منابع و ماخذ پایان نامه بهای تمام شده، جمع آوری اطلاعات، ساختار سازمانی

دانلود پایان نامه ارشد

اگر هدف محاسبه بهاي تمام شده وتعيين اطلاعات براي تصميم گيريهاي استراتژيك باشد، بهتر است كه فعاليتها در سطح كلي (ماكرو) تعريف شوند.
قاعده دوم : طبقه بندي فعاليتها
اگر اهداف در نظر گرفته شده براي سيستم با يكديگر تضاد داشته باشند. بهتر است كه طبقه بندي فعاليتها بصورت فعاليتهاي كلان(ماكرو)باشد. مثلا اگر هدف از تجزيه و تحليل فعاليتها ايجاد بهبود و تعيين اهداف استراتژيك باشد، از آنجا كه دستيابي به اين دو هدف با توجه به سطح اطلاعات مورد نياز براي هر كدام ازا هدف باعث ايجاد تضاد خواهد شد، بهتر است فعاليتها را بر حسب فعاليتهاي كلان(ماكرو)طبقه بندي كرد. چون اين فعاليتها در بر گيرنده فعاليتهاي جزئي مرتبط به هم نيز می باشد. براي تبديل فعاليتهاي جزئي (ميكرو )به فعاليتهاي كلان (ماكرو) اصول زير بايد در نظر گرفته شود:
1-فعاليتها بايد در يك سطح مشابه باشند.
2- فعاليتها بايد از محرك هزينه مشابه استفاده كنند.
3- فعاليتها بايد داراي هدف مشترك باشند.
قاعده سوم : تركيب فعاليتها با يكديگر تا حد امكان
فعاليتهايي كه در جهت رسيدن به يك هدف باشند و از مبناي مشترك براي تسهيم هزينه ها استفاده مي كنند، مي توانند با همديگر تركيب شوند. چون با تركيب فعاليتها علاوه براينكه مي توان به هدف تعيين شده دست يافت، سطح جزئي بودن اطلاعات در سازمان نيز تا حد ممكن كاهش مي يابد. ترکيب فعاليتها با يکديگر مستلزم رعايت اصول زير است :
1- فعاليتهاي كه با يكديگر تركيب مي شوند، بايد دريك سطح مشابه باشند، مثلاً نمي توان فعاليتهاي را كه در سطح جزئي انجام مي شوند را با فعاليتهايي که در سطح کلی انجام می شوند را با يكديگر تركيب كرد.
2- تركيب فعاليتها بايد طوري انجام شود، كه با استفاده از يك مبناي فعاليت، بتوان هزينه هاي سربار را به فعاليتهايي كه در سطح خرد يا كلان(ماكرو) تقسيم بندي شده اند، تخصيص داد.
3- فعاليتهايي كه با هم تركيب مي شوند، بايد داراي هدف مشترك باشند و همگي در جهت تكميل و ارائه يک نوع خدمت به استفاده كنندگان خاص باشند. مثلاً انجام فعاليتهاي مربوط به امور فارغ التحصيلی دانشجويان را نمی توان با فعاليتهای مربوط به پذيرش و ثبت نام آنها را با هم تركيب كرد.
18-2- آناليز فعاليت در داخل مراکز فعاليت جهت مشخص کردن فعاليتهای مربوط به هر کدام از اهداف هزينه
در اين مرحله با توجه به هدف هزينه تعيين شده فعاليتهای موجود در هر کدام از مراکز فعاليت مورد تجزيه و تحليل قرار می گيرند. هدف از آناليز فعاليت شناسايي فعاليتهايي است که برای انجام هر کدام از اهداف هزينه بکار گرفته می شوند، تعيين حجم فعاليتهای مورد نياز برای انجام هدف هزينه و شناسايي خصوصيتهای فعاليتهای مورد نياز برای انجام هدف هزينه می باشد. آناليز فعاليت همچنين اطلاعات مفيد و ارزشمندی را نيز در رابطه با بهبود عملکردها و فرآيندها در اختيار مديريت قرار می دهد.
1-18-2-شناسايي منابع مورد نياز برای انجام هر کدام از فعاليتها و خصوصيات هر کدام از منابع
در اين مرحله با توجه به هدف هزينه های تعريف شده و يا خروجيهای سيستم، منابع مورد نياز برای انجام هر کدام از فعا اليتها مشخص می گردد. از جمله نوع منابع، حجم منابع بر حسب هر کدام از خروجيها، منابع مورد نياز مستقيم و غير مستقيم، ماهيت منابع(ثابت و متغير) مورد نياز بر حسب هر کدام از اهداف هزينه و درجه تغيير پذيری منابع با توجه به اهداف هزينه تعيين می گردد.

2-18-2- عمليات هزينه يابی در مراکز فعاليت
با توجه به منابع مورد نياز برای انجام هر فعاليت در اين مرحله بايد هزينه منابع مورد نياز برای انجام فعاليتها را شناسايي کرد. عمليات هزينه يابی با توجه به نوع اطلاعات مورد نياز برای تصميم گيری متفاوت می باشد و می توان عمليات جمع آوری هزينه ها را از سطح بسيار جزئی تا سطح کلی جمع آوری کرد که اين موضوع بيشتر به هدف هزينه بستگی دارد. در صورتی که هدف هزينه در يک سازمان واحد باشد و کليه منابع مورد نياز برای انجام يک هدف تخصيص يابند نيازی به جزئيات هزينه نمی باشد. به عنوان مثال اگر در يک بیمارستان تنها يک یک بخش وجود دارد و هدف ما از طراحی سيستم جمع آوری اطلاعات برای محاسبه بهای تمام شده باشد ديگر نيازی به تفکيک و ريز هزينه ها نمی باشد اما اگر در يک بیمارستان بخشهای مختلفی وجود دارد و هر رشته شرايط و ويژگيهای خاص مربوط به خود را دارد، نياز است تا ابتدا ويژگيها و شرايط خاص هر رشته شناسايي شده و سپس با توجه به هر ويژگی، عمليات هزينه يابی انجام شود تا هزينه های خاص هر بخش مشخص گردد. برای انجام عمليات هزينه يابی با توجه به طول دوره مورد نظر می توان به دفاتر مالی و حسابداری هر بیمارستان مراجعه نمود تا هزينه ها به تفکيک طبقه بنديهای انجام شده شناسايي گردد.
19-2تعريف و شناسايي محرك منابع
منظور از محرک منابع عاملی است که ارتباط بين منابع مصرف شده و هدف هزينه را بر حسب هر کدام از منابع مشخص می کند. محرک منابع تعيين کننده رابطه علّی بين منابع مصرف شده و حجم و يا تعداد هدف هزينه می باشد و با استفاده از محرک منابع می توان حجم منابع استفاده شده را به هدف هزينه نسبت داد. به عنوان مثال ميزان استفاده هر بخش و يا از تاسيسات يک بیمارستان بر اساس مبنای” متراژ فيزيکی” آن می باشد که بر اين اساس هر چه متراژ فيزيکی بيشتر باشد، ميزان استفاده نيز بيشتر خواهد بود.
20-2- تعريف و شناسايي محركهاي هزينه بر حسب مراکز فعاليت
محرکهای هزينه دقيقا عمليات مشابه محرکهای منابع را انجام می دهند با اين تفاوت که محرک هزينه عامل ارتباط دهنده بين هزينه های ايجاد شده در مراکز هزينه و هدف هزينه می باشد. به عنوان مثال اگر بخواهيم سهم آزمايشگاه يک بیمارستان را از هزينه های مربوط به تاسيسات آن مشخص نماييم از مبنای متراژ فيزيکی استفاده کرده و بر اين اساس هزينه های تاسيسات به واحد آزمايشگاه تخصيص داده می شود.
محرك فعاليت نشان دهنده تقاضا براي فعاليت ها با توجه به هدف هزينه است و براي انتخاب محرك فعاليت بايد اصول زير در نظر گرفته شود.
قاعده اول : از محركهاي فعاليتهايي استفاده شود كه با نوع فعاليت مطابقت داشته باشد. مبناهای هزينه که برای تسهيم هزينه ها استفاده می شوند بايد بتواند ارتباط علی بين مصرف فعاليتها و هدف هزينه را تعيين کند. مثلا اگر در انتخاب محرك فعاليت براي تخصيص هزينه های تاسيسات بیمارستان به هر بخش از مبنای “تعداد بیمار هر بخش” استفاده گردد، اين مبنا نمي تواند بطور صحيح نشان دهنده فعاليتهاي مصرف شده در واحد تاسيسات باشد. بلكه براي تسهيم درست هزينه ها بايد از مبنا “متراژ فيزيکی مربوط به هر بخش” استفاده كرد. چون هزينه های واحد تاسيسات بيشتر با متراژ فيزيکی هر بخش ارتباط دارد نه با تعداد بیمار.
قاعده دوم : محركهاي هزينه بايد بطور واقعي با فعاليتهايي كه مصرف ميشود ارتباط داشته باشد. از آنجا كه محرك هزينه در تخصيص هزينه ها نقش اصلي را ايفاء مي كند، بنابراين محرك هزينه انتخاب شده بايد هزينه منابعي كه براي انجام فعاليتها مصرف مي شود، را تعيين كند.
قاعده سوم : تعداد محركهاي هزينه بايد بطور بهينه انتخاب شود. انتخاب محرك هزينه بايد طوري باشد كه بتوان با استفاده ازآن هزينه هاي سربار را با استفاده از آن و تا حد زيادی به هدف هزينه تخصيص داد. از طرف ديگر انتخاب زياد مبناهاي هزينه علاوه بر اينکه جمع آوری اطلاعات را با مشکل مواجه می کند، باعث عدم كارآيي مدل خواهد شد.
قاعده چهارم : محركهاي هزينه بايد طوري انتخاب شود كه باعث بهبود عملكرد فعاليتها گردد. از مبناهاي فعاليت معمولا بعنوان معيارهاي سنجش عملكرد استفاده مي شود. بنابراين محركهاي هزينه اي که براي تسهيم هزينه ها استفاده مي شود، بايد باعث بهبود عملكرد فعاليتها شود.
قاعده پنجم : از محركهاي هزينه اي استفاده شود كه معيار سنجش هزينه آنها درسيستم وجود داشته باشد.محركهاي هزينه فعاليتها بر حسب نوع آنها معمولا از معيارهاي سنجش هزينه متفاوت استفاده مي كنند. بنابراينبايد محركهايي انتخاب گردد كه اطلاعات هزينه اي آنها درسازمان وجود داشته باشد.
20-2- محاسبه بهای تمام شده هدف هزينه
در اين مرحله با توجه به هدف هزينه(تعداد بيمار معالجه شده ، تعداد محصول توليد شده، و….)، حجم و ميزان آن در طول دوره مورد بررسی و همچنين هزينه های تخصيص داده شده به هر کدام از اهداف هزينه، بهای تمام شده آن محاسبه می گردد که اين بهای تمام شده می تواند شامل يک بخش و يا بهای تمام شده در هربخش باشد. 21-2طراحی عملی سيستم پيشنهادی برای محاسبه بهای تمام شده دربیمارستان مورد بررسی
گام اول: تشکیل تیم طراحی سیستم و تیم جمع آوری اطلاعات
گام دوم : تعریف مراکز فعالیت
فعالیت: کاری است توسط انسان و یا ترکیب هر دو در راستای اهداف تعیین شده انجام می شود . عنصر اصلی در تعیین فعالیت هدف هزینه است .
چون مراکز فعالیت عامل ایجاد هزینه های مستقیم در خود مرکز فعالیت و عامل جذب هزینه های غیر مستقیم از سایر مراکز فعالیت می باشند.
برای انتخاب مراکز فعالیت در هر بیمارستان باید به نوع کار و هدفی که برای هر بخش تعریف شده است ، توجه کرد.
برای تفکیک مراکز فعالیت در ابتدای اجرا و بکارگیری سیستم بهتر است که این مراکز فعالیت طوری تعریف شوند که با ساختار سازمانی و حسابداری بیمارستان تطبیق داشته باشد. از انجا که در بیشتر سیستم های موجود بیمارستانی ، کلیه اطلاعات هزینه ای براساس تقسیم بندی سازمانی پایه گذاری شده است این تقسیم بندی باعث سهولت در جمع آوری اطلاعات طراحی سیستم و راحتی کاربران آن می گردد. برای شناسایی مراکز فعالیت می توان از روش مصاحبه ، مشاهده و …. استفاده کرد.
گام سوم:تفکیک مراکز فعالیت بر حسب عملیات
مراکز فعالیت در هر بیمارستان عمدتا بر حسب عملیاتی که انجام می دهند به سه دسته کلی تقسیم می شوند که عبارتند از:
1-مراکز فعالیت عملیاتی :مراکز فعالیت عملیاتی ، بخشهایی هستند که بطور مستقیم در گیر فرآیند ارائه خدمات به بیماران می باشند . از قبیل بخشهای جراحی و یا بخشهای مراقبتی بستری . این بخشها در اصطلاح “بیمار محوری ” می باشند.
2-مرکز فعالیت تشخیصی: این مراکز فعالیت برای ارائه خدمات تشخیصی و جانبی به بخشهای عملیاتی و بیماران فعالیت دارند و می توانند به عنوان واحدهای مستقل هزینه ای به حساب آیند . مانند واحد آزمایشگاه و یا رادیولوژی . این بخشها در اصطلاح ” خروجی محوری” می باشند.
مراکز فعالیت پشتیبانی عمومی : این مراکز فعالیت خدمات عمومی و پشتیبانی را جهت مراکز فعالیت عملیاتی و تشخیصی انجام می دهد و بطور مستقیم در گیر ارائه خدمات به بیماران نمی باشد مانند واحد حسابداری و یا تدارکات . این بخشها را در اصطلاح ” خدمات محوری” می نامند.
بعد از تفکیک مراکز فعالیت بر حسب عملیات ، باید مشخص گردد که در هر مرکز فعالیت ، چند مرکز فعالیت باید تعریف و شناسایی گردد.برای تعریف مراکز فعالیت داخلی ، هدف، عملکرد و نوع خروجی هر مرکز فعالیت نیز مهم است . به عنوان مثال در واحد آزمایشگاه از آنجا که خروجیهای این مرکز فعالیت از یکدیگر متفاوت می باشد کل این واحد را نمی توان به عنوان یک مرکز فعالیت در نظر گرفت بلکه باید با توجه به مرکز فعالیت اصلی ، مراکز فعالیت داخلی نیز بر حسب نوع خروجی تفکیک و شناسایی شوند.
البته تعریف مراکز فعالیت تشخیصی به عنوان یک مرکز فعالیت نهایی بستگی به هدف هزینه یابی دارد. در مواردی که نیاز به اطلاع از هزینه ها و بهای تمام شده خروجیها نمی باشد ، می توان این واحدها رابه عنوان یک مرکز فعالیت هزینه ای واسط تلقی کرد. در این حالت کل هزینه های های این مرکز فعالیت بر حسب میزان استفاده سایر بخشهای عملیاتی از آن تسهیم می گردد. اما اگر قیمت گذاری و تعیین بهای تمام شده برای هر خروجی مورد نیاز باشد لازم است که مراکز فعالیت بر حسب خروجیها تفکیک شوند.
از دیدگاه تسهیم هزینه در سیستم ABC مراکز فعالیت، به مراکز فعالیت نهایی و مراکز فعالیت واسطه ای تقسیم می شوند. مراکز فعالیت نهایی مراکزی هستند که در مرحله

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه بهای تمام شده، سلسله مراتب، نمودار سازمانی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه بهای تمام شده، نیروی انسانی، تسهیم هزینه ها