منابع و ماخذ پایان نامه تقسیم کار، ایفای نقش، کارکردگرایی، منافع اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

شود. یک دلیل احتمالا این است که ساختار خانواده های چند همسری از یک قالب اجتماعی ریشه دار مشتق شده است و در ادبیات موجود در جوامع اشتراکی، افراد خود، ارزش شان و عزت نفس شان را در جمع و در حس تعلقشان جستجو میکنند، و دلیل دیگر این است که چند همسری و خانواده گسترده برای کودکان منافعی از جمله داشتن مراقبان بیشتر را در پی دارد.

2-3- نقد و بررسی تحقیقات پیشین

چه در تحقیقات داخلی و چه در تحقیقات خارجی، به ابعادی از پدیده مورد نظر پرداخته شده که در روشن شدن مسئله حائز اهمیت است. ابعادی چون نگرش به خانوادههای چند همسر، نگاه به قانون حکایت از خانواده، علل و پیامدهای چند همسری، اما ایرادی که بر پژوهش های ذکر شده میتوان وارد دانست اینست که در تمامی موارد از روش کمی برای پژوهش خود بهره جستهاند. حال آن که روش کیفی میتواند گزینهای مناسب برای پرداختن و کشف زوایای پنهان مسئله مورد نظر باشد. اما نکته دیگری که در اینجا میتوان اشاره کرد این است که تحقیقات انجام گرفته به خصوص تحقیقات داخلی به صورت کلی و از زوایای دور به این مسئله نگریستهاند بدین معنا که کسی به دنبال این نبوده که به واسطه اعضای این نوع خانوادهها (زن دوم- زن اول- فرزندان و شوهر) به این مسئله بپردازد و نگرش آنان را جویا شود. اما در تحقیقات خارجی، این مسئله به نسبت مورد توجه قرار گرفته است.

فصل سوم

مبانی نظری پژوهش

3-1- مقدمه

در تحقیقات کمی، چارچوب نظری موجب میشود تمامی مراحل کار بر مبنای یک جهت گیری پیشینی انجام گیرد، در حالی که در تحقیقات کیفی و نظریه مبنایی در مراحل نهایی پژوهش میتوان به چنین جهتگیری نائل آمد. تحقیقات کیفی و تحلیل مبنایی همواره انعطافپذیری خاصی را به همراه دارد و به همین دلیل در تحقیق کیفی، محقق برخورداری از یک چهارچوب نظری از قبل تعیین شده را برای تحقیق مضر میداند. چون محقق را محدود میکند (آریان، 1389).
در مطالعه حاضر جهت تحلیل روابط خانوادگی از تئوری پردازان مکتب کارکردگرایی (ویلیام گود) و نظریه تضاد (راندال کالینز و جرج زیمل) استفاده شده است. هر یک از این تئوریها جهت تبیین بخشی از روابط میان زوجین در خانواده تک همسر و چندزن مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین به بیان رویکردهای روانشناختی و مردم شناختی پرداخته میشود.

3-2- رویکرد جامعه شناختی

از آنجا که ازدواج اغلب به شیوههای قانونی، دینی و فرهنگی اطلاق میشود که ماهیت و کیفیت آن توسط هنجارهای اجتماعی ساخته میشود؛ لذا میتوان به لحاظ ساختاری از ازدواج تک همسر و چندهمسر نام برد که در جوامع مختلف جایگاههای متفاوتی دارند. به طور کلی ازدواج چند همسری در جوامع جمعی، الگوی مرسوم به شمار میرود. در این جوامع نرخ باروری بالاست و فرزندان به عنوان منبع تامین کننده نیروی کار و ثروت، حامی منافع اقتصادی و اجتماعی والدین قلمداد میشوند. به همین دلیل تمایل به داشتن فرزند زیاد از طریق حمایت از ساختار چندهمسری برای نظام خانواده انجام میگیرد. در ایران بر اساس باورها و سنت، كه پوشش قانونی هم به خود گرفته، مردان می‌توانند چهار زن دائم و بی‌شمار موقت داشته باشند. در این راستا رسوم فرهنگی دیگری هم وجود دارند كه از این نگرش و قانون به سود خود استفاده می‌كنند. به عنوان مثال، در برخی از نقاط كشور رسم است كه در صورت درگذشت مرد، همسر او به عقد ازدواج برادر شوهر درآید و این بدون توجه به مسئله رضایت زن، سن برادر شوهر یا متاهل و مجرد بودن او است. چه در این شرایط و چه در شرایط دیگری كه مردان اقدام به ازدواج مجدد در دو شكل دائم و موقت می‌كنند نمی‌توانیم مطمئن باشیم كه زنان از این عمل رضایت دارند یا نه، زیرا در جامعه ما معمولا حداقلی از شرایط التزام به روش‌های دموكراتیك در تدوین و تغییر قوانینی كه بر پایه سنت شكل گرفته وجود ندارد و بر اساس برداشت‌های مردسالارانه پدیده چند زنی پوششی از قانون بر خود دارد و حاكم و قانونگذار از این امر حمایت می‌كند ( محمدی،علمدار،1389). چند زنی بر اساس معیارهای اخلاق دوگانه جنسی در ازدواج و تشكیل نهاد خانواده بنا شده است که نگاهی نابرابر به رفتار دو جنس دارد و امكان گزینش فرصت‌های برابر زندگی را از زن دریغ می‌كند، در عوض راه لذت‌جویی مردان، بهره‌مندی و تسلط آنان بر زن‌های بیشتری را هموار می‌كند. علاوه بر این، باید این نكته را هم در نظر داشت كه پدیده‌های فرهنگی در عصر اطلاعات و با توجه به این اصل كه اگر در ذات آنها ستم‌هایی چون ستم جنسی نهفته باشد به سرعت دچار تغییر و تحول می‌شوند و در این مواقع صرف رضایت و اذعان زنان در یك جامعه و قومیت نیز نباید دلیل معقولی برای دفاع و داوری مثبت درباره آن باشد. با در نظر گرفتن شرایط کنونی جامعه ایران که در حال گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن است و در هر پدیده فرهنگی و اجتماعی سنت و مدرنیته در تقابل با یک دیگرند معمولا ارزشها و باورهای مبتنی بر سنت در این روند دچار تغییر و تحول میگردند و یا اینکه به طور کلی منسوخ میشود. پدیده چند همسری نیز از جمله مواردی است که در برخورد با مدرنیته در حال وقوع در جامعه ایران و با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی نوظهور در نسل جدید و همچنین اخلاق عمومی و فرهنگ غالب جامعه در زمان حال ناپسند و حتی امری غیراخلاقی شمارده میشود و نگاه جدیدی به زن و نهاد خانواده در حال شکلگیری است و میتوان گفت چند همسری در جامعه جدید کارکرد خود را از دست داده است و در نتیجه سیاستهای کنترل جمعیت، سقط جنین، افزایش سن ازدواج و طلاق، خانواده در جامعه جدید به سمت کوچک شدن پیش میرود و تغییرات ساختاری در الگوی خانواده رخ میدهد. مدرنیته اگرچه از قرن شانزده به صورت جدی ظهور کرد، اما جهت گیری اصلی در راستای تحول بنیادی خانواده تنها در اواخر قرن نوزده بود که به ثمر نشست. در این قرن فردگرایی با توجه به عقل دکارتی، به مثابه یکی از اساسی ترین ملاک های عصر مدرن، کانون خانواده و نوع برداشت سنتی از آن را به شدت دچار بحران کرد. اواخر قرن بیستم خانواده از مفهوم سنتی خود خارج شد و در نتیجه هدف خانواده داشتن فرزند نبود و خانوادههای بسیاری داشتن فرزند را مانع سعادت خود میدانستند و همین امر سبب به وجود آمدن شکل و نوع جدیدی از خانواده شد که با گذشته متفاوت بود (افرا،1389).

3-3- نظریه کارکردگرایی (ویلیام گود)

ویلیام گود در مکتب کارکردگرایی شش مشخصه کارکردی را در تعریف خانواده عنوان میکند:
1 – وجود حداقل دو فرد از دو جنس مخالف
2- مشارکت در یک نظام تقسیم کار مشترک
3- بهرهمندی از منافع اقتصادی و اجتماعی مشترک
4- دخالت در امور مربوط به فرزندان
5- برخورداری از مشروعیت یکسان در چهاچوب خانواده
6- سهیم شدن در یک رابطه جنسی متقابل.
او همچنین روابط خانوادگی را متاثر از تعادل نسبی در تقسیم منابع تعریف میکند. بنابراین هرگاه در تقسیم منابع خللی ایجاد شود تنش و برخورد بازتولید میشود. از این رو حضور و عدم حضور یک عضو در شیوه ایفای نقش و عملکرد درونی دیگر افراد خانواده تاثیر میگذارد؛ در واقع با ورود هر زن جدید روابط به شکل تصاعد ریاضی گسترش مییابد و خانواده وارد شبکه جدیدی میشود. این افراد پایگاههای مختلفی را اشغال میکنند و جهت ایفای نقشهای مشابه در فرایند تقسیم کار با یک دیگر مشارکت مینمایند. بنابراین نزاع بر سر کسب مشروعیت، بالا میگیرد؛ زیرا هر یک از این زنان نیروهایی را تولید میکنند که در بهرهمندی از منابع مشترک خانواده سهمی دارند و تلاش هر مادر در راستای ترغیب شوهر به اعطای منابع بیشتر برای فرزندانش به شکل پنهان وجود دارد. ویلیام گود در مطالعه خود، شکل خانواده را تابعی از عوامل چندگانه نظام اجتماعی- اقتصادی میداند. وی روابط درون خانواده را بر حسب کارکرد الگوی خانوادگی در نظام کنش توضیح میدهد. از این رو در مطالعه گود چند همسری خاص دورهای از تاریخ است و در جامعه جدید کارکرد خود را از دست داده است (محمدی،علمدار،1389).

3-4- تالکوت پارسنز

پارسنز16 نماینده دیگر این مکتب در نظریات خود در جامعه مدرن از (من) و (تو) به عنوان دو مفهوم کلیدی در خانواده و جامعه صحبت میکند. به عقیده او ساختار نظام شخصیت در درون خانواده نیز تحت تاثیر باور فردگرایی قرار گرفته است؛ به این ترتیب سیستم تقسیم کار متناسب با اندازه و تعداد اعضای خانواده تنظیم میشود. از این رو با کوچک شدن اندازه خانواده و پیدایش خانوادههای هستهای در جامعه جدید علاوه بر نظام تقسیم کار، تعریف پایگاه اجتماعی و نحوه ایفای نقش هر یک از اعضا، متناسب با نیاز ساختار مشخص میشود. پارسنز معتقد است مهم ترین عامل در حفظ بقا و تعادل یک سیستم اجتماعی تقسیم متعادل و توافق آمیز منابع است. نحوه قرار گرفتن هر یک از مهرههای اصلی درون چارچوب خانواده و چگونگی شکلگیری نظام شخصیتی آنان در روشن نمودن جایگاه نقش فرد در نظام کنش و تنظیم روابط فرد با دیگر اعضای خانواده تاثیر دارد. به همین دلیل در مواردی (رهبری ابزاری) و در موارد دیگر (رهبری موقعیتی)، رویکرد غالب است. در فرایند تقسیم کار تعیین زیر دست و رهبر ضرورت دارد. زیرا هویت اعضای گروه، بسته به نوع نقشی است که هر یک بر عهده دارند. اگرچه در این تئوری مرد وظیفه مدیریت و تنظیم ثروت خانواده را بر عهده دارد؛ اما هرگاه شیوه توزیع منابع با توافق اعضا انجام نشود مشروعیت سیستم زیر سوال میرود و هر یک از افراد به منظور اشغال پایگاه بهتر بر میزان فاصله خود با دیگری میافزایند. تعادل، توزیع عادلانه، مدیریت توافقآمیز و کسب رضایت اعضاء درون مجموعه از نظر پارسونز ضرورت کارکردی دارد. زیرا هرگونه ابهام در موقعیت فرد زمینه بی ثباتی را در سیستم ایجاد میکند. شیوه رهبری و نحوه ترسیم روابط درون چارچوب خانواده هستهای از پیچیدگی زیادی برخوردار نیست زیرا نقش و پایگاه اعضاء مشخص و محدود است. در حالی که مدیریت خانوادههای گسترده به دلیل تکثر نقشها و پایگاه اعضاء از پیچیدگی و بینظمی بیشتری برخوردار است. به این ترتیب علاوه بر مطالعه نقش، پایگاه، ابزار و اهداف، مشروعیت مدیریت چیزی است که دائما باز تولید میشود. زیرا در خانوادههای گسترده روابط تعیین کننده جایگاه افراد است؛ در حالی که در خانوادههای هستهای نقشها به سادگی روابط میان اعضاء را نشان میدهد. بنابراین روابط منظم و سیستماتیک که دارای انسجام الگویی میباشد میان اعضاء قابل رویت است. چنین ویژگی ساختاری با شرایط جامعه جدید سازگارتر است. از سوی دیگر در این ساختار خانوادگی به دلیل وجود نقشهای منحصر به فرد امکان جابجایی نقشی وجود ندارد، این مسئله باعث افزایش وابستگی بین عضوی میشود. در مقابل، در ساختار خانوادههای گسترده جابجایی نقشی بسیار مرسومتر است چرا که بقای سیستم متاثر نمیشود؛ اگر چه محتوای رابطه به دلیل از بین رفتن تفکیک تخصص یافته نقشها تحریف میگردد (شیخی و محمدی،1387).

3-5- نظریه تضاد (راندال کالینز)

راندال کالینز17 از جمله نظریه پردازان مکتب تضاد که در سطح خرد به مطالعه روابط درون ساختار خانواده پرداخته است، اعتقاد دارد در طول تاریخ خانواده متاثر از شرایط ساختاری، تغییر شکل داده است؛ اما همواره کنشگران در بازسازی و تعریف مجدد چگونگی روابط میان اعضا نقش مهمی داشتهاند. جان مایه اصلی نظریه تضاد در خانواده برگرفته از تحلیل منافع آشکار و پنهان اعضاء خانواده، وجود نظام قشربندی و توزیع ناعادلانه اقتدار میباشد. کالینز معتقد است نابرابری و احساس محرومیت زمینه ساز تضاد است؛ از سوی دیگر وجود کشمکشهای موقتی میان اعضای خانواده به تقویت مشروعیت گروهی در برابر گروه دیگر منجر میشود. در هر دوره تاریخی هرم قشربندی در نظام اجتماعی به سمت یکی از ابعاد قدرت میچرخد. چنان چه ثروت در راس هرم قرار گیرد

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه تعدد زوجات، رضایتمندی، ازدواج مجدد، عوامل اجتماعی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه آداب و رسوم، تعدد زوجات، روابط جنسی، عصر قاجار