منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، نفس اماره، معرفت خدا

دانلود پایان نامه ارشد

جامعه در رهن انديشه و عمل توحيدي است.
بدون ترديد اگر اعتقاد به توحيد و معاد نباشد هيچ عامل ديگري نميتواند جلوي پيروي از هوي و هوس افراد را بگيرد زيرا هر کس به طور عادي به خواهشهاي نفساني خويش رغبت و تمايل دارد.538
از نگاه علامه هيچ عنصري به جز روح توحيدي قادر به تامين کمال انساني نيست، توحيد به معناي تجلي حق، کليد کمال و سرمايه سعادت انسان است، شهود حضرت حق در همهي افعال که غير حق را موثر نبيند(مقام محو) و تمام صفات را صفات حق بداند و اشيا را مظاهر اوصاف حق تعالي ببيند( مقام طمس) و نيز همهي ذوات را در ذات خدا فاني ببيند و به جز واجب، موجود ديگري را مستقل نبيند( مقام محق). با طي اين مراحل سه گانه توحيد افعالي و صفاتي و ذاتي به مقام واقعي انسان بار مييابد و تاج کمال بر سر مينهد.
علامه در فصل پنجم رسالة الولايه بر اين مطلب تاکيد داشته، ميفرمايند:”قد عرفت ان کمال الانسان فناوه باقسامه الثلاثه( التوحيد الفعلي و الاسمي و الذاتي)539
3-5-11. صعود و سقوط انسان
قرآن، عرفان و برهان بر مختار بودن نوع انسان هم داستانند. با توجه به موهبت اختيار، افراد انساني در دو مسلک منسلکاند؛ عدهاي با حسن اختيار صاعدند و طايفهاي با سوء اختيار ساقطند.
بر بلنداي مقام و بر سفالت حالات او نيز آيات زيادي است. خداي سبحان با الطاف کريمانهاش هم قواي معرفتي را به انسان عنايت نمود. و هم ابزار اعمال صالح را به او ارزاني داشت ولي او با ناسپاسياش خود را به پرتگاه سقوط انداخت. او ميتوانست با به کارگيري عقل و انديشه بهترين شيوه را پيشه کند و به نيکوترين بندگان تبديل گردد اما با بياعتنايي به آن و جهل و غفلت در ورطه سقوط افتاد و جزء بدترين جنبندگان گرديد.
دو عامل دنياطلبي و پيروي از هواهاي نفساني را در سقوط انساني موثر ميداند. “توجه‏ به‏ دنيا موجب ركود و ايستايى نفس مى‏شود و عقايد درست را از تأثير و فعليت يافتن و به بار نشستن باز مى‏دارد و موجب مى‏شود كه تنها به اعمال بدنى كه به تن و پيكر كار دارند و به ژرفاى جان نفوذ نكرده‏اند، بسنده شود. اين مطلبى واضح و آشكار است كه نيازى به توضيح ندارد.”540 و نيز چه بسيار انسانهايي که از اعتقاد در طريق حق و عمل نيک و مسير هدايت، منحرف ميشوند نه به خاطر فطرت انسانيه بلکه به خاطر غفلت از به کارگيري عقل و تبعيت از هواي نفس و آن چه که جنود شيطان براي او زينت دادهاند.541
خواجه نصير الدين طوسي عوامل سقوط را در سه عنصر اساسي مورد توجه قرار داده و تحت عنوان “روساءالشياطين ثلاثه”ميفرمايد:الف)”شوائب طبيعت”، مثل شهوت و غضب و توابع آن از حب مال و جاه. ب) “وساوس عادت” مانند تسويلات نفس اماره و تزيينات اعمال غير صالحه به سبب خيالات فاسده و اوهام کاذبه. ج)”نواميس امثله” مانند متابعت غولان آدمي پيکر و تقليد جاهلان عالم نما. که نتيجه و ثمره آن شقاوت جاوداني است.” وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى‏ وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى.”542 پس طالب سلوک و سالک را جز اعتصام به حبل الهي و تمسک به کلمات تامات او نيست.543
اين آيه و آيات ديگر صعود و سقوط، درجات و درکات انسان را به اثبات ميرسانند. که هر دو با اراده و اختيار تحصيل مي شود. قلب انسان ميتواند دير رهبان باشد که موجب صعود انسان گردد و نيز ميتواند چراگاه آهوان باشد که باعث سقوط و رکود انسان گردد.
لقد صار قلبى قابلا كل صورة فمرعى لغزلان و ديرا لرهبان‏544
عمل از نگاه علامه از هر نوعى كه باشد برخاسته از علم است، و آن نيز از اعتقاد مناسب قلبى منشا مى‏گيرد، خداى تعالى هم عليه كفر يهود، و فساد باطن مشركين، و نفاق منافقين از مسلمانان و نيز بر ايمان عده‏اى از انبيا و مؤمنين به اعمال آنان استدلال كرده است. ايمان و عمل متلازمند و اين دو با هم موجبات صعود و سقوط را فراهم ميکنند.
3-5-12. علامه و طي مراتب کمالات عاليه
هر چند موضوع مورد بحث، جنبه نظري انسانشناسي است و پرداختن به جنبه عملي، مناسب مقام نيست اما ترک بيان در اقتضاي مکان، نيز قابل جبران نيست.
نخستين گام در مسير مقام، لگام زدن به نفس و به دست گرفتن لجام شيطان است تا اين که معرفت خداي سبحان حاصل آيد. در موارد متعدد علامه اين حديث نوراني را در آثارشان متذکر شدهاند که: و قد روى الفريقان عن النبي- صلّى اللّه عليه و آله-: “لو لا أنّ الشياطين يحومون‏ حول قلوب بني آدم لرأوا ملكوت السموات و الأرض”545.
آدمي وقتي شيفته جمال يار گردد و در اين راه بر همت و ارادهاش استوار گردد با حضرت حق همجوار و از همهي ناملايمات برکنار گردد. چنين سالکي در مسير سلوک، حق را شهود خواهد کرد. و اين تصور ناصواب است که گفته شود علم از عمل جداست و ارتباطي ميان آن ها نيست، از نگاه علامه بايد حيات را با تقوا سير کرد تا قلههاي کمال را طي کرد. غرض اصلي دين، توحيد در مقام عمل و نظر است. علم بدون عمل وبال است و عمل بدون علم، زوال، علم بي عمل ديوانگي است و عمل بيعلم بيگانگي، در حيات علمي و عملي ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي نقل است که اين بيت را دائما زمزمه ميکرد که:
گر بشکافند سرا پاي من جز تو نيابند در اعضاي من
يکي از شاگردان علامه نقل ميکند:”من يکي از کلمات قصار آن جناب را که جملهاي بسيار بلند است يادآور ميشوم.”ما کاري مهمتر از خودسازي نداريم.” علامه لفظ ابد را بسيار بر زبان ميآورد؛ يعني ما ابد در پيش داريم. انما تنقلون من دار الي دار. انسان از بين رفتني نيست باقي و برقرار است، به يک معنا لباس عوض ميکند، بر اساس برهان و قرآن و عرفان انسان ابدي است.”546
وقتي انسان به عهد خويش در مقابل خدا وفا کند او نيز که صادقالوعد است به عهدش وفادار است و اين است معناي کلام وحياني که فرمود: ” َ أَوْفُوا بِعَهْدي أُوفِ بِعَهْدِكُم”547 به عهدم وفا کنيد تا اين که من به عهدتان وفا کنم. وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَديثاً”548 و كيست كه در گفتار از خدا راستگوتر باشد؟
نيل به ملکوت براي کسي که نه در مقام عمل اهل قعود باشد بلکه از اصحاب صعود باشد و جبينش در مقابل توحيد بر سجود باشد مدارج کمال براي او مفتوح است.549

گفتار ششم: انسان کامل
3-6-1. طريقه سلوک براي نيل به کمال

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه صفات خداوند، ظلم و ستم Next Entries منبع مقاله با موضوع هوش هیجانی، استرس والدگری، محدودیت ها، کاهش استرس