منابع و ماخذ پایان نامه بخش اقتصاد

دانلود پایان نامه ارشد

امور نظامي استراتژي ( به معناي نقشه ) تهيه پيش نويس طرح جنگ ، شكل دهي مبارزات اقدامات فردي در درون اين طرح و تصميم گيري در مورد برخوردهاي فردي .10
– در نظريه بازي عبارتست از يك طرح كامل ، طراحي كه معين ميكند بازيكن در هر موقعيت ممكن چه انتخابهايي را خواهد كرد .11
– در مديريت طراحي واحد و جامع و يكپارچه است كه براي اطمينان از دستيابي به هدفهاي اساسي موسسه تنظيم ميشود .12

2- استراتژي بعنوان يك الگو : يك تعريف ديگري كه ميتوان از استراتژي بيان كرد راهنما و الگو بودن استراتژيها كه سازمان را در انطباق فعاليتها با آن دارد .
همانطور كه پيشتر نيز بيان شد ، بعلت تغييرات محيطي و اينكه محيط شركت با ديگري تفاوت دارد و نيز توانائيها و ضعفهاي شركتها وسازمانها متفاوت است بنابراين در استفاده از الگو ميتوان گفت كه شيوه هاي موفق به تدريج بصورت الگوي اقدامي درميآيند كه استراتژي را تشكيل ميدهند اما قطعاً يك استراتژي كلي در اين مورد نداريم .
اما هميشه استراتژيها داراي يك نقشه كامل كه واز پيش تعيين شده نيستندممكن است نقشه ها تحقق نيابند و الگوها شايد بودن نقشه باشند كه از پيش به آن فكر شده باشد .
طبق نظرهيوم : استراتژيها ميتوانند بصورت يك دامنه ((RANG )) قرار بگيرند كه هريك داراي شرايط خاصي هستند ، از استراتژي برنامه ريزي شده تا استراتژي تحميلي كه سازمان هيچ نقش در آن ندارد .
الف – الگوهاي متفاوت استراتژي :
الف -1 : استراتژي برنامه ريزي شده : 13 هدفهاي دقيق به توسط يك رهبري مركزي تنظيم و بيان ميشود . پس به كمك نظارت رسمي براي اجراي طبيعي آنها در محيطي معمولي و قابل كنترل يا قابل پيش بيني پشتيباني ميشود .

الف -2 : استراتژي كارسلارانه : 14 هدفها و مقاصد بصورت تصورات ذهني بيان نشده يك رهبر موجوديت دارند و بنابر اين با فرصتهاي جديد قابل انطباق هستند . سازمان تحت كنترل شخصي اين رهبر است و بنابراين با فرصتهاي جديد قابل انطباق هستند .

الف -3 : استراتژي هاي ايدئولوژيكي : 15 هدفها بصورت تصورات ذهني همه اعضاي سازمان موجوديت دارند و به كمك هنجارهاي مشترك قوي كنترل ميشوند .

الف -4 : استراتژي چتري : (1) رهبري سازماني كه بطور نسبي بر اقدامات نظارت دارد ، هدفها مرزهاي استراتژيك را بيان ميكنند و ديگران بايد برمبناي آن اقدام نمايند .

الف -5 : استراتژي فرآيندي : (2) رهبري سازمان ابعاد فرآيندي استراتژي را كنترل ميكند ولي محتواي عملي استراتژي را به ديگران واميگذارد .
الف -6 : استراتژي ناپيوسته : (3) اعضاء واحدهاي فرعي كه سست گونه به بقيه بخشهاي سازمان مرتبط هستند ، الگوهايي در جريان اقدامات و عمليات خود پديد مي آورند كه اين امر در تناقض با هدفهاي مشترك يا سازمان مركزي صورت ميگيرد .
الف -7 : استراتژي توافقي : (4) اعضاي مختلف سازمان با برقراري تعادل متقابل برالگوهايي كه در سازمان مطرح است درحاليكه هدفهاي مشترك وجود ندارند ، اتفاق نظر دارند .
الف -8 : استراتژي تحميلي : (5) محيط خارجي الگوها را براي اقدامات در سازمان تعيين ميكند يابا تحميل مستقيم ، يا با انتخابهاي سازماني اجباري غيرآشكاري .
1-2-3 : استراتژي به معناي موضع : (6) پس از دو تعريف بيان شده در مورد استراتژي ، هنوز يك سوال باقي مي ماند ، استراتژي در مورد چه چيزي ؟ مي دانيم كه استراتژي يك موضع سازماني است و وسيله اي براي مشخص كردن اينكه يك سازمان در كجاي محيط رشته صنعت خود ، در كجاي بازار ودر كجاي محيط جامعه خويش قرار دارد . طبق اين تعريف ميتوان گفت كه با استراتژي نيروي واسط بين سازمان و محيط آن ميباشد واز ديدگاه مديريت يعني قلمرو بازار توليد و فعاليت يك شركت .
1-2-4 : استراتژي به معناي ديدگاه : (7) برمبناي اين تعريف ، استراتژي و نحوه پياده كردن آن در سازمان يك ديدگاه است كه محتواي آن تنها در يك وضعيت شاخص و خاص تشكيل نميشود بلكه نوعي تصوير ذهني پايدار است نسبت به جهان .
مانند ديدگاه ، رتري طلبي در بازار ، بازاريابي ، توليد برمبناي خواست مشتري و ……
ديد استراتژي به هر سازمان يك هويت يا شخصيت به آن ميدهد ، نسبت به نحوه عمل و فعاليت شركت .
——————-
1-2-3-4- براين كوئين – جيمز – مديريت استراتژيك صفحه 39
5- مينتس برگ ، هنري ، مديريت استراتژيك صفحه 39
6- همان ماخذ صفحه 40
7- همان صفحه 43
در اينمورد ، بنظر فيليپ سلزنيك : شخصيت سازمان را تعهدهايي مي سازند ، منسجم و مشخص نسبت به چگونگي عمل و بازتاب كه در درون آن جاي گرفته اند .16
بطوركلي ميتوان گفت كه : استراتژي ها قبل از آنكه پياده شوند در محيط سازماني يك مفهوم ذهني هستند كه در ذهن افراد ذينفع وجود دارند .

1-2-5 : استراتژي صاف و مختلط : اين تعاريف طبق نظر ايگو رانسف در مديريت استراتژيك بيان شده است .

1-2-5-1: استراتژي كلي و مختلط هم نشاندهنده يك قاعده تصميم گيري آماري است كه مشخص ميكند سازمان در يك وضعيت معين كدام نوع استراتژي را انتخاب خواهد كرد .

1-2-6 : تعريف استراتژي توسط چند كارشناس مديريت : 17

آ.د.چندلر : استراتژي بعنوان تعيين آماج و هدفهاي دراز مدت در سازمان و براي تحقق پذيري اين آماج تخصيص دادن منابع مورد نياز و آماده نمودن برنامه هاي فعاليتي مناسب 18

تعاريف مديريتي استراتژيك :
آنتوني بيان ميدارد : (( تصميم گيري در مورد سياستهاي مربوط به اهداف سازمان و تغييرات در آن اهداف ، منابع مورد استفاده در آنها ، تعيين ويژگيهاي اين منابع ، توزيع و كاربرد آنها ))19
تايلس ميگويد : (( استراتژي يك مجموعه كاملي از سياست و اهداف معين و مشخص يك سازمان ميباشد )) 20
طبق تعريف اندروس : (( استراتژي يعني اينكه سازمان كدام كار را انجام ميدهد يا ميخواهد انجام دهد ، چه نوع سازماني است ، يا ميخواهد باشد را تعريف كرده است ، آماج ، هدفها و تمامي وظايف و روشهاي لازمه براي تحقق بخشيدن به انها را مشخص ميكند .21
هافر و شندل هم استراتژي را بعنوان فعاليتهاي تامين كننده ، همآهنگي بين آنها و منابع داخلي و استعدادهاي سازمان با فرصتها و تهديدهاي محيط بيروني تعبير ميكنند .4
همانطوريكه ميدانيم مديريت استراتژيك يك فرآنيد و سيستم مديريتي است كه مربوط به محيط و تغييرات محيطي سازمان ميباشد واز انجا كه محيط سازماني هر شركت يا سازمان متفاوت و پيچيده است بنابر اين تعاريف كارشناسان مديريت استراتژيك و علم مديريت با يكديگر مشابهت چنداني ندارند و هنوز هم كارشناسان نتوانسته اند به يك تعريف جامع ، شاخص و كامل براي مديريت استراتژيك در همه سازمانها دست پيدا كنند .

مقدمه :
مشاركت از زمان بدو موجوديت انسان و جوامع انساني در سطح ابتدايي وجود داشته و نيز باعث تغيير در سطح زندگي و پيشرفته شدن آن نياز به مشاركت بيشتر گرديد و همچنين دامنه استفاده از آن نيز افزايش پيدا كند در اهميت امر مشاركت ميتوان بيان كرد كه جوامع انساني داراي اهميت فراواني از طيف هاي مختلف هستند .
كوچكترين واحد بسيار با اهميت در جوامع انساني كه منشاء پيدايش انسانها مشاركت در امور اداره آن امري مهم و اجتناب ناپذير ميباشد با برقراري ارتباط افراد با محيط بيرون از خانه اگر نسبت مشاركت در آن به محيط خانوادگي خود تفاوت داشته باشد دوجهت باعث كاهش كارآيي افراد و سپس جامعه و يا سازمان ميگردد :

اول : باعث ايجاد تعارض گرديده زيرا خود با زمينه مشاركتي تربيت شده است ودر محيط كار خود دچار تعارض گرديده و بسوي شدن او از خود بيگانگي پيش رفته و احساس ارزشمندي خودي را از دست ميدهد .

دوم : سازمانها و جوامع خود تشكيل يافته از افراد زير مجموعه هستند كه در صورت پايين بودن كارآيي اين مشكل در ساختار جامعه و يا سازماني نيز تاثير گذار خواهد بود .

تاريخچه :
عمر مشاركت تاريخي باندازه عمر تشكيل جوامع انساني دارد و با تغيير نيازهاي افراد ويا جوامع انساني نوع مشاركت نيز تغيير كرده است مشاركت در جوامع انساني معمولي از زمان يونان باستان دارد مشاركت بنحوه هاي گوناگون نيز در مقاطع مختلف تاريخي وجود داشته است . در زمان تشكيل حكومت اسلامي در مدينه توسط پيامبر اكرم (ص) اين نگرش مشاركتي در بيانات ايشان و همچنين در زمان علي (ع) وجود داشته است و ايشان بيانات فراواني از اين دست بيان كرده اند كه بيانگر اين نوع ديدگاه ميباشد .
در جوامع امروزي اصلي ترين زيربناي مشاركت اصل برابري مردم است و هرگاه كه اين اصل برابري همراه با ارزش نهادن به آنها باشد آنگاه مشاركت در جامعه ميتواند بصورت يك امتياز براي موفق شدن و بهره مندي از فعاليتهاي جمعي استفاده گردد .

در پذيرش اين اصل كه مشاركت يك فراگرد است و نه يك فرآورده و يا بعبارتي يك علت است نه يك معلول .

پذيرش اين اصل كه مشاركت فراگردي است كه از راه آن افراد جامعه به دگرگوني دست پيدا ميكنند و دگرگوني را متناسب با شرايط بوجود آمده و يا آنكه شرايط جديد خلق ميكنند .

با داشتن يك زمينه مثبت فركي برداشت درست از فلسفه مشاركت بآساني ميتوان آن را علت اصلي دگرگون شدن پيروزيهاي يكطرفه به چند طرفه تغيير كرد كه در ان اعتماد مردم به هم افزايش پيدا كرده و توان آنها براي افزايش دخالت در امور جامعه افزايش مي يابد .

مشاركت مردم در جامعه به زيربناي آن بستگي دارد :

1- سهيم كردن مردم در قدرت و اختيار
2- راه مردم به نظارت بر سرنوشت خويش
3- بازگسودن فرصتهاي پيشرفته به روي مردم

مشاركت در جوامع داراي دو بعد است يا دو صورت كلي است كه هركدام با ديگري رابطه اي تنگاتنگ دارد .
اول : مشاركت مردم در جامعه
دوم : ميزان اهميت دادن حكومت در مشاركت دادن مردم و استفاده از سياستهاي مختلف در اينباره .

مشاركت مردم :
مشاركت مردم در بخشهاي گوناگون ميتواند صورت بگيرد كه عبارتست از بخشهاي سياسي ، اجتماعي ، اختصاصي و فرهنگي .

الف : مشاركت در خانواده :
خانواده بعنوان زندگي مشترك بين زن و مرد تشكيل ميشود كه هريك داراي وظايف خاص خود هستند مردان براي چرخاندن چرخ اقتصادي خانواده و زنان نيز در تربيت فرزندان و مديريت امور خانه را بعهده ميگيرند . زن و مرد هركدام ميتوانند با تلاش بيشتر خلع ناتواني ديگري را بپوشانند از ديگر مواردي كه مشاركت در آن اهميت فراوان دارد تربيت فرزندان است در خانواده كه مرد و زن هر دو بايد با هم به انجام آن بپردازند .

ب : مشاركت اقتصادي :
بيشتر مردم بخش عمده اي از عمر خود را براي گذراندن زندگي روزمره خود و كسب درآمد در فعاليت اقتصادي ميگذرانند در بخش اقتصادي مردم اين فرصت را پيدا ميكنند تا توانائيهاي خود را بروز داده و درآمد كسب نمايند مشاركت در زندگي اقتصادي نيزمبنايي براي افراد ميآورد تا به احساس احترام به خويش و منزلت و حرمت اجتماعي دست يابند .

ج : مشاركت اجتماعي و فرهنگي :
مردم در جوامع انساني داراي يك سري ارزشها و عرفهاي خاص هستند و خواهان آن هستند اين ارزشها و عرفها بصورت يك فرهنگ كامل همه ابعاد زندگيشان را تحت تاثير قرار دهد و خود را نيز با آن منطبق نمايد از عناصر فرهنگي كه در هر جامعه اي متفاوت است عبارتند از : زبان ، نوع پوشش ، آداب و سنن و ادبيات و موسيقي .
فرهنگها بعنوان يك وجه تمايز در بين جوامع انساني بايد مورد احترام و ارزش قرار گيرند و پيوسته در تمامي شئونات زندگي خود را نمايان سازند وگرنه به خودي خود منسوخ گرديده و از بين خواهد رفت ارزش يك فرهنگ به ماندگاري آن در طول زمانهاي گوناگون است و هرچه كه ماندگاري آن بيشتر باشد آن فرهنگ ريشه دار تر خواهد بود .
د : مشاركت سياسي :
مشاركت سياسي مردم در سالهاي كنوني رشد و گسترش فراواني داشته است اين نوع مشاركت و فعاليت داراي دو پيش زمينه بوده است :
اول : تاريخي
دوم : اقتصادي و نظامي
در سالهاي اخير و يا در قرن اخير بعلت خوي استعماري بعضي از كشورها و دستيابي به كشورهاي ضعيف تر و نيز غارت منابع آنها و همچنين داشتن پيشينه قوي كشورهاي مورد تجاوز استعمارگران باعث گرديده تا مردم به جلوگيري از استعمار كشورهايشان اقدام نمايند .

دوم : از بعد اقتصادي

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه استراتژی ها، ساختار سازمانی، اجرای استراتژی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سلسله مراتب، رفتار انسان