منابع و ماخذ پایان نامه تفسیر عقلی، تفسیر قرآن، شهرستان قم، امام خمینی

دانلود پایان نامه ارشد

فرقه قرآنیون می باشد گروهی که در تفسیر قرآن از روش تفسیر عقلی و فهم قرآن با قرآن استفاده می کنند و معتقدند اصولا تفسیر برای چیز غامض و پیچیده است حال آنکه قرآن برای فهم و تدبر آسان قرار داده شده اینان روایات اسباب نزول و تفسیرهای مذکور را نیز رد می کنند و می گویند : « کلام بشری که در درستی متن و سندش تردید وجود دارد بر کلام الهی که به درستی اش قطع وجود دارد قابل ترجیح نیست » برخی پژوهشگران فکر انکار سنت را به خوارج نسبت می دهند اما آنچه در زمان ما به صورت مشهود وجود دارد نخستین بار توسط احمد خان در هندوستان در زمان اشغال انگلستان اظهار شد که قرآن را با روش عقلی تفسیر کرد و برای پذیرش سنت شرایط سختی قرار دادکه بر اساس آن بیشتر احادیث را انکار می کرد ؛ سپس عبدالله جکر الوی در پاکستان کار او را پی گرفت وی که از جوابگویی به شبهات حدیثی برنیامد گروهی به نام « اهل ذکر و قرآن » بنیان نهاد و مدعی شد قرآن تنها منبع احکام شرعی است . از رهبران وفعالان این فرقه می توان به دکتر احمد صبحی منصور رهبر معنوی قرانیون در مصر و جهان عرب اشاره کرد که در سال 1977 در الازهر به تدریس اشتغال داشت اما به خاطر در گیری با علمای صوفیه و سلفیه از کار بر کنار و در نهایت به آمریکا پناهنده شد و در آنجا با تاسیس مرکز جهانی قرآن کریم در ایالت ویرجینیا به تبلیغ و ترویج افکارش پرداخت30 .
اصولی
اصول به معنای اساسها ، ریشه ها و بیخ و بنها و در اصطلاح طایفه ای از علمای اسلام که در امور شرعیه به علم اصول عمل می کنند31 ، از صدر اسلام افرادی مانند سید مرتضی و شیخ مفید در این گروه جای می گیرند و اصولیگری در همه عصر ها از رایج ترین شیوه ها در بین علمای طراز اول شیعه بوده و هم اکنون نیز این شیوه در بین علما به قوت خود باقی است ، در مقابل دیدگاه اخباریان بعد از ظهور اصولی قدرتمندی به نام وحید بهبهانی تقریبا فاقد طرفدار جدی است .

فصل دوم
دیدگاه امام خمینی در زمینة فهم قرآن و مراتب آن

مردی از جنس نور
تاريكى شب هر چند پرده سياهى بر افق مى‏كشد و بجز ظلمت و سياهى چيزى به نظر نمى‏رسد و موجودات زنده كه با نور سر و كار دارند از جنبش و فعاليت مى‏ايستند و همچون مردگان بى‏حركت مى‏افتند، اما در ضمير دل آگاهان و اولياى الهى چراغى روشن است كه صفحه هستى را روشن مى‏كند و آنچه را كه با نور حسى نمى‏توان مشاهده كرد، با نور معرفت و روشنى باطن مى‏بينند، گويى كه اشعه‏اى ما فوق نور از دل نورانى آنان تابيده و از همه اجسام و حواس عبور مى‏كند و ماوراء طبيعت و حس را نشان مى‏دهد. اين نور، برخاسته از عبادت شب زنده‏داريها و مناجاتهاى عاشقانه و خالصانه و بالاخره پيوند محكمى است كه با كمال مطلق و جميل ‏على الاطلاق پيدا مى‏كنند و هر لحظه نورى و معرفتى افاضه مى‏شود.
هر دمش با من دلسوخته لطفى دگر است اين گدا بين كه چه شايسته انعام افتاد
كريمه «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما اخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ اعْيُنٍ »32 (هيچ كس نمى‏داند كه از براى آنان چه چيزى دور از درك و ديد ديگران نگهدارى شده است، چيزى كه باعث روشنى ديده‏ها است) درباره كسانى است كه « تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ»33 (پهلو از بستر برمى‏دارند و با پروردگار خود به راز و نيازند) « وَ في ذلِكَ فَلَيْتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ »34 .
آرى سخن در مورد يكى از عارفان دل آگاه و شب زنده‏دارانى است كه پيوسته در سراسر عمر، نيمه‏هاى شب با خداى بزرگ خود مناجاتها و راز و نيازها داشته است و روح عطشان خود را با زمزم معرفت سيراب كرده است. اين روح در اثر اتصال به مبدأ قدرت آنچنان نيرومند گشته كه در عين سلوك إلى اللّه و ارتقاء به سوى وحدت، از كثرات و عالم ماده و معاشرت با اجسام باز نمانده است و آنچنان مقام دلگشاى جمع الجمعى‏يافته است كه به حق مى‏توان گفت: « رُهْبانٌ بِاللَّيْلِ وَ اسْدٌ بِالنَّهارِ»35. او نه تنها قهرمان بت‏شكن، مبارز بزرگ اسلام، الگوى مجاهدان، شمشير برنده حق، پيشتاز ميدان مرگ و شهادت و بالاخره آيينه تمام نماى وحدت امت و رمز اتحاد امت و امامت است؛ و او نه تنها مسندنشين اريكه افتاء، يكه تاز عرصه فقاهت، محقق قوانين شرعى و مؤسس مبانى اصولى است. بلكه ابر مرد ميدان معرفت و سلوك، قهرمان مسائل غيب و ملكوت، وارسته از ماده و كثرات و طائرى بلند پرواز در فضاى قدس وحدت است.
جامع اضداد
اگر برخى از فلاسفه غرب، جهان را آميخته به منافرات مى‏دانند به حق مى‏توان اين مرد بزرگ را مركز تجمع اضداد و محور كشش‏هاى مختلف دانست. در لحظه‏اى كه دم از معرفت و عرفان و سير و سلوك مى‏زند و به وارستگى از تعلقات دعوت مى‏كند، باشد كه بازماندگان قافله را به همراه قدمهاى تندرو خود به قافله توحيد برساند و پر سوختگان عالم انسانى را با بالهاى سبك پر خود به فضاى تجريد راهنمايى كند، در همان حال به فكر پايه‏گذارى حكومت اسلامى، بازگيرى حقوق مستضعفان و حمايت از اجراى قوانين اسلامى مى‏باشد، و كمتر كسى است كه بتواند بدين گونه مجمع اضداد باشد كه از تصادم آنها مزاجى معتدل و انسانى نمونه پديد آيد. «سرو نديدم بدين صفت متمايل».
جمعت في صفاتك الاضداد و لهذا عزّت لك الانداد
معمولا هر فردى از نظر فكرى و روحى بعد خاصى دارد. تنها نوابغ ونفرات انگشت شمارند كه داراى ابعاد گوناگونى مى‏باشند و اين يكى از خصايص الهى است كه به برخى از افراد داده مى‏شود، « ذلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظيمِ»36. ) اين فضل و بخشش خداست و آن را بر هر كه بخواهد مى‏بخشد و فضل و بخشش خدا بسيار عظيم (و بى‏پايان) است) ؛ لابد خوانندگان گرامى خواهان سرگذشت زندگى اين مرد بزرگ هستند كه چنين توصيفى از او به عمل آمد .
زندگی نامه علمی
اين شخصيت بزرگ در يك خانواده روحانى در سال 1320 ه ق بيستم ماه جمادى الثانيه، در شهر خمين ديده به جهان گشود، مقدمات لازم از ادبيات فارسى و عربى را در زادگاه خود از اساتيد مختلف آموخت، از نظر كمال به پايه‏اى رسيد كه ناچار بود زادگاه را ترك گفته و در يكى از مراكز بزرگ علمى به تحصيل بپردازد. تصميم بر اين داشت كه رهسپار حوزه اصفهان شود، ولى در همان روزها شهرت و آوازه مرحوم آية اللّه حائرى يزدى در آن منطقه طنين انداخته بود، لذا براى شركت در حوزه علميه اراك كه به وسيله آية اللّه حائرى بنيانگذارى شده بود، به آنجا شتافت و در سال 1339 ه ق در اين حوزه به تحصيل پرداخت. پس از يك سال و اندى مرحوم آية اللّه حائرى تصميم بر انتقال دادن حوزه به شهرستان مقدس قم گرفت و حوزه پر بركتى را در اين شهر به سال 1340 ه ق پايه‏گذارى كرد.
آن روز از عمر شريف حضرت امام خمينى بيش از بيست بهار نمى‏گذشت. به فاصله چهار ماه از مهاجرت آية اللّه حائرى به شهرستان قم ايشان نيز به آن شهر منتقل شد و دروس خود را آغاز كرد. ايشان پس از انتقال به حوزه، فلسفه و حكمت را نزد مرحوم حاجى ميرزا على اكبر حكيم و مرحوم آية اللّه رفيعى فرا گرفت و عرفان علمى و عملى را نزد استاد بزرگوار مرحوم آية اللّه شاه‏آبادى آموخت و بخشی از كتاب كفاية را نزد مرحوم آية اللّه يثربى فرا گرفت، آن گاه از سال 45 تا 55 رسما در محضر درس مرحوم آية اللّه حائرى شركت كرد و از آن منبع بزرگ علمى استفاده‏ها در فقه و اصول برد و نتايج افكار استاد خود را به رشته تحرير درآورد و در اين خلال به تدريس سطوح و تدريس فلسفه و عرفان پرداخت و گروهى را در اين فن پرورش داد، از آن جمله مرحوم استاد شهيد مطهرى و آية اللّه منتظرى است؛ و به خاطر زحمات فراوانى كه درباره اين دو نفر كشيده بود شهادت جانگداز استاد شهيد مطهرى اثر عميقى در دل ايشان گذاشت. در دوران پر خفقان ديكتاتورى رضاخان، حضرت امام درس اخلاقى در مدرسه فيضيه شروع كرد. امام در آن مجلس، اخلاق صحيح اسلامى را- كه قطعا نمى‏تواند جدا از انقلاب باشد- به شيفتگان اين مكتب مى‏آموخت. شيوه تدريس به گونه‏اى بود كه افراد را شديدا تحت تأثير سخنان خود قرار مى‏داد. اين جريان ادامه داشت تا در سال 1320 ه. ش ايران مورد هجوم و اشغال نيروهاى متفقين قرار گرفت. خفاش‏ها به گمان آنكه در آن جو تاريك خورشيد علم در پشت پرده است و مى‏توانند جولانى بزنند از لانه‏ها در آمده به يارى گروههاى وابسته شتافتند و داعيه‏هاى مختلفى از مذهب سازى و فرقه‏بازى در سرتاسر كشور به راه افتاد. در آن زمان بود كه امام در كوبيدن اين گروههاى وابسته در حاشيه اشتغالات علمى و بنيادى خود كتاب كشف الاسرار را منتشر كرد و در آن كتاب به خرده گيريهاى‏ گروهى از اين فرقه بازان پاسخ دندان شكن داد. اين كتاب در حالى كه كتاب علمى و استدلالى است بيانگر روح انقلابى امام و علاقه عميق ايشان به برچيدن نظام شاهنشاهى و تأسيس حكومت اسلامى است. در اين زمانها بود كه حوزه علمى قم با ورود فقيه بزرگ آية اللّه بروجردى رونق عظيمى گرفت و قم بار ديگر مرجعيت علمى و سياسى خود را باز يافت. در اين برهه بود كه حضرت امام خمينى به عنوان يك مدرس بزرگ و استاد مسلم فقه و اصول جلوه كرد، و مجلس درس وى از پرجمعيت‏ترين درسها به شمار مى‏رفت. امام در اين دوره توانست گروهى فقيه و مجتهد كه هم اكنون از ذخاير حوزه علمى قم هستند پرورش دهد. علاقه طلاب به درس و بحث امام بيش از اندازه بود و ابداعات علمى ايشان در مباحث گوناگون فقه و اصول محور بحث در مجالس و محافل طلاب بود تا آنكه يكى از فضلاى حوزه، جناب استاد جعفر سبحانى مجموع بحثهاى ايشان را در اصول به نام تهذيب الأصول در سه جلد چاپ و منتشر نمود. حضرت امام در اين برهه تا سال 80 ق- 40 ش كه مقارن با فوت مرحوم آية اللّه بروجردى بود به تعليم و تربيت مى‏پرداخت. در اين سال دستگاه جبار تصور كرد با فوت ايشان ريشه‏هاى علمى و تقوايى به خشكيدن گراييده و بيشه‏هاى علم و فضيلت خالى از مردان رزمنده و شيران غرنده است، از اين رو به فكر افتاد باقيمانده‏ منويات فاسد خود را جامه عمل بپوشاند. در اين هنگام بود كه امام مخالفت همه جانبه خود را با رژيم ابراز نمود و در اين راه رنجها، زحمتها، حبس‏ها و تبعيدها را به جان خريد و سرانجام از ايران به تركيه و از تركيه به عراق و از عراق به پاريس منتقل شد، ولى به فضل الهى و در رابطه با وعده صدق خداوندى « انَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ …»37 (كسانى كه گفتند: پروردگار ما تنها خداست و بر آن (عقيده و ايمان) ثابت و استوار باقى ماندند، هيچ ترس و اندوهى براى آنان نخواهد بود ) .در ربيع 57 با ورود خود به ايران نظام فاسد را برچيد و حكومت اسلامى را كه از بزرگترين آمال او بود به صورت جمهورى اسلامى بنيانگذارى نمود. اين بود فشرده‏اى از زندگانى علمی معنوی اين رادمرد الهى كه روحى وسيع و ابعاد مختلف و گوناگونى دارد.
امام و تهذیب نفس
از ابعاد روحى امام علاقه وى به مسائل تهذيب نفس و پيراستگى روح است كه شاخص وجود او همواره به سوى آن متوجه بود و از دوران جوانى به تهذيب نفس و شركت در مجالس اخلاقى علاقه وافرى داشت و هر كجا استادى معنوى و راهنمايى روحى مى‏جست براى فيض‏گيرى به سوى او مى‏شتافت. شدت علاقه او به اين مسأله گاهى عشق طبيعى‏اش را به فراگيرى علوم رسمى تحت الشعاع قرار مى‏داد و احيانا در قالب الفاظ و اشعار بسيار لطيفى در مى‏آمد، چنانكه در يكى از غزلها مى‏فرمايد:
عهدى كه بسته بودم با پير مى فروش در سال قبل تازه نمودم دوباره دوش
از قيل و قال مدرسه‏ام حاصلى نشد جز حرف دلخراش پس از آن همه خروش‏
دستى به دامن بت مه طلعتى زنم اكنون كه حاصلم نشد از شيخ خرقه پوش‏38
مطالب و سخنان دلنشين امام در تهذيب اخلاق و تكميل نفس و اخلاص در عمل از عاليترين و مؤثرترين سخنانى است كه اين ناچيز تاكنون بدانها اطلاع يافته‏ام .امام نسبت به مقامات انبياء و اولياء و عالم ماوراء طبيعت آنچنان عشق مى‏ورزيد كه هنگام مطالعه برخى از كتابها

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه امام خمینی، قرآن کریم، تفسیر قرآن، آیات و روایات Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه قرآن کریم، زبان عربی، انسان کامل، نماز جماعت