منابع و ماخذ پایان نامه تعدد زوجات، ازدواج مجدد، زنان و دختران، عوامل اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

اروپا، تعدد زوجات را شالودة مذهب اسلام دانسته و در انتشار ديانت اسلام و تنزل و انحطاط ملل شرقي، آن را علت العلل قرار داده اند [در صورتي كه رسم تعدد زوجات ابداً به اسلام مربوط نيست و قبل از اسلام هم رسم مذكور در ميان تمام اقوام شرقي ازيهود، ايراني، عرب و غيره شايع بوده است. در مغرب هم با وجود اين كه آب و هوا و طبيعت، هيچ يك مقتضي براي وجود چنين رسمي نيست، با اين حال رسم (وحدت زوجه) رسمي است كه ما آن را فقط در كتاب هاي قانون مي بينيم وگرنه خيال نمي كنیم بتوان اين را انكار كرد كه در معاشرت واقعي اشان، اثري از اين رسم (وحدت زوجه) نيست؛ راستي من متحيرم و نمي دانم كه تعدد زوجات مشروع مشرق از تعدد زوجات سالوسانه ي مغرب زمين، چه كمي دارد و چرا كمتر است»90
واقعيت اين است که اسلام اگر چه پيروان خود را نسبت به ازدواج ترغيب مي کند، اما به هيچ روي آنان را به تعدد زوجات تشويق نمي کند. برخورد اسلام با اين پديده، مواجهه اي کاملاً امضايي و نه تأسيسي است، همچون برخوردي که با پديده هاي اجتماعي مشابه ديگر نظير برده داري داشته است. اسلام همان طور که با وضع احکام در باره ي بردگان، نه ايجاد کننده ي نهاد برده داري بلکه پذيرنده ي واقعيت اجتماعي موجود بود تا از اين رهگذر بتواند در کوتاه مدت تا جايي که مي تواند از آلام برده ها بکاهد و در بلندمدت، بستر اجتماعي را به تدريج به سوي الغاي کامل برده داري سوق دهد، در باره ي تعدد زوجات نيز چنين ابتكاري را به عمل آورد .91
شايسته يادآوري است كه اصولاً احكام امضايي در اسلام به دو قسم قابل تفكيك مي باشند: احكام امضايي مطلوب كه به جهت عقلايي، منطقي و موجه بودن مورد امضا و تأييد اسلام قرار مي گيرند و احكام امضايي تحميلي كه به سبب رواج و شيوع در عرف و وجود محذورات اجتماعي در مخالفت با آن ها، مورد امضا قرار گرفته اند. در حقيقت، پذيرش اين دسته از احكام، بر شريعت تحميل گرديده است.
آنچه به نظر مي رسد اين است که علاوه بر موضوع برده داري كه در بالا به آن اشاره گرديد، پديدة چند همسر گزيني و به اصطلاح تعدد زوجات از جمله احكام امضايي تحميلي مي باشد. «احكام امضايي تحميلي مقيد به رواج عرفي است و به تعبير فني، رواج عرفي براي آن ها حيثيت تقييديه محسوب مي شود، نه حيثيت تعليليه. نتيجه اين برداشت اين است كه اگر اين احكام در بستر زمان، رواج عرفي خود را از دست بدهند و متروك گردند، بي گمان حكم شرع تغيير خواهد يافت».92
پس بنابر اين، اسلام تعدد زوجات را ابتکار نکرد، بلکه آن را از طرفي محدود ساخت و براي آن حداکثر قائل شد و از طرف ديگر، قيود و شرايط سنگيني براي آن مقرر کرد. اقوام و مللي که به دين اسلام گرويدند غالباً در ميان خودشان اين رسم وجود داشت و به واسطه ي اسلام مجبور بودند حدود و قيودي را گردن نهند.93
مهم ترين و اصلي ترين مبناي حقوقي و مستند چندهمسرگزيني، آيه 3 سوره نساء است. قرآن کريم در اين باره مي فرمايد:
«از آن زناني که براي شما حلال و شايسته است، دو يا سه زن تا چهار زن مي توانيد بگيريد، ليکن اگر مي ترسيد نتوانيد ميان آن ها عدالت را رعايت کنيد، از يکي تجاوز نکنيد».
جالب اين است که اين آيه در سوره نساء درست بعد از آيه اي آمده است که در آن، مسايل مربوط به يتيمان بي سرپرست و بي حامي مطرح شده و رعايت حقوق آنان از سوي مسلمانان مورد گوشزد قرار گرفته است. لذا بعيد نيست که تجويز تعدد زوجات از نظر قرآن، طريق يا وسيله اي بوده باشد براي اقامه ي حقوق يتيمان بي سرپرست که بر عهده ي مسلمانان نهاده شده است.
قرآن هرگز به مسلمانان توصيه نمي کند تا زنان متعدد اختيار کنند؛ چنين رويکردي در واقعيت امر در ميان مسلمانان و غيرمسلمانان عربستان پيش از نزول آيات قرآن در خصوص تعدد زوجات وجود داشته است و لذا «توصيه» به طور طبيعي وجهي نداشته است. لذا «تجويز» قرآن را در اين رابطه به هيچ روي نمي توان به «توصيه تأويل کرد. به ويژه آن که تجويز نيز کاملاً «مشروط است: مشروط به رعايت عدالت در حق همسران متعدد. از آيات قرآن استفاده مي شود که جهت گيري کلي قرآن، به هيچ روي مبتني بر تثبيت نهاد «تعدد زوجات» نمي تواند باشد، بلکه بنابر اتفاق، تمايل آشکاري براي «تحديدزوجات» در آن به چشم مي خورد و حتي بالاتر از آن «تک همسري» توصيه مي شود. شريعت اسلامي به تعدد زوجات، به مثابه يک حکم ثانويه (در مقابل حکم اوليه و اصل اوليه) در زندگي فردي و جمعي مسلمانان مي نگرد، لذا بي جهت با گسترش آن موافق نيست .
لازم به يادآوري است اگر چه حکم چندهمسرگزيني وجود دارد اما آنچه بايد مشخص و تبيين گردد حد ميان «تجويز» و «توصيه» از يک سو و از سوي ديگر، «اصل» يا «استثنا بودن» آن است که در بحث بعدي به آن مي پردازيم.
بند اول : اصل بودن تک همسري و استثنا بودن چند همسري
تک همسری طبيعي ترين و اصلي ترين شکل زناشويي است. در تک همسری روحِِ اختصاص حکم فرماست. در تک همسری هر يک از زن و شوهر، احساسات و عواطف و منافع جنسي ديگري را «از آن» خود و مخصوص شخص خود مي داند.
آياطبيعت زن چند همسري است؟ تحقيقات روانشناسي ثابت کرده است که زن بيش از مرد خواهان تک همسری (تک شوهري) است. زن در چند شوهري هرگز نمي توانسته است حمايت و محبت و عواطف خالصانه و فداکاري يک مرد را نسبت به خود جلب کند. از اين رو، چند شوهري همواره مورد تنفر زن بوده است. زن طبعاً تک همسر است. چند شوهري بر ضد روحيه اوست. نوع تمنيات زن از شوهر با چند شوهري سازگار نيست.
 اما آيا طبيعت مرد چند همسري است؟حتماً تعجب خواهيد کرد اگر بشنويد عقيده ي رايج روانشناسان و فيلسوفان اجتماعی غرب بر اين است که مرد، چند همسر آفريده شده، تک همسری بر خلاف طبيعت اوست .
البته چنين ادعايي که زن و مرد از لحاظ زيست شناسي و روانشناسي وضع مشابهي دارند، درست نيست؛ اما  اين عقيده که روحيه مرد با تک همسری ناسازگار است، نيز صحيح نمی باشد. همچنين اين نظرات که مي گويد: علاقه مرد به تنوع اصلاح ناپذير است؛ و يا وفاداري براي مرد غيرممکن است و يک زن براي يک مرد آفريده شده و يک مرد براي همه ي زن ها، نادرست مي باشند. در مخالفت با نظرات گفته شده بايد عوامل خيانت در مرد را محيط هاي اجتماعي، و نه خلقت و طبيعت، دانست. مسؤول خيانت مرد خلقت و طبيعت نيست، محيط اجتماعی است. الهام بخش اين متفکران در اين عقيده (طبيعت چند همسري و تنوع طلبي مرد) اوضاع خاص محيط اجتماعی آن ها بوده نه طبيعت واقعي مرد.
در مشرق اسلامي، پيش از آن که آداب و رسوم غربي رايج گردد، 90% مردان تک همسر واقعي بودند، نه بيش از يک زن شرعي و قانوني داشتند و نه با معشوقه و ديگري سرگرم بودند. زوجيت اختصاصي به مفهوم واقعي کلمه بر اکثريت قريب به اتفاق خانواده هاي اسلامي حکم فرما بود .94
بايد يادآورشد که اسلام تعدد زوجات را براي موارد استثنايي تجويز کرده و اصل در اسلام نظام تک همسری است. «رعايت عدالت هم هر چند که غير ممکن نمي باشد کاري است بس دشوار که از هر کس ساخته نيست. از اين رو، مسلمانان واقعي هميشه از چند زن داشتن پرهيز مي کردند و جز در مواقع ضرورت به آن روي نمي آوردند. بدين جهت، نظام تعدد زوجات هيچ وقت در کشورهاي اسلامي رواج زياد نداشته و همواره استثنايي تلقي مي شده و خانواده ي مسلمان اغلب تک همسر بوده است» (صفايي و امامي، 1381: 95).

بند دوم : موارد استثنا و ضرورت در چندهمسرگزيني
 جهت کلي قرآن به هيچ وجه مبتني بر ترويج و تثبيت پديده ي چند همسر گزينی نمي تواند باشد، بلکه بر عکس؛ از روح آيات مربوط، گرايش آشکاري در جهت تحديد همسران قابل استنباط مي باشد و حتي مي توان گفت اصولاً تک همسر گزينی توصيه شده است. با وجود اين، قرآن در شرايط خاص زندگي فردي و اجتماعی به مسلمانان اجازه مي دهد، در صورتي که بتوانند عدالت رادر حق همسران متعدد خود اقامه کنند، بيش از يک زن حداکثر تا چهار زن اختيار کنند. اين امر البته با شرايط استثنايي عصر تنزيل نيز تناسبي آشکار و غير قابل انکار دارد: شرايط آب وهوايي، اَشکال خاص زندگي اجتماعی (عشيره اي)، باديه گري، سيستم اقتصادي و از همه مهم تر، کمی تعداد مردان به سبب جنگ هاي طولاني و متعدد، از جمله عواملي بودند که تعدد زوجات را براي عرب هاي معاصر پيامبر (ص) تقريباً امري اجتناب ناپذير مي ساختند.از سوي ديگر، اسلام مايل به تحکيم مباني خانواده و همچنين ايجاد يک نظم جنسي قابل اعمال در ميان مسلمانان بود. بسياري زنان بودند که پس از مرگ شوهرانشان در جنگ، افراد مجرد براي خواستگاري به سراغ آن ها نمي رفتند، در حالي که نياز حمايتي (مالي، جنسي، عاطفي و …) آنان انکارناپذير بود. اسلام نيز هرگز، بر خلاف مسيحيت، در صدد انکار اين دو واقعيت مهم در زندگي خصوصي و عمومي پيروان خود برنيامد و براي همين نيز به تعدد زوجات تن در داد، که اگر تن نمي داد نيز اتفاق مي افتاد، بي آنکه شريعت بتواند قواعد و احکام عمومي خود را بر آن جاري سازد و اعمال عدالت را در حق همسران متعدد تضمين کند و يا خواستار شود . زيرا چنانچه گفته شده است: «اسلام با وضع جهاد، طلاق، تعدد زوجات، ازدواج مکرر و … کوشيده است تا با اعتراف وتحمل آن چه که همه جا و هميشه هست و از آن ها گريزي نيست، بر سر واقعيت هاي سرکش و خطرناک افسار زند» 95
بي شک برخي از عواملي که موجب تجويز تعدد زوجات در شريعت اسلامي شده است، منحصر به جامعه ي عصر تنزيل است و لذا محقق بي طرف، در کوشش و اجتهاد علمي خود و در داوري خويش در باره ي اسلام صدر، نبايد آن ها را از نظر دور بدارد؛ اما با وجود اين، پاره اي عوامل طبيعي و اجتماعی نيز وجود دارند که تقريباً در شرايط گونه گون و متحول اجتماعی نيز کمابيش ثابت مي مانند برخي از اين شرايط عبارتند از: بلوغ زودرس دختران در مقايسه با پسران؛ نرخ بالاي مرگ و مير مردان نسبت به زنان بر اثر حوادث و جنگ ها؛ مقاوم تر بودن زنان در برابر امراض و بيماري ها در مقايسه با مردان و مانند آن ها موجب مي شوند عملاً تعداد زنان و دختران آماده ي ازدواج بر مردان بالغ (آماده ي ازدواج) فزوني و برتري داشتند.
عوامل اجتماعی تعدد زوجات در تمدن جديد نيز گاه خود را نشان داد_ البته با اَشکالي متفاوت_  .در قرن بيستم دو جنگ ويرانگر بين الملل، بيش از هفده ميليون مرد اروپايي را در کام مرگ فرو برد و تقريباً همان تعداد زن را از داشتن شوهر محروم ساخت؛ در انقلاب الجزاير و جنگ ويتنام نيز ترکيب جمعيتي بر اثر کشته شدن رزمندگان مرد، شديداً دگرگون شد و ناچار زنان بسياري بي همسر ماندند. در چنين موقعيتي بود که در اروپا تظاهرات وسيعي از سوي زنان عليه کليسا ترتيب يافت که مطالبه ي اصلي آنان، آزادي تعدد زوجات بود..منظور از ضرورت می تواند در چنین جایگاهی باشد که حتی در این صورت هم با توجه به قوانین اسلام مرد با دارا بودن شرط عدالت می تواند اقدام به ازدواج مجدد کند

بند سوم:ازدواج مجدد مرد پاسخی ناجوانمردانه به ایثار زنانه
اساسا وجود زنها مملو از احساس و عاطفه است و همین عاطفه است که سر منشا عشق بین دو جنس مخالف و ازدواج آنها و تشکیل خانواده و ازدیاد نسل می شود همین عاطفه است که در زن بصورت مهر مادری متجلی می شود که باعث می شود یک زن حاضر به تحمل سختیهای دوره بارداری و درد زایمان شود تا تداوم نسل بشری را موجب گردد زن با مردی که او را نیمه دوم خود می داند ازدواج کرده و با او خود را تکمیل می سازد و نزدیکترین عضو خانواده او می گردد که همیشه ودر همه حال کنار اوست .
همانطور که در آیه 128 سوره بقره اشاره شده « هن لباس لکم و انتم لباس لهنّ » آنها «زنان» لباس شما هستند و شما لباس آنها
لباس از همه چیز نزدیکتر به جسم انسان است و باعث پوشاندن عیوب جسمی و حفظ انسان در سرما و گرما . و آسیب های دیگر است هر یک از زوجین هم برای یکدیگر به منزله لباس می باشند و همچنین
همسران مایه آرامش یکدیگرند همانطور که در آیه 21 سوره روم آمده« و خلقناکم من انفسکم ازواجا لتسکنو الیها » « ما شما را جفت آفریدیم تا مایه آرامش یکدیگر باشید » هر یک از زوجین در

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه ازدواج مجدد، تعدد زوجات، نهاد خانواده، افراد مبتلا Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه تعدد زوجات، ازدواج مجدد، عقد ازدواج