منابع و ماخذ پایان نامه تعدد زوجات، سلامت روانی، سلامت روان، ایلات و عشایر

دانلود پایان نامه ارشد

پول، درآمد، اشتغال و دیگر متغیرهای حوزه اقتصاد در زمره منابع ارزشمند قرار میگیرد. گاه آن چیزی که به زن یا مرد در خانواده قدرت میدهد تا بیش از دیگری در امور دخل و تصرف داشته باشد پایگاههای متعددی است که دیگری از آن محروم است. زنی که در نقش معشوقه، مادر و دوست ظاهر میشود به دلیل نیازمندی بیشتر به او قدرتمندتر میگردد. کالینز روابط بین فردی را در قالب سه اصل کلی مطرح میکند:
اصل اول: افراد در جهان های ذهنی خود ساختهای زندگی میکنند.
اصل دوم: افراد قدرت تاثیرگذاری یا نظارت بر تجربه ذهنی دیگران را دارند. اصل سوم: افراد جهت حذف یا نظارت بر عملکرد گروه رقیب تلاش میکنند. اگر چه کالینز و اسکات توافق بین فردی را در گروههای کوچک امکان پذیرتر میدانند؛ زیرا کنترل و پیش بینی رفتار افراد در شرایطی که نقش ها و پایگاههای متنوع و متفاوتی در یک واحد وجود دارد، بسیار دشوارتر است (همان،1387).

3-6- نظریه تضاد (جرج زیمل)

جرج زیمل18 به عنوان یکی دیگر از نظریه پردازان مکتب تضاد با عنوان نمودن نظریه اعداد سنخی تحت عنوان غریبه به بحث حاضر شکلی عینی میبخشد. به نظر او گروههای دوتایی ثباتمندتر از گروه های سه یا چهارتایی هستند زیرا عدم تمایل هر یک از اعضاء کافی است تا کلیت گروه فرو پاشد. شاید بارزترین جنبه راز این باشد که وجود حداقل دو نفر شرط لازمی است که راز معینی از تعلق یک نفر خارج شود و در عین حال شرط حداکثر هم هست که آن راز حفظ گردد. زیرا هر یک از آنان خود را رو در روی یک نفر می بیند و یک مجموعه را بر فراز خود احساس نمیکند. در گروههای سه نفره کیفیت کار و عملکرد افراد متاثر از شرایط ساختاری عوض میشود و آستانه نیاز تغییر میکند. عضو سوم میتواند در نقش میانجی، مسلط و یا تفرقه انداز ظاهر شود و ساختار گروه را کاملا عوض کند. هر یک از این پیامدها بسته به نقشی است که غریبه یا عنصر تازه وارد ایفا میکند.
در این مقوله زیمل به تاثیر عوامل ساختاری (تعداد) و (کمیت) بر روابط میان افراد در تنظیم نوع کنشهای متقابل اجتماعی توجه نشان داده است. از نظر او گروههای کوچکتر ابعاد وجودی (شخصیتی) بیشتری از فرد را به خدمت میگیرد؛ یعنی تعلق به گروه بیشتر میشود. با بزرگتر شدن گروه و به عضویت گرفتن افراد همسان و همپایه برای ایفای نقشهای مشابه به دلیل کاهش توقعات گروه از تک تک افراد از احساس تعلق و مسئولیت فرد کاسته شده، فاصله اجتماعی میان فرد و ساختار بیشتر میشود.
بر اساس یک فرمول ریاضی به ارتباط میان تعداد اعضای خانواده و تغییرات ایجاد شده در کمیت روابط خانوادگی اشاره میکند:
=× تعداد ارتباطات بین زوجین
=γ تعدا اعضای خانواده
× =(γ2-γ )/2

بر اساس فرمول بالا در یک خانواده 5 عضوی 10 رابطه شکل می گیرد و زمانی که این اعضا به 8 نفر افزایش یابند 28 رابطه قابل مشاهده است.
منطبق با آنچه در نظریات کارکردگرایان و تضادگرایان مطرح شد ساختار خانواده بر روابط خانوادگی میان اعضاء تاثیر بسیار زیادی دارد. از آن جا که در خانوادههای چند زنی یک مرد در روابط قدرت، روابط عاطفی و روابط جنسی با دو یا چند زن به صورت شراکتی وارد کنش متقابل میشود و هر یک از این زنان در یک سیستم تقسیم کار مشارکت میورزند و نقش مشابهی را در ساختار خانواده بازی مینمایند: جهت دستیابی به منابع مشترک، ارزشمند و کمیاب به شکل آشکار یا پنهان از مکانیزم رقابت استفاده میکنند. زیرا هر یک از این زنان دارای نقش و پایگاه واحدی در خانواده هستند و تقسیم ناعادلانه منابع زمینه ساز از این بین بردن مشروعیت سیستم و افزایش کشمکش در روابط خانوادگی میشود(معینیفر،1384).

3-7- رویکرد مردمشناختی

نتایج مطالعات مردم شناسان در میان اقوام ابتدایی نشان می‌دهد که چند زنی در اغلب جوامع ابتدائی شیوع داشته و می‌توان ادعا کرد که اجتماعات اولیه بشری به طرف چندزنی متمایل بوده است. ناپلئون شگنون انسان‌شناس داروین گرا، معتقد است که مردمان یانومامو در جنگل آمازون یکی از معدود قبیله‌هایی می‌باشند که شیوه زندگی نیاکان ما یعنی شکارچی‌ها را دارند. یانوماموها خود را «انسان درنده» می‌نامند و خشونت و جنگ‌های مرگبار در میان آنها متداول است. به گفته ادوارد ویلسون زیست‌شناس برجسته، «یک چهارم از مردان یانومامو در نبرد می‌میرند، اما جنگجویان باقیمانده اغلب در تولید مثل، بسیار موفق هستند. بنیانگذار یکی از روستاهای یانومامو ۴۵ فرزند و ۸ زن داشت، پسرانش نیز پر زاد و ولد بودند، تا جایی که نزدیک به ۷۵ درصد از جمعیت نسبتاً بزرگ روستا از نسل او بودند و اصولاً جنگیدن آن‌ها برای گرفتن زنان متعدد بود (ابوت،1999). رسم چندزنی از جمله رسم‌هایی است که تاریخی به قدمت تاریخ بشر دارد، تا آنجا که بشر به یاد دارد از اقوام ابتدایی گرفته تا ملل متمدن این رسم وجود داشته است. به عقیده ویل دورانت این رسم از اجتماعات اولیه بشری سرچشمه گرفته و «در اجتماعات اولیه، اصل چندهمسری روشی متداول و رایج بوده است» (دورانت، ۱۳۷۰). همچنین رسم چندزنی در میان اقوام چینی و هندی و بابلی و آشوری و مصری قدیم و در میان قبایل سرخپوست آمریکا رواج کامل داشته است. ویل دورانت از قول سکولکرافت می‌نویسد: «در میان قبیله هندیشمردگان آمریکا اغلب مردان تا به سن پیری برسند، زنان متعدد می‌گیرند و حتی فرزندان خود را نمی‌شناسند» و سفید پوست‌ها را به خاطر اینکه تمام مدت عمر خـود را با یـک زن سـر می‌کنـند، مـورد تمسخر قرار می‌دهند (همان،۱۳۷0).
برای تعدد زوجات ریشههای اقتصادی نیز ذکر کردهاند و گفته اند در دوران قدیم بر خلاف امروز، زن و فرزند زیاد از لحاظ اقتصادی به نفع مرد بوده است. مرد از زنان و فرزندان خود مانند بردگان کار میکشیده است و احیانا فرزندان خود را میفروخته است. منشا بردگی بسیاری از افراد اسارت در جنگ نبوده است بلکه پدران آنها، آنان را به بازار آورده و فروخته اند. این جهت میتواند علت تعدد زوجات واقع شود، ولی چنانکه میدانیم این علت را به همه مواردی که تعدد زوجات وجود داشته است نمیتوان تعمیم داد. فرضا ملل ابتدایی به این منظور زنان متعدد میگرفته اند، همه ملل به این شکل نبودهاند. در دنیای قدیم رسم تعدد زوجات در میان طبقاتی معمول بود که با تجمل و تعین و تشخص زندگی میکردند و معمولا پادشاهان، امیران، سرداران، روحانیون و بازرگانان متعین زنان متعدد داشتهاند و چنانکه
میدانیم این طبقات از وجود زنان و فرزندان زیاد خود بهره اقتصادی نمیبردهاند. انگلس نیز در استدلالی مشابه و البته بدون اشاره به «رسم زن بها» با تاكید بر نقش نیروی تولید و مالكیت خصوصی معتقد است كه مردان برای «حفظ بقا» و «جاودانگی» خود مجبور بودند دارایی‌هاشان را به پسران همخون‌شان واگذار كنند؛ لذا نیروی بازتولید و رابطه جنسی همسران‌شان را به شدت كنترل كردند تا احتمال وجود وارثان بیگانه و غیرهمخون را به صفر برسانند. این استدلال نشان می‌دهد كه نظام پدرسالاری برآمده از مالكیت خصوصی و طبقاتی، تك همسری اجباری را برای زنان و چند زنی را برای مردان اجتناب‌ناپذیر می‌كند (انگلس: 1379). در جامعهی عشایری بر خلاف جامعهی روستایی چند زنی بسیار محدود است. در گذشته که ساختار سیاسی سنتی بر ایلات و عشایر حاکم بوده است چند زنی میان رؤسای ایلات و طوایف وجود داشته است که بعضی از کلانتران و خوانین بین هفت تا هشت زن و در مواردی حتی بیش از 20 زن را به همسری بر میگزیدند. در میان روستائیان، چند زنی بیش از عشایر کوچ رو بوده است که عقیم بودن زن، نداشتن اولاد پسر، پیری و بیماری زن، عامل اقتصادی و ازدواج با بیوهی برادر، از جمله دلایل چندزنی بوده. اگرچه در دوران گذشته ساختار چندزنی میان ایلات و عشایر ایران مرسوم بود, اما با پیدایش جامعه جدید امروزی تغییرات ساختاری در حوزه اجتماعی- فرهنگی و اقتصادی- معیشتی نیاز به نیروی انسانی که در گذشته از اهمیت تولیدی برخوردار بود, را از بین برده است.

3-8- رویکرد روانشناختی

خانواده و فضای حاکم بر آن نقش موثر و تعیین کنندهای در رشد روانی، شکل گیری شخصیت و سلامت روانی اعضای خانواده دارد. در ایران با توجه به فرهنگ و اخلاق عمومی جامعه اثرات منفی و حتی مخرب چند همسرگزینی بسیار زیاد است. آنچه حائز اهمیت است توجه به آسیب ها و لطمات روحی و روانی فروانی است که زنان در مواجهه با چنین شرایطی متحمل آن میشوند، آسیبی که دیر یا زود دامن فرزندان سپس جامعه را خواهد گرفت. ازدواج برای زن به مثابه یک تولد است و پس از ازدواج وابستگی بین زن و شوهر بیشتر از اطرافیان است. زن خواهان توجه و علاقه از طرف شوهر خود است ولی اگر این خواسته او مورد غفلت قرار گیرد، فضای زندگی برای او آمیخته با ناامنی و تعارض روانی و مرگ عاطفی و از همه مهم تر احساس بی اعتمادی خواهد شد. احساس بی اعتمادی موجب میشود که زن زندگی با شوهر را بی فایده تلقی کند و اگر به طور رسمی و به دلایل مختلف نتواند از شوهرش طلاق بگیرد عملا جدا از او و در حقیقت با فرزندان و برای آنان زندگی کند. در واقع چندهمسری سبب احساس شکست در زندگی، احساس تنهایی و بروز مشکلات اجتماعی و خانوادگی در زنان میشود که در نهایت منجر به نقار خانوادگی میشود و این احساسات به شدت منفی منجر به اختلالات روانی زنان، به ویژه افسردگی می شود. مردی که اقدام به ازدواجهای متعدد میکند در واقع به دلیل شرایط اقتصادی و تامین حداقل هزینهی مورد نیاز برای زندگی همسران و فرزندانش باید اوقات زیادی از روز و حتی برخی از ساعات شب را دور از آنان سپری کند و همچنین قادر به رعایت عدالت در اموری مانند تقسیم وقت و اقامت نزد همسران خود نیستند (افرا،1389). بیشتر زنان تن به مسئله چندزنی و داشتن هوو نمیدهند و عکس العملهای شدیدی در مقابله با این موضوع انجام میدهند که ناشی است از این باور که زنان این دگرگونی اجتماعی و خانوادگی را اجحاف در حق زن و فروپاشی زندگی میدانند (همان،1389). ساختار خانواده تاثیر زیادی بر افزایش آسیب های اجتماعی فرزندان دارد. انزوا، عدم پذیرش، فقدان مشارکت های گروهی و افزایش جرم و بزهکاری در ساختارهای خانوادگی نابهنجار در سطح بسیار بالا قرار دارد. سلامت روانی کودکان در خانوادههای چندزن بسیار پائین تر از کودکان در خانواده های تک همسر میباشد. زیرا در خانوادههایچندزن، رقابت و کشمکش بر سر منابع ارزشمند و مشترک، بسیار بالا است (کرمانی،محمدی،1387).

3-9- بررسی تاریخی اخلاق زناشویی و ازدواج در میان اقوام مختلف

افراد و جوامع مختلف دربارهی اینکه چه کسانی را باید مزدوج محسوب کرد نظرات بسیار متفاوتی دارند. اقوام آچ در پاراگوئه میگویند اگر یک مرد و یک زن در یک کلبه بخوابند ازدواج کرده محسوب میشوند. اما اگر یکی از آنها رخت خوابش را به کلبهی دیگری ببرد، آنها دیگر مزدوج به حساب نمیآیند به همین سادگی یک طلاق توافقی صورت میگیرد. برای اقوام کریپاکو در برزیل، ازدواج یک فرایند تدریجی و تعیین نشده است. یک دانشمند که با این قوم زندگی کرده است توضیح میدهد که: ” هنگامی که یک زن ننوی خود را در کنار مردی آویزان کند و برایش آشپزی کند، آنگاه افراد جوانتر قبیله میگویند که آنها ازدواج (کانیوکانا) کردهاند. اما گویندههای مسنتر، با آنها مخالفند، آنها میگویند که دو نفر تنها زمانی ازدواج کرده محسوب می شوند که نشان داده باشند که میتوانند از هم حمایت کرده و در کنار یک دیگر دوام بیاورند. بچه آوردن و دوام آوردن هنگام سختیها، باعث تحکیم ازدواج است (جونس،1994).
ويل دورانت در جلد اول تاريخ تمدن صفحه 60 مى‏گويد:
«در بعضى نقاط ازدواج به صورت دسته جمعى صورت مى‏پذيرفته به اين معنى كه گروهى از مردان يك طايفه گروهى از زنان طايفه ديگر را به زنى مى‏گرفته‏اند. در تبت مثلا عادت بر آن بوده است كه چند برادر چند خواهر را به تعداد خود به همسرى اختيار مى‏كرده‏اند به طورى كه هيچ معلوم نبود كدام خواهر زن كدام برادر است و يك نوع

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه تعدد زوجات، رضایتمندی، ازدواج مجدد، عوامل اجتماعی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه آداب و رسوم، تعدد زوجات، روابط جنسی، عصر قاجار