قلدر و گوش به فرمان در منطقه داشته باشند. نمايندهاي که در ظاهر با کشورهاي منطقه داراي دوستي و تعامل باشد ولي در باطن مجري دستورات و اهداف غرب براي بسط هژموني195 غرب و امريکا در منطقه باشد.
ترکيه و دولتمردان حزب عدالت و توسعه را ميتوان نمونه بارز اين مجري آرمانهاي غربي دانست که در حال گسترش هويت غربي در کشور خود بوده و خودشان نيز به صورت کامل تحت هژموني غربي – امريکايي قرار دارند.

4-2-21- تنش سامانههاي موشکي و سياست خارجي مرکزگراي ترکيه
يکي از مسايلي که طي چند سال اخير به شدت بر همگرايي و در واقع مرکزگرايي ترکيه نسبت به غرب، مهر تأييد زده است را ميتوان سياست خارجي تنشآميز اين کشور در رابطه با همسايگان مطرح خود در منطقه مانند روسيه، ايران و سوريه دانست. تنش در روابط ايران و روسيه با ترکيه را ميتوان بعد از پذيرش استقرار سامانه سپر موشکي ناتو در مالاتيا، به خوبي مشاهده نمود. اين سامانه موشکي که به نظر کارشناسان نظامي و سياسي منطقه و حتي غربي، براي ايجاد محدوديت در توان نظامي و دفاعي ايران و روسيه طراحي شده است را بايد در راستاي همان تبعيت سياستهاي ترکيه از اهداف غربي دانست.
سياست امريکا و اروپا براي محدود کردن و تهديد ايران و روسيه با سامانه موشکي ناتو، يکي از سياستهاي بنيادي غرب طي چند سال اخير بوده است و ترکيه با استقبال و قبول استقرار اين سامانه در خاک خود نشان داد که به عنوان يک دولت هواخواه غرب، به دستورات و راهبردهاي متمرکز اتحاديهاروپا و امريکا (غرب)، کاملاً وفادار بوده و هرگز نميتواند از دستورالعملهاي راهبردي غرب در منطقه آسياي جنوب غربي، سرپيچي نمايد.
سياست متمرکز غرب در ايجاد سامانههاي دفاعي راهبردي در برخي کشورهاي اروپايي، نشان از وجود يک کانون مرکزي قدرتمند و کوچک با حضور امريکا و برخي شخصيتها يا دولت‌هاي اروپايي دارد. اين کانون قدرتمند غربي از چنان قدرتي برخوردار است که ميتواند سياستهاي داخلي و حتي سياستهاي خارجي کشورهاي وابسته به خود را تغيير داده و بر اساس منافع دنياي غرب، نوسازي نمايد. ترکيه نيز طي سالهاي گذشته به خوبي نشان داده است که به شدت وابسته به اين کانون تمرکزگراي غربي بوده و اهداف و منافع خود را با منافع کانون غربي هماهنگ و همسو ساخته است.

4-2-22- تنشزايي ترکيه، دوستان و دشمنان اتحاديهاروپا و امريکا
دولت ترکيه در راستاي وابستگي به غرب و مرکزگرايي موجود در سياست‌هايش، طي چند سال اخير به تغيير در روابط با همسايگان خود دست زده است.
دولت عدالت و توسعه که در ابتداي کار خود به دنبال اجراي سياست تنش صفر با همسايگان خود بوده و نمونه‌هايي از اين سياست را در رابطه با ارمنستان، سوريه، عراق و حتي يونان نشان داد، به مروز زمان و با پوست اندازي در سياست خارجي خود، در مسير غربگرايي به بازتعريف سياست خارجي خود بر اساس اهداف غربي پرداخته و سياست تقابل با دشمنان غربگرايي در منطقه و دوستي با دوستان غربگرا را در دستور کار خود قرار داده است.
دوستان و همپيمانان غرب در منطقه را بايد اسرائيل، عربستان، قطر، اردن، کويت، بحرين،امارت متحده عربي، آذربايجان و گرجستان دانست که در سياست خارجي خود وابستگي خاصي به غرب داشته و جزيي از محور غربي منطقه به حساب مي آيند. در مقابل کشورهايي مانند ايران، عراق (دولت مرکزي و شيعه)، سوريه، سودان و جنبش‌هايي مانند حزب الله را بايد دشمنان غربگرايي و در واقع محور ضد غربي منطقه دانست.
دولت ترکيه طي يک دهه گذشته به شدت درگير کسب اعتماد کشورهاي فوق‌الذکر و به خصوص کشورهاي محور غربي بوده است. ترکيه در برقراري و گسترش رابطه با کشورهاي منطقه و نمايش سياست خارجي خود به شدت به غرب چشم داشته و نشان داده است که محور سياست خارجي‌اش را بر غربگرايي کامل در منطقه استوار ساخته است.
اردوغان نشان داده است که مي‌خواهد در قالب غربگرايي و اتخاذ سياست‌هاي متمرکز غربي به ايجاد يک حکومت طولاني مدت و سرسپرده غرب در ترکيه اقدام نمايد.

4-2-23- ترکيه در نقش عروسک يا مترسک رقصان غرب
حزب عدالت و توسعه و به ويژه سران آن در ترکيه، به مرور زمان آن پرستيژ و شخصيت مثبت و گيراي خود در منطقه و به خصوص در ميان مردم مسلمان منطقه و حتي مردم خود ترکيه را از دست داده و به يک عروسک يا مترسک رقصان و لرزان غربيها در افکار عمومي جهاني مبدل شدهاند.
تأکيد، همراهي و همگرايي شديد دولت ترکيه با غرب در تغيير چهره و هويت ترکيه را ميتوان نمونه کوچکي از همين همگرايي و مرکزگرايي دولت اردوغان در تلاش براي تغيير هويت و چهرهاسلامي خاورميانه دانست.
همگرايي و مرکزگرايي ترکيه نسبت به سياستهاي محور غربي در منطقه و به خصوص در سوريه و عراق را ميتوان به نقش يک مترسک رقصان و خوش رقص براي ترساندن محور ضد غربي خاورميانه تشبيه نمود که اردوغان و دولتش به خوبي توانستهاند نقش مترسک و عروسک غربگرا يا غربگردان را بازي نمايند. اين وابستگي به غرب و به خصوص امريکا آنچنان ميباشد که دولتمردان ترکيه بدون حمايت، پشتيباني و همنوايي امريکا، نميتوانستند زمينه موفقيت سياستهاي منطقهگرايانه خود را فراهم نمايند (دهشيار 1391، 39). همين خوش رقصيها و ايفاي نقش غربگرايي توسط حزب عدالت و توسعه و سران آن مانند اردوغان و گل است که شائبه غيرمسلمان بودن يا تظاهر به اسلام اين دو رهبر حزب عدالت و توسعه را پررنگتر کرده و ضمن تأکيد بر ريشه يهودي آنان، اين دو نفر و همسران آنها را عامل مخفي يهوديان در ترکيه و جهان اسلام معرفي و براي معرفي آنان از اسامي “گل موسي”و”مجاهد موسي”استفاده، اين دو رهبر حزب عدالت و توسعه را مجري اهداف و خدمتگزار صهيونيستها معرفي مي‌کنند (اعتضادالسلطنه 1391، 169).

4-3- بخش دوم

4-3-1- هويت، منافع و راهبردهاي ايران
آنچه در فصلهاي گذشته و بخش اول از اين فصل به آن پرداخته شده را بايد بررسي وضعيت هويتي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي و … جمهوري ترکيه دانست که يک ستون از دو ستون اين تحقيق ميباشد، ستون ديگر اين تحقيق را بايد به ايران و هويت، فرهنگ و سياست آن اختصاص دهيم. هويت و فرهنگ ايراني که در برابر هويت و فرهنگ غربگراي ترکيه در منطقه به مقاومت پرداخته و بسياري از اقدامات غربگرايانه اين کشور را خنثي نموده است.
ايران کنوني با داشتن سابقهاي چند هزار ساله از هويت و دارا بودن سابقه دولتهاي باستاني در تعريف امروزي آن، يک هويت بنيادين و نهادينه شده چند هزار ساله دارد که عليرغم تمامي جنگها و البته سه حمله خانمانسوز بزرگ به آن (حمله اسکندر، حمله اعراب مسلمان و حمله مغول)، همچنان در مسير همان هويت و تمدن ايراني خود به حيات خويش ادامه داده و بلکه مهاجمان خارجي را نيز در هويت و تمدن خود جذب و ذوب نموده است.
يک تفاوت عمده ميان ايران و ترکيه کنوني و حتي عثماني را بايد در بحث حاکميت دولت در اين دو کشور دانست. ترکيه تا قبل از ورود ترکان سلجوقي به اين مناطق، تحت سلطه حکومتهاي باستاني غير ترک و البته اروپايي مانند روم و سپس امپراتوري ايران بوده است. در حالي که ايران داراي يکي از کهنترين پيشينه‌هاي استقرار دولت

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه حزب عدالت و توسعه، اعتضادالسلطنه، محمدرضاشاه Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد هویت اجتماعی، هویت فردی، تعامل اجتماعی