منابع و ماخذ پایان نامه انقلاب علمی، کتاب مقدس، از خود بیگانگی، نظام اعتقادی

دانلود پایان نامه ارشد

ن چيزي است که در فلسفه سياسي جديد از آن به «روش‌آگاهي» تعبير مي‌شود، يعني «روش‌مندي» و «تحقق‌پذيري» بيش از خود آرمان‌ها و ايده‌آل‌ها اهميت دارد. در واقع همان‌طور که بيکن رابطه معرفت و حقيقت را به بهاي کسب قدرت قطع مي‌کند، در انديشه سياسي و اجتماعي نيز ماکياولي همين کار را مي‌کند. يعني به‌جاي اين‌که به دنبال مدينه فاضله و کشف حقايق باشيم، ببينيم چگونه مي‌توان امور را در حوزه واقعيت رتق و فتق کرد.
اما بيکن و ماکياولي درنيافتند که وقتي علم و سياست نسبت خود را با حقيقت و فضيلت و حقايق آرماني و استعلايي از دست مي‌دهند، قدرت علمي و قدرت سياسي نيز بي‌معنا شده، معنا و غايت خود را از کف مي‌دهند. به همين دليل است که عقلانيت جديد و تفکر علمي و تکنولوژيک حاصل از آن به ما قدرت فراوان بخشيده تا آن‌جا که مي‌توان گفت تمدن جديد غرب قدرت‌مندترين و ثروتمندترين تمدني است که تاريخ بشر به خود ديده است، ليکن اين قدرت و ثروت براي ما رهايي و آزادي و آرامش به ارمغان نياورده چرا که مبناي غايت و معناي خود را از دست داده است. زيرا قدرت نمي‌تواند به خود غايت ببخشد؛ همان‌گونه که تکنولوژي نمي‌تواند براي خود تعيين غايت کند. در واقع وقتي حقايق و فضايل را کنار گذارده و فقط به سطح واقعيات توجه مي‌کنيم، درست است که امکان سيطره بر واقعيت‌ها را نيرومندتر مي‌سازيم، اما در مقابل ‌معنا و مشروعيت را از کف مي‌دهيم. اين درست مانند فاصله‌اي است که ميان دموکراسي‌هاي جديد و آرمان مدينه فاضله افلاطوني وجود دارد؛ يعني امکان تحقق دموکراسي‌هاي جديد هست اما امکان تحقق آرمان مثالي مدينه فاضله افلاطوني نيست. اما همين که امکان تحقق چيزي بالا مي‌رود، مطلوبيت خود را از دست مي‌دهد. آنچه رئال مي‌شود، ديگر مطلوب نيست. امر رئال صرفاً تا آن‌جا که با ايده‌آل‌ها و حقايق استعلايي فراچنگ نيامدني و تحقق‌ناپذير نسبت دارند، از مطلوبيت و مشروعيت نسبي برخوردارند، اما با انکار ايده‌آل‌ها و حقايق استعلايي، امر رئال فاقد هر گونه مطلوبيت و مشروعيت مي‌گردد
تبیین آرا و عقاید ارتباطی در رنسانس :
  ۱- امانوئل کانت آلمانی(1724_1804.م ): مشخصه این عصر را اشتیاق انسان به دانستن حقیقت می داند.این حقیقت جوئی در جامعه حاضر اروپایی امری واجب ولازم می نمود. این روشنگری ریشه در عصر رنسانس داشت که پس از قرن ها کندی نسبی در رشد فکری از حدود 1350 آغاز شد. برعکس، رنسانس عصری بود که بر مطالعه ، آموزش و بهسازی خود تاکید داشت.
اختراع چاپ و اکتشافات و سیاحت جهان توسط فیلسوفان در برآمدن روشنگری نقشی اساسی داشت. در میان وجه فکری رنسانس موجب تردید فزاینده نسبت به آموزه های کلیسایی کاتولیک شد. منتقدان بسیاری فساد و اعمال غیر اخلاقی درون کلیسا را آشکارا مورد تمسخر قرار دادند. تعالیم کلیسایی زیر سوال رفت.
۲- مارتین لوتر(1929_1968.م ) آلمانی : علیه سوء استفاده های کلیسا دست به اعتراض زد. که در ادامه آن اصلاح گری پروتستان را می بینیم. اوج درگیری کاتولیک ها و پروتستان ها طی قرون شانزدهم و هفدهم به نام خداست که اهمیت و قدرت کلیسای کاتولیک رو به کاستی رفت.
اروپای غربی در قرن هفدهم با عصر هیجان انگیزی مواجه شد که از آن بعنوان انقلاب علمی تعبیر می شود که ریشه در کنجکاوی داشت که رنسانس آنرا شعله ور کرده بود. اینک اختراعات نظیر میکروسکوپ و تلسکوپ به دانشمندان این امکان را داد که دنیای جدید و شگفت انگیز را ببینند. در این دوره بود که نظریات نیوتن در اندیشه انسان انقلابی بوجود آورد.
 ۳- جان لاک(1632_1704.م ): یکی دیگر از پیش گامان این انقلاب از طریق نوشته ها و نظریاتش شالوده فکری روشن گری را بنیان نهاد. به نظر لاک ، همه انسان ها ذارای قدرت تعقل هستند و خود عقل نشان می دهد که همه انسان ها از حقوق طبیعی یکسانی برای طلب زندگی آزادی و مالکیت برخوردارند.
بدلیل پیشرفت های هیجان انگیزی که در جریان انقلاب علمی در قرن هفدهم صورت گرفت بسیاری از اندیشمندان در مورد قابلیت های قدرت تعقل انسان به شوق آمدند.( کاپلستون،12 :58 )
۴- رنه دکارت(1596_1650.م ):  یکی از ارجمند ترین طرفداران عقل بود و برای یافتن حقیقت نوعی منطق ریاضی را به کار گرفت. وی نوشت تنها حساب و هندسه از هرگونه شائبه اشتباه و تردید بدورند. درمیان این هیجان فکری که نیوتن ، لاک و دیگر دانشمندان بر پا کردند ،انگلستان دستخوش یک جابجایی بنیادی در قدرت سیاسی شد که به انقلاب شکوهمند شهرت یافت. پس از آن جیمز دوم از انگلستان گریخت . پارلمان آن کشور دو پروتستان ، ویلیام و مری را بعنران شاه و ملکه جدید کشور بر تخت نشاند. با آنکه انگلستان هنوز دارای یک نظام پادشاهی بود اما قانون گذارانش قوانینی را وضع کردتد که قدرت شاه و ملکه را محدود می کرد. این جریان با نا آرامی و بی قراری تقریبا در میان همه طبقات اجتماعی بخصوص فرودست ترین طبقات همراه بود. حتی طبقه متوسط در حال رشد بازرگانان ، بانکداران و مغازه دارانی در اروپا احساس سرخوردگی و عذاب می کردند و در انگلستان سایه حکومت بر مذهب بود.
در واقع کلیسای انگلستان را دولت کنترل می کرد.اما در قاره اروپا وضعیت متفاوت بود. در اینجا کلیسای کاتولیک تنها پس از شاه و سپاه او درمقام دوم قرار داشت که نهادی کاملا ثروتمند و دیوان سالار بود ، قدرت های عمیقا ریشه دار کلیسا و سلطنت غالبا با هم عجین می شدند و وابسته و حامی یکدیگر بودند.
ولی برای میلیون ها اروپایی که نه از اشراف بودند و نه از مقامات کلیسا زندگی مصیبت بار بود ، رعیت وابسته به زمین در املاک اشرافان و روحانیون به سر می برد ،کار کودکان رواج داشت ، با آنکه به واسطه انقلاب علمی ، پزشکی پیشرفت کرده بود، پزشکان از کنترل بیماری ها ناتوان بودند، برای فیلسوفان هیچ چیز مهمتر از اصلاح مذهبی نبود ، آنها کلیسا را مانع اصلی بر سر راه حل مسائل اجتماعی می دانستند اینان که مشغله ذهنی شان عقل و علم بود حمله گسترده ای را به کلیسا آغاز کردند ،آنان ادعای کلیسا مبنی بر اینکه ایمان مذهبی باید بر اعتمادی بی چون و چرا مبتنی باشد را رد می کردند ، شکاکان مذهبی پرسش های تشویش آمیز بسیاری را مطرح می کردند آیا حضرت موسی به راستی دریای سرخ را شکافت؟ درست است که مسیح پس از مرگ برخواست ؟ این شک گرایی با شناخت تازه از نظام های دینی و اخلاقی خارجی به غیر از مسیحیت همراه شد.( جهانبگلو، ۱۳۷۲: 26 )
فیلسوفان دریافتند که در مخالفتشان با کلیسا تنها نیستند. در فرانسه دیگرانی نیز بودند که از کلیسای کاتولیک بخاطر سنت دیرینه عدم مدارا ،فرار از پرداخت مالیات ، تسلط بر آموزش عمومی و تعقیب و شکنجه و کشتار و سیریع غیر مومنان نفرت داشت.
ار آنجا که فیلسوفان نظرات مذهبی متفاوتی داشتند انتقادشان اشکال مختلفی پیدا می کرد ، برخی از ترس تلافی جویی های کلیسا ، در نوشته هایشان جانب احتیاط را رعایت کرده و از نام بردن مسیحیت کلیسا اجتناب می ورزیدند.تنی چند از فیلسوفان جسورتر و ستیزه جو تر بودند. نقش شکاکان مذهبی نیز در این حرکت قابل تامل است.اما همه این اظهارات از خارج کلیسا نبود،بلکه برخی در درون خود جامعه کلیسایی شکل می گرفت.
۵- لرد هربرت انگلیسی:  نخستین کسی بود که در سال 1624 نظراتی را ابراز داشت که بعدها به یک نظام اعتقادی بنام دئیسم یا ایزد باوری فرا روئید. در این نظام انسان ها برای شناخت دین نمی توانند به کتاب مقدس اتکا کنند. بجای آن باید به چند عقیده خدادادی باز گرداند که در ذهن همه انسان ها به صورت فطری وجود دارد. از آنجا که دئیسم یک مذهب سازمان یافته با کتاب مقدس و آئین رسمی نبود گونه های بسیاری از این جنبش پایدار شد.
6-هگل: سير عقل و عقلانيت را در تاريخ فلسفه غرب اينگونه بررسي کرده‌ است هر چند معنايي که وي از عقل در نظر دارد در هند و چين وجود نداشته است. تصور هگل از عقل، تصور خاصي است در حاليکه نظريات و تصورات ديگري هم درباره عقل وجود دارد. هگل مي‌گويد در سيري تاريخي، عقل تکامل يافته است اما من مي‌گويم اينگونه نيست و هر چه به زمان حاضر نزديک مي‌شويم به تعبير من عقل سطحي‌تر شده است. البته بايد توجه داشت که عقل به معاني متعددي در نظر گرفته مي‌شود. امروزه عقل برخي از معاني‌ را که قدما از آن سخن مي‌گفته‌اند، از دست داده است که اين معاني از حيث جهان‌شناختي و متافيزيک بسيار اهميت داشته‌اند.
هگل: عقلانی ، واقعی و واقعی ، عقلانی است
هگل دو تصور بنیادی وارد اندیشۀ غربی کرد. یکی این تصور که واقعیت سراسر عبارت از فرآیندی تاریخی است. تنها کسی از متفکران پیشین که تقریباً چنین نظری به میان آورده بود، هراکلیتوس از حکمای پیش از سقراط بود. ولی حتی نزد او هم این فکر به هیچ وجه بعد اجتماعی نداشت. می شود گفت که از زمان هگل تا امروز، هر اندیشۀ اجتماعی- و نه فقط اندیشۀ اجتماعی- متأثر از این نظر بوده است. تصور عمدۀ دوم، تصور دیالکتیک است که به سبب تأثیری که در مارکسیسم گذاشته در عصر ما حائز اهمیت کلی است. به این دو تا می توانیم تصور سومی هم اضافه کنیم که مفهوم «از خود بیگانگی»4 است و آن هم از ابداعات هگل است.
مقصود هگل از «از خود بیگانگی» این است که چیزی که در واقع خود ماست یا جزئی از ماست، خارجی و بیگانه و معاند به نظرمان برسد. به عنوان مثال هگل تصویری ارائه می دهد از آنچه اسمش را «جان ناخوش»5 می گذارد که شکل بیگانه شده ای از دینداری 6 است. «جان ناخوش» به معنای جان کسی است که به درگاه خدایی که به نظر او توانای مطلق و دانای مطلق و خیر مطلق است دعا می کند و به خودش به چشم موجودی ناتوان و نادان و پست و حقیر نگاه می کند. این شخص خوش نیست چون خودش را خوار و خفیف می کند و همۀ آن صفات خوب را به ذاتی نسبت می دهد که می پندارد جدا از خود اوست. هگل می گوید این درست نیست. ما در واقع جزیی از خدا هستیم یا، به تعبیر دیگر، صفات خودمان را به او نسبت می دهیم. راه فائق آمدن بر اینگونه بیگانگی پی بردن به این است که ما و خدا یکی هستیم و صفاتی که به خدا نسبت می دهیم صفات خود ماست، نه چیزی جدا و بیگانه از ما. (فلاح ، 89 :24 )
نقطۀ پایانی فرآیند دیالکتیکی این است که «ذهن» [به معنای مطلق] به خودش به عنوان واقعیت قصوا معرفت پیدا می کند و به این ترتیب می بیند که هر چیزی که بیگانه و معاند با خودش انگاشته می شده، در واقع بخشی از خودش بوده است. هگل اسم این را «معرفت مطلق»7 می گذارد که ضمناً حالت آزادی مطلق هم هست چون حالا دیگر «ذهن» [به معنای مطلق] به جای اینکه مهارش بدست نیروهای خارجی باشد، قادر است خودش جهان را به شیوۀ عقلانی نظم و سامان بدهد. این کار شدنی نیست مگر وقتی که «ذهن» [به معنای مطلق] متوجه شود که جهان در واقع خود اوست. در آن زمان، تنها کاری که «ذهن» [به معنای مطلق] برای سامان دادن جهان به نحو عقلی باید بکند، اجرای اصول عقلانی خودش در دنیاست.
معرفت به ذات یا خودشناسی8 مبدل به آزادی می شود چون، به نظر هگل، «ذهن» [به معنای مطلق] واقعیت قصوای جهان است. در سراسر تاریخ بشر پیش از آن لحظۀ خطیری که «ذهن» [به معنای مطلق] تشخیص بدهد که خودش واقعیت قصوای جهان است، ما چیزی جز مهره هایی بی مقدار در این بازی نیستیم. تا پیش از آن لحظه، مهار صحنۀ تاریخ را در دست نداریم چون دلیل آنچه را بر ما می گذرد، نمی دانیم. نمی توانیم عنان سرنوشت خود را بدست بگیریم چون جنبه های مختلف واقعیتی را که غیر از خود ما نیست، عناصری بیگانه و خارجی می پنداریم. همین که پی ببریم که ما همه چیز جهانیم، فرآیند مورد بحث را درک می کنیم و، به تعبیر دیگر، قوانین حاکم بر تکامل تاریخی را در می یابیم. آن وقت می بینیم که آن قوانین در واقع همان قوانین عقل خود ماست، یعنی قوانین حاکم بر ذهن و تفکر خودمان. (همان:56)
و این است غرض از کلام معروف هگل: «آنچه واقعی یا متحقق است [یا آنچه هست] عقلانی است، و آنچه عقلانی است واقعی یا متحقق است [یا آن چیزی است که هست].»
لذا عقل و واقعیت، یکی است. به زبان عامیانه همچون دو روی یک سکه و اگر به زبان کانت بخواهیم صحبت کنیم چون فنومن (پدیدار) و

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه حوزه عمومی، عقلانیت ارتباط، عقلانیت ارتباطی، روش تحقیق Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه نظریه انتخاب، اگزیستانسیال، قانون اساسی، سلطنت مطلقه