منابع و ماخذ پایان نامه اهل بیت (ع)، تفسیر قرآن، روایات اهل بیت (ع)، تحلیل محتوایی

دانلود پایان نامه ارشد

: عدم دلیل بر حصول ظن اجتهادی در مذهب شیعه
حصول ظن اجتهادی در مذهب عامه امکان دارد ولی بر مذهب خاصه ( اخباریین ) حصول ظن اجتهادی را دلیلی نیست .
فصل ششم : بطلانِ مبانی فقه عامه در استنباطات ظنی
تمسک به اجماع ، قیاس ، استنباط احکام نظری از ظواهر قرآن و سنت پیا مبر ، تمسک به ترجیحات استحسانی ظنی ، اختیار مجتهد هنگام تساوی ادله ، تمسک به اصالة البرائه و … از جمله مسائلی است که استر آبادی در این فصل پیرامون آن تفحص و از دیدگاه خودش همه را رد نموده است .
فصل هفتم : بیان کسانی که در قضاوت و فتوی باید به آنها رجوع نمود .
در این فصل ضمن نام بردن مرجع فتاوی و قضاوت بر این نکته نیز تاکید می کند که مراد از احادیث رجوع ، مراجعه به مجتهدان در باب فتوی و قضاوت نیست .
فصل هشتم : طرح چند سؤال و جواب آنها
فصل نهم : دوازده وجه و پنج فایده درصحت احادیث کتب اصلی امامیه بویژه کتب اربعه
فصل دهم : بیان چند اصطلاح و لغت
فصل یازدهم : اشکالاتی چند بر معتزله و اشاعره و موافقان آنها
فصل دوازدهم : اشکالاتی چند بر فلسفه و حکمای اسلامی
خاتمه : ذکر قواعد اصولی مذکور در کتب قدمای اخباری
ملا امین در خاتمه کتابش اقوالی چند از قدماء اصحاب در صحت و تقویت طریقه اخباری نقل می کند ، وی در این کتاب نخست بر ابن عقیل عمانی و ابن جنید اسکافی می تازد که اصول فقه را بنیان نهاده اند و از راه قیاس و ظن تفریع مسائل کردند و بدین ترتیب آنان سلف مجتهدان هستند سپس بر علامه حلی لغزشهایی را بر می شمارد که به سبب خروج از طریق قدمای اثنی عشری بدان دچار شده است سپس به شیخ علی کرکی و اجتهادات فراوانش حمله می کند ، نیز به تشکیک شهیدین در صحت اخبار و عمل آن دو به ظن خرده می گیرد . آنگاه اردبیلی را ملامت می کند که تفسیر قرآن را بر اساس اخبار رد کرده است در مقابل ، محقق حلی که در اواخر عمر به طریقه قدماء بازگشت و نیز حسن بن زین الدین را می ستاید162 .

بررسی و نقد آیات و روایات مورد تمسک اخباریان
اخباریان برای تبیین دیدگاه و نظریه خویش در مقابل مجتهدان منکر حجیت عقل163 ، اجماع164 و ظواهر قرآن165 شده اند166 و فقط روایات وارده از ائمه را به عنوان تفسیر قرآن پذیرفته اند ؛ ملا امین در فصل دوم کتاب خویش اذعان داشته : مدرک غیر ضروریات دین منحصر در سماع از صادقین (ع) می باشد و بر این ادعا نه دلیل ذکر می کند که به طور خلاصه به شرح ذیل است
دلیل اول : عدم ظهور دلالت قطعی در تمسک کردن به سخنان غیر معصومین (ع) در امور نظری دین .
دلیل دوم : با تمسک به حدیث متواتر ثقلین « حَيْثُ يَقُولُ فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا »167 معتقدند با توجه به اینکه فهم مراد خداوند در قرآن نیز فقط از طریق ائمه اهل بیت (ع) امکان پذیر است لذا مفاد این حدیث انحصار فهم دین از طریق معصومین (ع) را اثبات می کند
دلیل سوم : هر طریقی غیر از تمسک به کلام ائمه (ع) منجر به اختلاف فتوی و کذب و افترا بستن به خدای تعالی می شود و لذا همه آن راهها نزد خداوند مردود است .
دلیل چهارم : هر طریقی غیر از تمسک به کلام ائمه (ع) یقینی نبوده و باعث ظن و گمان نسبت به احکام خدای تعالی می باشد ، حال آنکه اعتماد بر ظن و گمان در احکام خدای تعالی روا نیست .
دلیل پنجم : طبق اخبار متواتر که از ائمه اطهار (ع) به دست ما رسیده ، مراد خدای تعالی از آیه « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏ »168 و آیاتی شبیه به این مضمون ، سؤال از ائمه اهل بیت (ع) در باب مجهولات است .
دلیل ششم : عقل و نقل قضاوت می کنند بر این مطلب که هدف از ارسال رسل و انزال کتب رفع اختلافات و خصومات بین بندگان است تا نظام زندگی و مرگشان سر و سامان بگیرد حال اگر یکی از قواعد شرعی عمل به ظن و گمان باشد مصلحت مذکور از بین خواهد رفت زیرا ظن باعث ایجاد اختلاف و خصومت در اجتماع خواهد شد .
دلیل هفتم : توقیعاتی که از امام زمان (عج) به دست ما رسیده از جمله « أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ »169 و روایاتی از این قبیل به صورتی بسیار واضح دال بر جصر مراجعه به اهل بیت (ع) می باشد .
دلیل هشتم : سخنان ائمه اهل بیت (ع) با این مضمون که باب این علم بسته است و کلید آن سؤال پرسیدن است .
دلیل نهم : این دلیل مبنی بر این است که علوم نظری بر دو قسم است ، قسم اول علومی مانند هندسه ، حساب و منطق که در آن بین علما اختلافی نیست ، زیرا خطا یا از جهت ماده است یا از جهت صورت و خطا از جهت ماده در این علوم متصور نیست و علما به خاطر آشنایی با قواعد منطقی از خطا در جهت صورت مصون هستند ؛ اما قسم دوم از علوم که مشتمل بر علومی از قبیل الهیات ، طبیعیات ، علم کلام ، اصول فقه و مانند ان است عرصه مشاجره و اختلاف بین علما است آنهم به این دلیل که خداوند حق و باطل را به هم آمیخته و تفکیک آن را به پیامبران واگذار نموده است ، ایشان این گونه نتیجه گیری می کند که وجود اختلاف در بین علما در علوم طبیعی و الهی دال بر ظنی بودن این علوم است و از آنجا که روایات اهل بیت (ع) قطعی هستند بنا براین بر همه این علوم و یافته ها ترجیح دارند .
در پاسخ به استدلال مذکور شایان ذکر است هیچ کدام از علما و بزرگان در تمسک به کلام ائمه اهل بیت (ع) اختلاف نظر ندارند و تمسک به سخنان این بزرگواران چه به صورت قطعی یا حتی ظنی مورد اتفاق همه علما بوده و اصولی که از آن برای استنباط استفاده می کنند چیزی جز همان اصول و اوامر موجود در روایات اهل بیت (ع) نیست و اینکه مؤلف گفته که بعد از آمدن نبی و ولی نباید اختلاف در جامعه باشد بطلانش واضح است زیرا آنچه و ظیفه این بزرگواران است تبلیغ و رساندن پیام است و بعد از آن مردم خود باید به آن تمسک نموده و از اختلاف ها پیشگیری نمایند اما عملا به توجه به تفاوتهای موجود در بشر و داشتن آزادی انتخاب و همچنین وساوس نفسانی عملا این اختلافات نیز لازمه چنین اجتماعی خواهد بود بنا براین هدف از ارسال رسل ابلاغ پیام است نه رفع اختلاف از چامعه اسلامی ، زیرا اگر هدف رفع اختلاف باشد نقض غرض شده است و بعد از آمدن پیامبران هنوز اختلافها به قوت خود باقی است ؛ نکته دیگر قابل ذکر این است که اگر یافته های عالمان را ظنی بدانیم در این صورت فقط متون قرآن قطعی خواهند بود و روایات اهل بیت نیز با توجه به وجود اختلافها و تعارض های موجود در متن و سند آن ظنی خواهند بود و در این صورت فرقی بین روایات اهل بیت با یافته های علما باقی نمی ماند حتی اگر متن روایات را قطعی بدانیم باز در دلالت بر مضمون و محتوی ظنی خواهد بود .
گذشته از بیان پیش گفته ، از آنجا که اخباریان در تبیین دیدگاه خویش به آیات و وروایات تمسک می جویند لذا در این قسمت آیات و ورایاتشان را ذکر نموده و به نقد و تحلیل محتوایی آن می پردازیم .
الف : آیات
1. « فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُواْ الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَاذَا الْأَدْنىَ‏ وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَ إِن يَأْتهِِمْ عَرَضٌ مِّثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَ لَمْ يُؤْخَذْ عَلَيهِْم مِّيثَاقُ الْكِتَابِ أَن لَّا يَقُولُواْ عَلىَ اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ وَ دَرَسُواْ مَا فِيهِ وَ الدَّارُ الاَْخِرَةُ خَيرٌْ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَ فَلَا تَعْقِلُونَ170 »
آن گاه بعد از آنان، جانشينانى وارث كتاب [آسمانى‏] شدند كه متاع اين دنياى پست را مى‏گيرند و مى‏گويند: «بخشيده خواهيم شد.» و اگر متاعى مانند آن به ايشان برسد [باز] آن را مى‏ستانند. آيا از آنان پيمان كتاب [آسمانى‏] گرفته نشده كه جز به حقّ نسبت به خدا سخن نگويند، با اينكه آنچه را كه در آن [كتاب‏] است آموخته‏اند؟ و سراى آخرت براى كسانى كه پروا پيشه مى‏كنند بهتر است. آيا باز تعقّل نمى‏كنيد؟
استفاده اخباریان از عبارت « أَن لَّا يَقُولُواْ عَلىَ اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ »است حال آنکه اين آيه در رابطه با قوم يهود نازل شده كه كتاب الهي تورات را به ارث بردند و با وجود اين كه از آنها پيمان گرفته شده بود كه جز سخن حق وواقعيت را نگويند اما اينان در هنگام امتحان ، آخرت را رها كرده و فقط به دنيا چسبيدند و گفتند « سيغفر لنا » بدون آنكه عملي انجام دهند و البته دعوت به تعقل و عاقبت اندیشی یک قاعده کلی بوده و برای همیشه و در مورد همگان مصداق دارد . بنا براين در اين آيه هيچ متمسكي براي اخباريها و خواسته آنان وجود ندارد171 .
2. « وَ مَا لهَُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنىِ مِنَ الحَْقّ‏ِ شَيًْا172 » .
و ايشان را به اين [كار] معرفتى نيست. جز گمانِ [خود] را پيروى نمى‏كنند، و در واقع، گمان در [وصول به‏] حقيقت هيچ سودى نمى‏رساند.
در اين آيه به گفته تفسير مجمع البيان منظور از حق علم است، يعنى ظن و گمان نميتواند ما را از علم بى نياز سازد، و نيز نميتواند جايگزين علم گردد173 ، اتفاقا دلیل اصلی اصولیها برای کنکاش و بررسی پیرامون روایات تفسیری قرآن نیز رسیدن به دلیل قطعی الصدور و یقین در مورد دلالات لفظی ومانند آن و دوری از ظنیات و و همیات است .
3. « وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ174 »
و در مجمع البيان در معناى جمله” وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ” گفته است: يعنى چيزى را كه نشنيدى به دروغ نگو شنيدم، و چيزى را كه نديده‏اى مگو ديده‏ام، و چيزى را كه علم ندارى مگو اطلاع دارم (نقل از ابن عباس و قتاده) و بعضى گفته‏اند: يعنى دنبال سر ديگران حرفى نزن وقتى اشخاص از نزد شما مى‏گذرند بدگوئيشان مكن (نقل از حسن) و بعضى گفته‏اند يعنى شهادت دروغ مده (نقل از محمد بن حنفيه) ، ليكن مطلب اين است كه آيه شريفه، عام است و شامل هر گفتار و يا كردار و يا تصميمى كه بدون علم باشد مى‏شود، گويى اينكه خداى سبحان فرموده است هيچ حرفى مزن مگر اينكه علم داشته باشى كه زدنش جائز است، و هيچ عملى انجام مده مگر آنكه علم داشته باشى كه انجام آن جائز است، و هيچ عقيده‏اى را معتقد مشو مگر بعد از آنكه يقين كنى كه اعتقاد به آن جايز است175 ، حال آنكه علامه در الميزان مي گويد: آيه از پيروى چيزى نهى مى‏كند كه بدان علم نداشته باشيم، نه اينكه پيروى از هر گفتار و كردار و اعتقاد را نهى كرده باشد مگر تنها در صورتى كه علم به آن داشته باشيم، و معلوم است كه دومى اعم از اولى است176 .

4. « وَ قالُوا ما هِيَ إِلاَّ حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلاَّ الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ »177 .
و گفتند: «غير از زندگانى دنياى ما [چيز ديگرى‏] نيست مى‏ميريم و زنده مى‏شويم، و ما را جز طبيعت هلاك نمى‏كند.» و [لى‏] به اين [مطلب‏] هيچ دانشى ندارند [و] جز [طريق‏] گمان نمى‏سِپرند.
آیه فوق نیز از تبعیت از ظن در مقابل علم قطعی نهی می کند و این یک قاعده کلی بوده و ربطی به اخباریان و دیدگاهشان ندارد .
5. « وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ »178 .
و اگر از بيشتر كسانى كه در [اين سر] زمين مى‏باشند پيروى كنى، تو را از راه خدا گمراه مى‏كنند. آنان جز از گمانِ [خود] پيروى نمى‏كنند و جز به حدس و تخمين نمى‏پردازند.
در این آیه تبعیت از اکثریت گمراهی دانسته شده ، زیرا در زمان

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه مکتب اخباری، استرآبادی، انسان کامل، فیض کاشانی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه علامه طباطبایی، مبدأ و معاد