منابع و ماخذ پایان نامه جهان اسلام، رکن الدوله، جذب دانش

دانلود پایان نامه ارشد

باشد.91
در دوران آل بويه نقبا نقش مهمي در امور فرهنگي و اجتماعي ايفا کردند و از اين طريق در اعتلاي تشيع و رشد و گسترش آن گام برداشتند. بهاءالدوله در سال 394 ق.، ابواحمد موسوى (پدرشريف مرتضى و شريف رضى) را به نقابت علويان عراق برگزيد و او را ملقّب به “ذوالمناقب” ساخت. وي در سال 396 ق. نقابت علويان عراق را به شريف رضى واگذار كرد و به او لقب “ذوالحسبين” و به برادرش شريف مرتضى نيز لقب “ذوالمجدين” اعطا نمود. پس از شريف مرتضي، منصب نقابت علويان به پسرش عدنان رسيد. وي در سال 449 ق. درگذشت و پس از آن به مدّت چهارسال به علّت اوضاع آشفت? بغداد، علويان را نقيبي نبود.92
علاوه بر نقابت منصب اميرالحاجي و نظارت بر مظالم در برخي از مناطق به دانشمندان شيعه واگذار مي شد.93
بدين سان نفوذ شيعيان در حکومت عباسيان و به ويژه آل بويه، نقش مهمي در اقتدار شيعيان در بغداد و ديگر مناطق جهان اسلام ايفا نمود.
1 – 2 – 2 – 3. كتابخانه ها و مجامع علمي بغداد
يكي از مهمترين عوامل رشد و توسع? فرهنگ، نگارش کتب و تأسيس کتابخانه ها در مراکز علمي مي باشد. اين مهم از ابتداي خلافت عباسيان مورد توجه آنان قرار گرفت و چنانکه پيش از اين گفتيم مأمون عباسي با تأسيس بيت الحکمه زمين? جذب دانشمندان را به بغداد فراهم آورد.
در دوران آل بويه کتابخانه سازي رونق بيشتري گرفت، تا آن جا که دوران آل بويه را دوران کتابخانه ناميده اند.94 گفته شده است که زمان حمل? مغولان، بغداد سي و شش کتابخان? عمومي و تعدادي کتابخان? خصوصي داشت، و رسم بر آن بود که هر يک از ثروتمندان مقدار زيادي کتاب داشته باشد.95 ضمن آن که در قرن چهارم، کتابخانه سازي به عنوان يک اقدام فرهنگي مورد استقبال اميران آل بويه قرار گرفت، عضد الدوله در قصر بزرگ خود در شيراز، کتابخانه اي عظيم بنا کرد و زماني که به بغداد رفت آن کتابخانه را بدان جا منتقل کرد. گفته شده هر کتابي که تا آن زمان نوشته شده بود در کتابخان? او يافت مي شد.96
کتابخان? صاحب بن عبّاد که کتابهايش به سيصد بار شتر مي رسيد و سلطان محمود غزنوي بعد از تسلّط بر ري تمام آنها را آتش زد، کتابخان? ابوالفضل بن عميد وزير دانشمند رکن الدوله در ري، که رياست آن بر عهده ابوعلي مسکويه بود، کتابخان? حَبشي فرزند معزّ الدوله در بصره و کتابخان? سيّد مرتضي که حاوي هشتاد هزار کتاب بوده، از ديگر کتابخانه هاي معتبر دوران آل بويه بوده است.97
افزون بر اين در سال 383 ق. نخستين “دارالعلم” در محل? شيعه نشين کرخ، به همت شاپور بن اردشير، وزير بهاء الدوله، تأسيس شد. وي در آن جا کتابخان? عظيمي با بيش از صد هزار جلد کتاب بنا کرد.98 ابن کثير نوشته است:
“به گمان من اين نخستين مدرسه اي بود که وقف فقها شده و تأسيس آن به ساليان زيادي پيش از تأسيس مدارس نظاميه بازمي گردد”.99
اين کتابخان? بزرگ به هنگام ورود طغرل سلجوقي در سال 451 ق. در آتش سوزانده شد.100
سيد رضي نيز در نزديکي خان? خويش در کرخ بغداد، مدرسه اي تأسيس کرد و آن را دارالعلم ناميد. اين مدرسه، ساختمانها و تالارهايي براي تدريس، سخن راني و محلّ برپايي جلسات بحث و گفتگوهاي علمي و اتاقهايي براي سکونت دانشجويان داشت.101 در کنار مدرسه، کتابخان? بزرگي با هشتاد هزار جلد کتاب بود که سيد رضي خود به امور آن رسيدگي مي کرد.102
ناگفته نماند که پيش از تأسيس اين مدارس يكي از کانونهاي اصلي آموزش در بغداد، مساجد بوده است. از مهمترين اين مساجد “جامع مدينة المنصور” و “جامع رُصافة” از مساجد اهل سنت و “مسجد الشَّرقية” و “جامع البَراثا” از مساجد مهم شيعيان است.103 در اين مساجد، حلقه هاي بحث و مجالس گسترد? روايت حديث برگزار مي شده است.104
اين فعّاليّتها سبب آن شد که کتب بسياري در علوم و فنون گوناگون نگاشته شود.105 تا آن جا که مدتها بعد از اين دوره، دانشمندان ناگزير از پيروي اين مکاتب و شرح و تلخيص کتب اين عصر بودند. اين فعّاليتها و خدمات فرهنگي در ساي? حمايتهاي آل بويه صورت گرفت. آنچنانکه مسکويه در اين زمينه مي گويد:
“دانشهاي مرده زنده شد، دانشمندان گرد آمدند، جوانان به آموختن و پيران به آموزش پرداختند، ذوقها به جوش آمد، بازار کساد دانش رونق گرفت و هزين? سنگين اين کارها، همه از بيت المال پرداخت مي شد”.106

1 – 2 – 3. فرقه ها و مکاتب مختلف فکري در بغداد 107
بغداد محل حضور پيروان مذاهب گوناگون اعم از مسلمان و غير مسلمان بود، اگرچه حضور غير مسلمانان چشمگير نبود، با اين حال مردماني از اديان مختلف نظير نصراني، يهودي، زردشتي، مانوي، مزدکي، صابئي و غيره در اين شهر زندگي مي کردند.108 مسلمانان بغداد به دو گروه شيعه و سني تقسيم مي شدند. شيع? اماميه بخش زيادي از مردمان شهر را تشکيل مي داد. مذاهب اربع? اهل سنّت نيز همه در اين شهر نمايندگاني داشت، اما حنبليان از نفوذ بيشتري برخوردار بودند و اکثريّت قابل ملاحظه اي داشتند و نقش “حزب سياسي و مذهبي مخالف” آل بويه را بازي مي کردند. در دور? مورد بحث ما مذهب حنبلي دو دوران متمايز دارد: يکي محکوم شدن مذهب حنبلي به فرمان خليفه الراضي در سال 323 ق. و ديگري کوششي که از جانب خليفه القادر در سال 409 ق. صورت گرفت تا مذهب حنبلي مذهب رسمي حکومت اسلامي شود.109
رياست حنبليان بغداد را ابومحمد حسن بن علي بَربَهاري (د. 329 ق.) عهده دار بود. وي عقايد خاصّي داشت که بعدها ابن تيميه آن را گسترش داد.110 بربهاري با شيعيان دشمني بسيار داشت و عزاداري براي امام حسين ( و زيارت مزار مطهّر ايشان را ممنوع کرده بود و فرمان کشتن نوحه گران را صادر کرد.111 پس از بربهاري و محکوم شدن حنابله و به قدرت رسيدن حکومت شيعي آل بويه تب و تاب آنان موقتاً فرونشست، اما آتش خشم و خصومت آنان با اندک بهانه و فرصتي که به دست مي آوردند شعله ور مي شد. از اين رو، در دوران حکومت آل بويه شاهد حملات مکرّر حنبليان محل? باب البصرة به شيعيان کرخ بغداد هستيم. واکنش نهايي اهل سنت به دوران آل بويه نيز در حکومت ترکهاي سلجوقي در قرن پنجم، با گرايش به مذهب حنبلي، هويدا شد.
اما تشيّع که در اين عصر هم به عنوان يك مذهب فقهي مورد توجه قرار گرفت و هم فرق? کلامي مهمي در اين دوران محسوب مي شد، چنان تفوّقي در اين عصر به دست آورد که قرن چهارم را قرن پيروزي شيعه نام نهادند. امّا با اين حال، دولتهاي شيعي اين قرن (آل بويه در عراق و بخشهايي از ايران، حمدانيان در شمال غرب عراق تا حلب و مناطقي از شام، فاطميان در مصر و شمال آفريقا و شيعيان زيدي در يمن) متأسفانه نتوانستند تشيّع را مذهب رسمي جهان اسلام اعلام نمايند. ضمن آن که دولت آل بويه اگرچه شيعه بوده و از مباني تشيّع دفاع مي کرد، در عمل نتوانست حتّي بغداد را به طور کامل در اختيار شيعيان قرار دهد.
به هر روي، بويهيان اگرچه نتوانستند به آرمان جهاني شدن تشيّع جام? عمل بپوشانند، موجبات گسترش آن را در نقاط مختلف به ويژه در عراق و ايران فراهم آوردند. در اين عصر که تقريباً مقارن با آغاز غيبت کبري است، عالمان بسياري به بغداد آمده و کتب ارزشمندي که شالوده و اساس مباني تشيّع در سده هاي بعد را تشکيل داد به رشت? تحرير درآوردند.
افزون بر تشيع که از مهمترين مکاتب کلامي اسلامي در بغداد محسوب مي شد، به طور عمده دو گروه معتزله و اهل حديث نيز در بغداد فعال بودند. گرچه بنابر باور برخي، معتزليها به دو فرق? سنّي و شيعه تقسيم مي گردند و شيعه وارث معتزله است،112 اما بايد گفت که نسبت دادن انديشه هاي اعتزالي به شيعه اگر به مفهوم انديشه هاي عقل گرايانه باشد صحيح است امّا عقايد خاصّ معتزله تفاوتهاي بسياري با عقايد کلامي شيعه دارد.113 بنابراين آنچه در خصوص معتزله مورد بحث قرار مي گيرد، يکي از فرقه هاي کلامي اهل سنّت است که در دوران آل بويه طرفداران زيادي داشته و در دو شاخ? معتزل? بصره و معتزل? بغداد فعّاليّت مي کرده است. طرفداران اين دو نحل? کلامي، در اصول و روش فکري توافق دارند، امّا در پاره اي مسائل کلامي اختلافاتي ميان آنها مشاهده مي شود.114
معتزل? بصره گروهي از معتزليان بودند که با ظهور واصِل بن عَطاء(80 – 131 ق.) و عَمرو بن عُبَيد (80 – 144ق.) فعّاليّت خود را آغاز کردند. اين شاخه، رجال طبق? چهارم به بعد معتزله را در بر مي گيرد و با مشاهيري نظير نَظّام (د. 231 ق.)، جاحظ (د. 256 ق.)، ابوعلي جُبّائي (د. 203 ق.)، ابوهاشم جُبّائي (321 ق.) نامبردار است. از رجال طبق? ششم به بعد، معتزل? بغداد از معتزل? بصره جدا شد. بِشر بن مُعتَمِر(د.210 ق.) بنيانگذار شاخ? معتزله بغداد است. در اين شاخه دانشمنداني همچون ابوجعفر اِسکافي (د.240 ق.)، ابوالحسن خيّاط (د.290 ق.)، ابوالقاسم بلخي (د. 319 ق.) و ابوبکر احمد بن علي اِخشِيد (270 – 322/ 326 ق.) فعّاليّت مي کردند.115
به هرروي، نقش آل بويه در استمرار شکوه معتزله انکارناشدني است. وزيران بويهي به ويژه صاحب بن عبّاد، وزير فخرالدوله ديلمي، از معتزله حمايت مي کردند. به دعوت همو قاضي عبدالجبار (د.415 ق.) به ري رفت و شاخه اي از معتزله را در آن ديار سامان داد. ضمن آن که سِمَت قاضي القضاتي ري را نيز بر عهده گرفت.116 حمايت ديلميان از معتزله چنان بود که برخي امير عضدالدوله ديلمي را بر آيين معتزله دانسته اند.117 اما با سپري شدن دوران آل بويه فتنه اي که گريبانگير شيعيان شد، دامان معتزله را نيز گرفت. به عنوان نمونه سلطان محمود غزنوي پس از غلبه بر ري، معتزليان آن جا را به خراسان تبعيد کرد و کتابهاي فلسفه، اعتزال و نجوم را سوزاند.118
با اين حال فرق? معتزله با هم? فراز و فرودها تا قرن هشتم در عرص? منازعات کلامي حضور داشت اما پس از اين دوران عملاً گروهي به نام معتزليان وجود نداشت.119
در برابر مکاتب خردورزان? کلامي معتزلي و شيعي، تندروان اهل حديث قرار داشتند که با شيعه و معتزله سخت ستيزه مي جستند. طرفداران اصلي اين گروه را حنابله تشکيل مي دادند. ايشان خود را اهل سنّت واقعي، و شيعه و معتزله را اهل بدعت مي انگاشتند. پيش از آمدن معزّالدوله به بغداد اين گروه قدرت زيادي داشتند و آشوبهاي زيادي بر ضدّ مخالفان خود در بغداد بر پا مي کردند. امّا با ورود معزّالدوله به بغداد پشتوان? حکومتي خود را از دست دادند و تا حدود صد سال بعد، از حمايت قدرتهاي سياسي برخوردار نبودند امّا در اين مدت نيز به پشتيباني برخي گروههاي حامي خود، به آزار شيعيان و ساير مخالفان خود مي پرداختند.120
اهل حديث با فلسفه سخت مخالف بوده و عقايد کلامي خود را تنها بر اساس روايات نقل شده مبتني مي کردند و محتواي آنها را حتي اگر از نظر عقل مردود بود، مي پذيرفتند. بر اين اساس، با توجه به مشخص? عمومي اين گروه که در مخالفت با هرگونه اجتهاد و رأي و استناد مطلق به احاديث ظهور مي يابد، جريان اهل حديث و مشخّصاً پيروان احمد بن حنبل (164 – 241 ق.) را از فرقه هاي کلامي محسوب نمي کنند.121 اما با اين حال، پاره اي از عقايد احمد بن حنبل بعدها مبناي مکتب کلامي اشعري قرار گرفت. “هماننديهاي انديش? اشعري با آنچه از ابن حنبل نقل شده، تصريح اشعري به اين که عقيده اش همان عقايد ابن حنبل است و سرانجام فتواها و تصريحهايي از سوي عالمان اهل سنّت مبني بر همانندي مسلک اشعري با تعاليم ابن حنبل دلايلي بر پيوند استوار انديشه هاي اشعري و مسلک اشاعره با ابن حنبل و ديدگاههاي اهل حديث است”.122 از اين رو، مي توان گفت هرگونه تأييد مکتب اهل حديث و حنابله به منزل? حمايت از مسلک اشعري بوده است. سير انديش? اشعري از زمان برگشت ابوالحسن اشعري از مکتب اعتزال در سال 300 ق. آغاز شد و تا دوران غَزّالي (450 – 505 ق.) دور? کمال خود را سپري کرد. مشاهير برجسته اي همچون ابوبکر باقِلاّني (338 – 403 ق.)، ابواسحاق اسفرايني (د. 418 ق.)، ابومنصور عبدالقاهر بغدادي (د. 429 ق.)، امام الحَرَمَين جُوِيني (419 – 478 ق.) در دور? مورد بحث ما مي زيسته اند که برخي از آنها همچون باقلاّني روابطي با عالمان شيعه نيز داشته اند.

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه رکن الدوله Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق، جهان اسلام، فرهنگ و تمدن