منابع و ماخذ پایان نامه بنیادگرایی، سیاست خارجی، ایالات متحده، سیاست خارجی آمریکا

دانلود پایان نامه ارشد

نیز تحت‌ تأثیر قرار دهد؟ پاسخ نخست آنکه سهم ایالات متحده آمریکا از محصول ناخالص جهان در حدود 20 درصد و با وزنی معادل یک پنجم اقتصاد جهان است. دوم آنکه، با تشدید روند جهانی شدن در دهه‌های قبل، و وابستگی بازارهای مالی، طبیعی است که کارکرد اقتصاد آمریکا بر اقتصاد دنیا اثرگذار باشد و حتی اقتصاد‌های کوچک نیز از این بحران متاثر شوند. در حال حاضر و در مقایسه با ارزش محصول ناخالص داخلی، اقتصاد ایران، اقتصادی در حد یکی از ایالت‌های آمریکا – معادل اقتصاد ایالت آلاباما در جنوب آمریکا – محاسبه می‌شود؛ حتی ارزش تولیدات روسیه بزرگ در حد اقتصاد نیویورک است.
البته بزرگی و کوچکی، خود ممکن است دلیل کافی برای متاثر شدن (و میزان تاثر) نباشد، ولی وقتی طرق تاثیر را تحت بررسی قرار می‌دهیم و کاهش جریان تجارت و عوامل تولید (خصوصا منابع مالی) را در کنار اقتصاد تک محصولی و در حال، نظیر ایران را که قیمت آن محصول می‌تواند به‌شدت متاثر از بحران مالی – اقتصادی حاضر شود مد نظر قرار دهیم، اثر بحران اقتصادی جهان بر کشورهایی چون ما آشکار‌تر می‌گردد. تشبیه این پدیده و آثار آن به بازی دومینو، برای درک روشن از پیامدهای بحران اقتصادی بين‏المللی بر تحولات سیاسی و اجتماعی بویژه بهار عربی لازم است.
اسلام بنیادگراIslamic fundamentalism))
بنیادگرایی، آنگونه که امروزه به کار برده می‌شود، صرفا یک اصطلاح تازه ‌است که تا حد زیادی به بافتهای تاریخی و فرهنگی پروتستانیزم (به عنوان مثال جدال بين‏بنیادگرایان و نوگرایان در کلیسای پرسبای ترین) در سالهای دهه ۱۹۲۰ ایالات متحده مرتبط می‌شود از آن زمان به بعد این اصطلاح به کشورهای دیگر صادر و در مورد ادیان مختلفی از جمله بودایسم، یهودیت و اسلام به کار برده شده ‌است. این واژه برای بار نخست در جنبش اعتراضی بر ضد گرایشهای «عصری سازی» در درون شاخه پروتستانیسم ایالات متحده آمریکا در اواسط سده ۱۹ میلادی به کار رفت. واژه بنیادگرایی به وسیله سلسله مقالاتی که در آغاز سده ۱۹ در آمریکا زیر عنوان بنیادهای حقیقت
(the Fundamentals of Truth) نشر و پدیدار گردید و بر ضد خدا‌شناسی نوین بود.
بسیاری از گروه‏هایی که از آنها به عنوان بنیادگرا یاد می‌شود، غالبا به خاطر معانی ضمنی منفی این اصطلاح، یا به خاطر اینکه آنها را با بعضی گروههای مخالف در یک دسته قرار می‌دهد، مخالف بکارگیری و تعمیم این اصطلاح در مورد آنها هستند.
بنابراین بنیادگرایی جنبشی است که پیروانش ازطریق آن تلاش می‌کنند هویت دینی را از حل شدن در فرهنگ غربی سازی/غربی مدرن نجات دهند، فرهنگی که از دید جامعه بسته بنیادگرایان این ذوب شدن در آن پیشرفت برگشت ناپذیری در جامعه گسترده‏تر دینی داشته، و همین اعلام یک هویت متمایز بر پایه اصول بنیادین یا اساسی دین را الزامی کرده ‌است.
چنانکه‏ گفته شد، بنیادگرایی اسلامی یا اصول‌گرایی اسلامی معنا و مفهوم بازگشتن به اصول و اعتقادات‏اصلی اسلامی را دربردارد. تعریف دقیق این واژه بسته به منبع آن متغیر و متفاوت بوده است.
بنیادگرایی اسلامی به معنای پایبندی بر اصول بنیادین اسلام است. پیشینه بنیادگرایی اسلامی به سید جمال الدین اسدآبادی و پس از آن جنبش اخوان المسلمین مصر به ‌وسیله حسن البنا، سیدقطب، محمد قطب و دیگران که در آنزمان به ‌وسیله حکام مصر شدیداً سرکوب شدند، باز می‌گردد، که بیش‌تر شکل مبارزه با استعمار را داشت.
برداشتی که امروزه بیش‌تر در جوامع مسلمان رواج دارد، باورهای مسلمانان سنتی‌ای را شامل می‌شود که خود را به تفسیرهای تحت الفظی از متون مقدسشان، قرآن و حدیث محدود می‌کنند. این دیدگاه ممکن است توصیف کننده دیدگاههای دینی خاص افراد باشد و هیچ ارتباطی با گروههای بزرگتر اجتماعی نداشته باشد. این دیدگاه توصیف کننده جنبش‌های مذهبی و احزاب سیاسی متعدد در جوامع مسلمان است.
برداشتی که در غرب از «بنیادگرایی اسلامی» وجود دارد برای توصیف افراد و گروههای مسلمانی به کار می‌رود که از اسلامگرایی، یعنی یک ایدئولوژی سیاسی که خواستار جایگزینی قوانین سکولار دولتی با قوانین اسلامی است حمایت می‌کنند. نمونه «رادیکال» این اسلامگرایان ممکن است از سرنگون کردن خشونت آمیز دولت‌های سکولار، یا حتی تروریسم اسلامی حمایت کند.
نوع دیگری از بنیادگرایی نیز وجود دارد که در راستای اهداف گروه‌های خاصی انجام می‌شود. نمونه این گروه‌ها طالبان و القاعده هستند. این بنیادگرایی بیشتر به گروه‌های مرتجعی اطلاق می‌شود که میخواهند زیر نام اسلام مقاصد سیاسی خود را تامین کنند. در واقع این نوع از بنیادگرایی اسلامی سوءاستفاده از مذهب و عقاید مردم برای کسب خواسته‏های سیاسی گروه‌هایی خاص است.
( http://fa.wikipedia.org)
سیاست سدبندی جدید(new containment policy)
ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا، بینش روزولتی هژمونی آمریکا (one – worldliest ) را به بینش « جهان آزاد» ( Free – Wordlist) تبدیل کرد که سیاست ” سدبندی” (Containment) علیه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را تحمیل مي‏نمود. با این همه نمونه سیاست برای جهان آزاد که سیاست سدبندی را دیکته مي‏کرد، در اساس همان سیاستی بود که بنا بر بینش روزولت؛ یعنی قدرت نظامی گسترده آمریکا در مقیاس جهانی، سیستم پولی جدید بر پایه دلار، کمک اقتصادی به کشورهای ویران شده در چارچوب طرح مارشال، رابطه‏های سیاسی تدوین شده توسط سازمان ملل متحد و دیگر ارگان‏های بين‏المللی طراحی شده بود. (Franz. Schurmann, 1974,P.39.)
کمونیسم ستیزی، شوروی ستیزی و سیاست سد بندی، عناصر تعیین کننده سیاست خارجی آمریکا طی دوره جنگ سرد بودند. در واقع سدبندی اتحاد شوروی به عنوان هدف درجه اول سیاست خارجی آمریکا به عنوان جهت‏گيري اصلی سیاست خارجی تا پایان جنگ سرد، علی رغم تغییرات فوق العاده در اوضاع و احوال خارجی و داخلی کشور باقی ماند.
سياست خارجي آمريكا در دوران بعد از جنگ سرد با تغييرات الگويي و رفتاري همراه بوده است. تغييرات الگويي ناشي از دگرگوني در ساختار نظام بين‏الملل مي‏باشد؛ در هر ساختار بين‏المللي شكل خاصي از تعامل بين‏بازيگران وجود دارد. در ساختار دوقطبي، آمريكا و اتحاد شوروي يكديگر را در چارچوب «موازنه واقع‏گرايانه» كنترل مي‏كردند. اين الگو، رفتارهاي خاص خود را به وجود مي‏آورد. از جمله «رفتارهاي الگويي» اين دوران مي‏توان به سياست‏هايي از جمله “سیاست سدبندی”، “بازدارندگي” و “موازنه قدرت استراتژيك” اشاره داشت. جنگ سرد آغاز اتخاذ سیاست سدبندی در اروپا و خاور دور بود. تعقیب این سیاست‏ در دوره‏های ریاست جمهوری آیزنهاور، کندی‏ و جانسون در شکل‏های متفاوت و تلفیق با گرایش آمریکا به سیاست‏ تشنج‏زدایی در دوره نیکسون و بازگشت به‏ نوعی انزواگرایی جدید در عصر کارتر و سرانجام احیای سیاست سدبندی در دوران‏ ریگان با توجه به تغییرات در ساختار نظام بين‏الملل تجزیه و تحلیل مي‏شود. در دوران بعد از جنگ سرد، الگوهاي رفتاري آمريكا با تغيير رو به رو شد بخشي از اين تغييرات، ناشي از دگرگوني ساختاري در نظام بين‏الملل است، يعني اينكه چگونگي توزيع قدرت بين‏بازيگران با تغييرات فراگير و گسترده‏اي همراه گرديده و از سوي ديگر، چگونگي تعامل و رفتار بازيگران مختلف، از جمله كنش ابتكاري آمريكا نيز تكامل مي‏يابد. در روند جديد، شاهد خلق قالب‏هاي معنايي و همچنين قالب‏هاي ساختاري در رفتار سياست خارجي آمريكا مي‏باشيم. الگوهاي جديد در اين روند شكل گرفته است. از جمله اين الگوها مي‏توان از هژمونيك‏گرايي بين‏المللي، جنگ پيش دستانه، سياست تغيير رژيم، ديپلماسي عمومي تهاجمي و همچنين گسترش نظامي گري در حوزه‏هاي پيراموني، به ويژه خاورميانه و سیاست سدبندی جدید را نام برد. براساس راهنمای سیاست دفاعی آمریکا که در 1992 تدوین شد و در دستور سیاست خارجی قرار گرفت، هیچ ابرقدرتی نباید در جهان ظهور و لذا ایالات متحده مي‏بایست تفوق نظامی‏اش را همچنان حفظ کند.
سیاست سدبندی جدید در چارچوب ملاحظات و منافع اقتصادی و سیاسی آمریکا قابل توجه است. برای فدراسیون روسیه و علی رغم نگاه غرب‏گرایانه در سیاست خارجی آن، جمهوری اسلامی ایران نه تنها یک مخالف نبود بلکه، به زودی روشن شد که با این کشور دارای منافع همساز متعددی است.(کولائی، 1376: 69-58.)
وقوع تحولات پی در پی در قفقاز و آسیای مرکزی، حتی در درون مرزهای فدراسیون روسیه ضرورت دگرگونی در روابط با ایران را آشکار ساخته است. سازگاری منافع دو کشور در سطوح منطقه‏ای و بین‏المللی را برای رهبران روسیه غیر قابل چشم‏پوشی نموده است. همکاری دو کشور در جریان جنگ داخلی تاجیکستان و بازگشت صلح و ثبات به این کشور برای روسیه بسیار اهمیت داشته است. دو کشور در منطقه دریای خزر نیز در برابر توسعه نفوذ بیگانگان علایق مشترکی را ملاحظه کرده‏اند.
در حالی که امریکا سیاست مهار(سدبندی)علیه ایران را به کار گرفته، در برابر روسیه نیز نوع سدبندی جدید را دنبال کرده است. امریکا به طور پی‏گیر سیاست محدودسازی دو کشور و جلوگیری از توسعه نفوذ آنها در منطقه دریای مازندران و پیرامون آن را دنبال کرده است. این امر سبب توسعه فزاینده روابط دو کشور شده است. محصور شدن فدراسیون روسیه در مرزهای آن و بازداشتن ایران از توسعه نفوذ طبیعی و کارساز خود در آسیای مرکزی و قفقاز، سبب گردید دو کشور در عرصه‏های گوناگون روابط خود را توسعه دهند. مزایای این سیاست برای هر دو کشور بسیار مهم بوده است. هر چند جمهوری اسلامی ایران به دلیل تعارض پایدار با امریکا نتوانسته مانند فدراسیون روسیه از مزایای چانه‏زنی در خصوص روابط با روسیه بهره‏مند گردد.
سکولاریسم (Secularism)
واژه سكولاریسم (secularism) از ماده «secular» اخذ گردیده است این واژه نیز از (seculum) كه لاتینی است، مشتق شده است واژه (seculum) به معنای گیتی و دنیا بویژه دنیا در برابر مسیحیت (دین) تعریف می‌شود. (The shorter oxford English Dictionary. V. 2 1991)
ماكس وبر (max weber) سكولاریسم را به معنای «جدا بودن جامعة دینی از جامعة سیاسی» می‌داند به طوری كه دولت، حق هیچ گونه اعمال قدرت در امور دینی نداشته باشد و كلیسا نیز نتواند در امور سیاسی مداخله كند.( اعوانی، 1375: 15)
تعریف دیگر این است كه «سكولاریسم» نظامی عقلانی است كه روابط بين‏افراد، گروهها، مؤسسات را با دولت براساس مبادی و قوانین عمومی كه متضمن تساوی افراد جامعه در قبال آن است تنظیم می‌كند كه برخی از مهم‌ترین شاخصه‌های آن: جدایی دین از دولت، برقراری مساوات بين‏افراد ملّت علی‌رغم اختلاف دینی كه محاكم مدنی عمومی آن را تنظیم می‌كنند، اخذ حاكمیت و مشروعیت حكومت از ملّت، منزلت داشتن فرهنگ علمی و عقلانی، به رسمیت شناختن حقوق مذاهب و قومیت‌های دینی گوناگون و آزادی دین از سیطرة دولت و دولت از سیطرة دین، می‌باشد.
(حلیم بركات، 1991: 251 ـ 250)
برخی در تعریف سكولاریسم می‌گویند: “در عصر جدید سكولاریسم به معنای كنار گذاشتن آگاهانه دین از صحنة معیشت و سیاست معرفی شده است.” (سروش، 1374 : 6) و یا تعریف دیگری می‌آورد: “سكولاریسم نظامی است كه بين‏دو جنبه روحانی و دنیوی فاصله می‌اندازد.”
(شبلی العسیمی، 1990: 38) اكنون با در نظر گرفتن این تعاریف، سكولاریسم در رویكردی سلبی دین را از حوزة عمومی و زندگی اجتماعی كنار گذاشتن است و در رویكردی اثباتی قرار دادن اموری نظیر عقل، عرف، عقلانیت، دموكراسی، علم و … بر جای دین می‌باشد. از باب مثال، یكی از امور اجتماعی حكومت است.
با توجه به عناصر مشترک در تعاریف فوق، سكولاریسم انفکاک و جدایی دین از حوزه‌های عمومی و مرجعیت بخشیدن و نفوذ آن به امور دیگری همچون آراء عمومی است. البته در موارد دیگر این جایگزین، عقل، عرف، علم یا … معرفی می‌شود. به عبارت ساده‌تر، دیگر دین در حوزه‌های عمومی فصل الخطاب نیست و حرف آخر را نمی‌زند.
برای واژه سكولار (secular) معادل‌های متفاوتی در زبان فارسی ذكر شده است. از جمله این معادل‌ها بشری، زمینی (غیر معنوی)، دنیوی، غیرمذهبی، این دنیایی، عرفی و این جهانی می‌باشد. بر این اساس سكولاریسم

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه خاورمیانه، ژئوپلیتیک، ژئوپلیتیک شیعه، منافع ملی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه خاورمیانه، خلیج فارس، ژئوپلیتیک، ژئوپلیتیک شیعه