منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، عالم ماده، ظاهر و باطن، کمال مطلق

دانلود پایان نامه ارشد

صدرا ميفرمايد: “حرکت به طور مطلق، اشتدادي و تکاملي است؛ يعني خروج از قوه به فعل و سير از نقص به سوي کمال است، اين را حکماي الهي قائلند. بديهي است که اگر در تکاملي بودن بعضي از اقسام حرکت ترديد شود در اين که حرکت تکاملي و اشتدادي ماده از طبايع به اجسام و نبات و حيوان سرانجام به انسان ميرسد هيچ ترديدي وجود ندارد.”478
انسان موجودي است داراي ابعاد وجودي بيپايان و ذاتا طالب کمال است. هرگز ايستايي و جمود و بيحرکتي براي او معنا ندارد. او دائما در تحرک است و با دارا بودن قواي متعدد مادامي که حيات دارد و زنده است توقفي براي او نيست در هر مسيري، طريقي را انتخاب نمايد پاياني براي او نميباشد. در طريق سبحاني گوي سبقت را از فرشتگان ميربايد و مسجود ملائکه قرار ميگيرد و در مسير حيواني از هر حيواني پستتر ميگردد. او با تلاش خويش هر قوهاي از قواي دروني را تقويت نمايد در همان قوه به فعليت رسيده و کمال ثانويه را براي خود کسب ميکند و کمالات قوا در مباحث گذشته بيان شد. اما بدون ترديد کمال حقيقي انسان در تعديل قوا به واسطه قوه عاقله است که نتيجه آن آرام گرفتن در جوار رحمت حق است، تمام کدح عبد فتح ابواب رب است. ” إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ” 479هيچ منتهايي براي انسان نيست مگر بازگشت به سوي او.” وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ”480 و همه مخلوقات به سوي او باز ميگردند. ” وَ إِلَيْهِ تُقْلَبُونَ”481 علامه معتقد است که علم و عمل توامان انسان را به کمال واقعي ميرساند. نه علم بدون عمل کارساز است و نه عمل بدون علم و معرفت.
انسان به حسب خلقت طورى آفريده شده كه صلاحيت دارد به رفيع اعلى عروج كند، و به حياتى خالد در جوار پروردگارش، و به سعادتى خالص از شقاوت نائل شود، و اين به خاطر آن است كه خدا او را به جهازي مجهز كرده كه مى‏تواند با آن علم نافع كسب كند، و نيز ابزار و وسائل عمل صالح را هم به او داده، و فرموده:”وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها.” پس هر وقت بدانچه دانسته ايمان آورد، و ملازم اعمال صالح گرديد، خداى تعالى او را به سوى خود عروج مى‏دهد و بالا مى‏برد، هم چنان كه فرمود:” إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ .”و نيز فرموده:” وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى‏ مِنْكُمْ .” و نيز فرموده:” يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ.” و نيز فرموده:” فَأُولئِكَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلى‏.” و آيات ديگر از اين قبيل، كه دلالت مى‏كند بر اينكه مقام انسان مقام بلندى است، و مدام مى‏تواند به وسيله ايمان و عمل صالح بالا رود، و اين از ناحيه خدا عطايى است قطع ناشدنى.482
اين همان معناي کمال حقيقي است که علامه براي اثبات آن، اثر وزين و گرانسنگ “رسال? الولايه” را به رشته تحرير درآورد و فرمود: کمال حقيقي انسان در سايه پذيرش ولايت خداي سبحان قابل امکان است تا اين که به فناي ذاتي برسد. و غرض اصلي از تشريع دين و شريعت حقه الهيه همين است که انسان را به اين مقام برساند.483 مسير تکامل که انسان سالک بايد در آن سير نمايد يک مسير بيش نيست و آن گام نهادن در بندگي و عبوديت خداست.
از تويي تا به خدا يک نفس است اي سالک بر سر خويش نه از شش جهت خود، گامي484
انسان از منظر قرآن و تعاليم آسماني اسلام واجد تمام کمالات فرشتگان است و چون مجعول به خلافت خداي سبحان است مسجود فرشتگان نيز هست لذا علامه با توجه به نگاه عميقش نسبت به تعاليم الهي و تدبرش نسبت به آيات قرآن معتقدند که کمال مطلق خداست و براي اين کمال الهي در عرصه خاکي، مظهري لازم است که بارزترين مصداق آن وجود متعالي انسان است. اگرانسان به فضايل نفساني آراسته گردد به اعظم کمالات دست مييابد.
3-5-3. انسان و امکان نيل به کمال
غايت خلقت عوالم امکان، وجود انسان و غايت خلقت انسان، نماياندن قدرت خداي سبحان است. “يا بن آدم، خلقت الأشياء كلّها لأجلك، و خلقتك لأجلي، و أنت تفرّ منّي.”485خداي سبحان فرمود: اي فرزند آدم من همه اشيا را براي تو خلق کردم و تو را براي خودم آفريدم آنگاه تو از من فرار ميکني؟تو را آفريدم که آينه تمام نماي من باشي و قدرتم را به نمايش گذاري.
از اين بيان الهي فهم ميشود که انسان و جهان به ظاهر محدود نيست بلکه براي هر ظاهري، باطني وجود دارد. نسبت ميان اين عالم با عالم ماوراء، نسبت “عليت و معلوليت” و “كمال و نقص” است كه ما آن را نسبت “ظاهر و باطن” مى‏ناميم. علامه فصل اول رسالة الولايه را به اين نکته اختصاص داده است که ظاهر عالم ضرورتاً مشهود ماست و شهود ظاهر، خالى از شهود باطن نيست، زيرا ظاهر از اطوار وجود باطن و عين ربط به آن است، پس هنگام شهود ظاهر، باطن نيز به طور بالفعل مشهود ما مى‏شود. و از آن‏جا كه ظاهر “حدّ و تعيُّن” باطن است، هر گاه انسان با كوشش و مجاهدت از اين حدّ درگذرد و از آن غفلت نورزد، ناگزير باطن را مشاهده خواهد كرد و همين مطلوب ماست.
توضيح مطلب اين است كه آنچه موجب مى‏شود “نفس”، خود را همان بدن و عين آن بداند، همانا تعلق و اتحاد و پيوندى است كه با بدن دارد و بدن هنگامى كه از طريق حواسّ خود نفس را مشاهده مى‏كند، خود را جدا و منفصل از او مى‏بيند و رسيدن به اين مرحله و مرتبه موجب مى‏شود، نفس آن مرتبه عالى خود را كه بالاتر از مرتبه جسميت و مادّيت است و فراتر از آن را كه مرتبه عقل است، فراموش كند. و با فراموشى هر مرتبه، خصوصيات آن مرتبه و موجودات آن عالم را نيز فراموش مى‏كند، ولى در عين حال، “إنيّت و حقيقت” خود را كه از آن، به “من” تعبير مى‏شود مشاهده مى‏كند، مشاهده‏اى ضرورى كه هرگز از او جدا نمى‏شود. او با انقطاع از بدن، هيچ حاجب و مانعى باقى نمى‏ماند و اگر انسان با علم نافع و عمل صالح به خود بازگردد و به حقيقت خود، توجه كند ناگزير حقيقت و باطن خود و مراتب و موجودات و اسرار آن عالم را مشاهده خواهد كرد.
شرط نيل به اين مقام با سعادت، گام نهادن در قلمرو ولايت است. به اين معنا که انسان سالک خود را در تحت تدبير خداي سبحان قرار دهد. ذات و صفات و افعالش را ذات ربوبي تدبير نمايد هر چند نبوت و رسالت امري اختصاصي است اما ولايت امري عام و فراگير است، درب ولايت براي همگان باز است. چرا که ولايت با تهذيب نفس و طهارت حاصل ميگردد.486
انسان قادر است با تلاش و کوشش سير صعودي را طي کند و از نقص به کمال رسد چرا که بشر با سير نزولي از عالم اطلاق به تقييد سير کرده و منازل و عوالمي را پيموده تا به عالم جسماني که آخرين عالم است رسيده، بنابراين بايد به سير صعودي بپردازد تا انسان کامل شود و اين است معناي انسان کامل در بيت شبستري:
به عکس سير اول در منازل رود تا گردد او انسان کامل.487
3-5-4. اصناف سه گانه در نيل به کمالات عاليه
بدون ترديد انسانها در مسير تکامل و دستيابي به کمالات عاليه انساني در مرتبه واحدي نيستند بلکه به جهت دارا بودن استعدادهاي مختلف در صنوف متعددي قرار ميگيرند. علامه با توجه به اختلاف استعداد و توانايي افراد انساني که لازمه لاينفک بقاي حيات اجتماعي است افراد را در سه صنف متمايز منقسم نموده و مي فرمايد: بايد دانست كه مردم از نظر درجه “انقطاع” به سوى خدا و اعراض از اين عالم مادى بر سه دسته‏اند:488
1. مقربان: آنان که حب الهي در قلبشان ساري است به دو قسم قابل انقسامند. گروهي محبتشان تام و تمام است که ايشان از مقربانند، عده اي که حبشان ناتمام است اينها از ابرارند، و اما آنان که حب به حق را در دل ندارند و باطن را با دنيا پيوند زدهاند در طايفه فجارند.
علامه در وصف اين گروه از سالکان طريق کمال ميفرمايد: “انسان‏هاى تامّ الاستعدادى هستند كه مى‏توانند انقطاع قلبى از اين نشئه بيابند و با يقين تمام به معارف الهى روى آورند و به خداوند سبحان توجه كنند، اين‏چنين انسانى است كه مى‏تواند به مقام مشاهده ماوراى عالم ماده و شهود انوار الهى، نائل شود: مانند پيامبران عليهم السلام، اين طبقه، گروه “مقربان” هستند.”489
مقربين کساني هستند که از چشمه تسنيم اشراب مي‌شوند، چنان‌که خداوند در وصف ايشان فرموده است: “عَينًا يَشرَبُ بِهَا المُقَرَّبون.”490 چشمه‌اي که مقربان از آن مي‌نوشند، شراب خالصي است که اختصاص به آن‌ها دارد. ايشان گروهي هستند که خداوند با تعبير سابقين از آن‌ها ياد نموده است؛ به اين معنا که در محبت گوي سبقت از ديگران ربوده‌اند: ” وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُون.”491
علامه اين صنف از کماليافتگان را رستگاراني ميداند که در بهشت متنعم اند و نه از رحيق مختوم بلکه از تسنيم مينوشند.492 و در وصف مقربان ميفرمايد: ” مفاد آيه اين است كه مقربين صرفا تسنيم را مى‏نوشند، هم چنان كه مفاد جمله” وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ” اين است كه: آن چه در قدح ابرار از رحيق مختوم هست با تسنيم مخلوط مى‏شود و اين معنا به دو نكته دلالت مى‏كند، اول اينكه تسنيم از رحيق مختوم گرانقدرتر است، چون رحيق مختوم با آميخته شدن با تسنيم لذت بخش‏تر مى‏شود. دوم اينكه مقربين در درجه بالاترى از ابرار قرار دارند.”493
2. محسنان: عدهاي هدف را يافته و در مسير کمال گام برداشته ولي از تعلقات دنيوي رهايي نيافتهاند. اين گروه نيز تمام تلاش خود را در نيل به کمالات انساني به کار گرفتهاند اما رشحاتي از تصورات ناصواب در ذهن ايشان حرکت را کند نموده است. علامه در توصيف اين دسته ميفرمايد: انسان‏هاى تام الايقانى هستند كه كاملًا از عالم ماده و تعلّقات آن دل نبريده‏اند، زيرا آلودگى‏هاى مادى و برخى انديشه‏هاى نادرست، ايشان را از اعتراف به اين‏كه امكان دل بريدن از اين‏جا و رهايى و رسيدن به عالم ماوراى ماده وجود دارد، ناتوان و نوميد ساخته است.
اين دسته، خدا را آن‏گونه مى‏پرستند كه گويى او را مى‏بينند، اينان خدا را از روى صدق پرستش مى‏كنند، ولى از وراى حجاب و تنها از روى ايمان به غيب خدا را مى‏پرستند. اينان اهل “احسان” هستند و در عمل خويش محسنند. وقتى از رسول خدا( درباره “احسان” سؤال شد، فرمود: احسان، يعنى اين‏ كه خدا را طورى بپرستيد كه گويا او را مى‏بينيد، چه اگر شما او را نمى‏بينيد، او شما را مى‏بيند. و فرق بين اين دسته با دسته اول، فرق بين: همانا و گويا “انَّ و كَانَّ” است.494
3. عامه مردم: عموم مردم که داراي عقايد درست بوده و عناد و لجاجي ندارند در زندگي فردي و اجتماعي بر اساس عادت به حيات خويش ادامه ميدهند. گاهي توجه زياد ايشان آنان را از پيشرفت و ارتقاي نفس باز ميدارد و حالت ايستايي و رکود به نفس دست ميدهد به حدي که عقايد درست آنان به فعليت نمي رسد. نماز ميخوانند ولي توجه به روح آن ندارند عبادت ميکنند اما حالت خشوع و خضوع از عبادت را در باطن خويش مشاهده نميکنند. ميدانند که خدا عالم است و از رگ گردن به انسان نزديکتر است در حالي که اين حقايق را جدي نميگيرند. اعتقاد ما اين است که تمام امور در دست قدرت اوست. “ازمه الامور طرا بيده ” و هرگونه که بخواهد حکم ميراند.” يحکم ما يشاء بقدرته” ولي آنگونه که به اسباب مادي اعتماد داريم به وعدههاي خدا اعتماد نداريم. گرايش نفس به امور دنيويه موجب موجب ضعف به معارف الهيه شده است. اين سه طايفه با هم فرق دارند.زيرا:
ويژگى اصلى دسته اول و بنياد كار ايشان بر محبت الهى است نه نفس پرستى، و نيز تفاوت اين دسته با دو دسته ديگر در نحوه علم و ادراك است نه قدرت يا ضعف علم و ادراك. براى هر يك از معاشرت و صداقت و خلّت (دوستى و رفاقت) احكامى است و براى محبت، عشق، وجد، وله، شيدايى و آنچه كه “فنا” ناميده مى‏شود، احكامى ديگر است كه حكم هر يك نيز مخصوص و ويژه خود اوست و به غير آن سرايت نمى‏كند.495
بنابراين مردم در کمالات نفساني در مرتبه واحدي نميباشند بلکه چون ميزان استعداد و قابليت و نيز حيطه همت افراد مختلف است به تناسب اين اختلافات، کمالات معنوي مختلف خواهد بود. آن چه در شرع بيان

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه کمال مطلق، عالم ماده Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، معرفت نفس، عالم ماده