منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، شناخت انسان، ظاهر و باطن، وجود منبسط

دانلود پایان نامه ارشد

متعالي انساني در دنياي مدرن مورد انکار واقع گردد را به اثبات رساند و او در جهان معاصر به نمادي مبدل گرديد که بدون ترديد همهي کمالات انساني را ميتوان در وجود اين شخصيت بيبديل مشاهده نمود. آن چه از اسماي حسناي الهي در اين دعا مسطور بود از خدا خواست و مطابق وعده الهي در همين دعا خداوند سبحان به وعدهاش در حق ايشان عمل نموده و او را لباس بهاء و کمال پوشاند. چون مى‏بيند كه در واقع اجابت‏كننده او در ابتدا مظاهر اسم اعظم و در آخر سلوك خود اسم اعظم بوده است. پس مى‏گويد: “اللّهم انّى اسئلك بما تجيبنى‏ به حين‏ اسئلك”. و منظور اسماء الهى است كه همگى به اسم اعظم باز مى‏گردند. از اين رو، بعد از آن مى‏گويد: “فاجبنى يا الله”.
بنابراين، او اجابت را از اسم خداى بزرگ مى‏طلبد، زيرا اسم اعظم است كه اجابت‏كننده و نگاهدار مراتب و پرورشدهنده اوست و از دستبرد راهزنان و وسوسهكنندگان جلوگيرى مى‏كند.
اين نوع طلب اجابت چون اشاره به اسم اعظم الهى دارد كه بر همه نام‏ها احاطه دارد و او اجابت‏كننده در اول و آخر و ظاهر و باطن است، لذا دعاكننده كلام خود را با ياد او شروع كرده و مى‏گويد: “اللّهم” و به همين نيز پايان داده و مى‏گويد: “يا الله”.376
2-6-8. جامعيت انسان
عرفا در تعابير خود انسان را کون جامع يعني جامع کون دانسته و او را تنها وجودي ميدانند که با هيچ موجود ديگري قابل قياس نميباشد و جامعيت او شامل حضرات چهارگانه هستي است و واجد حدي در مقام صقع ربوبي است که مصداق حديث” العبودية جوهرة كنهها الربوبية”377 قرار گرفت. ” انسان عصاره تمام عالم و تمام موجودات است و وجودش يک نقشه کوچکي مي باشد که از روي نقشه بزرگ عالم و کون کبير از عقل اول تا آخرين نقطه وجود برداشته است.”378 روح انسان اكمل از همه موجودات طبيعت است و كمال جسمى و نباتى و حيوانى و معدنى و عنصرى را بكماله الوجودى داراست، مريد و مدرك و سميع و بصير و قدير و عالم است و نسخه عالم طبيعت است. اگر آن را باز كنى عالم كون و كون‏ كبير را در او منطوى مى‏بينى.
هرچه در عالم کبير است در اين انسان و عالم صغير هست.379 تمام حيثيات كماليه مراتب نازله را بوحدتها داراست. در عين حال كه اراده و حيات و علم و كمال جسميت در او به نحو اعلى هست كه مى‏توان گفت عالَم اشاره به اوست بلكه فهرست اوست؛ زيرا آنچه را كه موجودات طبيعت از حيوان و نبات و معدن و جسم دارند، به نحو اعلى و اتمّ در او هست. 380 انسان مظهريت‏ اسم‏ اعظم الهى را داشته و اسم اعظم، جامع همه اسماء الهى مى‏باشد و تمام اسماء الهيه در او فعليت داشته؛ لذا آدم توانسته است خودش را به ملائكه عرضه بدارد تا بدانند كمالات آدم از آنان بيشتر است، هر چه همه دارند او تنها دارد.آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى‏.381
2-6-9. ضرورت وجود انسان کامل
با توجه به مطالبي که بيان شد تا حدودي ضرورت موجوديت انسان کامل روشن گرديد. چه اين که فقدان چنين انساني در غرض خلقت موجود مکلفي به نام انسان، نوعي نقصان است. در کلام و فلسفه و عرفان، اين نکته به اثبات رسيد که عقل انسان براي حيات انساني امري لازم و ضروري است اما براي نيل به کمالات عالي، ناتمام است. تلقي اين که از عقل هيچ استفادهاي نشود و يا اين که همه مراتب معرفت بايد از عقل به دست آيد هر دو ناصواب است، چرا که کنار زدن عقل و عدم بهرهگيري از خرد مساوقت با حيوان است و کافي دانستن عقل در تمامي امور موجب انکار بسياري از واقعيات و به بار نشستن خساراتي غير قابل جبران است. به همين دليل خداي سبحان براي ناکافي بودن عقل در تمام مراحل کمال انساني انبياء و کتب آسماني را ارسال نمود.
ابنسينا معتقد است که اگر انسان به حال خود رها ميشد و خداوند در جميع ازمنه براي او قانون و مجري قانون نميفرستاد نظام اجتماع انساني شکل نميگرفت و انسان قادر به ادامه حيات نبود.382 وجود يک انساني که مراحل کمال را طي نموده و غايت خلقت را تامين کرده تا اين که بتواند نماد و الگوي انسانيت قرار گيرد از نگاه اسلام امري بديهي است چه اين که در غير اين صورت حجت بر بندگان ناتمام بود و غايت خلقت که مقام خلافت است در هالهاي از ابهام ميماند. عرفا وجود چنين شخصي را در هر زمان به نام انسان کامل مينامند. البته اهل معرفت غرض از خلقت را ظهور تام اسما و صفات حق ميدانند که تجلي آن در انسان کامل ميسر است.
از نگاه امام وجود انسان کامل براي نماياندن اسما و صفات حق امري ضروري و حتمي است چرا که عين ثابت انسان کامل است که با همه موجودات معيت قيومي دارد و فقط اوست که قادر است مظهر اسم اعظم الهي قرار گيرد.383 با اين نگاه انسان کامل، خليفه خدا، مظهر اسماء اله و واسطه فيض کبري است.
اين همان حقيقتي است که در روايات بسياري بر آن تاکيد شده که اگر لحظهاي انسان کامل و حجت خدا در زمين نباشد ارض، اهلش را ميبلعد. چنان که مرحوم ملاصدرا در تفسير حديث معروف امام صادق( که فرمود “َ لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ لَسَاخَت‏”384مي گويد مراد امام( اين است که عالم امکان با همه پديدههاي آن براي انسان کامل خلق شده و اگر بدون او باشد از درجه هستي ساقط ميشود.385 پس حفظ بقاي عالم و تداوم حيات ابناي آدم با وجود حجت خدا که مجلاي اسما و صفات اله است پيوند خورده است.
جمع بندي
آن چه از آثار علمي امام خميني( مستفاد گشته اين است که ايشان براي انسان، ساحات مختلفي را معتقد بوده و تعاريف ارائه شده از علوم مختلف در باب انسان را نه اين که کاملا طرد نمايند بلکه بر اين عقيده تاکيد مي ورزند که تعريف انسان از حيطه رسالت اين علوم خارج است، بنابراين نميتوان از يک علم، توقع بالاتر از قلمروش را مترصد بود، روش، موضوع و غايت علوم معين است و هيچ علمي نميتواند از چهارچوب تعريف شده اش خارج گردد. ما با احترامي که براي همهي علوم قائليم در عين حال از هيچ کدام رسالت بالاتر از خودش را توقع نداريم. با تفطن بر اين نکته، تمام اهتمام خود را به متون ديني و معرفت شهودي و عرفاني که بر ابزار وحي و تهذيب باطن، تکيه نموده است تاکيد ميورزند. امام معتقدند تنها علمي که اين رسالت را بر دوش دارد و حتي بالاتر از فلسفه که “امالعلوم” است قادر به تبيين واقعي انسان ميباشد علم عرفان است که بر مباني ديني و علوم وحياني رکون دارد. در طول تاريخ اسلام اين عرفا بودهاند که تمام تلاش خود را در سيره علمي و عملي به کار گرفتهاند تا با استمداد از کتاب و سنت که بر منشاء وحياني تکيه دارد به بهترين وجه، دقيق ترين تعريف را از انسان ارائه نمايند. امام بر همين مبنا ميفرمايند هويت و حقيقت انسان، کون جامع بودن اوست که تمام اسما و صفات حق را در خود جمع نموده است. به همين جهت قوه عاقله از درک حقيقت انسان عاجز است و حديث معرفت نيز تعليق به محال است، جايگاه انسان، برترين و مقام او از ميان ساير موجودات و فرشتگان بالاترين مقام است. نظام تکوين داراي مراتب بوده که به تعبير عرفا داراي حضرات خمس ميباشد و انسان در بين حضرات، کون جامع ميباشد به اين معنا که همه حضرات چهارگانه و مراتب هستي را داراست. انسان در عالم ملک ملکي، در عالم مثالي، برزخي و در عالم ملکوتي، موجودي ملکوتي است. تمام تمهيدات کمال براي او مهياست، هرچند با مرگ جسم و جنبه مادي او فاني ميگردد اما جنبه روحي و معنوي او باقي است، با مرگ فقط پوست عوض ميکند، در پرتو معرفت و عبوديت حق و ولايت به کمالاتي بلند دست مييابد. تمام سعادت او در علم و عمل به تعاليم الهي است که در کتاب آسماني قرآن منطوي است.
کون جامع نزد ما انسان بود ور نباشد اين چنين حيوان بود
جامع انسان کامل را بخوان معني مجموع قرآن را بدان386
از انديشه بلند امام اين نکته حاصل است که انسان با توجه به حقيقت و استعداد و قدرت و تواناييهايي که دارد نميتواند براي دنيا مادي خلق شده باشد بلکه او را براي جهان ديگري آفريدند در او اسراري نهفته است که تا به حال بسياري از آن اسرار و رموز او کشف نشده باقي مانده است.
خاک و جان پاک با هم يار شد آدمي اعجوبه اسرار شد387
ديگر اين که نگاه تکساحتي به مقام انساني، پنداري باطل و سطحي است چه اين که او را نميتوان چون ساير موجودات محدود به حد خاصي نمود، او نماينده و جانشين خدا در زمين است البته اين خلافت در پرتو عبوديت حاصل است و اگر تعبد نباشد تمام وجودش باطل است، ملاک صلاح و فساد او در تسليم و طغيانش نهفته است و در هر دو طرف هيچ حدي را نميشناسد؛ يعني صعود و سقوط انسان حيطه مشخصي ندارد، صعودش تا اعلي عليين و سقوط او تا اسفلالسافلين است.
هبوط او در عرصه ملکي و خاکي يکي از بزرگترين نعمات و توجهات و الطاف الهي است چه اين که اگر به زمين هيوط نميکرد هيچ مکاني براي نيل به کمالش وجود نداشت بنابراين زمين بهترين مسجد او براي صعود و بهترين مکان براي جبران کاستيها و نقائص است.
عرصه خاکي براي انسان، تجلي فيض اقدس الهي است که ذات باري از غيب مطلق و حضرت عمائيه ظهور يافت، او نفس رحماني و وجود منبسط الهي است. به همين جهت او امين امانتهاي الهي، گنجينه اسرار خداوندي، معدن انوار رباني، رهنماي رحمت واسعه و حامل علوم الهي است.388
صقع ربوبي در وجود انسان کامل منطوي است و به همين جهت عين ثابت او غايت نظام هستي است، بدون ظهور و تجلي قواي باطني او غرض الهي در نظام تکوين و تشريع منتفي است. لذا وجود انسان کامل، امري ضروري و قطعي است.

فصل سوم

علامه و انسانشناسي عرفاني

مقدمه
انسانشناسي که در علوم مختلف مورد تحليل و بررسي قرار گرفته است از نگاه فلسفي و عرفاني علامه مغفول نمانده بلکه او با احاطه بر علوم زمان خويش تمام تلاش خود را به عمل آورد تا در قبال ديدگاههاي مادي و سطحي، تعريف درستي از انسان ارائه دهد، وي در مقابل تهاجم برخي از ظاهرگرايان به فلسفه و عرفان که اين دسته از علوم را مايه انحراف از شريعت دانسته و اغوا کننده جوانان به شمار ميآوردند سرسختانه مقاومت نموده و معتقد بود که عالمان ديني بايد به سلاح روز مسلح باشند تا اين که قدرت مقابله داشته باشند زيرا با سلاح کهنه نميتوان در مقابل سلاح مدرن مقاومت نمود لذا لازم است بر اساس مباني ديني، گزارههاي علمي را با بيان جديد وارد مجامع علمي نمود و با بياني رسا با دنيا سخن گفت، بنابراين گام بلند خويش را در عرصه فلسفه، عرفان، تفسير، اصول و فقه برداشت و در اين عرصهها سربلند و پيروزمندانه بيرون آمد. قوت و قدرت تحليلهاي فلسفي و عرفاني او تمام مخالفان را تا مدت زيادي در هزيمت و شکست فرو برد تا اين که دوباره بعد از فقدان او به تدريج در حال سر برآوردند. بايد تلاش نمود تا انديشه اين فقيه و عارف و مفسر و فيلسوف بزرگ جهان اسلام براي هميشه زنده بماند خصوصا در زمينه شناخت انسان که تحول يک فرهنگ در معرفت به انسان بنيان نهاده شده و تا زماني که انسان هويت حقيقياش را نيابد و به درستي تعريف نگردد و جايگاه واقعياش در جوامع بشري تعيين نشود توقع تحول بنيادين امري غير منطقي به نظر ميرسد.
اين که آيا انسان قابل تعريف است و در ميان مخلوقات داراي چه جايگاهي است و حقيقت کمال او در چه چيزي نهفته است و داراي چه ساحتهاي وجودي مي باشد، توحيد و ولايت چه تاثيري بر وجود او دارند و ملاک قرب و بعدش به حق و از حق چيست از جمله مسائل و مباحثي است که پژوهش حاضر در مقام پاسخگويي بدان است.
گفتار اول: حقيقت و ماهيت انسان
3-1-1. علامه و حقيقت انسان در عرفان
با توجه به توسع علمي علامه و آشنايي وي به علوم مختلف، ايشان معتقدند که حقيقت انسان در هيچ علمي جز عرفان جايگاه خويش را پيدا نميکند چه اين که ابزار آن علوم محدود ولي ابزار معرفتي در علم عرفان بسي فراتر از ساير علوم است لذا علامه تعريف انسان در عرفان را بر تعاريف ساير علوم ترجيح ميدهند. هر چند در آثار علامه در جاي خاصي از حقيقت و ماهيت انسان مطلبي ارائه نشده اما در دو اثر ارزشمند “انسان از آغاز تا انجام” و “رسالة الولايه” و در تفسير برخي از

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، ظاهر و باطن، عاشق و معشوق، کمال مطلق Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه معرفت نفس، شناخت انسان، عالم ماده، عالم مثال