منابع و ماخذ پایان نامه انسجام متن، روابط معنایی، تحلیل متن، دوران کودکی

دانلود پایان نامه ارشد

لاکلاوموف (سلطانی،10:1384) همان سوژه لاکان است. این سوژه همواره میان آن احساس کمالی که از دوران کودکی در ناخودآگاه خود دارد و هویتهایی که از سوی گفتمانها به او تحمیل میشود، در تعارض است و سعی می کند به کل بودگی دوران کودکی تبدیل شود، ولی نمیتواند. سوژه تعارض و تناقضی میان خود و بیرون احساس میکند و این غیر بیرونی در عین حال که در تناقض با درون سوژه است، وجودش ضروری است، زیرا همین تناقض مرجع هویتیابی او نیز هست.
هویتیابی سوژه به واسطه ی وجود تعارض میان درون و بیرون به روایت لاکان را میتوان با شیوهی معنایابی یک نشانه به واسطهی بیرون سازنده به روایت دریدا مقایسه کرد. از نظر دریدا، نشانه همواره در تعارض با بیرونی است که هم باعث مسدود و محدودشدن هویت و معنای یک نشانه میشود و هم در عین حال، پیش شرطی برای ساختن هویت درون آن به شمار میآیند. به این ترتیب، سوژهها و نشانهها برای هویتیابی همواره به یک غیر یا دشمن نیاز دارند و همان غیر مانع هویتیابی کامل آنها نیز هست. این تناقض و تعارض و مرز میان درون و بیرون همواره در عرصهای نامشخص در سیلان است و به همین دلیل هویت سوژه و معنای نشانه نیز هرگز ثابت نمیشود و همواره احتمال تغییر و دگرگونی آن میرود (همان).
هویت جمعی و گروهی نیز دقیقاً همانند هویت سوژه یا هویت فردی حاصل میشود. در این جا نیز غیریتسازی اجتماعی نقش اصلی را ایفا میکند. هر گفتمانی ضرورتاً نیاز به گفتمان رقیب دیگری دارد تا به واسطهی آن هویت یابد. هیچ جامعهی یک دستی را نمیتوان تصور کرد که در آن فقط یک گفتمان یا به عبارت دیگر، تنها یک نوع جهانبینی و طرز تفکر حاکم باشد. هر گفتمانی به منظور هویت یافتن به ناچار شروع به تولید دشمن برای خود میکند. هویت گفتمانها به کمک عمل هویتیابی سوژهها تقویت میشود و هویت سوژهها نیز تحت تاثیر موقعیتهای سوژگی است که از طریق گفتمانها به آنها تحمیل میشود. بدین ترتیب گفتمانها به گونهای عمل میکنند که ذهنیت سوژه را در راستای دو قطب «ما» و «آنها» سامان میدهند. بر اساس همین ذهنیت دوگانه، کلیهی رفتار و کردار سوژه به گونهای شکل میگیرد که او تمامی پدیدهها را در قالب دو گانهی ما-آنها میریزند، و این دوگانگی به صورت برجستهسازی و حاشیهرانی در کردار و رفتار سوژه نمایان میشود. «ما» برجسته شده و «آنها» به حاشیهرانده میشود. بنابراین، هویتیابی به واسطهی غیریتسازی ، و غیریتها به کمک برجستهسازی و حاشیهرانی شکل میگیرند.
برجستهسازی و حاشیهرانی شیوهای برای حفظ و استمرار قدرت است. بدین طریق، قدرت هم به تولید معنا میپردازد و هم با به کارگیری ابزارهای انظباط و انقیاد، دشمن و غیر را حذف و طرد میکند. به کمک همین ساز و کار است که قدرت پس یک گفتمان با تاثیرگذاری بر ذهن سوژهها اقدام به تولید اجماع و تعریف نشانهها به شیوههای خاص میکند و در واقع مدلول خاصی را به دال مرکزی گفتمانی میچسباند و آن را هژمونیک میکند و همزمان سعی میکند با ساختارشکنی دال مرکزی گفتمان رقیب، مدلولش را از دالش جدا کند و هژمونیاش را بشکند. در حقیقت، برجستهسازی با تولید اجماع چهرهی قدرت را طبیعی و بدیهی جلوه میدهد و آن را از نظرها پنهان میکند (همان:111-112).
برجستهسازی و حاشیهرانی دارای دو چهره ی نرمافزاری و سختافزاری است که بیانگر نرم افزارها و سخت افزارهای قدرتاند. برجستهسازی و حاشیهرانی در قالب زبان، و برجستهسازیها و حاشیهرانیهای سختافزاری به صورتهای مختلفی چون حبس، توقیف، اعدام، ترور، تظاهرات خیابانی و مانند آن نمود پیدا میکند. این دو نوع برجستهسازی با هم رابطهی تنگاتنگ دارند و تقویت کنندهی هماند. در هر صورت فاصلهی میان برجستهسازی نرمافزاری و سختافزاری طیفی است که از زبان شروع و به اعدام ، ترور و جنگ ختم میشود. حد نهایی حاشیهرانی نیز حذف کامل است. حذف در حاشیهرانی سخت افزاری در قالب جنگ، اعدام، ترور در میآید و در حاشیهرانی نرم افزاری، مثلاً در رسانههای جمعی، به صورت حذف کامل یک خبر و عدم انعکاس آن صورت میگیرد. در واقع، کل حوزهی اجتماع و پدیدهای اجتماعی عرصهی برجستهسازیها و حاشیهرانیهای میان گفتمانها است.
برجستهسازی و حاشیهرانی اساساً ساز وکاری بسیار پر کاربرد در تحلیل متن در حوزهی زبانشناسی است. در سطح فراتر از بند گزینش واژگانی باعث برجستهشدن و به حاشیهرفتن بخشهایی از متن میشود. به این ترتیب فرآیندهای برجستهسازی و حاشیهرانی باعث قطبی شدن بندها و متون می شوند و متن را بین دو قطب«ما» و «آن ها» سامان میدهند. قطب مثبت متن همواره به «ما» بر میگردد و قطب منفی متن به «آنها» (همان).
اما منشاء این قطبیتها و نگاه دو گانه ساز انسان که بر زبان تاثیر میگذارد و به واسطهی آن، واقعیات پیرامون او را دو پاره میکند و آنها را به گونهای متفاوت از آنچه هستند باز نمایی میکند در تعارضی است که سوژه میان درون و بیرون احساس میکند و ناشی از موقعیت سوژگی است که گفتمانها برای او فراهم میآورند و به این ترتیب تعارض میان دو گفتمان رقیب، باعث قطبیشدن ذهن سوژه و بالطبع قطبیشدن ذهن سوژه و بالطبع قطبی شدن رفتار او میگردد.
با توجه به چارچوب نظری که تا به حال شکل گرفته است، در این پایان نامه سعی خواهد شد مرزبندی و غیریتسازی میان گفتمانهای دو سطح طبقاتی مختلف موجود در نظم گفتمان اجتماعی فیلم مشخص میشود و محلهای نزاع میان این گفتمانها و دالهای شناور شناسایی شوند. با استفاده از روش تحلیل گفتمان لاکلاوموف تلاش خواهد شد به سوالات زیر پاسخ داده شود: تاثیر اختلاف سطح طبقاتی بر روی گفتمان چگونه نشان داده میشود؟ با توجه به اینکه فیلم در طی یک شبانهروز اتفاق میافتد و بر اثر حادثهای مراسم عروسی به عزا تبدیل میشود، این تغییر شرایط موقعیتی چگونه باعث ثغییر گفتمان افراد میشود؟ در فیلم چهار خواهر وجود دارند که از یک پدر و مادر هستند چرا هریک رفتارهای متفاوتی نسبت به همسران خود نشان میدهند؟ نقاط مرکزی این گفتمانها کدامند؟ و نزاع میان این گفتمانها بر سر تعریف چه دالهایی است؟ و چه معانی در این گفتمانها طبیعی و مسلم فرض شده است؟
در متون مورد مطالعه، چه هویتها و گروههایی ساخته میشوند؟ برای پاسخ به سوالات فوق از تحلیل متنی مبتنی بر برجستهسازی و حاشیهرانی، شیوههای نامگذاری، گزینش واژگانی و انسجام معنایی و بنامتنیت59 استفاده خواهد شد.
برای تحلیل برجستهسازیها و حاشیهرانیهای متون انتخاب شده، مطابق (یورگنسن و فیلیپس، 149:2002-150) از روش کلی استفاده خواهد شد.
«راحتترین شیوه برای درک ماهیت یک متن مقایسهی آن با متون دیگر است. راه کار مقایسه مبتنی بر این نکته ساختگرا است که یک گفته یا نوشته همواره معنایش را به واسطه متفاوت بودن باچیز دیگری که گفته شده یا ممکن بود گفته شود به دست آورد» (همان:49). دراین راستا، متن بر گرفته از گفتمانهای موجود با یکدیگر مقایسه خواهند شد تا شیوههای متفاوت گفتمانها برای بازنمایی جهان و بازنمایی یکدیگر مشخص شود. از رهگذر مقایسه میتوان نشان داد که چگونه گفتمانهای مختلف جهان را به گونهای متفاوت بازنمایی میکنند و با تولید معانی، هویتها و گروههای متفاوت، همدیگر را به چالش میطلبد.

2-2-4-3-تحلیل گفتمان براساس تحلیل زبان
در این تحقیق از ابزارهایی مانند انسجاممتنی، شیوههای نامگذاری، گزینش واژگانی و ساز و کارهای بینامتنیت (به تبعیت از فرکلاف) برای تحلیل متن سناریو استفاده خواهد شد.

2-2-4-3-1-انسجام متنی
متن عبارت است از یک یا چند جمله که دارای معنا یا پیام معینی باشد. ولی واضح است که چند جملهای که به طور متوالی کنار هم قرار گرفته باشند تشکیل متن نمیدهند. بین جملات یک متن روابط معینی برقرار است که آن متن را از مجموعه جملاتی که به طور تصادفی کنار هم قرار گرفتهاند جدا میسازد.
مجموعهی این روابط آفرینندهی متن را انسجام متنی مینامند (هالیدی60 و حسن61 13:1976 به نقل از لطفی پور ساعدی،110:1371) میگویند که انسجام متنی شامل روابط معنایی میشود که به وسیلهی آن روابط هر قطعهای از گفتار یا نوشتار میتواند به عنوان متن انجام وظیفه کند. اینان معتقدند که انسجام به کلیه رابطههایی اطلاق میشود که عنصری از یک جمله را به عناصر جملات قبلی مرتبط میکند. از آن جایی که این ارتباط از طریق روابط معنایی حاصل میشود انسجام شامل مجموعهای از روابط معنایی میشود که در این مورد اجرای نقش مینمایند: امکانات و منابع معنایی که جهت آفریدن متن مورد بهرهبرداری قرار میگیرد (هالیدی و حسن، 1976: 10). بر اساس توصیف، انسجام موقعی برقرار میشود که تعبیر و تفسیر عنصری وابسته به عنصر دیگر باشد یعنی یک عنصر، عنصر دیگری را پیش تصور خود قرار داده بدون مراجعه به آن فهمیده نشود. آنچه جملات پراکنده یک داستان را تبدیل به یک متن یک دست می کنند، عناصریاند که حوزهی عملکردشان در سطحی فراتر از جمله است. این ساز وکارها جملات و بندهای مختلف را به هم میچسبانند و به آنها انسجام و وحدت میبخشند.

2-2-4-3-2-شیوههای نامگذاری
منظور از بررسی شیوههای نامگذاری توسط متون این است که نشان داده شود متون مختلف چگونه از امکانات واژگانیای که زبان در اختیار آنها میگذارد، برای نامیدن گروههای خودی و گروههای غیر خودی و اشخاص وابسته به آنها بهره میگیرند. زبان انباشته از واژههای مختلفی است که گزینش هر کدام از آن ها پیامدهای متفاوتی را به همراه دارد. اینکه فرد یا روزنامه ای خاص از چه واژههایی استفاده میکند و چه واژههای دیگری را نادیده میگیرد و طرد میکند، میتواند نشانگر نگرشهای خاص آن روزنامه باشد. مثلاً برای اشاره به عمل فلسطینیهایی که برای کشتن سربازان اسرائیلی، خود را نیز به شهادت میرسانند، در مطبوعات کشورهای اسلامی از «عملیات شهادت طلبانه»، ولی در مطبوعات غربی از «عملیات انتحاری» یا «عملیات تروریستی» استفاده میشود. اگرچه همهی این شیوههای نامگذاری مختلف برای نامیدن پدیدهای واحد در واقعیت به کار میروند، ولی قطعاً بار معنایی آنها و تاثیراتی که روی خوانندگان میگذارند بسیار متفاوت است. در نتیجه، شیوههای مختلف نام گذاری یک پدیدهی واحد نشانگر دلبستگیهای گروهی افراد و مطبوعات است و با بررسی آن میتوان به این دلبستگیها پی برد.

2-2-4-3-3-گزینش واژگانی
گزینش واژگانی ارتباط تنگاتنگی با شیوههای نامگذاری دارند. منظور از شیوههای نامگذاری چگونگی نامیدن گروههای مختلف به صورت مستقیم است، ولی هدف از بررسی انتخابهای واژگانی مورد استفاده در یک متن خبری مطالعهی شیوههای بازنمایی گروههای خودی و غیرخودی به صورت عام است. باید دید که چگونه واژههای مختلف تشکیل دهندهی یک داستان خبری، متن یکپارچه و منسجی را تشکیل میدهند و این که این متن چگونه از طریق انتخاب واژههای مختلف برای به چالش کشیدن رقیب، اقدام به تولید واقعیت به شیوهای خاص میکند . همان طور که فرکلاف (116:1989) میگوید «گزینش واژههای یک متن به روابط اجتماعی میان شرکتکنندگان بستگی دارد و به تشکیل آنها کمک میکند». در واقع مطبوعات با استفاده از امکانات واژگانی مختلفی که در اختیار آنها میگذارد، اقدام به تولید و بازنمایی واقعیت به شیوههای خاص میکنند و به این طریق گفتمان خاصی را تقویت میکنند و گفتمان دیگری را به چالش میکشند. مثلاً استفاده از اصطلاح «عملیات تروریستی» یا «عملیات انتحاری» و واژههای دیگری که این حوزهی معنایی را تقویت میکنند، تداعی کنندهی نامشروط بودن این عملیات است، ولی استفاده از عملیات «شهادت طلبانه» خود به خود به واسطهی به کارگیری واژههای شهادت، مشروعیت این عملیات را نیز، البته از نظر مسلمانان، به همراه دارد.

2-2-4-3-4-بینامتنیت
یک متن را میتوان حلقهای در یک زنجیره بینامتنی دانست (فرکلاف،1992ب:77)، یعنی مجموعهای از متون که در آن هر متن عناصری از متن یا متون دیگر را در خود تعبیه میکند. برای مثال میتوان از زنجیرهی بینامتنی نام برد که یک گزارش علمی را به یک متن مطبوعاتی و سپس به گفتار و متون مخاطب پیوند میزند. روزنامه نگار عناصری از متن علمی را در تولید متن مطبوعاتی به کار میگیرد و خوانندگان نیز در جریان فهم،

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه روانشناسی، لیکاف و جانسون، کارشناسان آموزش، مسئولیت پذیری Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه تحلیل گفتمان، بینامتنیت، تحلیل ساختار، ایدئولوژی