منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، وجود منبسط، اسفار اربعه، عالم مثال

دانلود پایان نامه ارشد

زندگي خود ننمايد بلکه آن را به صورت تام و کامل که تلقي نموده به ديگران برساند؛ يعني اسفار اربعه را سير کرده و يا به تعبير برخي از مشايخ عرفا معراج سهگانه تحليلي و ترکيبي و عود را به اتمام رساند. و در غير اين صورت حقيقت انسان کامل بر او مترتب نخواهد بود. به همين جهت امام بارزترين مصداق انسان کامل را وجود مقدس حضرت ختمي مرتبت دانسته و در وصف او ميفرمايد: “لذا حضرت ختمي مرتبت جامعالکلم است و کاملترين موجود ممکنه است و معناي نبوت ختميه هم همين است.”295 اين استعداد و ظرفيت وجودي در انسان موجود است و او قادر است که اين قوا را به فعليت رساند و به مقامات عالي انساني که کمال وجودي اوست بار يابد. چون انسان کامل علت غايي و هدف نهايي آفرينش است و اوست که قادر است مظهر اسما و صفات الهي گردد لذا وجودش امري لازم و ضروري است.
حق تعالي در وجود انسان کامل که خليفه خداست تجلي نموده و عکس انوار تجليات از آينه قلب او بر عالم فايض ميشود. نظام هستي و عوالم وجود با وجود او مامون و محفوظ است و تجليات ذاتي و رحمت رحماني و رحيمي حق به واسطه او بر خلق ساري و جاري است.
اوج انديشه عرفاني امام که توام با عمل بوده اين است که انسان کامل محل مشيت الهي است و به منزله روح عالم است و عالم جسد براي اوست. بسيار روشن و بديهي است که روح بدن را تدبير ميکند پس انسان کامل عالم را تدبير مينمايد. اين مقام براي کسي است که چشم سر را ببندد و چشم دل را باز نمايد بال و پر نفس را از وجود خود بر کند و بر عوالم ديگر سير نمايد.296 نقش مشيت در بيان امام بسيار برجسته ميباشد به نحوي که انسان اگر در توحيد الهي به مرتبه حقيقياش راه يابد محل مشيت الهي ميگردد. در مقابل توحيد ثلاثه (ذاتي و صفاتي و افعالي) فناي ثلاثه قرار گرفته است.
نخست فناي افعالي است در اين مرحله سالک به مقامي بار مييابد که همه افعال خود را الهي ميبيند. اين مقام را ” مقام محو” گويند.
دوم فناي صفاتي است که عارف همهي اوصاف کمال را صفات حق بداند. اين مرتبه را “مقام طمس” مينامند.
سوم فناي ذاتي است که بالاترين مقام فناست، در اين مرتبه سالک مجذوب ذات حق ميشود و هستي خود را محو در ذات و هستي حق مييابد. اين مرحله را “مقام محق” ميگويند.297
هرگاه عبد در حق فاني گردد، ذات حق سمع و بصر و يد او ميشود اين همان اثر قرب نوافل است که براي سالک مجذوب حاصل ميشود. و اين اشاره به همان حديث قدسي معروف دارد که فرمود: “و انه ليتقرب الي بالنافله حتي احبه.” وقتي عبد باقي به بقاء بالله گردد مشمول توفيق الهي ميشود که حق، اعضا و جوارح او ميگردد. در اين مقام انسان به مملکت الهي که همان مقام مشيت الله است ميرسد و اين نتيجه قرب فرائض است. به اين مطلب اشاره دارد حديث نوراني که فرمود: “رضاالله رضانا اهل البيت.” و فرمود که: “انا يدالله انا عين الله انا…” و به مقام اول اشاره دارد کلام مولانا در مثنوي که گويد “از عبادت نيتوان الله شد.” و به مقام ثاني اشاره دارد که گويد: “مي توان موسي کليم الله شد.”298
امام در مجموع آثارشان بالغ بر صد و سي مورد از اين واژه مقدس استفاده نمودند و در غالب اين موارد به اوصاف انسان کامل و شاخصه او اشاره دارند که به اجمال به برخي از آنها اشاره ميشود:
1. انسان کامل واسطه فيض الهي است، چرا که اگر مقام او نباشد کسي قادر به دريافت فيض نخواهد بود.
2. چون خداي سبحان فياض عليالاطلاق است و فيض او دائمي است لذا وجود انسان کامل ابدي و دائمي است چه اين که او بايد باشد تا اين فيض را دريافت نمايد.299
3. يکي از شاخصه هاي انسان کامل اين است که او مظهر جميع اسما و صفات الهي و مربوب حق تعالي است .300و مجلاي اسم ربوبيت حق است.301
4. انسان کامل صراط مستقيم الهي است.302 وجودش مصداق واقعي صراط حق و منعم عليهم ميباشد.303
5. انسان کامل، کون جامع، آئينه تمام نماي اسما و صفات خدا و تامترين کلمات الهي يعني اکمل و اشرف مخلوقات است.304
6. انسان کامل همان کتاب الهي است که همه کتب الهي در او جمع شده است چنان که سرور ما امير مؤمنان و سيد موحدان( ميفرمايد:
اتـــــــزعم انک جــرم صغيــــــر وفيـــــک انطوي عالم الاکبــــــــر
و انت الکتــــــــاب المبيــــن الذي باحـرفـــــــه يظهـــــر المضمـــر305
7. بر مبناي حرکت استکمالي در عالم ملک، غايت اصلي در نظام هستي و آخرين وليده عصاره عالم تحقق است. 306
8. انسان کامل واجد تمام صفات و ارزشهاي انساني بوده و نور فطرت او محيط به تمام انوار جزئيه است.307
9. شبيهترين مخلوق به خداوند سبحان است که موجودي کاملتر و کريمتر از او در نظام هستي وجود ندارد.308
10. انسان کامل نقطه سرِتوحيد است.309 و فهم اسرار توحيد از طريق غير او ميسر نخواهد بود.
11. انسان کامل تمام سلسله موجودات است، نظام هستي با او آغاز و به او ختم ميشود، بدان معنا که او اول و آخر نظامهستي است. (بکم فتح الله و بکم يختم) والانسان هو الاول و الاخر.310
12. همه حضرات عالم در انسان کامل اجتماع نموده و او صاحب مقام احديت جمع اسماء غيبي و شهودي است.311
13. مؤمنين تابع انسان کاملند و در سير، قدم جاي او گذارند و به نور هدايت و مصباح معرفت او سير کنند.312
14. انسان کامل فاني مطلق و باقي به بقاء بالله است و از خود تعين و انيت و انانيتي ندارد بلکه خود از اسماي حسني و اسم اعظم است.313
15. ذات الهي هرگز قابل رؤيت نميباشد، پس لزوما براي او در زمين خلافتي لازم است که انسان کامل عهدهدار اين خلافت بوده و او خليفه الهي در جهان است.314
16. انسان کامل آگاه از احکام قيامت و ساعت و يوم الدين است و حق با مالکيت خود بر قلب او ظهور کرده است.315
17. مصداق عصر در سوره والعصر انسان کامل مي باشد به اين معنا که عصاره همه موجودات است.316
18. انسان کامل اعتدال حقيقي از ابتدا تا منتهاي سير وصول الي الله است. 317
19. انسان کامل کلمه جامع رحم? للعالمين است و مظهر رحمت رحمانيه امتنانيه حق تعالي ميباشد.318
20. انسان به تنهايي واجد همه ي مراتب غيب و شهود است، چنان که شيخ محي الدين عربي گفته:
وروح الروح لاروح الادانـــــي انا القرآن و السبع المثانـــــــي
من قرآن و سوره سبع المثاني هستم و روح روح هستم نه روح تنهاي پست.319 با اين که واجد مرتبه ي شهادت است، مرتبه ي غيب را هم دارا است.320
21. انسان کامل به اعتبار وجود تفريقي و تکثر”فرقان” است، چنان که در روايت به علي (فرقان گفته شد، يعني وجود مبارک علوي مصداق انسان کامل است.321
22. انسان تنها موجودي است که عوالم غيب و شهادت در او نهفته است و داراي همهي مراتب عقلي و مثالي و حسي است.322
23 . انسان مجموعه صورت جهانيان و مختصري از لوح محفوظ و شاهد هر غايبي است .323
24. انسان کامل کتابي است که خداوند متعال با دست خود نوشته است، کتابي است که عقل و نفس و خيال و طبعش هر کدام ابواب، سورهها و آيات کتاب الهياند. 324
25. صورت انسان بزرگترين حجتهاي الهي بر آفريدگان است.325
26. انسان کامل احاطه قيومي به جميع موجودات ملکيه و ملکوتيه دارد.326 لذا او اهليت حاکميت را داراست نه ديگران که به درک اين مقام نرسيدهاند.
27. انسان در قوس نزول از اعلي عليين به اسفلالسافلين نازل شد؛ يعني از مقام واحديت و عين ثابت در علم الهي به عالم مشيت و از آن جا به عالم عقول سپس به عالم نفوس و ملکوت و از آن جا به عالم مثال سپس به عالم طبيعت نازل گرديد. وجود او بدون گذر از اين منازل مياني ممکن نخواهد بود لذا براي کمال خويش لازم است همهي آن منازل را سير نمايد.327
28. انسان کامل بزرگترين آيات و مظاهر اسما و صفات حق و مثل اعلي براي حقتعالي است .”وله المثل الاعلي”328
29. انسان يگانه بذر عالم غيب است که در عالم ماده سير ميکند. اگر اين بذر در مجراي مخصوصي قرار گيرد و مانع و قاسري جلوي او را نگيرد به عالم غيب ميرسد.329
30. انسان در همه امور لاحد است و کمال انساني او در عقل عملي اوست که فناي في الله است نه عقل نظري او.330
در اين جا به اجمال برخي از ويژگيها و اوصاف انسان کامل از نگاه امام بيان گرديد و اگر مجال بسط آن بوده باشد قطعا ميتوان رسالهاي مستقل در اين باب گشود.
2-6-2. نَفَس رحماني و انسان کامل
با توجه به تعريفي که در عرفان از انسان شده است ارباب معرفت را به اين نکته متفطن ساخته که معتقد شوند انسان در مقابل نظام هستي که عالم اکبر ناميده ميشود او را عالم اصغر بنامند. لذا ايشان معتقدند که بطن و متن دين اسلام دو چيز است و در قرآن دو چيز بيشتر نيامده است و آن دو عبارت است از خدا و انسان. ساير معاني و معارف و حقايق هرچه هست يا دربارهي اسماي حسناي خداي سبحان و مظاهر اسما و صفات و افعال اوست و يا مربوط به مراتب انسان ودرباره سيرصعودي و نزولي او يا از قبيل درجات و درکات انساني و ساير شوون عوالم انسان. عالم صورت تکويني انسان و انسان صورت نفسي عالم است. انسان صاعد در مسير صعودش به حدي ميرسد که با نفس رحماني که همان وجود منبسط و فيض مقدس است اتحاد وجودي پيدا مي کند چون انسان اسم اعظم و سايه بلند مرتبه و خليفه خداوند در بين جهانيان است و در اين مقام است که دار هستي تحت سيطره انسان کامل قرار مي گيرد.331 البته نيل به اين مقام نياز به معرفت و عرفان نسبت به خويش و خداي سبحان دارد. بدون تمهيد در تکامل عقل نظري، استکمال در عقل عملي و اتحاد با فيض اقدس الهي و نفس رحماني مقدور نخواهد بود. انسان با رياضات قلبيه و مجاهدات نفسيه و با توفيقات الهيه به مقامي ميرسد که به نفس رحمانيه متصل آن گاه وجودش رباني شده ومتصرف در ممالک حق مي گردد. و همين معنا در روايات از لسان معصوم( وارد شده که فرمود شدت اتصال روح مؤمن به خداي تعالي بيشتر از شدت اتصال نور خورشيد به خورشيد است.332 دقت نظر در انديشه عرفاني امام اين است که اتحاد و اتصال به نفس رحماني در سير زندگي انسان مايه کمال و بروز اوصاف رحمانيه در حيات فردي و اجتماعي او گرديده اين انسان نمادي از رحمت واسعه حق خواهد شد از اين انسان جز نور رحمت و محبت ساطع نميشود. رحمت در باطنش ريشه دوانيده و تمام وجودش را فرا گرفته و بر همه اوصاف ديگر مسبوق است. همانگونه که اين وصف از نخستين اوصاف الهي بوده و همه اوصاف تحت آن قرار دارند.333 “عن النبي(: سبقت رحمته غضبه.”334 انسان براي نيل به غرض انساني به اين وصف محتاج است چرا که کمال انسان بدون اتصاف به وصف رحمان مقدور نخواهد بود. به نظر ميرسد که امام با دستيابي به اين مقام در پي بسط آن بود و با مبارزه و جهاد به تشکيل حکومت در منظومه فکري خود برآمد و در مقام عمل آن را تحقق بخشيد و امتياز حکومت ديني بر تمام حکومتها در همين نکته نهفته است که غايت اصلي آن بسط رحمت و مودت و زوال هر گونه غضب و خشونت نا بجا است.
خداي سبحان با صفت رحمانيت خويش بر نظام هستي حاکم و سايه رحمت او بر عوالم هستي منبسط است. انسان عارف کامل چون به اين وصف متصف است لذا در تمام شوون حياتش اوصاف حق جاري است. او همانند حق، صاحب الطاف رحمانيه، حامل انوار الهيه و واجد فضائل جمعيه است. امام صادق( ميفرمايد: “العارف شخصه (جسمه) مع الخلق و قلبه مع اللّه. لو سهى قلبه عن اللّه طرفة عين، لمات شوقا إليه. و العارف امين ودائع اللّه، و كنز اسراره، و معدن نوره، و دليل رحمته على خلقه، و مطيّة علومه، و ميزان فضله و عدله. قد غنى عن الخلق و المراد و الدّنيا، و لا مونس له سوى اللّه، و لا نطق و لا اشارة و لا نفس الاّ باللّه للّه من اللّه مع اللّه.” 335
عارف جسمش در ميان خلق است و دلش با خداست. اگر يك چشم بهم زدن دلش از خدا غافل شود از شدت شوق به خدا هلاك گردد. عارف امين امانتهاى الهى، گنجينه اسرار خدا، معدن نور حق، راهنماى رحمت خدا بر خلق، حامل علوم الهي و ميزان فضل و عدل اوست. عارف از خلق،

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، عالم برزخ Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، اسفار اربعه، وحدت شهود، عالم مثال