منابع و ماخذ پایان نامه تساوی جنسیت، فرهنگ و تمدن، آموزش جنسی، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

اختلاف جنسيت نه تصادفي و اتفاقي در خلقت انسان‌ها قرارگرفته و نه در نظر نگرفتن و بي‌تفاوتي نسبت به آن، قابل اغماض و چشم پوشي است. بلکه بی‌توجهی به آن، هم پيامدهاي منفي بسياري به همراه خواهد داشت و هم باعث از دست رفتن منافع فراواني است كه خداوند حكيم براي آن در نظر گرفته است.
2-4-2 پیشینه تاریخی
تاریخچه اين مسئله، دست كم 2400 سال سابقه دارد و در نظرات افلاطون و ارسطو و يونان باستان مي‌توان آن را پيگيري كرد. افلاطون، درباره تفاوت زن و مرد با كمال صراحت، ادعا مي‌كند زنان و مردان داراي استعدادهاي مشابهي هستند و زنان مي‌توانند همان وظايفي را عهده‌دار شوند كه مردان بر عهده مي‌گيرند و از همان حقوقي بهره‌مند گردند كه مردان از آن بهره‌مند هستند. در عين‌حال، اعتراف مي‌كند زنان از مردان، چه در نيروهاي روحي و چه در نيروهاي جسمي ناتوان ترند(احمدی،1384)؛ يعني تفاوت زن و مرد را از نظر كمي مي‌پذيرد، هر‌چند مخالف تفاوت كيفي آنها از لحاظ استعدادهاست.
در این زمینه پس از افلاطون، شاگرد او ارسطو را می‌توان نام برد. ارسطو، با عقايد استاد خود، افلاطون سخت مخالفت كرده است. او معتقد است تفاوت زن و مرد تنها از جنبه كمي نيست، بلكه از جنبه كيفي نيز اين دو متفاوتند. از نظر او نوع استعدادهاي زن و مرد متفاوتند و وظايفي كه قانون خلقت به عهده هر يك از آنها گذاشته و حقوقي كه براي آنها خواسته، در قسمت‌هاي زيادي با هم تفاوت دارند(احمدی،1384).
ديدگاه‌هاي ارسطو تا دهه 1970 در ميان انديشمندان و صاحبان نظريه، مثل فرانسيس بيكن80، دكارت81، نيچه82 و روسو83 مورد توجه بود و از اين سال به بعد، طرفداران نظريه برابرنگرانه به زنان، تحت عنوان نهضت اجتماعي زنان و به صورتي برنامه‌ريزي شده به مخالفت با پيشينيان پرداختند(احمدی،1384). نكته قابل توجه اينكه، علي‌رغم شكل‌گيري این نهضت، با افزايش مطالعات پزشكي، رواني و اجتماعي، تفاوت‌هاي فراوان‌تري بين زن و مرد كشف شد كه در دنياي قديم، براي محققان و انديشمندان رشته‌هاي گوناگون، ناشناخته بوده است.
3-4-2 نگرش های کلی در تفاوت های جنسیتی
درباره اعتبار تفاوت‌های جنسیتی، دست کم سه نگرش وجود دارد. بانکی‌پور(1379) نگرش سنتی را با پذیرش تفاوت‌های طبیعی میان مردان و زنان دانسته که به طور عمده بر مبنای این تفاوت‌ها، فضیلت ذاتی مردان بر زنان را به اثبات می‌رساند. این نگرش که تفاوت‌های جنسیتی را به صفات ذاتی انسان‌ها باز می‌گرداند، فهرستی از ویژگی‌های متعلق به هر جنس را ارائه نموده و بنابر مفروضات تصریح نشده‌ای، برای فضیلت ذاتی مردان بر زنان، موضع‌گیری می‌کند.
نگرش جدید درباره تفاوت‌های جنسیتی از نظر علم‌الهدی(1388)، بر تأثیر عناصر فرهنگی و زمینه‌های اجتماعی بر خود‌پنداره جنسی افراد، تأکید می‌ورزد و از طریق توجه به انعطاف و تغییر‌پذیری تفاوت‌های جنسیتی، تلاش می‌کند، ضرورت برابری فرصت‌های اجتماعی برای زنان و مردان را اثبات نماید. به این ترتیب، نگرش جدید به تأثیر عوامل اجتماعی بر باورها و رفتار وابسته به جنس توجه دارد،
در نهایت، نقد مدرنیته و درخواست برای احیای تفکر دینی در کشورهای اسلامی، طی سال‌های اخیر، سبب پیدایش نگرش دیگری نسبت به مسئله جنسیت شده است که نگرش دینی محسوب می‌شود. از نظر علم‌الهدی(1388) نگرش دینی از یک سو اصالت روح در انسان را مورد تأکید قرار می‌دهد و از طریق خارج‌نمودن عنصر جنسیت از ذات انسان، اصالت تفاوت‌های جنسیتی را انکار می‌کند و از سوی دیگر، جنسیت را ویژگی بدن معرفی می‌کند و از طریق تبیین ارتباط بدن با روح، تأثیر نسبی تفاوت‌های جنسیتی را در حیات انسانی توجیه می‌نماید.
4-4-2 دیدگاه های مربوط به تفاوت جنسیتی در آموزش
از آنجا که بحث این پژوهش در حیطه آموزش است به دیدگاه‌های این حوزه می‌پردازیم. هم‌اکنون دیدگاه‌هایی در میان کارشناسان و مدیران آموزش و پرورش در مورد رابطه میان جنسیت و آموزش وجود دارد. رودگر(1388) بیان می‌کند عده‌ای از جمله استوارت میل84 قائلند به اینکه میان دختران و پسران از نظر تکوینی و طبیعی تفاوتی نیست و بنا به مشترک بودن زنان و مردان در انسانیت، برابری جنسیتی در آموزش را می‌پذیرند و استدلال می‌کنند تفاوت‌های موجود میان دختران و پسران ناشی از تفاوت‌هایی است که جامعه (مانند والدین، رسانه ها و مدرسه) به آنها تحمیل می‌کند.
عده‌ای از جامعه‌شناسان در چارچوب نظریه کارکردگرایی معتقدند اگرچه میان زنان و مردان از نظر طبیعی و تکوینی تفاوتی نیست اما چون تقسیم جنسیتی برای جامعه، فرهنگ و تمدن مزایای بسیاری در‌بر‌دارد، آموزش باید متفاوت باشد(دلفی85، ترجمه خراسانی، 1385).
گروه سوم از جمله افلاطون، ارسطو و روسو قائلند به اینکه میان دختران و پسران از نظر تکوینی و طبیعی تفاوت وجود دارد؛ زیرا عقلانیت در مردان و احساس در زنان غالب است(مولیرآگین86، ترجمه نوری زاده، 1383). از نظر این گروه، نظام آموزشی باید متناسب با این تفاوت‌ها و متناسب با انتظارات و مسئولیت‌های ویژه هر یک از زن و مرد، رنگ و بوی جنسیتی یابد(دفتر مطالعات زنان،1387). در این دیدگاه جنسیت را متغیر مهمی در نظر می‌گیرند که بر موقعیت‌ها، تجربه‌ها و احساسات دانش‌آموزان تأثیر می‌گذارد. از دید حامیان این نظریه، بی‌توجهی به جنسیت در برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری آموزشی باعث می‌شود مسایل خاصی که دختران و پسران دانش‌آموز با آن مواجه هستند از نظر دور بماند.
گروه چهارم (از جمله مانی87 و ارهارت88 به عنوان زیست‌شناس و فروید89 و چودوروف90 به عنوان روانشناس) استدلال می‌کنند که اگرچه زنان و مردان از نظر زیست‌شناختی و روانشناختی تفاوت دارند اما این تفاوت‌ها بسیار ناچیزند و نباید مبنای تفاوت در آموزش دو جنس شوند. به نظر این گروه، جسم متفاوت دختران و پسران موجب دریافت رفتارهایی متفاوت از اطرافیان به ویژه والدین و شکل‌گیری هویت جنسی آنها می‌شود(چودوروف، ترجمه نجم عراقی، 1385). از این رو، این آموزش اطرافیان است که موجب ایجاد تفاوت های اساسی میان زنان و مردان می شود نه طبیعت آنها.
جدول 4- 2 : دیدگاه ها و دلایل موافقان و مخالفان تساوی جنسیتی در آموزش و پرورش
گروه ها
دیدگاه ها
راهکار
دلایل
گروه اول
عدم وجود تفاوت تکوینی میان دو جنس
تساوی جنسیتی در آموزش
زن و مرد در انسانیت مشترکند
گروه دوم
عدم وجود تفاوت تکوینی میان دو جنس
آموزش جنسیتی
تقسیم جنسیتی برای جامعه ، فرهنگ و تمدن مزایای بسیاری در بر دارد
گروه سوم
وجود تفاوت تکوینی میان دو جنس
آموزش جنسیتی
تفاوت های جنسیتی منشأ تکوینی دارند و باید آموزش متناسب با این تفاوت ها باشد
گروه چهارم
وجود تفاوت تکوینی میان دو جنس
تساوی جنسیتی در آموزش
تفاوت های تکوینی ناچیزند و نباید مبنای تفاوت در آموزش دو جنس باشد
5-4-2 اقسام تفاوت‌های جنسیتی
تفاوت در ساختمان بدني و متوسط قد و وزن و حجم مغز، تفاوت‌ در خلقيات، خلاقيت‌هاي هنري، ميزان تحمل‌پذيري، آستانه تحريك پذيري، نوع خردورزي، جنبه‌هاي زيبايي شناختي و بسیاری دیگر، همگي در دايره تفاوت‌هاي زن و مرد جاي مي‌گيرند. در این پژوهش، صرف نظر از تفاوت‌هايي كه اصولاً خاستگاه اجتماعي دارند، تفاوت‌هاي طبيعي در دو گروه تفاوت های جسمی و روحی بیان می‌شود و در ادامه به طور خاص به تفاوت آنها در حیطه آموزش(تفاوت در تفکر یا تفاوت‌های شناختی) که بحث مرتبط با تحقیق حاضر است پرداخته می‌شود.
در زمينه تفاوت‌هاي جسماني زن و مرد، سخن بسيار است. پزشكان، فيزيولوژيست ها و زيست شناسان، تحقيقات فراواني در اين زمینه داشته و براي هر يك از دو جنس، مقياس‌ها و هنجارهاي معين و مشخصي به دست داده‌اند. در اين تمايزات و تفاوت ها، از دستگاه تناسلي و توليد مثل (كه اساسي‌ترين تفاوت جسماني بين زن و مرد است) گرفته تا اجزای مختلف بدن، مورد توجه و تحقيقات موشكافانه بسياري از متخصصان اين رشته قرار گرفته‌اند. روانشناسان از جمله روانشناسان رشد با تكيه بر همين مباني و يافته‌هاي زيستي انسان و تفاوت‌ها و تمايزات زن و مرد، به تأثير اين تفاوت‌ها بر رفتار انسان و به تفسير تفاوت‌هاي رفتار عاطفي و شناختي زن و مرد پرداخته اند(احمدی،1384).
پیچیده‌تر بودن دستگاه تناسلي زن نسبت به مرد، تحولات هورموني، هورمون‌ها و ميزان و نوع ترشح آنها و تأثیراتی که بر جسم و روان زن می‌گذارد تفاوت هاي بين زن و مرد را نمايان‌تر مي‌كند(آیزاک91 ، ترجمه بهزاد،1372). در میان این هورمون‌ها، تفاوت در ميزان توليد هورمون تستوسترون از تفاوت‌هاي اساسی ميان دو جنس است که منشأ بسیاری از تفاوت های خلقی آنها می باشد(غلامی، 1388). از نظر مغز و اعصاب نيز، بين مغز زن و مرد تفاوت هايي قابل توجه وجود دارند. درباره اين تفاوت ها به لحاظ سلولي، حجم و اندازه، تعامل با هورمون‌هاي بدن و كاركردها، بررسي‌هاي دقيق زيادي صورت گرفته‌اند(حسینی،1381).
دامنه تفاوت‌هاي رواني زن و مرد، بسيار وسيع است، این تفاوت ها در تمام ابعاد از جمله: ابعاد فرهنگی- اجتماعی، علایق اقتصادی- سیاسی، ابعاد عقیدتی، ابعاد عاطفی- روانی، ابعاد شناختی و ابعاد زیبایی شناختی وجود دارد. به دلیل گستردگی این بحث، از توضیحات بیشتر صرفنظر شده و علاقمندان می‌توانند به منابع مربوط مراجعه نمایند.
6-4-2 تفاوت در توانایی های شناختی
روانشناسان وقتي از توانايي‌هاي ذهني و شناختي انسان سخن مي‌گويند، به سراغ مفهوم «هوش» و كاركردهاي آن مي‌روند. برخي، هوش را تركيبي از استعداد عددي (روابط و مسائل رياضي)، آمادگي رواني ـ كلامي (حضور ذهن و كاربرد هر سخن در جاي خود)، درك معاني (نقلي، عقلي، فلسفي و علمي)، حافظه، استدلال، فهم روابط فضايي و سرعت ادراك می‌دانند. بعضي نيز تعاريف ديگري از آن ارائه داده‌اند. هوش به دو نوع نظري و عملي تقسيم مي‌شود. هوش نظري براي شناخت روابط و واقعيت ها به كار مي رود و در ميان نوابغ، فلاسفه و هنرمندان به صورت نمايان ديده مي شود. هوش عملي شناخت محيط زندگي و سازگاري آن است(احمدی،1384).
از جمله مسائلي كه هميشه مورد توجه روانشناسان بوده، اين است كه آيا هوش با جنسيت ارتباط دارد؟ در صورت ارتباط، ميزان هوش در كدام يك از دو جنس بيشتر است؟ با آنكه تحقيقات كمي و كيفي زيادي در اين‌باره صورت گرفته، ولي به لحاظ پيچيدگي موضوع، پاسخ قطعي حاصل نشده و نتيجه بررسي‌ها از حد فرضيه فراتر نرفته است. در این زمينه، سه نظريه وجود دارد:
از نظر گروه اول، بهره هوشي كلي زنان و مردان تا حد زيادي مشابه و يكسان است. از تفاوت اندك برتري هوشي پسران بر دختران نيز مي‌توان چشم پوشيد؛ زيرا اين تفاوت از شرايط محيطي و عوامل اجتماعي ناشي مي‌شود(پیره روژه92، ترجمه سروری، 1370).
برخي در زمينه كاستي مغز و توان هوشي زن، به افراط گراييده و جزء گروه دوم قرار گرفتند. به نظر آنان شناخت‌هاي فكري براي زن، به بهاي از دست دادن ويژگي‌هاي زنانه ارزشمند، پديد مي‌آيد(حسینی،1381). عدم رشد عقلي زنان در برخي انديشه‌ها، از بزرگ‌ترين نقطه ضعف هاي شخصيت زن به حساب آمده است. امري كه به نااستواري و غيرقابل اعتماد بودن شخصيت وي مي‌انجامد.
دیدگاه سوم، عامل جنسيت را در توانمندي‌هاي هوشي مؤثر مي‌داند و به امتيازات نسبي و برتر هريك از دو جنس در عوامل هوشي اشاره مي‌كند. احمدی(1384) این تفاوت‌ها را ناشي از عوامل زيستي، هورموني، مسائل وراثتي و امور طبيعي مانند ديگر تفاوت هاي موجود بين زن و مرد مي داند و ضمن آنكه محيط و عوامل اجتماعي و فرهنگي را در بروز استعدادها مؤثر مي شمارد، بر نقش مسائل فيزيولوژي، به ويژه هورموني، تأكيد مي ورزد. به نظر می رسد این دیدگاه، به دیدگاه اسلامی نزدیک‌تر باشد.
7-4-2 تفاوت توانايي هاي شناختي در طبقه بندي بلوم
به دليل آنكه توانايي‌هاي عقلي به مقدار زيادي با توانايي هاي شناختي مربوط مي‌شوند و زنان و مردان در توانايي‌هاي شناختي با يكديگر متفاوتند، براي تبيين، بجاست اين موضوع با تأكيد بر طبقه‌بندي شناختي بلوم، بیشتر مورد

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه حمایت اجتماعی، سازگاری اجتماعی، برنامه درسی، مقطع متوسطه Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سبک زندگی، مقطع متوسطه، روانشناسی، تعلیم و تربیت