منابع و ماخذ پایان نامه انقلاب اسلامى، علوم انسانى، اعجاز قرآن، نماز جمعه

دانلود پایان نامه ارشد

قم مهمان من شد. من با او ضمن صحبت ها گفتم: فردا نماز جمعه برگزار مي‌شود. اگر موافق باشيد در اين نماز شرکت مي‌کنيم. او تمايل چنداني نشان نداد و دليل آن را عدم آشنايي با نماز و امکان مسخره شدنش دانست. نگراني او را رفع کردم و اطمينان دادم که کسي به شما کاري ندارد. وارد مصلا شديم. پاره اي از مفاهيم خطبه ها را برايش ترجمه مي‌کردم. اذان سردادند. طنين اذان از يک سو و زمزمه ذکر نمازگزاران از سوي ديگر فضايي نوراني ايجاد کرده بود. امام به نماز ايستاد. به دوست آذري خود گفتم: تو نيز مي‌تواني با مردم هماهنگ شده با آنها خم و راست شوي.گفت: من نمي دانم چه بگويم و تنها صلوات را خوب مي‌دانم. گفتم: تو همان را تا آخر نماز زمزمه کن. نماز پايان يافت و به سوي منزل روانه شديم. در مسير برگشت اظهار مي‌کرد: “حالا فهميدم که شما برحقيد!” از من تقاضا کرد نماز را به او تعليم دهم. در چهره اش آثار تحولي نوراني موج مي‌زد و لرزه شوق بر تن داشت؛ ولي من چيزي دستگيرم نشد.پرسيدم از کجا فهميدي که ما بر حقيم؟ پاسخي که داد مرا هم دگرگون ساخت. گفت: من در ميان اين جماعت شديدا احساس شرمندگي مي‌کردم و مي‌گفتم: خدايا من لياقت آن را ندارم در جمع بندگان نماز گزار تو قرار گيرم؛ ولي وقتي در رکعت دوّم به سجده افتادم به همين گوش سر شنيدم که از هر طرف مصلا ندايي به سوي من مي‌آيد و با زبان آذري محلي خودمان مي‌گويد: “به خانه ما خوش آمدي” من دريافتم که سروش غيبي است که روح پژمرده ام را طراوتي تازه مي‌دهد. شما را به خدا مرا با خدا آَشنا سازيد به من بياموزيد نماز را!” 809
به عنوان نمونهاي ديگر، نويسنده “تفسير المنار” از استادش “محمد عبده” نقل مى‏كند كه پيامبر( را در خواب ديد و به او فرمود: “اگر مرا در ميان پيروزى و شكست در ميدان احد مخير ساخته بودند من در خصوص آن ميدان، شكست را ترجيح مي دادم”؛ زيرا شکستي بود که خداوند با آن مؤمنان را تأديب نمود و احتياط نمودن در کارها و فريفته نشدن به اموري که مانع آمادگي آنان از فراهمسازي ساز و برگ نظامي ميگردد و دقتنظر به هدف را سلب ميکند به آنان آموخت.810
“برسوي” در “روح البيان” نيز مينويسد:
“قال بعض الصلحاء: رأيت فى منامى كانى واقف على قناطر جهنم فنظرت الى هول عظيم فجعلت أفكر فى نفسى كيف العبور على هذه فاذا قائل يقول يا عبد اللّه ضع حملك و اعبر قلت ما حملى قال دع الدنيا”؛811 بعضي از صالحان گفته اند: در رؤياي خويش ديدم که گويا بر پل هايي از پل هاي جهنم ايستاده و صحنه هاي دهشتناکي را نظاره مي‌کنم. با خود مي‌انديشيدم که چگونه مي‌توان عبور کردن از اين؟ ناگهان شنيدم که گوينده اي مي‌گفت: اي عبدالله. بارت را فرو نه و عبور کن. پرسيدم بارم کدام است؟ گفت: دنيا را رها کن”
“سيد قطب” نيز در تفسير آيات مربوط به سوره يوسف و در بحث از رؤياي صادقه، مينويسد:
“اگر من تمام آنچه در باره رؤيا گفته‏اند انكار كنم هيچگاه نمى‏توانم جريانى را كه براى خودم هنگامى كه در آمريكا بودم واقع شد انكار نمايم، در آنجا من در خواب ديدم كه خواهر زاده‏ام (که با ساير اعضاي خانواده ام در مصر بودند) خون چشمانش را فرا گرفته بود و قادر به ديدن نيست. از اين جريان وحشت زده شدم، فورا نامه‏اى براى خانواده‏ام به مصر نوشتم و مخصوصا از وضع چشم خواهر زاده‏ام سؤال كردم، چيزى نگذشت كه جواب نامه به دستم رسيد. نوشته بودند كه چشم او مبتلا به خون‏ريزى داخلى شده و قادر به ديدن نيست و هم اكنون مشغول معالجه است.
قابل توجّه اينكه خون‏ريزى داخلى چشم او طورى بود كه در مشاهده معمولى قابل رؤيت نبود و تنها با وسائل پزشكى ديدن آن ميسر بود ولى به هر حال از بينايى چشم محروم گشته بود، من حتى اين خونريزى درونى را در خواب به شكل آشكار ديدم!”812

6-3. تجربيات عملي:
تجربيات عملي، تجلّي عيني و کاربردي يک آموزه قرآني در زندگي شخصي مفسّر يا نقل يک تجربه عملي مؤثر است و از آنجا که حکايتگر تأثير عيني آيات قرآن در زندگي بهطور ملموس است نقش مهمي در نزديک ساختن مخاطب به مقاصد آيات و شوقآفريني و تحرکبخشي و باورمندي او دارد.
يکي از مفسّران در تفسير آيه144، نساء مينويسد:
“يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً مُبِيناً؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، به جاى مؤمنان، كافران را به دوستى خود مگيريد. آيا مى‏خواهيد عليه خود حجّتى روشن براى خدا قرار دهيد؟”
“اكنون كه اين سطور را مى‏نويسم، انورسادات رئيس جمهورى مصر مسلمانان عرب و عجم را رها كرده، به امريكا و اسرائيل پيوسته و با آنها بند و بست و تبادل نظر دارد، باسلام و مسلمانان خيانت كرده و بجاى مسلمانان كفار را اولياء گرفته است و بسيارى از پادشاهان و رؤساء جمهورى اسلامى نوكر جان- نثار امريكا و انگليس و روس مى‏باشند، با آنها بر عليه اسلام و مسلمين تبانى كرده و مى‏كنند، جهانخواران را به جان و مال مردم مسلط كرده‏اند، اكنون كه اين سطور را مى‏نويسم ماه محرم از سال 1400 قمرى است، انقلاب اسلامى پيروز گشته و منافقان در دويدن به سوى مؤمنان و كفار بيداد مى‏كنند، قرآن در هر حال زنده و هميشه چراغ راه ماست، بايد اين منافقان را كوبيد.”813
يکي ديگر از مفسّران نيز در تبيين بُعد مثبت شعر در تفسير آيه “وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ؛ و شاعران را گمراهان پيروى مى‏كنند”814 بعد از ذکر دلايلي مبني بر اينکه اين آيه به برخي اشعار منحط جاهلي اشاره مي‌کند، در بيان تأثيرات اشعار ارزشي در تقويت روحيه مبارزين انقلاب اسلامي ايران مي‌نويسد:
“در دورانى كه شاهد و ناظر بارور شدن انقلاب اسلامى بوديم با چشم خود ديديم كه اشعار موزون و شعارهايى كه در قالب شعر ريخته مى‏شد چه شور و هيجان و جنبشى مى‏آفريد و چگونه خونها را در رگها به جوش مى‏آورد، و صفوف انسانها را به خروش وامى‏داشت، و چگونه اين اشعار كوتاه و ساده، امّا حماسى و هيجان‏انگيز لرزه بر اندام دشمن مى‏انداخت، و پايه‏هاى كاخشان را متزلزل مى‏ساخت.” 815
6-4. تجربيات علمي
تجربيات علمي و قطعي که از حد فرضيه و نظريه فراتر رفته به سطح قطعي رسيدهاند ميتوانند بهعنوان يکي از ابزارهاي تفسير قرار گيرند.816 تجربيات علمي در دو حوزه تجربيات علوم طبيعي و تجربيات علوم انساني قابل تحليل اند.
6-4-1. علوم تجربي
مقصود از علوم تجربى دانش‏هايى است كه از پديده‏هاى طبيعى و تحولات آن‏ها بحث مى‏كنند و بر مشاهده و آزمون تكيه دارند. آگاهى از اين گونه دانش‏ها در شرح و تفسير آياتى سودمندند كه پديده‏هاى مختلف جهان هستى را به عنوان نشانه‏هاى قدرت خداوند مطرح ساخته تا در پرتو آن عقيده و اخلاق مردم پرورش يابد. آگاهى از اين دانش‏ها، ظرفيت فكرى مفسّر را در كشف اشارات قرآنى توسعه مى‏دهد؛ يعنى سؤال‏هاى فراوانى را پيش روى او قرار مى‏دهد كه مفسّر با آن پرسش‏ها، پاسخ تصريحي يا اشاره اي قرآن را به دست مي‌آورد.817 در تفسير تربيتي که با هدف تعميق باورها، تغيير گرايشها و اصلاح رفتارها صورت ميگيرد نقش تجربيات علميِ موفق، برحستهتر است؛ زيرا اين تجربيات، موجب تبيين بهتر گزارههاي قرآن شده فهم آن را فراگيرتر و پذيرش آن را عموميتر ميسازد و موجب کشف جلوه مهمي از اعجاز قرآن که همان اعجاز علمي آن است ميگردد؛ بدينسان باور متربّيان را عميقتر ميسازد و حتي غيرمسلمانان را در پيشگاه عظمت خويش به تسليم وا ميدارد818؛ هرچند متربّي مؤمن، اعتبار گزارههاي قرآن را در اثبات دانش روز جستجو نمي کند؛ امّا کشفيات نوين علم، با اعتمادآفريني افزونتر به آيات الهي، باور او را ژرفا ميبخشد و به عيناليقين ميرساند؛ ضمن آنکه ايمان آدميان، سطوح متفاوتي دارد و تيپهاي شخصيتي که ضرورت به کارگيري روشهاي متنوّع اقناعي و تربيتي را تبيين ميکنند نيز متعددند؛ از اينرو بسياري از تفاسير به ويژه تفاسير با رويکرد تربيتي819 کم و بيش اشاراتي به رابطه آيات با کشفيات نوين داشتهاند.
برايمثال در آيه: “اللَّهُ الَّذي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْري لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُون”820
يکي از تفاسير عبارت ” بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ” اين است که آسمانها را بدون ستون قابل رؤيت برافراشته است، كه لازمه آن وجود ستونى براى آسمان است، امّا ستونى نامرئى. اين همان است كه در سؤال راوي از امام رضا 7 آمده است. راوي ميپرسد: اين كه خداوند فرمود: “وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ” به چه معناست؟ فرمود: “اين آسمان راههايى به سوى زمين دارد …” گفتم: چگونه مى‏تواند راه ارتباطى با زمين داشته باشد در حالى كه خداوند مى‏فرمايد آسمانها بى‏ستون است. امام فرمود: “سبحان اللَّه، أليس اللَّه يقول: “بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها؟” گفتم: آري. فرمود: “ثم عمد و لكن لا ترونها”؛ پس ستونهايي است ولي شما نميبينيد”821
اين آيه با توجّه به حديث ذيل آن، پرده از روى حقيقتي علمى برداشته كه در زمان نزول آيات، بر كسى آشكار نبود؛ چرا كه در آن زمان هيئت بطلميوس با قدرت هر چه تمامتر، بر محافل علمى جهان و بر افكار مردم حكومت مى‏كرد، و طبق آن، آسمانها به صورت كراتى تو در تو همانند طبقات پياز روى هم قرار داشتند و طبعاً هيچكدام معلق و بى‏ستون نبود، بلكه هر كدام بر ديگرى تكيه داشت، ولى حدود هزار سال بعد از نزول اين آيات، علم و دانش بشر به اين جا رسيد كه افلاك پوستپيازى، بهكلى موهوم است و آنچه واقعيت دارد اين است كه كرات آسمان هر كدام در مدار و جايگاه خود، معلّق و ثابتند، بى‏آنكه تكيهگاهى داشته باشند، و تنها چيزى كه آنها را در جاى خود ثابت مى‏دارد، تعادل قوه جاذبه و دافعه است كه يكى ارتباط با جرم اين كُرات دارد و ديگرى مربوط به حركت آنهاست.اين تعادل جاذبه و دافعه به صورت يك ستون نامرئى، كرات آسمان را در جاى خود نگه داشته است. در حديثي از امام علي7 ميخوانيم:
“هذه النجوم التي فى السماء مدائن مثل المدائن الذى فى الارض مربوطة كل مدينة الى عمود من نور”؛ اين ستارگانى كه در آسمانند، شهرهايى هستند همچون شهرهاى روى زمين كه هر شهرى با شهر ديگر (هر ستاره‏اى با ستاره ديگر) با ستونى از نور مربوط است”822
آيا تعبيرى روشنتر و رساتر از “ستون نامرئى” يا “ستونى از نور” در افق ادبيات آن روز براى ذكر امواج جاذبه و تعادل آن با نيروى دافعه پيدا مي‌شد؟823
6-4-2 علوم انساني

از آن جا که مقصد قرآن تربيت انسان است زواياي مختلف وجودي او را مورد بحث قرار داده آيات فراوانى را به مسائل فردى و اجتماعى و شخصيت، استعداد و گرايش‏ها و ديگر ابعاد وجودى او اختصاص داده است. بنابراين قوانيني که در علوم انساني کشف ميشود و به مرحله قطعيت ميرسد، در فهم آيات انسانشناختي قرآن مؤثر خواهد بود. هرچند رهاورد قطعى علوم انسانى نسبت علوم تجربى كم‏تر است، ولى افزون بر استفاده از قطعيات، مى‏توان از مباحث غيرقطعى نيز براى طرح مسئله بهره برد و با پرسش‏هايى نو به سراغ آيات قرآن رفت و از اين رهگذر به نكات بيشترى دست يافت.824 در تفسير تربيتي که تمرکز بيشتري بر جلوههاي اخلاقي و رفتاري، زمينهها و عوامل و موانع تأثيرگذاري و تأثيرپذيري انسان دارد بهرهگيري از تجربيات علوم انساني؛ به ويژه علوم تربيتي برجستهتر خواهد بود؛ از اينرو مفسّر تربيتي در گام نخست با نگاهي برون ديني به مطالعه فراوردههاي تربيتي مکاتب گوناگون پرداخته و عناصر نظام تربيتي اعمّ از مباني، اصول، روشها و به طور کلي ديدگاههاي تربيتي آنان را مورد بررسي قرار داده و با ذهن نقّاد و خلّاق خويش و با انديشهاي سرشار از نظريات، ايدهها، توصيهها و سؤالات به ساحت قرآن گام مينهد. پيشدانستههاي مفسّر از رهيافتهاي تربيتي، افق فکري او را توسعه داده ژرفا ميبخشد و به دستاوردهاي درخشاني که نتايج آن هم به نفع دانش بشري و هم به سود انديشه قرآنيتربيتي مفسّر است نائل مي‌گردد. مفسّر در گام تخصصيتر و با بررسي تطبيقي نظريات تربيتي

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه نماز جمعه، نماز جماعت، امام صادق Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه داستان کوتاه، توسعه دانش