منابع و ماخذ پایان نامه تحلیل گفتمان، ایدئولوژی، تحلیل گفتمان انتقادی، گفتمان انتقادی

دانلود پایان نامه ارشد

سطح زیربنای فکری اجتماعی گفتمان و انتخابهای نحوی- لغوی خاص و یا بالعکس تبیین شده است.
یارمحمدی برای زبان دو ساخت کلان و خرد در نظر میگیرد و به اعتقاد او ساخت کلان به ویژگیهای کلی که تا حد زیادی با گفتمان مطابقت دارد، میپردازد، در حالی که ساخت خرد، خصوصیات جزئیتر در سطح جمله را مد نظر قرار میدهد. (یار محمدی) با این کار نشان میدهد که توصیف دستوری یا همان ساخت خرد بدون توجه به ساخت کلان یا بافتار نمیتواند تکمیل باشد.
یارمحمدی(1380)، تحلیل گفتمان انتقادی را نوعی تحلیل گفتمانی میداند که نحوه استفاده غیر مشروع از قدرت جمعی، سلطه، عدم مساوات که از طریق نوشتار و گفتار در بافت جامعی و سیاسی خاص صورت میگیرد و یا در برابر آن ایستادگی میشود را بررسی مینماید. در رابطه با قدرت، عامل قدرت آن هم قدرت جمعی را یکی از مسائل اصلی در تحلیل انتقادی میداند و معتقد است قدرت جمعی بر حسب میزان کنترل تعریف میشود، یعنی گروهی بیشتر قدرت داردکه بتواند رفتار و فکر گروه دیگر را بیشتر کنترل کند، فهم دقیق کلام را منوط بردانستن تاریخ زندگی فردی و جمعی، آرزوها و امیال افراد، جهان بینی طرف های گفتگو نهاد و سازمانی که افراد به آن تعلق دارند و ساخت و پرداخت جامعهای که افراد در آن زندگی میکنند، میداند و دیدگاه فکری-اجتماعی یا ایدئولوژی را بر مجموعهای از عقاید، برداشتها و ارزشهای نظاممندی که در یک جامعه یا بخشی از آن ساری و جاری است، اطلاق میکند.
قلاجیان مقدم (1382)، در پایاننامه خود اشاره کرده است که هدف از این تحقیق را فراهم آوردن پیشینهای نظری و روشی اصولی به منظور ارتباط میان زبان، ایدئولوژی و قدرت میداند. این مطالعه به طور دقیقتر به بررسی مسائل ایدئولوژیکی نهفته در جنسیت، طبقه و فرهنگ که در متنهای انگلیسی کتابهای دبیرستانی ایران بازتاب داشته است.
باغینی پور (1383)، بحثی در گفتمان کاوی انتقادی مطرح میکند و معتقد است که قسمت عمده ارتباط از طریق کلام ، یعنی ارتباط کلامی، صورت میگیرد و پدیدهای با این عظمت یعنی پدیده اقناع، مطمئناً در زبان بازتاب دارد. به عبارت دیگر میتوان، تاکتیکهای اقناع را در زبان ردیابی کرد و ازآنها به عنوان تدابیر اقناع یاد میکند و میگوید پدیده اقناع نهایتاً ما را به بررسی چگونگی سلطه بر ذهن و بحث قدرت میکشاند و این از مباحثی است که در گفتمان کاوی انتقادی مطرح است و مورد توجه قرار گرفته است.
میرزایی (1383)، به نقد و بررسی پنج فیلم برتر پیش از انقلاب به مطالعه جایگاه زنان در سینمای ایران پرداخته است. هدف وی، آشنایی هرچه بیشتر عموم با حضور و نقش زنان به عنوان بخش مهمی از اجتماع و میزان فعالیتهای هنری آنان خصوصاً در زمینهی سینما است. وی کار تحلیل فیلم را با تاکید بر متغیر جنسیت در دو برش زمانی مختلف به انجام رسانیده است.
آقاگلزاده (1383)، ضمن معرفی رویکردهای متنوع تحلیل گفتمان و علل نیاز به رویکرد جدید با عنوان تحلیل گفتمان انتقادی، نشان میدهد که متون مطبوعات ایران نیز متاثر از گفتمانها و بالعکس است، بلکه خود متاثر از عواملی جامع همچون جهانبینی و در نهایت، شناخت و معرفتشناسی است. وی با بررسی متون مطبوعاتی به طور عملی ثابت کرده است که متون مطبوعاتی ایران به خصوص متون اجتماعی و سیاسی خنثی نیستند و هیچ یک از مطبوعات مورد آزمایش، خبر محض را در قالب متن ارائه نمیدهند، بلکه دارای جهت ایدئولوژیکی و جهان بینی حاکم بر آن بنگاه مطبوعات است.
سلطانی(1384)، به بررسی درون مایههای دینی فیلمهای بعد از افطار در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی میپردازد. او آنچه را که در فیلمهای مردهمتحرک، برای آخرین بار، متهم گریخت، که طبیعتاً درون مایهای دینی داشتند، مشترک میدید این بوده، که در همهی آنها به نحوی مردهای زنده میشود. این وجه اشتراک قابل تامل و پرسش برانگیز، او را بر آن داشت تا از منظر تحلیل گفتمان نگاهی کلی به روند تحول بازنمایی و حضور مذهب در تلویزیون ایران بعد از انقلاب داشته باشد.
در تحلیل فیلم پارتی، فیلم را در فضایی دوقطبی در نظر میگیرد که یک قطب این فضای سیاسی مبنی بر نگرش اصول گرایان است، وی معتقد است قطبیتی که در اجتماع مشاهده میشود ناشی از آن است که قدرت نهفته در گفتمانها اجماع را بین خود و دیگری تقسیم میکنند. این دوگانهسازی میان خودی و دیگری بر سوژهها یا همان انسانهایی که یکی از این گفتمانها باور میکنند، تاثیر میگذارد و باعث میشود که آنها ذهنیتی دوگانه، خودی و دیگری، پیدا کنند. به همین ترتیب، ذهنیت دوگانه سوژه ها بر رفتار و گفتار آنها تاثیر میگذارد و منجر به این میشود که محصولات فکری این سوژه ها نیز قطبی گردد. به این ترتیب، کلیت نظام معنایی فیلم در حد فاصل میان این دو قطب سامان پیدا میکند(سلطانی، 1384).
سلطانی (1384)، به بررسی چگونگی شکل گیری گفتمان اصلاح طلب و شیوهی تعامل آنها با محافظهکاران به مثابه دو گفتمان توجه نموده و سوالهای متعددی در این خصوص مطرح میکند. او معتقد است با وجود اینکه نظریه گفتمان لاکلا وموف ریشه در پساساختگرایی دارد، اما این نگرش آن چنان کلی است که قابلیت ارائه الگویی دقیق برای مراحل مختلف تحلیل را ندارد و در نتیجه در این راستا نظریههای دیگران را مورد توجه قرار میدهد که به نوعی مرتبط با مفاهیم، ایدئولوژی، زبان و برجستهسازی و حاشیهرانی است.
توحیدلو (1385)، در این پژوهش، از طریق مقایسهی تحلیلی دو گفتمان سنتگرا و تجددگرا که گفتمانهایی رقیب محسوب میشوند و با استفاده از مفاهیمی چون غیریتسازی، هویتیابی، حاشیهرانی و برجستهسازی توانسته است، از گفتمانهای طبیعی شده فیلم، آشنایی زدایی نماید.
وی با مشخص کردن نشانههای مرکزی گفتمانها، به این نتیجه رسیده است که هر گروه از گفتمانهای رقیب ، تلاش میکند که نقاط مرکزی را به شیوهی خاص تعریف کند. به همین منظور به ساختارشکنی نشانهها در گفتمانهای رقیب پرداخته است.
وی، با بررسی و تحلیل فیلم را با استفاده از روش تجزیه و تحلیل کلان نظریه لاکلاوموف و تحلیل خرد انتقادی، به طور همزمان به انجام رسانیده است. هم چنین بررسیهای وی نشان میدهد که مفصلبندیهای گفتمان، ثابت و طبیعی نیستند، بلکه گفتمانهای رقیب با به چالش کشیدن گفتمانها میتوانند آنها را به طریقی دیگر مفصلبندی نمایند.
در نهایت هدف وی از پژوهش، نشان دادن روابط قدرت و سلطه است که توسط مردان و از طریق ایدئولوژی مرد سالاری که آنان را حاملان اقتدار اجتماعی-فرهنگی میشمارد، اعمال میشود و همین باعث شده تا مرد حق تسلط بر زن را به دست بیاورد. وی میخواهد با ساختارشکنی الگوهای ذهنی طبیعی شده و به جای مانده از دوردستهای تاریخ، چهرهی پنهان قدرت و نابرابری جنسیتی را مشخص سازد و به این صورت موجب آگاهی اذعان مردم شود.
سجودی(1385)، با بررسی و تحلیل نمونهای از گفتمان سینمایی، نقش نشانههای خوراک را در آن، مورد ارزیابی قرار میدهد. به اعتقاد ایشان، اگر بپذیریم که خوراک همچون یک نظام نشانهای عمل میکند، آن گاه باید ببینیم که نشانههای خوراک چه نقشهای فرهنگی و اجتماعی بازی میکنند. به نظر میرسد، نشانههای خوراک در هر رسانهای بیان شوند، نقش متمایز کنندهی موقعیت، ملیت، قومیت، جنسیت، طبقهی اجتماعی، سن و موقعیت اجتماعی را دارند و تعیین کنندهی جایگاه قدرت و همگرایی یا واگرایی اجتماعیاند.
وی در همین زمینه به بررسی چگونگی تحقق متنی نشانههای خوراک در فیلم مهمان مامان، اثر مهرجویی (1383) پرداخته است. خوراک در مهمان مامان، محوری است که همه وقایع بعدی فیلم، روابط بین اشخاص، موقعیتهای اجتماعی، تمایز قومی و طبقاتی، حول آن شکل میگیرد و نظام نشانهای خوراک فعالانه به کار گرفته میشود تا امکان بیان کنش، مناسبات و موقعیت در سطح خرد و کلان را فراهم نماید.
همایونی (1385)، با اتخاذ دیدگاه تحلیل گفتمان انتقادی و تحلیل کلان گفتمان لاکلاوموف، تبلیغات بازرگانی تلویزیونی ایران را مورد بررسی قرار داده است. هدف وی از پژوهش، نشان دادن چگونگی بازنمایی زنان در گفتمان تبلیغات تلویزیونی است و اینکه تبلیغات تلویزیونی ایران، کدام ویژگیها را به عنوان ذات مردانه یا زنانه اشاعه میدهند. او نشان داده است که بر ساختن هویت جنسیتی زنانه و مردانه، از جمله کارکردهای فرهنگی آگهی تجاری است.
از این حیث، آگهیهای تجاری با تکرار گفتمانهای معین و غیریتسازیهای گفتمانی، گفتمان غالب اجتماعی (مردسالاری) را در مقابل گفتمان رقیب (زن سالاری) قرار می دهند و از این طریق به برجسته سازی گفتمان مسلط اجتماعی و به حاشیهراندن گفتمان رقیب میپردازند.
به این ترتیب برداشتی از جنسیت زنانه را رواج میدهند که با گذشت زمان و تکرار، قدرت پس این گفتمان با تولید اجماع و تاثیرگذاری بر آحاد جامعه چهرهی خود را طبیعی و مطابق عقل سلیم نشان داده و از نظرها پنهان مینماید و به این صورت در خدمت طبیعیسازی باورهای گفتمانهای مسلط قرار میگیرد.
وی در پایان به این نتیجه رسیده است که نحوهی تبلور و حضور زن در آثار هنری هر قوم و فرهنگ، مبتنی بر نحوهی تفکر آن قوم در خصوص زن است. و بازنمایی چهرهی زن ایرانی در تبلیغات تلویزیونی ایران متاثر از نگاه مرد سالارانهای است که در کل جامعه حاکم است و با ارزشهای فرهنگی غالب در جامعه ایرانی ارتباط تنگاتنگ دارد.

2-3-4-برخی از پژوهش های انجام شده توسط پژوهشگران غیرایرانی
فرکلاف در سه مقالهای که در سالهای 1985 تا 1989به چاپ رسانده، کوشیده است تا چارچوبی تحلیلی برای مطالعهی روابط بین زبان، قدرت و ایدئولوژی فراهم آورد و این چارچوب را «تحلیل انتقادی» نامیده است.
عنوان نخستین مقاله «اهداف انتقادی و توصیفی در تحلیل گفتمان» است. در این مقاله تمایزی بین تحلیل انتقادی گفتمان و رویکرد مسلط انتقادی قائل شده است و این رویکرد را همان گرایش توصیفی در تحلیل گفتمان عنوان کرده و به انتقاد از آن پرداخته است، زیرا معتقد بوده که به تبیین شیوهی تکوین اجتماعی اعمال گفتاری، و با تاثیرات اجتماعی آنها توجهی نشده است. هم چنین در این مقاله، مفهوم «دانش زمینهای» را به این دلیل که فرآیندهای ایدئولوژیکی گفتمان را پیچیده میکند، و نیز دل مشغولی با «هدفها» را به این اهداف بر یک نظریه سست و غیر قابل دفاع دربارهی فاعل استوار هستند، به نقد کشیده است. به علاوه، بیتوجهی به روابط قدرت را که مثلاً در بالا بردن سطح یک مکالمهی میان افراد برابر به سطح یک نمونه نوعی آرمانی شده برای تعامل زبانی عام تجلی میشود، مورد انتقاد قرار داده است (فرکلاف، گروه مترجمان، 1379: 20).
رویکرد دیگر، یعنی رویکرد انتقادی، مدعی است که گزارههای تلویحی طبیعی شده که منشاء ایدئولوژیک دارند، در گفتمان فراوان یافت میشوند و در تعیین جایگاه مردم به عنوان فاعلان اجتماعی، نقش ایفا میکنند. این گزارههای طبیعیشده نه تنها شامل جنبههای از معنای اندیشگانیاند ( مثلاً شامل گزارهای تلویحی مورد نیاز برای درک پیوستگی منسجم جملهها)، بلکه مثلاً متضمن مفروضاتی هم دربارهی روابط اجتماعی هستند که شالودهی اعمال تعاملیاند (برای مثال نظام نوبتگیری در گفتگو یا آداب نزاکت). این مفروضات کلاً طبیعی شدهاند و مردم از وجود آنها بیخبرند: نه آنها میدانند که اینها را چگونه در مورد ایشان به کار میبرند و نه میدانندکه خود، چگونه آنها را در مورد دیگران به کار میبرند (همان).
دومین مقاله، «بازنمود گفتمان در گفتمان رسانهها» میباشد. فرکلاف، در این مقاله بر پایه تحلیل مجموعهای از مقالههای مندرج در روزنامهها، از گرایشهای مربوط به بازنمایی گفتمان (گفتارگرایشی) در رسانهها بحث میکند: او معتقد است که گفتمان گزارشی را معمولاً نمیتوان به آسانی از خود گزارش تمیز داد، و دیگر اینکه معمولاً تکیه بر معنای اندیشگانی (محتوای) گفتمان گزارشی است و معانی بینافردی و بافت آن مورد بی توجهی قرار گرفته است. این مقاله پیرامون این نکته بحث میکند که جزئیات ظریف متن با ساختارهای اجتماعی و آن دسته از روابط قدرت هماهنگاند که رسانه درون آنها عمل میکند، و به کمک پنهانسازی روابط سلطه، تایید این نکته که زبان عامهی مردم و اعمال آنان

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه تحلیل گفتمان، گفتمان انتقادی، تحلیل گفتمان انتقادی، ایدئولوژی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه ایدئولوژی، زندگی روزمره، کارشناسی ارشد، دال و مدلول