منابع و ماخذ پایان نامه تعدد زوجات، رضایتمندی، ازدواج مجدد، عوامل اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

چند زن، ازدواج مجدد همسرانشان را نوعی سوءاستفاده قلمداد نمودهاند. احساس محرومیت از محبت و صمیمیت زناشویی در میان آنها از مهم ترین عوامل آسیبزا تلقی می شود. در میان این گروه از پاسخگویان از دست رفتن وجهه اجتماعی به دلیل ازدواج همزمان شوهر یکی دیگر از عوامل نارضایتی تعریف میشود. و همچنین مشخص شد که مهمترین منبع کشمکش در این خانوادهها زن اول به همراه فرزندانش با مرد خانواده و فرزندان ذکور دیگر زنان بوده است.
ناستیزایی (1385)، تحقیقی با عنوان ” عوامل موثر در تعدد زوجات از دیدگاه دانشجویان بلوچ” با روش توصیفی از نوع زمینهای انجام داده است. نمونه آماری این تحقیق کلیه دانشجویان بلوچ مشغول به تحصیل در نیم سال دوم سال تحصیلی 86-1385 دانشگاه سیستان و بلوچستان بوده اند که تعداد کل آنان 743 نفر بوده است و با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای تصادفی تعداد 254 نفر به پرسش نامهی نظرخواهی پاسخ دادند و از آزمودنی ها خواسته شد تا نظر خود را درباره مسئله تعدد زوجات به صورت یک مقیاس درج بندی از خیلی زیاد- زیاد- متوسط کم و خیلی کم در مقابل هر سوال مشخص کنند. یافتههای تحقیق نشان داد با وجود این که دانشجویان معتقد بودند که عوامل ثروتمند بودن مردان، مرگ مردان، عادی بودن چند همسری، مشکلات جسمانی و رفتاری زن، الگو قرار دادن پیامبر و کاهش فساد اخلاقی در تعدد زوجات موثر است اما آزمودنیها مخالف با تعدد زوجات هستند. در توجیه این یافته ها با توجه به این که آزمودنیها دانشجو بودهاند میتوان گفت احتمالا میزان تحصیلات مردان و زنان با افزایش مسئله تعدد زوجات رابطه معکوسی دارد.

کرمی و سجادی امین در مقاله خود (1387) با عنوان” نقد و بررسی ماده ی 24 لایحه حمایت از خانواده” بیان میکنندکه محدود کردن تعدد زوجات به فرضهای نادر، ضرورت اجتماعی چندهمسری را، اگر در جوامعی اثبات شود، برطرف نمیکند و باعث میشود زنان و دخترانی که نمیتوانند همسر اول شوند، محروم از ازدواج و تشکیل خانواده گردند. ازدواج نکردن این زنان و دختران، علاوه بر ستم به آنها، موجب گسترش فساد، ارتباطات مخفیانه، و در بعضی موارد شیوع طلاق میگردد. درنتیجه به جای ایجاد محدودیت قانونی نسبت به این کار، لازم است با فرهنگ سازی صحیح قوانینی وضع کرد تا جلوی سوء استفاده از این آموزهی دینی گرفته شود.

کرمانی و همکاران (1387) تحقیقی با عنوان “بررسی نگرش شهروندان تهرانی نسبت به موقعیت اجتماعی فرزندان در خانوادههای چند همسر ” به روش پیمایشی انجام داده اند. حجم نمونه شامل 400 شهروند تهرانی در سه منطقه 3،6 و11 میباشد. نتایج تحقیق نشان داد که افراد جامعه نسبت به فرزندانی که در خانواده های چند همسر جامعه پذیر شدهاند نگرش منفی دارند.

شیخی و محمدی (1387) پژوهشی با عنوان ” مطالعه تطبیقی روابط خانوادگی در خانواده های چند زن و تک همسر شهر زاهدان” انجام داده اند که در این مطالعه 300 زن از طریق پرسش نامه همراه با مصاحبه مورد بررسی قرار گرفته اند که 50 نفر در خانواده تک همسر و 150 نفر در خانواده چند زن عضویت داشتند. نتایج تحقیق نشان می دهد که ساختار جمعیتی به عنوان یکی از عوامل تاثیرگذار در محتوا و شدت کشمکش در روابط خانوادگی میباشد. در واقع افزایش تعداد اعضای خانواده ساختار جمعیتی خانواده های چند زن را تحت تاثیر قرار می دهد به گونه ای که در آن تعداد ناخواهریها و نا برادریها بالا میرود و در مقابل به دلیل ثابت ماندن امکانات و منابع خانواده فضای شخصی و اختیارات فرد محدود میشود و زمینه برخورد را فراهم میآورد. و در این تحقیق مشخص شد که کشمکش در روابط قدرت و روابط جنسی در خانوادههای چند زن بیش از خانوادههای تک همسر است با افزایش تعداد زنان در خانوادههای چند زن بر شدت کشمکش افزوده میشود.

عبدی پور (1387) در پژوهش خود” تعدد زوجات ” از منظر حقوقی و فقهی به مساله چند همسری پرداخته است و بیان میکند که تعدد زوجات با شرایطی که در شریعت اسلام آمده مبتنی بر مصالح فردی و اجتماعی انسانها و با در نظر گرفتن طبیعت و وضعیت جسمی و جنسی زن و مرد و ویژگیها و نیازهای آنهاست. رعایت عدالت تنها شرط مورد اتفاق فقیهان برای انتخاب چند همسری است و از دیدگاه اندیشمندان دینی، عدالتی که بر اساس آیه سوم سوره نساء رعایت آن تکلیف شرعی است عدالت در رفتار و برخورد با همسران و مساوات در حقوق همسری، نفقه و امکانات زندگی و به طور کلی در امور ارادی است و آیه 129 سوره نساء که عدالت را میان همسران محال میداند بر اموری که در اختیار انسان نیست حمل شده است.
رفیعی (1389) در پژوهشی تحت عنوان “تأملی فقهی – حقوقی در شرایط عدم ازدواج مجدد” به تبیین دو دیدگاه در مورد شرط عدم ازدواج مجدد پرداخته است. در دیدگاه اول عدهای این توافق را به دلیل سلب حق به طور کلی و مخالفت با قواعد آمره، نامشروع تلقی مینمایند و در دیدگاه دوم برخی تعهد مبنی بر اسقاط حق ازدواج مجدد را از سوی مرد الزام آور میدانند. در این پژوهش بیان می شود که با استناد به برخی مبانی حقوقی و با تاکید بر مصلحت اجتماعی خانواده و تفسیر نوینی از نقش زن در زندگی مشترک، اعتبار این شرط در قالب یک قرارداد خصوصی که مخالفت صریح قانون نیز تلقی نمیگردد برای دوران زوجیت اثبات میگردد.
محمدی و علمدار در (1389) مقاله خود” مطالعه جامعه شناختی رضایت از زندگی خانوادگی بر حسب الگوی خانواده” با نمونه 187 زن متاهل مراجعه کننده به مرکز بهداشت شهرستان کهنوج میباشند که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. مشخص شد که عوامل اجتماعی در تبیین میزان رضایتمندی زنان از زندگی خانوادگی میتوان به نقش تعیین کننده الگوی خانواده اشاره کرد. مهم ترین نتیجه این مطالعه را میتوان اینچنین خلاصه کرد: اولا: شکل خانواده سهم زیادی در تامین رضایت اعضاء دارد. ثانیا: با افزایش تعداد اعضای هم منفعت در خانواده، میزان رضایتمندی اجتماعی، اقتصادی و روانی کاهش مییابد. چنان چه رضایتمندی مقوله چند بعدی و اجتماعی است تفکیک هر یک از این ابعاد به طور مشخص با الگوی خانواده در ارتباط است. از این رو رضایتمندی اجتماعی، روانی و اقتصادی زنان در خانواده های چند همسر با افزایش تعداد زنان کم میشود.

2-2- تحقیقات خارجی

اندرسون و تولیسون11 (1988) در مقالهای به مقایسه میزان رفتارهای مشارکت آمیز در اعضای خانوادههای تک همسر و چند همسر پرداختهاند. این دو محقق آمریکایی معتقدند علی رغم وجود تعداد زیاد اعضا در خانواده های چند همسر کشمکش و تضاد میان فرزندان در خانوادههای چندهمسری بیش تر دیده شده است. مهم ترین عامل ایجاد تنازع و برخوردهای خانوادگی توزیع ناعادلانه منابع مالی میان فرزندان گزارش شده است. زیرا امکانات مشارکت متقابل در محیطهای نابرابر و تنش زا بسیار پائین میباشد.
ویلیام گود12 (1989) در مطالعه خود، شکل خانواده را تابعی از عوامل چندگانه نظام اجتماعی- اقتصادی میداند. وی روابط درون خانواده را بر حسب کارکرد الگوی خانوادگی در نظام کنش توضیح میدهد. از این رو در مطالعه گود چند همسری خاص دورهای از تاریخ است و در جامعه جدید کارکرد خود را از دست داده است. او شواهدی ارائه میکند که در نتیجه سیاستهای کنترل جمعیت، سقط جنین، افزایش سن ازدواج و طلاق، خانواده در جامعه جدید به سمت کوچکتر شدن پیش میرود و تغییرات ساختاری در الگوی خانواده رخ داده است. در نهایت گود پذیرش اجتماعی خانوادههای چندهمسری در مقایسه با خانوادههای تک والد را در جامعه مورد بررسی کمتر گزارش میکند.
ایفسو و ادگوک (1992) در پژوهشی در مورد خانوداههای چند همسری یادآور میشوند که به دلیل پرجمعیت بودن خانوادههای چند همسری نوجوانانی که در این خانوادهها رشد مییابند با شرایط تنش و فشار روانی از جمله کشمکش میان هووها، رقابت میان فرزندان و منش استبدادی پدران و مادران و مراقبت ناکافی از فرزندان روبرو هستند. این دو همچنین در سال 1992 دریافتند که نوجوانان پسر خانوادههای چند همسر سازگاری روانی کمتری نسبت به نوجوانان پسر خانوادههای تک همسر دارند اما چنین تفاوتی را در میان دختران گزارش نکردند.

قباش و همکاران (1992) در پژوهشی پیرامون رابطه شیوع اختلالهای روانی با عوامل اجتماعی و جمعیت شناسی در دوبی، نشان دادند که زنان مطلقه و بیوه و زنانی که به تنهایی زندگی میکنند و هم چنین زنان خانواده های چند همسر و مادرانی که به تنهایی سرپرستی کودکان خود را بر عهده دارند، بیش تر در معرض ابتلا به اختلالهای روانی هستند. در سالهای (1985،1986،1988) در بررسی بیماران بستری و سرپایی کویت و بیماران سرپایی عربستان دریافتند که زنان خانوادههای چند همسر بیش از زنان خانوادههای تک همسر دچار مشکلات روانی از جمله افسردگی میشوند.

الشربینی (2005) در مطالعه خود که سلامت روانی و جسمانی زنان اول در خانوادههای چندزنی و زنان شوهر مرده را مورد بررسی قرار داد؛ نشان داد میزان افسردگی، اضطراب و بیماریهای جسمی همچون فشار خون و سردردهای میگرنی در زنان اول خانوادههای چند همسر بیش از زنان گروه دوم است.

مطالعه استفانی13 (2007) تحت عنوان”بررسی میزان رضایت زناشویی در خانوادههای چند همسر در شهر ابوظبی امارات متحده عربی” نشان میدهد که نظم ارزشی و اعتقادی جامعه عرب پذیرای نظام چندهمسری است اما میزان افسردگی و میل خودکشی در زنان مورد مطالعه بسیار بالا گزارش شده است. اگرچه میزان رضایتمندی روانی در این خانواده ها با افزایش تعداد فرزندان پسر خانواده افزایش مییابد؛ اما میزان کشمکش بین هووها در این شرایط افزایش مییابند.

در پژوهشی که البدور14 و همکارانش در سال (2007) انجام دادند. طی دو مطالعه ابتدا نمونهای تصادفی 210 تایی با میانگین سنی 9/15 و سپس نمونهای 182 تایی از دانش آموزان عرب بادیه نشین را مورد مطالعه قرار دادند و در مطالعه دوم از گزارشات معلمان آنها نیز استفاده کردند آنها نیز نتایج مشابهی را به دست آوردند هر چند عقیده دارند که کودکان خانوادههای تک همسری و چندهمسری در مواردی مانند: اضطراب، افسردگی و خصومت یکسان اند. اما در کل فرزندان در خانوادههای چند همسری علائم آسیب شناختی روانی بیش تری را نشان میدهند ولی در کل از معیار استاندارد انحراف زیادی ندارند.

کینتیا کوک (2007) در مقاله خود “چندزنی؛ آیا آفریقاییها آن را یک حق میدانند؟” به این عمل اشاره میکند که چند همسری به عنوان یک عمل فرهنگی تطبیقی و سازگار در آمریکا شناخته شده است. او در این مقاله به بررسی اثرات ناشی از تعدد زوجات بر رشد جمعیت و باروی میپردازد. او استدلال میکند که تعدد زوجات دارای اثر مثبت بر رشد جمعیت و باروری بوده ولی از طرف دیگر برای سلامت و رفاه زنان و کودکان مضر است. در طول تحقیق با زنان لورین مصاحبههایی انجام گرفته است که این زنان از نگرانی خود که ممکن است روابط تک همسریشان در آینده به چند همسری تبدیل شود حرف زدهاند. زیرا آنها کنترل کمی بر شوهرانشان برای گرفتن زن دوم گرفتهاند.

در پژوهشی که همدن15 و همکارانش (2009) در اجتماعات اعراب بادیه نشین جنوب اسرائیل انجام دادند 406 دانش آموز را با میانگین سنی 5/14 سال مورد پرسش قرار دادند تا اثرات ازدواج های چند همسری را بر سلامت روانی جمعیت نوجوانانشان بررسی کنند. 53 درصد آنها از خانوادههای چند همسری و 47 درصد از خانوادههای تک همسری بودند. دادهها به روش آزمون خی دو و تحلیل واریانس، تحلیل آماری شد و نتیجه قابل توجه این بود که با توجه به معیارهای علم آسیب شناسی روانی تفاوتی بین فرزندان خانواده های چند همسری و تک همسری وجود ندارد.
این نتیجه در مقایسه با گزارشات از زنان ازدواجهای چند همسری که مشخصا تنشها و مشکلات روانی بالاتری را نشان میدهند و علاوه بر این مشکلات اساسی و بیشتر در کارکرد این خانوادهها و روابط زناشویی شآن و همچنین سطح رضایت از زندگی کمترشان، حیرت آور است. بر این اساس انتظار میرفت علایمی از ناهنجاری در کودکانی که در چنین فضایی رشد کرده اند، همانند دیگر تحقیقات، دیده

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه تعدد زوجات، حقوق زنان، روابط جنسی، ازدواج مجدد Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه تعدد زوجات، سلامت روانی، سلامت روان، ایلات و عشایر