منابع و ماخذ پایان نامه اوقات فراغت، امام صادق، امام سجاد، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

معدودي از تفاسير به کشف و بيان جنبه هاي گسترده تربيتي آن توفيق يافتهاند202 از قبيل:
– نياز فطري و طبيعي انسان به سرگرمي سالم: انسان به ويژه کودکان، نوجوانان و جوانان براي رشد جسمي، صفاي فکري، نشاط روحي و پرورش احساسات و عواطف خود نيازمند بازي و سرگرمي با همسالان خود و بهره مندي از محيط طبيعي هستند و نميتوان به بهانه تربيت، آنان را در خانه محبوس کرد و به پيروي از عادات و سنتهاي گذشتگان وادار ساخت.203 اين جز زنداني کردن جسم و روح وي و محروم ساختن از شکوفايي استعدادها و رشد معتدلانه ابعاد گوناگون شخصيتي وي نيست.
به زبان تمثيل، تفريح و سرگرمى همچون سرويسكردن و روغنكارى نمودن چرخهاى يك ماشين است؛ اگرچه اين ماشين ساعتي را براي اين کار متوقّف ميشود؛ امّا قدرت و توان جديدي مييابد که آن را جبران ميکند؛ ضمن آنکه بر عمر ماشين براي بهرهوري بيشتر ميافزايد.204 تفريح سالم نيز موجب افزايش توان روحي و جسمي انسان است.
اين حقيقت به زيبايي در روايت اميرالمؤمنين علي7 چنين آمده است
“للمؤمن ثلاث ساعات فساعة يناجى فيها ربه و ساعة يرم معاشه، و ساعة يخلى بين نفسه و بين لذّتها فيما يحل و يجمل205؛ زندگى فرد باايمان در سه بخش خلاصه مى‏شود: ساعتي را به مناجات پرودگار ميپردازد (بهره معنوي) ساعتي را صرف تأمين معاش ميکند و ساعتي را به بهره گيري از لذّات مشروع ميپردازد.”
– توطئه‏هاى دشمن در لباس دوستى صورت ميگيرد؛ از اين رو دشمنان براى اينكه بتوانند طرف مقابل خود را غافلگير سازند، و مجال هر گونه دفاع را از او بگيرند، كارهاى خود را در لباسهاى فريبنده پنهان مى‏سازند، برادران يوسف نقشه مرگ يا تبعيد او را تحت پوشش عاليترين احساسات و عواطف برادرانه پنهان ساختند، احساساتى كه هم براى يوسف تحريك‏آميز بود و هم براى پدر ظاهراً قابل قبول. اين همان روشى است كه امروزه از سوي دشمنان به طور گسترده اجرا ميشود؛ گاه تحتعنوان پيمانهاي دفاعى؛ ولي در حقيقت تحميل بدترين قراردادهاى استعمارى ننگين؛ گاه با عنوان فرستادن پزشک و دارو؛ ولي در حقيقت به منظور ارسال اسلحه به مزدوران خود؛ گاه تحت پوشش روابط فرهنگي و سياسي؛ ولي درحقيقت براي ارسال خطرناکترين جاسوسها؛ گاه با عنوان فرستادن مستشاران نظامي و آموزش دهندههاي سلاحهاي مدرن؛ ولي در حقيقت بهمنظور به غارتبردن اسرار نظامي؛ گاه باعنوان ارسال کارشناس و تکنسين فنّي؛ ولي درحقيقت به منظور هدايت اوضاع اقتصادي در مسير الگوهاي وابسته و گاه تحت عناويني مانند حمايت از حقوق بشر، کمکهاي انساندوستانه، آزادي و مبارزه با تروريسم…
– همانگونه كه برادران يوسف از علاقه انسان مخصوصاً نوجوان به گردش و تفريح براى رسيدن به هدفشان سوء استفاده كردند، در دنياى امروز نيز دستهاى مرموز دشمنان حق و عدالت از مسأله ورزش و تفريح براى مسموم ساختن افكار نسل جوان سوء استفاده فراوان مى‏كنند. بايد به هوش بود كه ابرقدرتهاى گرگصفت در لباس ورزش و تفريح، نقشه‏هاى شوم خود را ميان جوانان بهنام ورزش و مسابقات منطقه‏اى يا جهانى پياده نكنند.206
– اگرچه محبّت شديد پدر و مادر به فرزند ايجاب مى‏كند كه او را همواره در كنار خود نگه دارند؛ ولى روشن است كه فلسفه اين محبّت از نظر قانون آفرينش، همان حمايت بى‏دريغ از فرزند به هنگام نياز به آن است؛ از اينرو در سنين بالاتر بايد اين حمايت را كم كرده به فرزند اجازه داد كه به سوى استقلال در زندگى گام بردارد؛ زيرا اگر همچون يك نهال نورس براى هميشه در سايه يك درخت تنومند قرار گيرد، رشد و نموّ لازم را نخواهد يافت.207 در حقيقت، محبّتهاي کاذب و پرورش فرزندان عزيزدردانه و تربيت قرنطينه اي، از جمله آفات مهم تربيت فرزند در مسير دستيابي به رشد و استقلال است که اين آيه تلويحاً از آن منع ميکند.
– تفريح فرزند بايد با اجازه‏ى پدر باشد.
– ابزار مباح و منطقي مي‌تواند در جهت نتايج سوء بهره گيري شود
– اگر پدر و مربيان دلسوز براى اوقات فراغت و بازى كودكان و نوجوانان برنامه ريزى مناسب داشته باشند، ديگران نمى‏توانند از اين فرصت سوء استفاده كنند.
– در بازى و تفريح كودكان مواظب آسيبهاي آن باشيم.
– گاه اصرار زياد بر يك موضوع نشان دهنده نقشه و توطئه است. در آيه قبل “إِنَّا لَهُ لَناصِحُونَ” و در اين آيه “إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ”208 آمده است.
– گاه ضربههاي تربيتي از سوي نزديکترين خويشاوندان، به اعتبار اعتماد به آنها، زده ميشود که بايد مراقب بود.
– کثرت عددي مراقبان و مربّيان کارساز نيست کيفيّت آنان مهم است.
– شعار زدگي، آسيب مهم تربيت از سوي متولّيان فرهنگي است. “إِنَّا لَهُ لَناصِحُونَ”
– تکرار، تأکيد و تبليغ مي‌تواند انسان را از حق دور کند و به اشتباه بيندازد: “إِنَّا لَهُ لَناصِحُونَ”
پ. برخي آيات، هر چند به صراحت نکته تربيتي در خود ندارند؛ ولي با نگاهي ژرفّ‌تر به ابعاد و لايه‌هاي گوناگون آيه مي‌توان به تفسير تربيتي آن‌ها پرداخت. تحليل و استنطاق تربيتي واژگان، تحليل تربيتي عناصر بلاغي آيه؛ مانند نکته تربيتي که از راز تقديم يا تأخير فرازهاي يک آيه به دست ميآيد، بهرههاي تربيتي آيه از منظر زمان و مکان و شرايط نزول، فرآوردههاي تربيتي حاصل از نظم و انسجام مجموعه آيات، روايات تفسيري که بُعدي از ابعاد تربيتي آيه را جلوهگر ساختهاند، از اين نمونه است.
نمونه اوّل:
“طبرسي” درباره نظم و انسجام سوره حمد مي‌گويد:
انسان با مشاهده نعمتهاي الهي که نقص و نياز آدمي خود شاهد گويايي بر آن است، با نام مُنعم سخن را گشوده مي‌گويد: “بسم الله الرحمان الرحيم” و پس از اعتراف به وجود منعم يگانه، به حمد و شکر او مي‌پردازد: “الحمد لله ربّ العالمين” و چون همگاني بودن انعام الهي را ميفهمد ميگويد: “ربّ العالمين” و چون دريافت که خداي سبحان علاوه بر پروراندن همه موجودات روزي آنها را نيز بر عهده ميگيرد به رحمت مطلق حق اعتراف مي‌کند: “الرحمان” و هنگامي که عصيان تبهکاران و امهال و غفران الهي را مشاهده کرد به ذکر رحمت مخصوص او زبان ميگشايد: “الرحيم”209
نمونه دوّم:
درباره اين که چرا در “بسم الله الرحمان الرحيم” به جاي “بالله” عنوان “بسم الله” آمده است وجوهي ذکر شده که عمدتاً جنبه بلاغي صِرف دارد؛ امّا در برخي وجوه، بر جنبه تربيتي و هدايتي آن تأکيد شده است:
“با انس با نام خداوند، دل‌ها از علايق و سِرّها از عوايق صاف شود تا کلمه “الله” بر دل نقيّ و سرّ صفيّ وارد آيد”210
نمونه سوّم:
برخي با استنطاق تربيتي واژگان و با تحليل کلمه “حمد” و تفاوت آن با “مدح” اشاره کردهاند که “حمد تنها در برابر کارهاي اختياري است؛ امّا مدح درباره امور خارج از اختيار انسان نيز به کار ميرود”211 که اشارهاي است به ماهيت تربيت؛ که تربيت مطلوب بايد مبتني بر آگاهي و اختيار متربّي باشد؛ نه بر پايه جهل و اکراه و اجبار.
نمونه چهارم:
در بحث از راز تقديم “عبادت بر استعانت”، مفسّران معمولاً بر جنبه بلاغي و ادبي آن تأکيد ميکنند؛212 امّا برخي با نگاه تربيتي چنين گفتهاند: “عابدي که ابتدا معبود را ميبيند و او را به عنوان جمال محض و کمال صِرف ميشناسد، سختي و سنگيني عبادت برايش آسان ميشود. عبادت براي سالکان و راهيان کوي حق در آغاز دشواريهايي دارد و بر اين اساس، صبر بر اطاعت از بهترين فضايل و رأس ايمان است.
“فانّ الصّبر من الأيمان کالرّأس من الجسد؛213 همانا نسبت صبر به ايمان همچون سر به بدن است214″215

ت: برخي آيات در يکي از وجوه تفسيري داراي نکته تربيتي است. مفسّر با ترجيح اين وجه تفسيري، بر اساس غلبه نقش تربيتي قرآن و به شرط داشتن قوّت علمي، به تفسير تربيتي ميپردازد.
براي‌مثال، در تفسير حروف مقطّعه ديدگاههاي زيادي مطرح است که از برخي ديدگاهها پيام تربيتي به دست ميآيد و برخي ديدگاهها، خود، پيام تربيتي است؛ مثلاً برخي گفته‌اند: “اين حروف رمز ميان پيامبر9 و خداست” و اشاره به اين نکته تربيتي دارد که اسرار را نبايد افشا کرد. به تعبير “رشيد الدين ميبدي”:
“فهو سرّ الحبيب مع الحبيب، بحيث لا يطّلع عليه الرّقيب
بين المحبّين سرّ ليس يفشيه قول و لا قلم للخلق يحكيه.
زان گونه پيامها كه او پنهان داد يك ذرّه بصد هزار جان نتوان داد
در صحيفه دوستى نقش خطّى است كه جز عاشقان ترجمه آن نخوانند، در خلوت خانه دوستى ميان دوستان رازى است كه جز عارفان دندنه216 آن ندانند، در نگارخانه دوستى رنگى است از بى‏رنگى كه جز والهان از بى چشمى نهبينند”217
در تحليل تربيتي ديگري از حروف مقطعه آمده است: “الم” يعني منِ خدا از ميان همين حروف، آياتي ساخته و پرداختهام که بشر را از سرگشتگي و حيرت و حيراني رهايي ميبخشد،218 قرآني ساختهام تا دستي بگيرد و مثل نور راهي را نشان بدهد، پس تو نيز اگر بنده و فرمانبردار من باشي سخنانت بايد از جنس نور بوده و شمع راه باشد و بتواند نور اميد را در دلها بتاباند و اگر چنين نباشد خوشتر از سکوت و خاموشي چيزي نيست.”219
ث. برخي آيات نه در تفسير ظاهري؛ بلکه در تفسير لطايفي و اشاري داراي نکته اي تربيتي هستند. 220 برخي از مفسّران با استناد به حديث امام صادق 7 “کتاب الله علي اربع? اشياء: علي العبار? و الاشاره و اللطايف و الحقايق. فالعبار? للعوام، و الاشار? للخواص، و اللطايف للأولياء و الحايق للأنبياء کتاب خدا بر چهار چيز است؛ بر عبارت و اشارت و لطايف و حقايق. عبارت آن براي عوام، اشارت آن براي خواص، لطايف آن براي اولياء و حقايق آن براي انبياء است”221 و نيز حديث امام سجاد7: “آيات القرآن خزائن العلم فکلما فتحت خزان? فينبغي لک أن تنظر فيها؛ آيات قرآن گنجينه هاي دانشند؛ پس هر گاه گنجينه اي را گشودي شايسته است که در آن بنگري (و تأمل کني)”222 لطايف و اشارات قرآن را مورد توجّه قرار دادهاند که نيازمند تحليل لايههاي ژرفتر آيات است؛ بهطور مثال، يکي از مفسّران ذيل عنوان “ادب الهي در شروع کار” و در بخش “لطايف و اشارات” تفسير مينويسد:
“سوره مبارکه حمد که اوّلين سوره کتاب خداست، با آيه کريمه “بسم الله الرحمان الرحيم” که حاوي اسم ذات و برخي اسماي صفات الهي است آغاز ميشود. بنابراين، “بسم الله” هم در طليعه سوره و هم در آغاز کتاب الهي آمده است و اين گونه خداي سبحان ادب ديني ورود به کار و شروع را به ما ميآموزد…آغاز کار با نام خدا و ابتداي به اسم “الله” اشارتي لطيف و رمز گونه به لزوم حق بودن فعل و پاک بودن فاعل؛ يعني جمع بين حسن فعلي و حسن فاعلي دارد؛ بنابراين کاري را مي‌توان با نام خدا آغاز کرد که هم حسن فعلي داشته باشد و هم حسن فاعلي؛ يعني هم حق باشد و هم از قلب پاک و نيت خالص فاعل برخاسته باشد. اگر عملي فاقد هر دو حسن يا يکي از آن دو باشد قابل شروع با نام خدا نيست و به مقصد نميرسد؛ زيرا کار باطل به باطل ختم ميشود.”223
ج. برخي آيات به جزئي از اجزاي نظام تربيتي اسلام، مثلاً به ساحتي از ساحت‌هاي وجود انسان اشاره دارند؛ چنانکه آيات توحيد، نبوت، معاد و… به تربيت اعتقادي، آيات حکومت و رهبري، به تربيت سياسي، آيات مشتمل بر توصيههاي اجتماعي و سنن و نواميس اجتماعي قرآن مرتبط با تربيت اجتماعي، آيات مشتمل بر احکام و تکاليف مرتبط با تربيت فقهي، آيات عبادي مشتمل با تربيت عبادي و… است؛ از اينرو تمام اين آيات قابل تحليل تربيتي هستند.
چ. برخي از آيات با بهرهگيري از ابزارهاي تربيتي؛ مانند: استدلال، موعظه، شعر، داستان، حکمت، تمثيل، تصوير…قابل پردازش تربيتي براي تأثير گذاري بيشتر بر مخاطب هستند.224 برخي آيات نيز از اين ابزارها براي تربيت مخاطبين استفاده کردهاند؛ مانند: آيات قصص، آيات تمثيلي قرآن؛ که مفسّر دلالت هاي تربيتي آنها را تبيين ميکند.
ح. برخي از آيات نيازمند مصداقسازي براي جلوه‌گري تربيتياند؛ به عبارت ديگر، اگر با حوادث جاري و مصاديق خارجي تطبيق يابند برجستگي تربيتي خاصي مييابند؛ براي مثال، برخي از مفسّران ذيل آيه “وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظيمٍ؛ و راستى كه تو را خويى والاست”225 به ذکر مصداقهايي از اخلاق نيکوي پيامبر9 پرداختهاند که از جهت ارائه الگو بسيار کارساز است.226
خ. برخي از آيات با

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ، نزول قرآن، عام و خاص Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه آموزش و پرورش، امر به معروف