منابع و ماخذ پایان نامه امر به معروف، کرامت انسان، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

از آتشى كه سوخت آن، مردم و سنگهاست حفظ كنيد: بر آن [آتش‏] فرشتگانى خشن [و] سختگير [گمارده شده‏] اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپيچى نمى‏كنند و آنچه را كه مأمورند انجام مى‏دهند.244
اين آيه با خطابي فراگير به مؤمنان، ستون‌هاي کاخ با‌شکوه اصلاح و تربيت را پي‌ريزي مي‌کند. دستوري بنيادين که عمل به آن ضامن تربيت فرد، خانواده و اجتماع، و تأمل در آن، الهام بخش بسياري از مباني، اصول و روش‌ها و توصيه‌هاي تربيتي است؛ تا انساني پديد آيد قرين به تربيت قرآني و خانواده‌اي متين به حکمت ربّاني و جامعه‌اي برين به برکت آيات روحاني.

حکمتهاي تربيتي خطاب در آيه وقايه
– خطاب “يَأَ ايها الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَكْم وَ أَهْلِيكمْ نَارًا” بيانگر عنصر محوري “هدف و غايت تربيت”، به عنوان يکي از مسائل مبنايي تعليم و تربيت است. هدف تربيت در اين آيه “ايجاد انسان، خانواده و جامعه ايماني است”
– هر چند خطاب الهي به عنوان مربّي، به همه انسانها است؛ امّا اختصاص خطاب به مؤمنان نشانگر بهرهگيران نهايي از اين خطاب (مؤمنان) و نيز شرط اين بهرهگيري (ايمان) است؛ چنانکه قرآن کريم، گاه هدايتگر عموم مردم خوانده شده: “هديً للنّاس”؛ و گاه هدايتگر گروهي خاص: “هديّ للمتّقين”245
باران که در لطافت طبعش خلاف نيست در باغ لاله رويد و در شوره بوم خس246
– خطاب “يَأَ ايها الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَكْم وَ أَهْلِيكمْ نَارًا” بر نقش تربيتي و معلّمي انسان تأکيد ميورزد؛ چرا که مؤمن در گام نخست مربّي خويش و در گامي فراتر مربّي خانواده خويش است.
– خطاب، دو سويه است و ارزش خطاب به هر دو سو بستگي دارد؛ يک سوي اين خطاب، خداوند و سوي ديگر آن، اهل ايمان هستند. خطاب حضرت ربّ‌الأرباب به آدمي، نشانه کرامت انسان و توجّه ويژه او به مقام انسان مؤمن است247 و به مربّيان “اصل کرامت”248 را گوشزد مي‌کند؛ اينکه آنان شاگردان ويژه و لايق خويش را با کلامي لطيف و کرامت بخش بنوازند و مورد خطاب قرار دهند. لذّت خطاب الهي، قلب مؤمن را سرشار از شعف مي‌سازد و سختي و مشقّت اطاعت را هموار مي‌کند؛ چنانکه در حديث امام صادق7 آمده است:
” لذة ما فى النداء ازال تعب العبادة و العناء؛ “لذّت خطاب، آن چنان است كه سختى و مشقت عبادت را از بين برده است”249
– هر چه خطاب‌کننده با ارزش‌تر باشد، خطاب شونده احساس غرور و افتخار و شخصيت بيشتري مي‌کند و زمينه توجّه به محتويات خطاب و عمل به توصيه هاي نهفته در آن فزوني مي‌گيرد، و چه خطابگري ارجمندتر از ذات پاک الهي؟
– خطاب بيواسطه الهي، هر‌چند واسطه ارجمندي مانند پيامبر، 9 مي‌تواند نشانگر توجّه ويژه الهي و عظمت موضوع آيه و جايگاه رفيع مخاطب باشد؛ چنانکه 90 بار خطاب “يا ايهاالذين آمنوا” در قرآن به کار رفته و معدود موارد خطاب به “يا أيّها الکافرون” “أيّها الضّالون المکذبون” نيز يا باواسطه است: “قل يا أيّها الکافرون” و يا مربوط به قيامت. خطابات ديگري مانند: “يا أيّها النّبي، يا أيّها الرّسول، يا أيها الرّسل” نيز ميتوانند در گروه اهل ايمان به حساب آيد. از بيست مورد خطاب “أيّها النّاس” نيز پنج‌ مورد با واسطه “قل” آمده است. در بقيه موارد نيز موضوع خطاب شرافت و اهميّت ويژه اي داشته است.

اصول و روشهاي تربيتي در آيه وقايه
– خطاب، از “شيوههاي آموزش” و مرتبط با اصل “جلب ارتباط و توجّه مخاطب” است؛ وقتي مربّي به فرد يا گروه خاصي خطاب ميکند، توجّه آنان جلب و تمرکز آنان بيشتر ميشود؛ در نتيجه انگيزه يادگيري و توجّه به محتواي آموزشي بيشتر ميشود.250
– روش “محبّت” از روش‌هاي تربيتي قرآن است و هيچ روشي مانند آن در تربيت آدمي مؤثر نيست.251 نوع خطابات قرآن تابعي از مهر و قهر الهي است. خطاب “يَأَ ايها الَّذِينَ ءَامَنُواْ” خطاب محبّت و رحمت از سوي خداي رحيمي است که رحمتش همه چيز را فرا گرفته: “وَ رَحْمَتي‏ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ء”252 و مهرورزي را بر خويش واجب ساخته است: “كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَة”253
– خطاب “يَأَ ايها الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ” بيانگر تبيين يکي از لوازم ايمان است و آن اين است که، ايمان تنها “اعتراف زباني و اقرارقلبي” نيست؛ بلکه جلوه عملي دارد254 و در محافظت عملي از خود و خانواده در برابر آفات تجلّي مي‌يابد که نمونه‌هايي از اين اقدامات عملي در روايات تفسيري ذکر شده و بر تأديب، امر به معروف و نهي از منکر تأکيد شده است.255
– خطاب “يأَ ايها الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَكْم” تأکيد ميکند که راه تربيت انسان از خود او مي‌گذرد و اگر انسان، خود، اين راه را ببندد تلاش‌هاي بيروني به نتيجه نميرسد؛256 متقابلاً مانع اصلي تربيت نيز همان رها‌سازي نفس سرکش در منجلاب هواهاي نفساني و دنياي پست و مذموم و عدم کنترل و محاسبه و مراقبه پيوسته آن است. تعبير “قُواْ” تأکيد ميکند که به بند کشيدن نفس و مرخّصي ندادن به آن، عامل کاميابي است و رهاکردن افسار آن، عامل سقوط و هلاکت مي‌باشد؛ چنانکه اميرالمؤمنين علي7 مي‌فرمايند: “لا ترخّصوا لأنفسكم فتدهنوا و تذهب بكم الرّخص مذاهب الظّلمة فتهلكوا؛ نفس خويش را رها نسازيد که سست ميشويد و اين کار شما را به تاريکي ها ميکشاند و در نتيجه هلاک ميشويد”257
نفست اژدرهاست او کي مرده است از غم و بي آلتي افسرده است.258
– “يَأَ ايها الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ” تلويحاً ميتواند به ضرورت “استمرار در تربيت” اشارهاي داشته باشد؛259 زيرا چنانکه ايمان بايد در انسان مؤمن، دائمي و مستقر باشد، نه مقطعي و مستودع260 و عاريتي، اصل “مراقبه” و محافظت نيز نيازمند استمرار و دوام است. يک نگاه کوچک براي يک گناه بزرگ کافي است، يک جرقه کوچک براي انفجار يک انبار باروت کافي است و يک سخن کوتاه براي بردن آبروي دهها ساله يک انسان و يک موضع گيري شيطاني براي به فتنه کشاندن يک جامعه کفايت مي‌کند. پس بايد پيوسته مراقب بود تا لباس ايمان و تقوا همواره بر قامتت برقرار باشد.
– خطاب “يَأَ ايها الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَكْم وَ أَهْلِيكمْ نَارًا” بيانگر مقتضي ديگر تربيت امّا در ساحت تربيت اجتماعي است. اصلاح جامعه از اهداف تربيت است و تحقّق آن نيز در گرو اصلاح واحدهاي کوچکتر اجتماعي يعني خانواده است.261 راه اصلاح و افساد جامعه نيز از مسير اصلاح و افساد خانواده ميگذرد؛ از اينرو مقتضي مهمّ تربيت اجتماعي همان تربيت خانوادگي است. تربيت خانوادگي نيز در گرو تربيت عناصر کليدي آن يعني پدر و مادر است که با کريمه “قُواْ أَنفُسَكْم” مورد تأکيد قرار گرفته است. مقتضيات ديگر تربيت اجتماعي؛ مانند مقتضيات سياسي، اقتصادي و فرهنگي نيز به تربيت خود و خانواده بر ميگردد.
– “يَأَ ايها الَّذِينَ ءَامَنُواْ” متناسب با روش تربيتي “مراقبه” است؛262 زيرا ايمان داشتن کافي نيست؛ بلکه حفظ و نگهداري آن از خطرات و آسيب‌ها نيز بسيار اهميّت دارد که جز با مراقبت به دست نمي‌آيد.263 “تلفيق ايمان و عمل” نيز که از روش‌هاي تربيتي است264 با همين توضيح از آيه به دست مي‌آيد.
– “امر به معروف و نهي از منکر” از روش‌هاي تربيتي اسلام است.265 خداوند در اين آيه به مؤمنان امر به معروف و نهي از منکر مي‌کند. در روايات نيز شيوه حفظ بستگان از آتش دوزخ مورد اشاره در اين آيه، امر به معروف و نهي از منکر آنان دانسته شده است.266
– “ايجاد انگيزه” از اصول تربيتي است 267 که ميتواند به روشهاي مختلفي مانند: “شوق آفريني و تشويق” “تحريک عواطف و برانگيختن شفقت”268 “خوفافکني و انذار” صورت گيرد؛ که در اين آيه روش “تحريک عواطف” و “خوف آفريني” ديده ميشود. آدمي، خود و خانوادهاش را دوست دارد و در راستاي دفع خطرات آن تلاش ميکند. خداوند در اين آيه با تحريک عاطفه “خود دوستي” و “خانواده دوستي” از اين روش تربيتي بهره ميگيرد269 و خطرات ناشي از کمکاري تربيتي در خانواده را گوشزد مينمايد. روش “خوف آفريني و انذار” نيز ريشه در ويژگيهاي روانشناختي انسان دارد؛ چه آنکه آدمي به صورت طبيعي گرايش به اموري دارد که مايه لذّت، منفعت، آسايش و رفاه است و از امور دردآفرين و مشقّتساز گريزان است؛270 براين اساس، در بسياري از موارد، انسان، لذّت اندکِ آني را بر لذّت بيشترِ آتي ترجيح ميدهد؛ امّا اگر در لذّت اندکِ آني ، عذاب دهشتناکِ آتي، نهفته باشد، ميتواند عامل بازدارندهي قويّ باشد. 271
– “تذکّر” از روش‌هاي تربيتي قرآن است.272 “تذکّر” بهمعناي يادآوري خداي متعال، نعمتها، مرگ و پيامدهاي آن273 و بهطور خلاصه هر آن چيزي است که غفلتها را ميزدايد و به تعبير امام خميني;”در مجاهده با نفس و شيطان معاونت کامل مينمايد”.274 خداوند در اين آيه، انسانهاي مسئوليتگريزي را که غذاي جسم خود و خانوادهشان را فراهم ميسازند؛ امّا از غذاي روحشان غافلند، جهنم جانسوزي را متذکّر ميشود که محصول کاشته اين دنيايي آنان است؛ بدينسان روش تربيتي “مواجهه با نتايج اعمال”275 را نيز به کار ميگيرد.
– “موعظه” از روش‌هاي تربيتي قرآن است276. خداوند با بيان مسئوليت مديران خانواده، آنان را از سرنوشت و تبعات مسئوليت گريزي آگاه مي‌سازد و “پند و اندرز” مي‌دهد؛277 مؤمنان نيز وظيفه دارند با موعظه و پند و اندرز، زمينه‌هاي گرايش آنان به سوي مسائل ديني و پرهيز از خطرات و آفات مادي و معنوي را فراهم آورند؛ از اين رو “موعظه” در روايات و تفاسير، يکي از روش‌هاي اجراي فرمان “قُواْ أَنفُسَكْم وَ أَهْلِيكمْ نَارًا” است. آدمي، هم بايد موعظه‌گر نفس خويش باشد و هم پند دهنده ديگران؛ بر اين اساس، مفسّران معتقدند: خداوند در اين آيه، “مجازاً” به جاي “تحذير و موعظه”، از “وقايه” ياد کرده است؛ يا از باب “استعاره” و با “تشبيه” موعظه به “وقايه”، (سپر) نقش “موعظه” را مورد مبالغه و تأکيد قرار داده است.278
– “عاقبت انديشي” از روش‌هاي تربيتي قرآن است.279 قرآن کريم با بيان عاقبت عدم نگاهباني از حريم پاکيِ خانواده، بهطور غيرمستقيم “عاقبت انديشي” را به متربّيان خود آموزش ميدهد. آموزش اين حقيقت که، هر چند ممکن است پاکسازي خود و خانواده و مراقبت از آن سختيهاي فراواني داشته باشد؛ امّا توجّه به عواقب شوم ترک اين واجب ميتواند تحمّل سختيهاي آن را هموار سازد.
– “توجّه دادن به نظام پاداش و جزا”280 از روش‌هاي تربيتي قرآن است که نقش مهمّي در ايجاد تقوي و اصلاح خود و ديگران دارد 281 و خداوند در اين آيه با اشاره به جزاي آتشِ انسان مسئوليت گريز، وي را هشدار مي‌دهد و در راستاي اصلاح و تربيت او گام بر ميدارد.
– واژه “قوا” متناسب با “تربيت وقائي282 (پيشگيري مقدّم بر درمان)283 و متناسب با اصل عقلي “ضرورت دفع خطر احتمالي” است. تعبير به “قوا” اشاره به اين است كه اگر نفس و خانواده به حال خود رها شوند خواه ناخواه به سوي آتش دوزخ پيش ميروند284 و ايمنسازي خانواده وظيفه سرپرستان و اولياي آنان است.285 نگهداري خويشتن از آتش، به صورت دفعي و به هنگام برخورد با گناه ممکن نيست؛ بلکه چنانکه براي حفاظت از شعله آتش، تدابير مقدماتي ميچينيم و امور امنيتي را پيش بيني ميکنيم، در نگهداري خود و خانواده نيز رعايت اصل تقدّم پيشگيري بر درمان لازم است. نگهداري خويشتن: “قُواْ أَنفُسَكْم” با ترک معاصي و عدم تسليم در برابر شهوات ميسر مي‌گردد و نگهدارى خانواده: “قُواْ أَنفُسَكْم وَ أَهْلِيكمْ” به تعليم و تربيت و امر به معروف و نهى از منكر و فراهم ساختن محيطى پاك و خالى از هر گونه آلودگى، در فضاى خانه و خانواده است.286
آلوده نشدن به لقمه حرام و شبههناک، پرهيز از معاشرت‌هاي حرام، تقويت ايمان و باورهاي ديني، کنترل چشم و گوش و زبان و قلب، شناخت رذايل و روشهاي زدودن آن و شناخت تأثير مخرب آن بر زندگي ايماني، شناخت فضايل و روش‌هاي تحصيل آن و نقش آن بر حفظ پاکي، از جمله توصيه‌هاي پيشگيرانه براي تحقّق اين هدف است. تعليم باورهاي ديني، ايجاد فضاي با نشاط و معنوي، فراهمسازي لقمه حلال براي خانواده، توسعه مهرورزي و آرامش در کانون خانواده، ايجاد فضاي عفت و حجاب در اعضاي خانواده، امر به معروف و نهي از منکر، از زمينههاي تحقق توصيه قرآني”قُواْ

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه آموزش و پرورش، امر به معروف Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه امر به معروف، ظاهر و باطن، حکمت خداوند، امام صادق