منابع و ماخذ پایان نامه تشبیه تمثیل، تشبیه تمثیلی، ابراهیم ادهم

دانلود پایان نامه ارشد

مخاطب نسبت بدان معرفت و تجربة قبلی ندارد، اما در تشبیه تمثیلی مشبه و مشبهٌبه از دو قلمرو جداگانه برگزیده میشود. مشبهٌبه در تشبیه تمثیل یا چیزی است شناخته شده از فرهنگ مردم یا دستکم چیزی است، نزدیک به این شناختگی، یعنی مشبهٌبه یا مثل است و یا شبه مثل. ازاینروی دراای حکمی ثابت است و میتوان آن را به مشبه سرایت داد».52
«در تشبیه تمثیل، مشبه امری معقول است که برای تقریر و اثبات آن، مشبهٌبهی مرکب و محسوس ذکر میشود و ادات تشبیه را باید به «مثل این میماند که…» تأویل کرد. مثلاً:
ـ قرار در کف آزادگان نگیرد مال چو صبر در دل عاشق چو آب در غربال
قرار نگرفتن مال در کف آزادگان به این میماند که گویی آب در غربال و صبر در دل عاشق قرار نمیگیرد.».53
دکتر بهروز ثروتیان معتقد است که در تشبیه تمثیل دو «تصدیق» به همدیگر تشبیه میشود، در حالی که در دیگر تشبیهات دو «تصور» به هم مانند میشود.54
مبنای کار ما در ذکر شواهد مثال، بیشتر میل به جانب نظر دکتر شمیسا دارد.
اینک نمونههایی از شعر استاد خلیلی:
ـ شب دلم در آتش غمها به حسرت میتپد نالش اسپند بر مجمر به یاد آمد مرا
(استخوانم سوخت، جانا آشیانم در گرفت، ص 142)
تپیدن دل در آتش غم به جهیدن و نالیدن اسپند روی مجمر میماند.
ـ عشق گلزار وطن در سینة پر داغ من در دل امواج خون گوهر به یاد آمد مرا
(همان، ص 142)
وجود عشق به وطن در سینة پر داغ شاعر بهوجود گوهری میماند در دل دریای موّاجی از خون.
چون توانگر را به قصرش دوش دیدم مست خواب حالت مجروح در سنگر به یاد آمد مرا
(همان، ص 143)
حالت بیخبری و بیدردی توانگر در حال خواب در نزد شاعر مانند گیجی و بیخبری مجروحی است که در سنگر افتاده و از شدت درد و زجر و گیجی، بیخبر از همهجاست.
این بیت در وقاع نوعی تعریض و گوشه زدن نیز هست و در واقع نفی مشابهت است بین این دو یعنی از صنعت تفریق استفاده کرده است.
ـ من بیوطن که درو از آغوش مادرم بنشستهام بر آتش و در خون شناورم
(تابوت آتشین، ص 117)
مشبه: من، در حالی که بیوطن و دور از آغوش مادر هستم.
مشبهبه: کسی که در آتش نشسته و غرق در خون باشد.
وجه شبه: بیتابی و اضطراب چیزی سرخرنگ بر روی جسمی داغ
ـ ظاهر از رگ رگ او لرزة مرگ چون تذروی که گریزد ز عقاب
(آریایی سرود آخرین سوار، ص 249)
مشبه: او، در حالی که لرزة مرگ در رگ رگش پیدا بود.
مشبهبه: تذروی که از عقاب میگریزد.
وجه شبه: گریختن موجودی ضعیف از موجود قوی و خطرناک با ترس و دلهره
ـ نثر من در پیش نثرش چون خزف پیش گهر نظم او پهلوی نظمم، همچو گل پهلوی خار
(در پاسخ چکامة جناب پژواک، ص 93)
نثر من هنگامی که در مقابل نثر او قرار میگیرد: خزف است وقتی که پیش گوهری قرار میگیرد. نظم او هنگامی که در مقابل نظم من قرار میگیرد: گلی است که پهلوی خاری قرار دارد.
وجه شبه: قرار گرفتن چیزی بیارزش در قابل چیزی بسیار باارزش و علنی شدن تفاوت آن دو و عکس آن، یعنی قرار گرفتن شیئی باارزش در مقابل شیئی بیارزش
ـ آرزوها در دلش روشن چو آب اندر گهر دردها در سینهاش پیچان چو دود اندر شرار
(در پاسخ چکامة جناب پژواک، ص 91)
مشبه: پیچیدن درد در سینة موصوف
مشبهبه: پیچیدن دود در میان شعلهها
وجه شبه: حرکت چیزی تیره در میان فضایی روشن و شعلهور
در مصراع اول: وجه شبه: قرار گرفتن چیزی ارزشمند در درون چیزی ارزشمند دیگر و روشن
ـبرگهای کهربایی برفراز آبها همچو سیمین پرده بروی نقشهای زرنگار
(در پاسخ چکامة جناب پژواک، ص 92)
وجه شبه: قرار گرفتن اشیایی زردرنگ بر روی سطحی صاف و نیلگون
ـ همچو گوهرهای غلطان بر یکی جام بلور بازی اختر به روی آبهای نقرهکار
وجه شبه: تحرک اشیاء روشن بر روی سطحی شفاف (همان، ص 92)
5. وجه شبه تحقیقی:
وجه شبه تحقیقی آن است که مورد شباهت در طرفین تشبیه واقعاً وجود داشته باشد. مانند سرخی و لطافت که هم در گل است و هم در چهره، در تشبیه چهره به گل از نظر سرخی و لطافت
ـ چون دام دیده کبوتر به خویش میلرزم شبی اگر به خطا برگذشتهام نگرم
(پیری و ریختن دندان، ص 119)
وجه شبه: به خویش لرزیدن از ترس که هم در انسان وجود دارد و هم در کبوتر.
ـ عقایی پیر بودم من که ایام ببال چرخ پروازم زده سنگ
(رهآورد اشک و خون، ص 243)
وجه شبه: عدم تحرک و از پا افتادگی که هم در عقاب و هم در انسان پیر وجود دارد.
ـ میتوان کرد چو من نالة خونبار کسی که چو سعدی مژهاش ابر گهرباری هست
(به بارگاه سعدی، ص 186)
وجه شبه: ریزش و گهرباری است که هم در چشم و هم در ابر واقعی است.
ـ طوفان مرگخیز حوادث فرارسید راه نجات ما به یمین و یسار نیست
(طوفان مرگ، ص 9)
وجه شبه: مرگخیزی است که هم در طوفان وجود دارد و هم در حوادث بزرگ
ـ کنون اگر به سراپای من زنند آتش بغیر دود نخیزد ز مشت خارترم
(پیری و ریختن دندان، ص 119)
شاعر خود را به مشتی خارتر، تشبیه کرده است.
وجه شبه: بیحاصلی و غم داشتن است که در هر دو وجود دارد، بنا بر اعتقادات شاعر.
ـ حجاب ظلمت شب راه بگشاد به اشک ما که رنگ و بوی خون داشت
(هیچ، ص 247)
شب را به حجابی ظلمانی تشبیه کرده است.
وجه شبه: مانع بودن است که در هر دو وجود دارد.
شب به جهت تاریکی، مانع رسیدن انسانها به مقصدشان میشود؛ چنانکه حجاب روی چیزی را میپوشاند.
ـ بده دستی که در طومار عمرم در این طومار مارآسای پرپیچ
قلم را سر کنم از روی اخلاص جوانمردانه بنویسم یکی «هیچ»
(هیچ، ص 248)
طومار: مار وجه شبه: پرپیچی که در هر دو موجود است و واقعی.
ـ به دیوار فلک سایش بکوبد سر شوریدة خود را مکرر
(هیچ، ص 246)
دیوار: فلک وجه شبه: بلندی که در هر موجود است.
ـ آتش شوق را عیان کردن گوهر اشک ارمغان کردن
(نقش دیگر گذشت از نظرم، ص 358)
وجه شبه: درخشندگی است که هم در اشک و هم در گوهر وجود دارد.
ـ کودک طبع من از آسمانی جلوهها گشت یکباره برون از دستگاه اختیار
(در پاسخ چکامة جناب پژواک، ص 92)
وجه شبه: پاک نهادی که در کودک و طبع شاعر هر دو موجود است.
ـ به کشوری که در آن عدل حکمفرما نیست زنند باد حوادث نمیتوان آسود
(رواق آوارگان، ص 77)
وجه شبه: ناگهانی بودن و ویرانکنندگی که در هر دو موجود است (تندباد و حوادث).
ـ آفتاب آن مرده نوبهارش افسرده سیل اشک و خون برده بوستان کابل را
(در ماتم شهر کابل، ص 4)
سیل: اشک و سیل: خون وجه شبه: جاری شدن خون، اشک و سیل
6. وجه شبه تخییلی:
وجه شبه تخییلی آن است که مورد شباهت در هر دو طرف تشبیه یا در یکی از آنها خیالی باشد و شاعر از رهگذر تخییل خویش آن را به مشبه و مشبهبه یا یکی از آنها نسبت میدهد؛ مثلاً «فلان مثل شمع میگرید».55 گریستن، صفت حقیقی شمع نیست، بلکه شاعر از باب تخیل آن را به شمع نسبت داده است.
ـ یک شیشة دل وز همه سو سنگ حوادث قربان شوم این کارگه شیشهگری را
(والاگهری، ص 5)
وجه شبه: شکنندگی (در مفهوم لازمی و متعدی آن). در مورد دل تخییلی است. دل به شیشه تشبیه شده است.
حوادث: سنگ وجه شبه شکنندگی (در مفهوم متعدی آن) در مورد حوادث تخییلی است.
ـ این آفتاب زندگی تابد چو بر احوال ما گلهای خوشبختی دمد از گلشن آمال ما
(سرود معلم، ص 205)
زندگی: آفتاب وجه شبه: (تابیدن) در مورد زندگی تخییلی است.
خوشبختی: گل وجه شبه: (دمیدن) در مورد خوشبختی تخییلی است.
ـ از یاد مرغهای فلکتاز در هوا با مرغ آرزو به هوا میپرستمت
(به پیشگاه وطن، ص 57)
آرزو: مرغ وجه شبه: (پرواز کردن) در مورد آرزو تخییلی است.
ـ خفته اینجا گنج حکمت را گرامی گوهری کز فروغش اهل دانش فیض کردی اکتساب56
(در رثای قاضی عطاء محمدحسنخان…، ص 278)
قاضی عطاء محمدحسنخان را به گوهری گرامی تشبیه کرده است.
وجه شبه: فروغ داشتن که در مورد مشبه، قاضی محمدحسنخان، تخییلی است.
ـ گر شدم پیدا که پردازم سخن شمعسان سوزم میان انجمن
(راز آفرینش، ص 483)
خود را به شمع تشبیه کرده است. وجه شبه سوختن، در مورد خود شاعر تخییلی است.
ـ همه مشت خار گشتم که زنی شرارم امشب به هوا دمی فشانی همهجا غبارم امشب
(به حضرت مولانا، ص 6)
شاعر خود را به مشت خار تشبیه کرده است. وجه شبه، راحت سوختن و شعلهور شدن که در مورد خود شاعر تخییلی است.
ـ بود طبع روشنت دریای مواج سخن لب چرا بربسته از نطق و سخن بازآمدی
(بزمگاه رفتگان، ص 189)
سخن: دریا وجه شبه: مواج، در مورد سخن تخییلی است.
ـ در شب تیرة غم شکر که غمخواری هست بسته شد گر در اغیار در یاری هست
غم: شب وجه مشبه: تیرگی، در مورد غم تخییلی است. (به بارگاه سعدی، ص 185)
ـ یک چشم بیش نی و بود هر مژه تو را خونریز نیزهها همگان از زر آفتاب
(آفتاب، ص 53)
مژه: نیزههای زرین وجه شبه: خونریزی و تیزی
در مورد خونریزی، تخییلی است، اما در مورد تیزی تحقیقی
ـ جز اشک و خون خلق چه بینی به روی خاک ای تکسوار کجرو ای اعور آفتاب
(آفتاب، ص 53)
خورشید: تکسوار یکچشم وجه شبه: کجرو و اعور، در مورد خورشید تخییلی است.
ـ دل ماتمزده امروز چون گل خندان است جای اشک از مژة خامه گهر غلطانست
(مبارکباد آوراگان، ص 220)
وجه شبه: خندان، در مورد دل تخییلی است، به معنی چاکچاک بودن
7. وجه شبه دوگانه (استخدام):
گاهی وجه شبه دو معنی دارد، در مورد مشبه یک معنی و در مورد مشبهبه یک معنی دیگر، در این صورت غالباً یکبار حسی است و یکبار عقلی.
ـ مرگ در زندان تاریک و سیاه زندگی روزنی اما کلید آن برون از اختیار
(در پاسخ چکامة جناب پژواک، ص 92)
وجه شبه: تاریک و سیاه در مورد زندان، همان معنای واقعی خودش را دارد و حسی است ولی در مورد زندگی، سختیها و مشکلات است و عقلی بهحساب میآید.
ـ چون شمع کشته سر به رواقش فرو نهم چون پرشکسته مرغ به بامش فراپرم
من (خود شاعر): مرغ (تابوت آتشین، ص 118)
وجه شبه: پرشکستگی، در مورد شاعر منظور از پرشکستگی، ضعف و ناتوانی است.
من (خود شاعر): شمع
وجه شبه: کشته شدن، در مورد شاعر منظور از کشته شدن، بیحاصلی و رنگباختگی است.
ـ در شب تیرة غم شکر که غمخواری هست بسته شد گر در اغیار در یاری هست
(به بارگاه سعدی، ص 185)
غم: شب وجه شبه: تیرگی. چنانکه شب تیره (سیاه) است غم نیز تیره (غمانگیز و بیحاصل است).
ـ بود طبع روشنت دریای مواج سخن لب چرا بربسته از نطق و سخن بازآمدی
(بزمگاه رفتگان، ص 189)
سخن: دریا وجه شبه: مواج (مواج در مورد سخن یعنی شعر، نیرومندی و قدر و استحکام آن است).
ـ مهین بانیو شاه بیتاب شد سراسیمه مانند سیماب شد
مهین بانو: سیماب (ابراهیم ادهم…، ص 437)
وجه شبه: سراسیمه (در مورد سیماب منظور از سراسیمگی همان حرکت و سیلان است).
ـ دل ماتمزده امروز چون گل خندان است جای اشک از مژة خامه گهر غلطانست
(مبارکباد آوراگان، ص 220)
دل ماتمزده: گل وجه شبه: خندان (خندان بودن گل باز بودن برگهای آن است)
ـ جز اشک و خون خلق چه بینی به روی خاک ای تکسوار کجرو ای اعور آفتاب
(آفتاب، ص 53)
خورشید: تکسوار وجه شبه: کجروی و اعور بودن (کجرو و اعور بودن آفتاب آن است که برخلاف مراد افراد و بدون توجه به حال و وضع آنان به حرکت خود ادامه میدهد).
نتیجه:
در شعر خلیلی از میان تشبیهات با وجه شبههای واحد، متعدد و مرکب، وجه شبه واحد بیشترین بسامد را دارد. بعد از آن، وجه شبه مرکب و به تبع آن تشبیه مرکب یا تمثیلی است. اما وجه شبه متعدد از بسامد پایینی نسبت به دو نوع دیگر برخوردار است. و در میان تشبیهات با وجه شبه تحقیقی و تخییلی و دوگانه (استخدام)، وجه شبه تخییلی بیشترین آمار را از آن خود ساخته است و در مرتبه بعد وجه شبه تحقیقی است. البته باید گفت که در تشبیهات خلیلی از هر دو مورد شواهد بسیاری میتوان یافت، اما در همهحال بسامد تخییلی بیشتر از تحقیقی است. خلیلی از صنعت استخدام نیز در تشبیهات خود، بهرهها برده است که از نظر بسامد، بعد از دو نوع دیگر قرار میگیرد.
نکتة قابل ذکر اینکه، در بررسی وجه شبه در اشعار خلیلی اکثر وجه شبههای تخییلی دارای صنعت استخدام نیز هست؛ همانطور که در شواهد آورده شده

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه تشبیه تمثیل، تشبیه تمثیلی، ابراهیم ادهم، افغانستان Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه تعبیر و تفسیر، فروغ فرخزاد، ترکیب وصفی