منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، عارفان مسلمان، رسول خدا (ص)، ظاهر و باطن

دانلود پایان نامه ارشد

دانند با کساني که نمي دانند مساوي نيستند. ” قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ.”17 دنياي مدرن چنان انسان را در درياي عظيم تکنولوژي فرو برده است که فرصت هرگونه تفکر در باب وجود خويش را از او گرفته است، اين فقر معرفتي و غرق شدن در امور مادي، توازن حقيقت انساني او را نامتعادل نموده و اين عدم اعتدال، انديشه اومانيستي را موجب گشته است و با غرق شدن در اين بحر عميق، تصور خالقيت انسان و مخلوقيت خدا را در سر پروراندهاست. دقيقا به همين دليل بزرگاني چون امام و علامه، بيشتر عمر شريف خود را صرف اين امر مهم نمودهاند تا شايد جوامع انساني را به حقيقت خويش آگاه ساخته و جايگاهش را در نظام هستي به او بشناسانند.
با اين وصف ميتوان گفت که انسانشناسي يکي از مهمترين و ضروريترين وظايف فردي و اجتماعي است. شايد اهميت موضوع اين دو عالم رباني را به اين مطلب معطوف داشته که به متفرقات خويش اکتفا ننموده و اثر مستقلي را در اين باب به رشته تحرير در آورند. امام در کتاب ارزشمند “مصباح الهداي? الي الخلاف? و الولاي?” و علامه نيز در دو رسالة “انسان از آغاز تا انجام” و “رسالة الولاي?” به تفصيل از مقام و جايگاه انساني سخن گفتهاند.
شناخت انسان در عرفان، جايگاه انسان در نظام هستي، آيه بودن انسان و جهان، کمال حقيقي و سير تکامل انسان، مراحل کمال انسان، طريق نيل به کمال، غايت خلقت انسان، مقدور بودن کمال انسان، ارتباط انسان با عوالم هستي، جامعيت انسان، ساحتهاي وجودي انسان، صعود و سقوط انسان، امکان راهيابي انسان به باطن عالم، عرفان نفس و طريق نيل به آن، هماهنگي کتاب تکوين و تدوين، ملاک انسانيت انسان، انسان کامل و ويژگيهاي آن، اتحاد انسان کامل با نفس رحماني، تجلي ولايت الهي در انسان کامل، کمال استجلا در آينه انسان کامل، مقامات انسان کامل از جمله فوايد موضوع است.
به نظر ميرسد تمام خطراتي که بشر امروزي را تهديد مينمايد ناشي از دو چيز است؛ عدم معرفت به توحيد و وجود تفکر مادي و رواج شرک در ميان افراد جامعه، دوم عدم شناخت حقيقي به جايگاه انسان.
ضرورت بحث در اين قسمت خود را نشان ميدهد که چرا اين دو حکيم و عارف در مباحث عرفاني خصوصا در بحث انسانشناسي که از اهم موضوعات است مسير واحدي را سير نکرده و در مسلک عرفاني در مقام نظر و عمل تعامل نداشته و يک شيوه را اتخاذ نکردهاند. با توجه به اين اختلافات که نگارنده برخي از آنها را احصا و از برخي شاگردان آن دو بزگوار استمزاج نموده عنوان پيشنهادي ميتواند يکي از مهمترين و بهترين موضوعات عرفاني در راستاي شناخت انديشه عرفاني اين دو عارف جهان معاصر براي طالبان مباحث عرفاني بوده باشد. جذابيت موضوع در اين است که تا به حال کمتر به اين نکته توجه شده و تا کنون اثر مستقلي در اين زمينه به رشته تحرير در نيامدهاست.
ج) پيشينه تحقيق
بررسيهاي انجام گرفته حاکي از آن است که تا کنون تحقيق خاصي در اين زمينه صورت نگرفته است هرچند رسالة هايي در حد کارشناسي ارشد و دکتري در رابطه با انديشه عرفاني به صورت عام و يا به صورت خاص مانند ولايت، تاويل، انسانشناسي و عشق به رشته تحرير درآمده و يا بررسي تطبيقي ميان امام خميني( و ابن عربي نيز نوشته شده، اما در خصوص موضوع مزبور تا کنون اثري به طبع نرسيده است. و در حد اطلاع نويسنده پژوهش مزبور نخستين تحقيق در اين رابطه ميباشد.
برخي از تحقيقات انجام شده عبارتند از:
1. خلافت الهي از نگاه سيد حيدر آملي و امام خميني. محسن کربلايي نظر (پايان نامه ارشد فلسفه).
2. انسان کامل از نگاه امام خميني و عارفان مسلمان به قلم محمد امين صادقي ارزگاني، بوستان کتاب.
3. خودشناسي عرفاني در الميزان، مظاهري سيف، انتشارات نشاط.
4. انسانشناسي عرفاني از منظر ابن عربي و امام خميني، حسين مقدس (پايان نامه ارشد).
5. انسان از ديدگاه امام، افسانه شجاعي (پايان نامه ارشد).
6. حقيقت و خلافت انسان کامل از ديدگاه امام خميني، مهوش کهريزي (پايان نامه).
7. انسان کامل از ديدگاه امام خميني، عبدالکريم اسحاقي. (پايان نامه ارشد فلسفه)
8. تبيين مباني عرفاني و فلسفي ولايت و خلافت از نگاه امام خميني و علامه طباطبايي، محبوبه قره داغي.
د) اهداف پژوهش
انسان از منظر اين دو عارف رباني داراي مقام ولايت و خلافت بوده و در نگاه عرفاني از حد انسان مطرح در معارف فلسفي، کلامي و اخلاقي ارسطويي برتر خواهد بود. هرچند اين دو انديشمند سترگ مسلمان در نوع و روش بررسي تعريف و مقام انسان به ظاهر اختلافاتي دارند وليکن در تصوير مقام انساني و اينکه انسان، جامع حقايق هستي است ديدگاه مشترکي داشته و بر جايگاه معرفت و ولايت انسان که غايت خلقت انسان است تاکيد دارند. طرح دو ديدگاه مزبور ميتواند به عنوان معيار و ميزاني قرار گيرد که از تقارب عرفان ابن عربي با قرآن و سنت حکايت نمايد.
ه)سوالات تحقيق
در تحقيق پيش رو چنان که در بيان مساله بيان گرديد پاسخ به يک سئوال اصلي و چند پرسش فرعي مورد توجه است.
سئوال اصلي:
وجوه افتراق و اشتراک انسانشناسي عرفاني امام خميني و علامه طباطبايي چيست؟
سئوالات فرعي:
1. انسان شناسي عرفاني در انديشه امام خميني چيست؟
2. انسانشناسي عرفاني از نگاه علامه طباطبايي چيست؟
3. علامه طباطبايي و امام خميني پيرامون انسان در عرفان، چه شباهت ها و تفاوت هايي دارند؟

و) فرضيه هاي تحقيق
فرضيه اصلي
معرفت به حقيقت انسان در عرف عرفان از نگاه اين دو عارف مسلمان متون مقدس و روايات انبياء و ائمه معصومين( است، اما آن دو بزرگوار در روش و جهت براي نيل به آن هر يک طريق خاصي را ارائه ميکنند، بدين معنا که امام خميني با توجه به مسلک ابن عربي مبحث انسانشناسي را پي ميگيرد، اما علامه غالبا بر اساس آيات و روايات به اين موضوع ميپردازد و کمتر به اصطلاحات عرفاني توجه دارد.
فرضيه ‌هاي فرعي
1. انسان در آيات و روايات به معناي موجودي ذي روح و جاودانه تعبير شده است.
2. امام خميني ( در بررسي ابعاد وجودي انسان و راه رسيدن او به کمال بر اساس متون مقدس اسلام انديشيده و تحت تاثير ابن عربي مشي نموده است.
3. در آثار علامه طباطبايي اين تاثير از مکتب ابن عربي مشاهده نشده، بلکه او تلاش کرده تا با توجه صرف به متون قرآني و روايي از طريق معرفت النفس به معناي انسان بپردازد.
4. يکي از وجوه شباهتهاي اين دو عارف در تاثيرپذيري از منابع ديني بوده وجه افتراق آنها در روش و شيوه است که امام در تلفيق تعاليم اسلام با مشي عرفاني ابنعربي تلاش زيادي نموده تا هرگونه اختلاف را از بين ببرد، اما علامه چنين دغدغهاي را احساس نکرده و صرفا از آيات و روايات استمداد و استمزاج مينمايد.
ز) روش تحقيق
تحقيق در اين رسالة توصيفي-تحليلي است که به صورت کتابخانهاي انجام ميشود، وليکن از آن حيث که موضوع رسالة در باب انسانشناسي عرفانياز نگاه حضرت امام و علامه ميباشد، لذا طبيعي به نظر ميرسد که در اين تحقيق حيطه بحث بيشتر بر انديشه اين دو عارف معاصر متمرکز گردد و در حد امکان از مباحث متفرقه پرهيز شود. تمام اهتمام بر اين است که تمام مباحث مطروحه عرفاني از نگاه اين دو بزرگوار تبيين گرديده، سپس در فصلي جداگانه مورد مقايسه و ارزيابي قرار گيرد. در نهايت نگارنده با نگاه خويش وجوه اشتراک و اختلاف را تبيين و داوري خود را ارائه نمايد. البته طبيعي است که در سير بحث برخي از مباحث مقدماتي و مطالب مشابهي را که در اين راستا بيان شده ذکر نموده که احتمالا در تاثيرگذاري انديشه ايشان و يا در شيوه سلوک ايشان موثر بودهاند.
ح) پيش فرض هاي تحقيق
1. چيستي انسان در متون مقدس اسلام ( کتاب و سنت).
2. ديدگاه بسياري از انديشمندان غيرمسلمان که انسان را با نگاه مادي نگريسته و به روح آن توجهي نکردهاند.
3. انسان در دنيا جاودانه نخواهدبود بلکه براي مدت محدودي در آن خواهد ماند و نشئه آخرت براي او نشئه جاودانگي است که با ملکات اعمالش حيات خواهد داشت.

گفتار دوم: مفاهيم
1.انسان در عرفان
انسان در عرف عرفان به “قطب الاقطاب”، “غوث اعظم”، “روح کلي”، “جام جهاننما”، “آيينه گيتينماي”، “عيسي و خضر و سليمان” و “کون جامع” تعبير شدهاست. جامع همهي عوالم الهي و کوني از کلي و جزيي است. نسفي در “الانسان الکامل” گويد انسان از حيث روح و عقل خويش کتاب عقلي است که به امالکتاب مرسوم است و از جهت قلب، کتاب لوح ناميده شده و از لحاظ نفس به کتاب محو و اثبات مسمي گرديد.18 تعبير زيباي ابنعربي اين است که انسان اگر به صورت و ظاهر باشد نمايان گر جميع حقايق عالم هست ولي نماد حقايق حق نخواهد بود، در حالي که انسان بايد نمايانگر جميع حقايق خلق و حق باشد تا اين کلام رسول خدا (ص) راست در آيد که فرمود: ” إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ آدَمَ عَلَى صُورَتِهِ.”19 پس صحت خلافتش در جمع ظاهر و باطن است.20
اين حديث نوراني از رسولگرامي (ص) دال بر خلقت انسان بر صورت الهي است که صوفيان و عارفان بر عزت و عظمت جايگاه انساني به همين روايت استناد کردهاند.
تفسير کون جامع در تعريف انسان به اين معناست که “کون”، يعني وجود عالم از آن حيث که عالم است نه از آن جهت که حق است، يعني خداوند اراده کرده که اعيان اسما و يا عين ذات خود را در موجودي قرار دهد که جميع حقايق عالم از مفردات و مرکبات را دارا باشد و امر اسما و صفات را که عبارتند از مقتضيات افعال و خواص و لوازم آن اسما و صفات را در انحصار گرفته است و آن انسان کامل است. پس کون جامع، انسان کامل است که به آدم مسمي گرديد و غير از او احدي اين استعداد و قابليت را ندارد.21 انسان نسخه جامع و صحيفه کامل الهي است و قابليت اين را دارد که مظهر ذات الهي قرار گيرد. همهي مخلوقات و آن چه در آسمان و زمين است مظهر بعضي از اسما الهياند و قابليت بعضي از کلمات الهي را دارند “وما منا الا و له مقام معلوم ” درحالي که انسان مظهر کل است.22
انسان که کون جامع و دانا و بالغ و مکمل است در هر مرتبه از نظام هستي ميتواند به قبل و بعد آن معرفت يابد، هم از گذشته خبر دهد و از آينده، هم به سلسله علل آن پيبرد و هم به سلسله معلولات آن.23 انسان در عرفان مظهر اسما و صفات خداي سبحان است و عصاره آفرينش در اکوان است. داراي جرمي صغير و روحي به بلنداي آسمان است. آيينه کمال و جمال يزدان است. نسخه مرسله الهي و نگين حلقه قدسيان است و اگر خود را بيابد و به عظمت و جايگاه خود پي برد ميداند که مصداق اتم نفَس رحمان است، نمونه عالم و نسخه کامل آن است.
اشرف موجودات و اکمل آنهاست و انبياء و اولياء در ميان ايشان اشرف آدميانند.24 انسان عکس صفات الهي و اصطرلاب اوصاف عالي و آينه تمام نماي جلوات رباني و جامع جميع جمال و زيبايي است.
خورشيدي است که در ذرهاي نهان است و دريايي است بيکران که امواج آن تا آسمان است. از نگاه عارفان، انسان خود را نشناخته است و به مقام واقعي خود پي نبرده و دائما متحير و سرگردان است و با اباطيل و خيالات باطله در فربهي ابدان است.
عينالقضاه گويد: زماني که لفظ انسان اطلاق شود قومي عوام پندارند که مراد همين قالب است، اما اهل حقيقت دانند که مقصود از آن روح آدميان است چنان که اگر گفته شود فلاني عالم و جاهل يا سخي و بخيل و يا مؤمن و کافر است اينها همه اوصاف و نعت روح انسان است؛ چرا که قالب را نشايد به چيزي موصوف باشد، اما در برداشت اين معنا خلق سه گروهند؛ گروهي از عوام ميپندارند که آدمي جز قالب نيست. گروهي ديگر از علما روح و قالب را با هم فهم کنند. صورت را قالب و باطن را جان، اما گروهي خواص اطلاق انسان را جز جان ندانسته و قالب را از ذات انسان ندانند، بلکه آن را مرکب دانند و اصل آدمي را که روح است، راکب خوانند. هرگز مرکب از ذات راکب نباشد. اگر کسي بر اسب نشيند او ديگر باشد و اسب ديگر.قفس ديگر باشد و مرغ ديگر. نابينا چون قفس بيند گويد اين مرغ خود قفس است، اما بينا مرغ را در ميان قفس بيند.25
انسان در بر عارفان مغز عالم امکان و ساير مخلوقات قشر و پوسته آنند، انسان به منزله جان جهان و عوالم هست

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، معرفت نفس، شناخت انسان، ظاهر و باطن Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه عرفان و تصوف، نظام احسن