منابع و ماخذ پایان نامه توسعه شهر، اقتصاد دانش، اقتصاد دانش محور، فضای شهری

دانلود پایان نامه ارشد

كار را به تحليل بردهاند. دوم: اشكال جديد هويت جمعي ايدههاي شهروندي ملّي را به چالش كشيده است. فناوريهاي جديد تا حد زيادي امكان براي تفكّر و عمل چند ملّيتي را از طريق ظهور ارتباطات مجازي و هويتهاي فراسرزميني گسترش داده است. به علاوه شهروندي منعطف و وابستگي مهاجران اقتصادي و اجتماعات محلّي پراكنده در يك جهان در حال تغيير دولت ملّت را دچار تزلزل كرده است. شهرها به عنوان مقصد اصلي مهاجران چند ملّيتي مكانهايي ممتاز براي مذاكره مجدد شهروندي است. بدينترتيب، شهرها به عنوان «دولت هاي درحال جايگزين در ساخت هويت هاي اجتماعي هستند»(28-287 ,2002 , Bunnell). البتّه، زوال دولت ملّت ها براي همه صادق نيست. برخي دولت ملّت ها ممكن است، تحت شرايط شهرنشيني تحليل بروند در حالي كه دولتهاي ملّي ديگر ممكن است در ارتباط با شهرها بر زندگي اقتصادي، اجتماعي و سياسي شهرنشينان مسلّط شوند(www.gt2030.com).
2-5-2- تغيير از حكومت به حكمروايي و نقش كانوني اجتماعات محلّي
از يك دهه قبل از آغاز هزاره جديد رويكرد به توسعه شهري دگرگوني مهمي در پارادايم خود را تجربه كرده است. آموختن از تجارب قبلي و نگرش سنتي«پائین به بالاست». تغییر از یک نگاه «تجویز به مشارکتی» از تأكيد بر محصول به تمر كز بر فرآيند، از وابستگي به منابع موجود به ظرفيتسازي، از توجه به راهحلهاي دولت محور به شيوههاي حل مسأله با تأكيد بر ابتكارات جامعه مدني و از مساعدت و همياري به مشاركت واقعي، ويژگيهاي اين الگوي جديد توسعه است. الگويي كه تأكيدي بنيادين بر نقش مردم، اجتماعات محلّي و جامعه مدني دارد(حاجي پور، 1385، 38).
در واقع در اوايل دهه 1990 ميلادي رويكرد مديريت شهري دولت مدار به رويكرد حكمروايي شهري تحوّل يافته است. حكومتهاي شهري ديگر مثل گذشته نميتوانند همان شيوه تفكر پيشين يا كنترل رويدادها را ادامه دهند. نشان مرحله حكمروايي، ارتباط بين حكومت و جامعه مدني و تأكيد بر شفافيّت و پايبندي به اصول است. حكمروايي كه نوعي فرآيند است هم حكومت و هم اجتماع محلّي را در بر مي گيرد و به موجب آن پاسخگويي، تناسب و آينده نگري، توانايي برخورد مؤثّر با مسائل جاري و پيشبيني رويدادها نه تنها به شبكههاي سازماني رسمي، بلكه به شبكههاي غيررسمي نيز بستگي دارد. شبكههايي كه مردم را قادر ميسازد زماني كه شبكههاي رسمي در كار فرو مي مانند آن را به انجام برسانند. حكمروايي مفهومي است كه به منظور توجه به نقش روزافزون بازيگران و سهام داراني كه علاوه بر دولت در رشد و توسعه شهرها نقش دارند، عموميّت يافته است. اين در حالي است، كه حكومت شهري شيوه اداره مقتدرمآبانه است(برکپور و اسدی، 1390، 190). اين تغيير پاردايمي از مديريت و حكومت شهري به حكمروايي شهري و نيز نقش كانوني اجتماع محلّي درشكل گيري شهر خلّاق- كه خود مظهر حضور و فعاليت و بالفعل شدن استعدادهاي اجتماع محلّي و همه بازيگران در عرصه توسعه و اداره شهري است مؤثّر بوده است. در واقع شهر خلّاق، قدرت را از مسئولان، مديران و نهادها به سرمايه اجتماعي و شهرونداني منتقل ميكند، كه بايد فعالانه در فرآيند برنامهريزي شركت كنند و ايدههاي مورد نظرشان را در ساخت، طراحي، حمل و نقل، ارتباطات، نمايش هنر و … به كار ببندند(11 , 2011, Deffner,Vlachopoulou).
2-5-3- جهاني – محلّي شدن11
بستر زمينهساز بعدي در شهر خلّاق، مفهوم جهاني محلّي شدن است. اين عقيده وجود دارد كه بين شهرها و فرآيند جهاني شدن پارادوكس به اصطلاح جهاني – محلّي وجود دارد. در جهاني كه روز به روز بيشتر ادغام ميشود، شهرها بايد به ويژگيهاي منحصر به فرد مكاني و فضايي خويش، بيش از پيش متكّي باشند در واقع اين خصلتهاي مكان پايه (محل پايه) براي يك شهر مشخص ميكند كه چگونه بر ديگران پيشي بگيرد و بتواند در رقابت با ديگر نواحي شهري در اقتصاد دانش محور جهاني خود را از سايرين متمايز سازد(Hospers, 2003). در مفهوم جهاني محلّي لازم است كه هميشه از مسائلي كه به صورت جداگانه و محلّي هستند، يك چشمانداز جهاني داشته باشيم كه پايه آن بر زمينههاي محلّي استوار است(2010,511 , Danny Samson ,Okano and). اقتصاد دانش و پارادوكس محلّي- جهاني بيانگر آن است كه شهرها، بيش از گذشته براي منافع ساكنان، شركت ها و بازديدكنندگانشان، رقابت وتلاش مي كنند. هر شهري ميتواند منافعش را از طريق جذب كاركنان دانش افزايش دهد. اين همان چيزي است كه به شهر كمك ميكند تا به مزيت رقابتي دست يابد. درست است كه اقتصاد دانش محور جهاني ميتواند منجر به ايجاد يك دهكده جهاني شود. اما، اين ضرورتاً به معناي بياهميت شدن شهرها نيست. بلكه، برعكس آينده در دستان شهرهاي مبتكر و نوآور است. اما، شهرها بايد قدرت رقابتيشان را به گونهاي تقويت كنند كه رقبا نتوانند برنامههاي آنها را خنثي كنند. از اين رو استراتژيهاي هوشمندانه و واقعي در مقياس محلّي بايد اين عنصر (تقويت قدرت رقابتي) را در خود داشته باشد. آن دست از نواحي شهري كه در توسعه استراتژيهاي محل پايه موفّقند، توانايي آن را دارند كه تبديل به «شهرهاي رقابتي وخلّاق» شوند(Hospers, 2003).
2-5-4- اهميّت يافتن اقتصادهاي فرهنگ پايه و دانش بنيان
فرآيند بازساخت اقتصادي اخير تغييري مداوم در اقتصادهاي شهري را از وضعيّت فورديسم كه در آن صنايع كارخانهاي از طريق استانداردسازي فرآيند توليد شناخته ميشد به وضعيت پست- فورديسم كه مشخصههاي اصلي بخشهاي تجارت و خدمات مصرف كننده و ارتباطات، به عنوان فرآيندهاي توليدي كه كمتر استاندارد شده و بيشتر انعطافپذيرند؛ به سوي وضعيت اخير كه فناوري، خدمات و ارتباطات در افزايش دانش، بخشهاي فرهنگي با عناصري كه براي خلّاقيت و نوآوري مناسبند، آشكار ميسازد(Musterd,2002,3). در واقع اقتصادهاي شهري پر هزينه رقابتي، ديگر نمي توانند در توليد انبوه رقابت كنند. بلكه، مجبورند بر ارزشهاي سمبوليك تمركز كنند. اين نيازمند تغيير ساختارهاي توليد به سوي فعاليتهاي طراحی خلّاق است(.(Romein and Jacob Trip, 2009, 3 بدينترتيب در پايان قرن بيستم، فرهنگ و خلّاقيت با بخشهاي خاص اقتصادي به وضوح پيوند خورد( 27,2008 ,Van Loon). دگرگونیها بهطور معناداری با تغييراتي كه در شهرها به عنوان موتورهاي رشد اقتصادي و مراكز توليد، مصرف، نوآوري و تجمع ثروت؛ رخ ميدهد، در ارتباط است. برخي از اين شهرها در اين دگرگونيها بيشتر از سايرين پيشرفت ميكنند. توليد امروز در شهرها زياد به مواد اوّليّه وابسته نيست. توليد امروز در محيطي از خدمات، آگاهيها، دانش، مصرف، فرهنگ و نوآوري شكل ميگيرد. بنابراين، هيچ مادهاي به اندازه استعداد (مهارت بالا) يا همان سرمايه انساني در توليد نقش محوري ندارد. امروزه برخي شهرها قادرند تا خصوصيات ويژه مكاني كه اغلب به طور كامل براي تقاضاي جديد مناسبند را در خود به وجود آورند. اين شهرهاي موفّق ، شهرهاي دانش و شهرهاي خلّاق هستند((Musterd, 2002,3.
2-6- راهبرد شهر خلّاق
راهبرد شهر خلّاق، به “بازسازی” کل شهرها نمی‏پردازد، بلکه به عنوان یک مدل غالب، درک ما از شهرها، روش زندگی در آن‌ها و اندیشیدن به شهرها را تغییر می‏دهد. به عبارت دیگر، اگر بتوانیم شرایطی فراهم کنیم که مردم بتوانند بر اساس تخیلات بلندپروازانه، فکر، برنامه‏ریزی و عمل کنند و فرصت‏های توسعه وجود داشته باشند، می‏توانیم به شهر خلاق نزدیک شویم. این فرصت‏ها می‏توانند شامل اقداماتی برای تولید ثروت و افزایش بازده اقتصادی، ارتقاء زیبایی‏های بصری در محیط شهری یا حل مسائل اجتماعی باشند. مفهوم شهر خلّاق برای مفهوم‏سازی و تصویرسازی از شهرها به طور فزاینده‏ای از واژگانی مانند “شهر خلّاق” (لندری 2008) و “طبقه خلّاق” (فلوریدا 2002) استفاده می‏شود که بر اهمیت فرهنگ و هنر در بافت شهری تأکید دارند. تا اواسط دهه 1990، ابتدا در بریتانیا و سپس در آمریکا، مفهوم شهر خلاق تبدیل به یک پارادایم هنجاری و مدلی جدید از جهت‏گیری سیاست‏ها و برنامه‏ریزی شهری شد. (لندری نظریه‏پرداز شهری) و فلوریدا (اقتصاددان) نماد اصلی “مفهوم شهر خلّاق” بوده‏اند. مفهوم شهر خلّاق عموماً توسط مقامات شهری، برنامه‏ریزان شهری، کسب و کارها و همه افراد علاقمند به توسعه شهر و با هدف بازتعریف شهر به عنوان یک مرکز “خلّاق” و نیز به عنوان نوعی از برنامه‏ریزی راهبردی به کار می‏رود. موفقیت کلان مفهوم شهر خلّاق، به واسطه تغییرات گسترده‏تر اقتصادی و اجتماعی است که در نتیجه آن، خلّاقیت انسانی تبدیل به یک عامل کلیدی شده است.
تغییر سبک زندگی و کار منجر به ایجاد طبقه‏ای جدید با عادات یا ویژگی‏های فرهنگی جدید شده که بر ارزش‏ها و هنجارهای جدید نظیر فردگرایی، تنوع، انگیزش درونی، خوداظهاری و آزادی تمرکز دارد. واژگان کلیدی و مفاهیم زیربنایی شهر تغییر و تمرکز بر خلّاقیت در استفاده فراوان از مفهوم “شهر خلّاق”، به عنوان مثال توسط فلوریدا و لندری مشاهده می‏شود. این واژه در رشته‏های مختلفی نظیر روان‏شناسی، جامعه‏شناسی، انسان‏شناسی و اقتصاد مورد بحث و بررسی قرار گرفته و آن را تبدیل به یک حوزه پژوهشی گسترده نموده است. تعاریف خلّاقیت بستگی به ویژگی‏های عمومی جامعه و رشته خاصی دارد که به بررسی آن می‏پردازد. به طور کلی می‏توان خلاقیت را این‏گونه تعریف کرد: “ظهور یک امر نو و مناسب از یک فرد، گروه یا جامعه”. از نظر فلوریدا، اعضای طبقه خلّاق، از خلّاقیت برای خلق ارزش اقتصادی استفاده می‏کنند و بر این مبنا می‏توان آنها را به “هسته فوق‏خلّاق” و “افراد حرفه‏ای خلّاق” تقسیم کرد.
همچنین یک “طبقه خدماتی” وجود دارد که در طبقه خلاق جای نمی‏گیرد، اما وجود آن برای برآورده نمودن تقاضای طبقه خلاق ضروری است. برخلاف فلوریدا، لندری روی اعضای این طبقه جدید تمرکز نکرده، بلکه بیشتر به ویژگی‏های خلاقیت نظیر توانایی تفکر منعطف و برخورد باز با مسائل توجه داشته است. از نظر وی، خلاقیت از طریق ایده‏ها و تفکر شکل می‏گیرد و فرهنگ به عنوان یک منبع خلاق، اهمیت خاصی دارد. همان‏طور که کرچ‏برگ می‏گوید: لندری عمدتاً خلاقیت را ویژگی یک هنرمند می‏داند، در حالی که فلوریدا مفهوم این واژه را گسترده‏تر در نظر می‏گیرد تا تقریباً همه افرادی که در دوره پساصنعتی به خلق ارزش می‏پردازند، دربرگیرد. مدل شهر خلاق، روی تأثیرات و نتایج خلاقیت متمرکز می‏شود. تأثیرگذاری طبقه خلاق بر مکان مفهوم طبقه خلاق و خلاقیت به عنوان “یک سرمایه جدید که بسیار پیچیده‏تر و قوی‏تر از سرمایه مالی است”، فضای شهری را تحت تأثیر قرار داده و تبدیل به پارادایم غالب در این فضا شده است.
فلوریدا و لندری معتقدند خلاقیت برای پیشرفت و نهایتاً ایجاد رفاه اقتصادی نیاز به یک چارچوب خاص دارد. اگرچه لندری خلاقیت را عمدتاً یک ویژگی فردی در نظر می‏گیرد، معتقد است که فضاهای شهری فیزیکی تأثیر ناچیزی بر خلاقیت دارند. اما از نظر فلوریدا مکان، واحد کلیدی سازمان‏دهی اجتماعی و اقتصادی دوره ماست؛ از این رو، ایجاد یک محیط خلّاق، تبدیل به کلید موفقیت اقتصادی شهرها می‏شود. شهروندان از شهر خود انتظار کیفیت زندگی مناسب دارند و این مسأله، اهمیت و نقش فرهنگ، تفریح و سرگرمی، مصرف و امکانات رفاهی شهری در ارتقاء مکان‏های مختلف را افزایش می‏دهد. بنابراین شاهد تغییر شیوه تفکر نسبت به فضای شهری و نیروهای پیشران توسعه در یک شهر هستیم. شهر دیگر فقط یک فضای “کارکردی” با تفکیک زندگی و کار و اشکال استاندارد مصرف و استراحت نیست. شهر خلّاق، دارای ویژگی فرهنگی است؛ یعنی شهری که در مقایسه با سایر شهرها دارای نشانه‏ها، علائم و الگوهای خاصی می‏باشد؛ و به منظور جذب طبقه خلّاق، از تمایز محلی و بومی خود استفاده کرده و آن را توسعه می‏دهد. از نظر لندری، شهرهای موفق، متنوع‏ترین و بامداراترین مکان‏ها هستند.
در مدل شهر خلّاق، حضور و تمرکز هنرمندان، دانشمندان و موسیقی‏دانان در توسعه اقتصادی شهر نقش دارد، چرا که این گروه‏ها خلّاقیت را تقویت کرده و برای طبقه جدید جذابیت ایجاد می‏کنند. فلوریدا شاخص‏های مختلفی نظیر شاخص خلّاقیت و 3 تی (فناوری، استعداد، مدارا ) را برای

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه زیرساختها، مسائل شهری، نیروی کار، علم و تکنولوژی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه توسعه شهر، اقتصاد دانش، فعالیت‏های فرهنگی، اوقات فراغت