منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، ظهور و بطون، عالم مجردات، صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

پذيرفته و همان ترتيبي را که از حضرت غيب مطلق و عالم اعيان ثابته شروع و به حضرت جامع که جامع جميع عوالم چهارگانه ميباشد ختم ميگردد مورد تاييد قرار ميدهد. وي معتقد است که عالم ملک مظهر عالم ملکوت (عالم مثال مطلق) و عالم ملکوت مظهر عالم جبروت (عالم مجردات) و عالم جبروت مظهرعالم اعيان ثابته و اعيان ثابته مظهر اسماء الهي و حضرت واحديت است و حضرت واحديت مظهر حضرت احديت است.112 ساير عرفا نيز حقايق هستي را به حضرات خمس و مراتب پنج گانه تنسيق نمودهاند که انسان برترين جايگاه را در اين مراتب وجودي داراست. تحليل زيباي عرفا اين است که خدا نظام هستي را به عنوان جسم و انسان را به عنوان روح که در جسم حلول کرده باشد آفريد و اگر روح که اصل حيات است نميبود عوالم چهارگانه که به منزله جسم براي اين روح ميباشد چون جسمي مرده و بيتحرک بود و هيچ ارزشي براي او نبود. “انسان ( انسان کامل ) همان روح عالم و جان وجود است و مجموعه عوالم از عقل تا هيولى به منزله جسد و بدن و هيكل اوست كه خلق شده است تا در اين صورت مستقر شود و هو المقصود بالذات و المراد بالذات و به تعلق الإرادة الحبّية.”113
2-2-2. مرتبه ملکي و ملکوتي انسان
براي انسان بلکه فيالجمله براي هر موجودي ظهور و بطوني است، مقام ظهور و شهود او مربوط به مرتبه نازله دنياويه است و مقام بطون و غيب او مربوط به نشئه صاعده اخرويه ميباشد.114 مقام ملک، مرتبه اول نفس و منزل اسفل آن است که به او زندگي و حيات عرضي مادي بخشيده و او را مجهز به قواي ظاهري (گوش و چشم و زبان و شکم و فرج و دست و پا) نموده که تمام اين قواي منتشره در اين ممالک سبعه تحت تصرف نفس ميباشند. پس اگر اين قوا تحت قيمومت وهم درآيند اين قوا جنود شيطان گردند و مملکت وجود انسان جولانگاه شيطان گردد ولي اگر وهم تحت تصرف عقل و شرع در آيد و حرکات و سکنات قواي سبعه به واسطه عقل و شرع سلطنت شود مملکت وجود انسان رحماني و عقلاني شده و شيطان و جنود او رخت بربندند و دامن درکشند.115 اما براي نفس انسان مقام و مرتبه ديگري است که آن مملکت باطن و نشئه ملکوت اوست اين مقام بالاتر و مهمتر از مرتبه ظاهري است و نزاع و جدال ميان جنود رحماني و شيطاني در اين مقام بزرگتر و بااهميتتر است بلکه آنچه در عالم ملک ظاهر است تنزل يافته همين مقام است و هر چه در باطن اتفاق افتد در ظاهر تجلي پيدا ميکند.116 اعمال و افعال و حالات و سکنات انسان نماد نفس اوست چرا که نفس در بروز افعالش نياز به ابزار و آلت دارد که بدن و اعضا و جوارح، آلت و وسيله ظهور نفسند.117 اين نکته در محل خود به اثبات رسيده بنابراين مقام و رتبه انساني را به حد دنيا و مقام ملکي تنزل دادن و مرتبه ملکوتي او را ناديده انگاشتن و تمام حقيقت و هويت انسان را به امور جسماني و نشئه دنياوي پيوند زدن بزرگترين خطا و عظيمترين جفا در حق اوست.
2-2-3. بقا و نفاد انسان
امام ( پس از اثبات جنبه ملکي و ملکوتي انسان، با تعابير ديگري اين نکته را مورد تاکيد قرار ميدهند که جنبه ملکي انسان به فنا و نابودي ميرود ولي جنبه ملکوتياش باقي و جاودانه است. جنبه مادي او مبدل به خاک ميگردد اما ساحت معنوي انسان پس از مفارقت از جسم به حيات خويش ادامه ميدهد. “ماعِنْدَكُمْ‏ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باق.”118 آنچه نزد شماست فاني و آنچه نزد خداست باقي است. هرچه رنگ دنيايي داشته باشد نفاد دارد و هر آن چه صبغه الهي داشته باشد بقا دارد. “انسان يك‏ ما عِنْدَكُمْ‏ دارد، يك‏ ما عِنْدَ اللَّهِ‏ دارد، مادامى كه به خود هست، به خود متوجه هست به‏ ما عِنْدَكُمْ‏ توجه دارد؛ همه اينها هم فانى خواهد شد، نفاد پيدا خواهند كرد؛ اما اگر چنانچه برگردد به خدا؛ آنجا به اسم “باقى” باقى است، بقا پيدا مى‏كند.”119
بايد گفت که موت هم از نظر امام چنين است.”تحقيق آن است كه “موت” عبارت است از انتقال از نشئه ظاهره ملكيه‏ به نشئه باطنه ملكوتيه‏. يا آنكه موت عبارت است از حيات ثانوى ملكوتى بعد از حيات اولى ملكى. و بر هر تقدير، امر وجودى است، بلكه اتمّ از وجود ملكى است، زيرا كه حيات ملكى دنيوى مشوب به مواد طبيعيه ميّته است و حيات آنها عرض زايل است، به خلاف حيات ذاتى ملكوتى كه در آنجا از براى نفوس استقلال حاصل شود.”120 مرگ به معناي کندن لباس مندرس و پوشيدن لباس نو ميباشد. مانند پوست انداختن مار است که لباسش را ميگذارد و به جاي ديگر ميرود.121 پس انسان باقي است نه فاني و داراي روحي جاودانه است که با ملکات خويش ادامه حيات ميدهد.
2-2-4. انسان آيت عظماي الهي
در آيات زيادي از قرآنکريم، از نظام آفرينش به عنوان آيات حقتعالي ياد شده است. در اختلاف شب و روز و نزول رزق از آسمان و زنده نمودن زمين پس از مردن آن براي خردمندان نشانههايي است.122 و در زمين براي اهل يقين نشانهها و آيات الهي است.123 قوام و استواري زمين و آسمان نشانه الهي است.124 خواب شما در ليل و نهار و طلب روزي شما نشانه الهي است.125 نزول باران و حيات و زنده شدن زمين پس از مردن آن نشانه و آيهاي از آيات الهي است.126 و خلقت شما از خاک نشانه الهي است.127 امام معتقد است که البته مشاهده اين جمال جميل و آيات الهي براي کسي است که از خود بيرون رود و انانيت از او سلب گردد چرا که مشاهده جلوه الهي، چشم حق بين ميخواهد و اين سالک اهل معرفت است که همه چيز را او ميبيند و غير از حق چيزي به نام وجود نميبيند.
با توجه به اين بيان، عارفان معتقدند که انسان از ميان همه مخلوقات بزرگترين آيه از آيات خداي سبحان است چون که انسان در عرفان مرآت اسم جامع و مربوب اسم اعظم در اکوان است، “جامع جميع تجليات اسمائيه است جمعاّ و فرقاّ. به طريق فرق هزار اسم کلي الهي بر قلب او هزار تجلي است و مزدوجاّ با اسماء ديگر در هزار اسم کلي به حسب هر اسمي تجلي ممکن است واقع شود و نيز قلب انسان که قابل اين تجليات است خود مظهر جميع اسما است و به طريق کلي مظهر هزار اسم است.”128 “حقيقت انسان‏ مثل يك آينه در غلاف است كه هم صفاى آينه لازم است، و هم خروج از غلاف، تا صور در آن مرآت‏ نقش بندد، پس اولًا لازم است كه انسان صفاى معنى داشته باشد و ديگر اينكه از غلاف و قشر و علايق بدنى و دنيايى بيرون آمده باشد، و اگر اين دو مانع رفع شود؛ يعنى صفاى روحى پيدا گردد و كدورات بدنيه برداشته شود، اتصال به عالم بالا پيدا مى‏شود.”129و در حديث شريف فرمايد: إنّ اللّه خلق آدم على صورته. يعنى آدم مثل اعلاى حق و آيت اللّه كبرى و مظهر اتمّ و مرآت‏ تجليات اسماء و صفات و وجه اللّه و عين اللّه و يد اللّه و جنب اللّه است: هو يسمع و يبصر و يبطش باللّه، و اللّه يبصر و يسمع و يبطش به. “130 در کلام نوراني امير بيان امام علي( آمده است که فرمود: “انا آدم الاول انا نوح الاول انا آي? الجبار و انا حقيق? الاسرار”131 “انسان غايت خلقت و مرآت شهود حق و نشانه ظهور وجود و مبدأ کمال جلا و استجلاست.”132 “انسان کامل که از روي ظاهر مجموعه مجموع عوالم است به حقيقت مرآت ذات و مجلاي حضرت احديت است .”133 “انسان مظهر و مرآت اتم الهي است “134”نفس انسان آي? التوحيد و صاحب مقامات و مدارج است “135”ما به دروغ ادعا مي کنيم که انسانيم زيرا به تسخير شيطان در حرکت هستيم “136پس انسان که بزرگترين آيت و نشانه حقتعالي و خداي سبحان است بايد با طاعتش مجلاي اين قدرت کلان باشد نه اين که حياتش در تسخير شيطان باشد. اين بيان ظريف عرفاست که عالم وجود، مثال حقتعالي است و انسان جامع جميع اسماء الله است لذا بايد در وجود او خدا را مشاهده نمود. ” فالعالم من حيث جمعيّته للأسماء مثال الحقّ تعالى، و الإنسان أيضا نسخة جامعة لجميع الأسماء بما نصّ عليه تعالى في كتابه: وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها.”137
2-2-5 . هبوط آدم به عالم
بسياري از شبهات و اشکالات ما ناشي از جهل و عدم آگاهي است. چنان که در روايت از امام علي (ع) آمده است که فرمود: ” النَّاسُ أَعْدَاءٌ لِمَا جَهِلُوا”138 با تحصيل علم مي توان از شبهات کاست. برخي شبهه مي کنند که چرا خداوند آدم را از بهشت الهي به عالم طبيعت هبوط داد تا اين همه معضلات را ابناي او تحمل نمايند و بار تکليف را به دوش کشند؟ اگر در بهشت ميماند ابناي وي داراي حيات بهشتي بوده و با اين همه مشکلات مواجه نبود. پس اين گناه آدم بود که نسل او بايد تاوانش را پرداخت نمايند .
طرح اين گونه از شبهات از نگاه امام ناشي از جهل به مکان است و در صورت کسب معرفت و آگاهي نه تنها هبوط با مشکل مواجه مي باشد بلکه از اعظم الطاف الهيه به شمار ميآيد. کسي که با تعاليم ديني آشنا باشد مي داند براي انسان عوالمي وجود دارد که با توجه به کمالات انساني براي او لحاظ شده است و اگر وجود عوالم متعدده نباشد قطعا کمالات لازمه براي او مقدور نخواهد بود. امام مي فرمايند: ” يکي از منازل انساني و نشئات وجودي، عالم مادي و نشئه طبيعيه و مرتبه ظاهريه دنيويه است که آن مکان را ارض طبيعت گويند. انسان بايد با کد يمين و عرق جبين تلاش نمايد تا به معراج قرب و فناي فيالله که غايت خلقت اوست دست يابد. پس طبيعت، مسجد عبادت حق است و او را براي همين مقصد وارد اين نشئه نمودهاند وقتي دار طبيعت را مسجد حق يافت نبايد از اين مسجد خارج گردد مگر به قدر نياز و حاجت و چون قضاي حاجت شد عود کند و نبايد با غيرحق انس گيرد و دلبستگي به غير پيدا کند که اينها خلاف ادب مسجد است.”139
اگر شخص حکيم و پاکنيتي، دانشگاه و مدرسهاي را ساخته که متعلمان در آن تلاش کنند تا به مدارج عالي و کمالات انساني دست يابند بايد از باني و سازندهاش تقدير نمود که اين عمل حکيمانه را انجام داده است نه اين که از او معترض بود که چرا چنين مکاني را فراهم نمود. خداي سبحان آدم را از بهشت (واقعي يا برزخي) به زمين هبوط داد تا اين که از اين مکان به سوي او صعود کند و اگر چنين دانشگاهي نبود کمالي حاصل نميشد؛ به اين معنا که اگر هبوط نميبود مکاني براي تکليف وجود نداشت و اگر تکليف نبود، امتيازي براي انسان نسبت به ساير مخلوقات وجود نداشت. پس روشن است که هبوط مقدمه صعود و سعود است.
امام با اين تحليل عرفاني به رمزگشايي تبيين غيرظاهري بلکه به تاويل آيات الهي ميپردازد و ميفرمايد: ” آنچه قرآن در باب حکايت آدم و شيطان و هبوط آدم دارد معناي ظاهر مراد نيست تا اين که از معناي “و عصي آدم ربه فغوي” (طه /121) ظاهر معنا را اراده نمود بلکه رموزي در کار است که بايد حقايق را از رموز قرآني فهميد.”140 اگر فهم همه مسائل علمي نيازمند تحصيل علم است علم دين از اين قانون مستثنا نيست، امام که از صاحب نظران در علوم ديني است و اجتهاد وي امري مسلم براي ديگران است در ادامه همين موضوع مي فرمايد: “قضاي حتمي خدا بود که ابواب برکات را در نشئه دنيا و عالم طبيعت بگشايد و اين ممکن نبود مگر از طريق خروج و هبوط آدم از بهشت به دار طبيعت و عالم ماده . بنابراين اگر آدم در بهشت ميماند از آدميت ساقط ميشد. او با هبوط به اتمام رسيد.”141 اينها رموزي است که در قرآن است و نميتوان آن را به همهکس تفهيم کرد حتي خدا ميفرمايد چه کنم که :” ِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَديثاً.”142 امام براي تثبيت ديدگاهش از شيخ اشراق بياني را نقل مي کند که وي نيز از اين حقيقت چنين رمزگشايي ميکند، روح قبل از تعلقش به بدن مجرد و کامل نبود چون اگر چنين بود معنا نداشت که او را براي استکمال به دار طبيعت تنزل دهند.143
تعليل موضوع از نگاه امام اين است که نفوس انساني در بدو ظهور و هبوط در جميع معارف و ملکات حسنه و سيئه بالقوه است و لازم است که با اراده افراد و به عنايت حقتعالي به فعليت برسند. 144 امام پيشينه اين بحث را به حکماي يونان ميرساند و ميفرمايد: بحث هبوط از رموزي است که در لسان حکماي قبل از اسلام مثل افلاطون و ارسطو هم بوده، بنابراين معناي “قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعا”145″وَ عَصى‏ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى‏ “146 همه رمز قرآني است. کيفيت اکل از شجره و اغواي شيطاني و غيره نزد اهل طريقت به معناي تنزل شعاع مراتب است که انسان بتواند مراتب وجود را سير

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه حضرات خمس، عالم ماده Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، عالم ماده، مبدأ و معاد، محکم و متشابه