منابع و ماخذ پایان نامه تحلیل داده، تحلیل گفتمان، دوران کودکی، تحلیل متنی

دانلود پایان نامه ارشد

گفتمانهاست و در این تحلیل، ریشههای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به عنوان علت شکل گیری گفتمانهای خاص مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد و تحلیل خرد، ابزارهای تحلیل متنی، که ابزارهای زبانشناسیاند و برای تحلیل زبانی مورد استفاده قرار میگیرند.

3-5-شیوه تحلیل دادهها و مراحل انجام کار
ابتدا تمام سکانسها جمعآوری و گفتمانها به صورت مکتوب گردآوری شد، سپس جملهها فهرست گردید. در مرحله بعد تحلیلهای مورد نظر طبق رویکرد انتخاب شده و معرفی شده انجام شد و در آخر نتیجهگیری بدست آمد.

فصل چهارم
تحلیل دادهها

4-1-مقدمه
دراین فصل نگاهی کلی به داستان فیلم خواهیم داشت، سپس به معرفی شخصیتها پرداخته و چگونگی شکلگیری گفتمانها و تجزیه و تحلیل گفتمان فیلم نامه فیلم یهحبهقند مورد بررسی قرار میگیرد.

4-2-نگاهی کلی به داستان فیلم
داستان فیلم یهحبهقند در خانوادهای سنتی اهل شهر یزد اتفاق میافتد. پسند (پسندیده) دختر کوچک خانواده و نورچشمی و محبوب همه، از خانوادهای سنتی که بهزودی قرار است به عقد با کیوان پسر همسایه ثروتمند ، که حالا مقیم آمریکاست، درآید و به آمریکا برود. بهطوریکه گویی آرزوها در صورت محقق شدن پیوند میان دو خانواده میتواند محقق و عملی بشود که قبلاً راه تحقق آن در جای دیگر میسر نبوده است و شاید بخشی از این آرزوها مادی باشد و بخش دیگر آن موقعیت خانواده و حضور و زندگی پسر در خارج از کشور باشد. در جریان فراهم شدن مقدمات عقد پسند چهار خواهر بزرگ‌تر خانواده (که برخی ساکن یزد و برخی مقیم شهرهای دیگرند) و همسر و فرزندان‌شان جهت شرکت در مراسم ازدواج به خانه پدری آمده و به یاری مادر شتافتهاند. در این میان دایی خانواده به دلیل کدورت و اختلاف ریشهداری که با بزرگ خاندان وزیری دارد مخالف این ازدواج است و دلش می‌خواهد پسند با قاسم برادرزاده همسرش که خودش او را بزرگ کرده و حالا در خدمت سربازی است ازدواج کند. دایی که از آرزوی خواهرش برای وصلت با خانواده بزرگ و متمول وزیری با خبر است، در نهایت تسلیم شده است اما به شکل‌های مختلف بدقلقی می‌کند. مهمانان – بچه‌ها و بزرگ‌ترها – هر کدام دنیا و دغدغه‌ای دارند و در میان هیاهوی جمع، پسند هم گاه‌وبی‌گاه با سکوت‌هایش انگار نشان می‌دهد که چندان در تصمیمش راسخ نیست و بهدلیل اینکه مصالح گروهی کل خانواده برایش ارجحیت دارد تن به این ازدواج داده است. کل داستان فیلم در طی یک شبانه روز اتفاق میافتد که شب خانواده عروس، خانواده داماد و بستگانشان را برای اجرای مراسم خنچهبران و ضیافت شام دعوت کردهاند. صبح روز پس از ضیافت شام، دایی که هنگام خوردن صبحانه بیتفاوت قندی را برمیدارد. نگاهی به بچهها میاندازد که خواب هستند و به یاد بازی با بچهها، قند را به هوا پرتاب کرده و دهانش را باز میکند تا قند در دهانش بیافتد. قند در دهان میافتد اما در حلق گیر میکند و راه گلو را میبندد. چای را برمیدارد که بنوشد. اما نمیتواند. نفسش بالا نمیآید وصورتش سیاه شده. دستش را بر قلبش میگذارد و حتی سرفه هم نمیتواند بکند. دستش را به طرف بچه ها دراز میکند اما آنها، تکان نمیخورند و مجلس عروسی به عزا تبدیل می‌شود و تمامی خویشان و اقوام با ملزوماتی که برای مراسم جشن عروسی تهیه کرده بودند مراسم تشییع و ختم دایی را برگزار میکنند. قاسم هم که ندانسته به مرخصی می‌آید و پیداست که او هم پسند را دوست دارد و پسند هم به او علاقهمند است اما در طی این سالها نتوانسته علاقه خود را به پسند ابراز کند با واقعیت تلخ مرگ تنها حامی‌اش دایی‌عزت و ازدواج قریب‌الوقوع پسند روبه‌رو می‌شود. به همین دلیل پس از تعمیر رادیوی کهنه دایی، بی‌خبر خانه را ترک می‌کند و به بهانه تمام شدن مرخصی‌اش به سوی پادگان بازمیگردد اما نمیداند پسند دیگر از تصمیم خود مبنی بر ازدواج با کیوان منصرف شدهاست . پسند که با مرگ دایی و دیدار دوباره قاسم تردیدهایش به یقین تبدیل شده، لباس مشکی خود را به تن میکند و آرزو و عشقی که در آستانهی گسست بود دوباره به حال اول بازمیگردد. سر سفره شام در پاسخ به خواهرش که در واقع سؤال جمع را مطرح می‌کند و می‌پرسد حالا با حادثه مرگ دایی و پیشنهاد عقد بی‌سروصدا که از طرف داماد بزرگ خاندان وزیری مطرح شده بود (برای رسیدن به قرار تعیین‌شده سفارت آمریکا در کشوری دیگر) چه باید کرد، می‌گوید پس از چهلم دایی جواب خانواده داماد را خواهد داد.

4-3-معرفی شخصیتها
مکان
یک عمارت قدیمی و کوچه پسکوچههای اطرافش. خانه باغی حدوداً دوهزار متری با درختان گردو، تاکستانی کوچک و تکوتوک درختان سیب و زردآلو در میانهی باغ. چند پله حیاط را به شاهنشین و اتاقهای تودرتویش میرساند که دو طرف شاهنشین گسترش یافتهاند.

زمان
چندان دور نیست.شاید همین سالها.

آدمهای فیلم
بزرگان
داییجان (75ساله) / زن دایی (70ساله) / مادرجان (60ساله) / ننه جواهر (65ساله)
خواهرها و دامادها و بچههایشان
اعظم (40ساله) – خواهر بزرگ / جعفر – معمار (48ساله) ؛ همسر اعظم / علی (7ساله)، رضا (12ساله)، مرضیه (17ساله).
هرمز(45ساله) – معلم اخراجی / معصومه (38ساله) – معلم (همسر دوم هرمز) / مسعود (18ساله) – پسر هرمز از همسر اول، فرشته (5ساله) – دختر هرمز و معصومه.
شمسی (35ساله) / حاج ناصر- روحانی (37ساله)؛ همسر شمسی/ شنگول و منگول – دو نوزاد دوقلویشان.
مهناز (30ساله) / حمید- سلمانی (33ساله)؛ همسر مهناز / سمیرا (6ساله)، زهرا (2ساله) – دختر هایشان.
پسند (20ساله) کوچکترین خواهر .
دیگران
قاسم برادرزادهی زندایی (23ساله) – لیسانس وظیفه/ حبیب (12ساله) – پسرک کارگر/ دکتر خانواده/ بزرگ خاندان داماد/ خانم وزیری / خدمتکار خانهی وزیری/ شاگرد حمید در سلمانی/ مرد آوازخوان در عروسی.
پسند
دختری که به عنوان کانون مهر وتوجه آخرین حلقه عاطفی خانواده، ازدواج غیابیاش با پسر فرنگ نشین خانواده وزیریها و مهاجرتش به فرنگ قرار است خوشبختی نداشته همه خواهرها و دامادها را جبران کند. شخصیتی دارد که ممکن است در برخورد اول منفعل و مردد به نظر برسد و یک سکوت و آرامش درونی در سیما و رفتارهای او دیده میشودکه به نظر میرسد شاید دیگران برای زندگی شخصی او تصمیمگیری میکنند. اما اینگونه نیست و پسند فرزند زمانه خویش است و چون دختر دانایی است هیچ وقت به مصلحت فردی خودش در تصمیمگیریها دقت نمیکند و مصالح گروهی کل خانواده برایش ارجحیت دارد و بنابراین به سمتی پیش میرود که در برخی از تصمیمگیریهایش منجمله ازدواجش به مصلحت خانواده تا علاقه شخصی خودش بیشتر توجه دارد. پسند به گونهای عمل میکند که با تصمیمگیریهایش رضایت همه جلب شود.

دایی عزت
بزرگ خانواده- کشته مرده خواهرزادههایش است- آدم شاکی- ناراضی وگوشهگیر- بدخلقی ویژگی بارز اوست- بهانهگیر- عبوس- در اعتراض به ازدواج پسند با پسری ساکن فرنگ روزهی سکوت گرفته است- وقتی تلاش مادر و دیگران برای آرام کردن کودک جنزده ثمری ندارد دایی با تعریفکردن خاطرهای از دوران کودکی خود و بازی کودکانهای که با یک حبه قند انجام میدهد ارتباط صمیمانه با کودک برقرار میکند و باعث آرامشش میشود. خوشخلقی و بدخلقی دو روی یک سکه در وجود دایی است.

زندایی
هرچه را که به نفعش باشد به یاد میآورد- گوشهایش سنگین است و از سمعک استفاده میکند- بچهها هروقت که بخواهند چیزی را متوجه نشود باطری سمعکش را درمیآورند- هوش و حواس به جایی ندارد- بعضی رویدادها و اشخاص را در خاطر دارد و بعضیها را ندارد.

مادر
عامل اصلی برای ازدواج پسند و پسر خانوادهی وزیری- همیشه نگران از وضعیت بچهها- نگران ارتباط دایی و بزرگ خانواده وزیری- رابطهاش با دختران و دامادها رابطهای مبتنی بر صمیمیت،احترام و دوست داشتن است. عاشق فرزندانش است و خود را صاحب آنها میداند- هر کاری که کرده است برای خوشبختی آنها بوده است- آبرودار- دلتنگ از دورشدن پسند- در عزا و عروسی نگران مقدار پذیرایی از مهمانان است.

جعفر
معمار نالان از بیکاری که همسر بیخیال و سرخوشش حرص خوردنهایش را نمیفهمد- آرام- بسیار قابلیت سازش با افراد غیرخود را دارد- تقریباً به عنوان وزنه تعادل عمل میکند- در کارهای فنی به مادر همسر خود کمک میکند- کنایهزن- مسخرهکن- کمی خودشیرین.

اعظم
شوخطبع ترین عضو خانواده- اوج شوخطبعی نه به معنای بیخیالی- وجودش زندگی را شاد میکند و حضورش ضروری است- بی پروا شوخی میکند- با اینکه کاروکاسبی شوهر معمارش رونق چندانی ندارد به بهانهای به مادرش کمک مالی میکند- دست و دل باز است- به شوهر خود و وضع زندگی توجه زیادی ندارد.

هرمز
دارای یک زندگی پرچالش است- هیجانرا دوست دارد- به دلیل اختلاف با باجناقش نمیخواهد در مجلس عروسی شرکت کند- مدتی در زندان بودهاست- دغدغه عقیده خاص مذهبی ندارد عاشق پیامک بازی است حتی هنگامی که به عنوان صاحب عزا در جلوی خانه دایی ایستاده با موبایلش ور میرود- با متلکها و شوخیهایش حاجناصر را کلافه کرده است تا جایی که مدتی را نیز باهم قهر بودهاند- هرمز برای یافتن گنج با حمید همراهی میکند- به غیر از حمید با بقیه افراد رابطه گرمی ندارد- نخستین کسی است که متوجه وضع روحی مادر میشود و به شدت نگران است و هنگامیکه مادر گریه میکند هرمز هق هق میزند.

معصومه
پس از دعوا با شوهرش با نارحتی به خانه مادر آمدهاست- زندگی پرمشغلهای دارد- به دنبال آرامش – همیشه در حال آموزش به فرزندان خود است- شوهر بیفکری دارد و رابطهی خوبی با هم ندارند. حتی در مراسم عروسی خواهرش هم باید مواظب باشد که اتفاقی از جانب شوهرش نیافتد.

شمسی
زنی ساده با انگارههای مذهبی که باورپذیر است- خیلی مراقب همسر و فرزندانش است. از فرصتهای کوچک هم برای صحبت کردن با همسرش استفاده میکند- درخواستهای خود را خیلی ظریف و زیرکانه به شوهر خود ارائه میکند- به نظرات شوهرش اهمیت میدهد- حرفشنوی زیادی از شوهرش دارد.

حاجناصر
باید متلکهای سایر باجناقها را تحمل کند- دارای درک متقابل بالا- روحانی- به سفر زیارتی میرود- جواب سوال شرعی میدهد- با آرامش به تستهای دینی خواهرزادهی همسرش پاسخ میدهد- بعضی وقتها لباس روحانیاش را در میآورد و در مجلس عقد شرکت میکند- با لباس روحانی شیشه نوشابه را بلند میکند- با صلواتشمار در دستش تعداد مهمانها را میشمارد- روحانی که حتی نمتواند نوحه بخواند- احترامگذار به همسر خود- زندگی آرام و خوبی دارد- در کنار همسرش بچهداری میکند.

مهناز

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه تحلیل گفتمان، گفتمان انتقادی، تحلیل گفتمان انتقادی، درون مایه Next Entries منبع تحقیق با موضوع قانون مدنی، اصل لزوم قراردادها، ضمن عقد، فقهی و حقوقی