منابع و ماخذ پایان نامه امر به معروف، ظاهر و باطن، حکمت خداوند، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

أَنفُسَكْم وَ أَهْلِيكمْ نَارًا” است.287 اين، برنامه‏اى است كه بايد از نخستين سنگ بناى خانواده؛ يعنى از مقدّمات ازدواج، و سپس از نخستين لحظه تولد فرزند آغاز گردد، و در تمام مراحل با برنامه‏ريزى صحيح و با نهايت دقت تعقيب شود.288
– “تأکيد و تکرار” از روشهاي تربيتي است. در اين آيه با تأکيد هدفمند بر عقوبت اخروي مسئوليت‌گريزي در تربيت خانواده، با تعبيرات “مَلَئكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ” “لَّا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ” و تکرار اين مضمون با محتوايي نزديک به آن: “يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُون”، جنبه انذاري آيه را برجسته مي‌کند.289
– “تقدّم تربيت مربّي بر متربّي” از اصول مهم تربيتي است. تقدّم “أَنفُسَكْم” بر “أَهْلِيكمْ” و بهويژه مخاطبان اصلي آن، که همانا مربّيان صاحب نفوذ زندگي انسان و در رأس آن پدر و مادرند، بيانگر نکته کليدي مهميّ در تعليم و تربيت است؛ اينکه آدمي بايد اصلاح را نخست از خويش بياغازد و تا زنجير از پاي خويش نگسلد، نميتواند ديگران را آزاد سازد. خودسازي شرط ديگرسازي است.290 از آنجا که رفتار بزرگان خانواده، به صورت محسوس و غيرمحسوس بر رفتار و شاکله شخصيتي زير‌دستان تأثير شگرفي دارد، قرآن نيز به اين نکته توجه کرده و توصيه زيادي به خودسازي دارد.؛ چه آنکه آنان به عنوان الگوي زير‌دستان شناخته ميشوند. بر اين اساس، مؤمنان بايد متوجّه نقش الگويي خويش بوده،291 بدانند که فرزندان و زيردستان، گفتار و رفتار آنان را نماينده زندگي ايماني خود دانسته، شاکله شخصيت ايماني خويش را در گام زيربنايي، نخست بر اساس آنان پيريزي ميکنند.
– “مسئوليت‌دهي” از روش‌هاي تربيت، و “مسئوليت‌پذيري” از نشانه‌هاي تربيت صحيح است؛ ضمن اينکه تأکيد بر مسئوليت افراد نسبت به يکديگر، نشانگر بعد اجتماعي اسلام و پرهيز از عزلت‌گزيني و خود‌محوري است. اسلام ديني جمعگراست و اين حقيقت، در بسياري از آموزههاي آن جلوهگر است. تربيت اجتماعي، يکي از عرصههاي تربيت ديني است. قرآن کريم، مسئوليتپذيري را از لوازم حيات ايماني ميشمارد و طفرهرفتن از اين رسالت را مايه خواري و شقاوت فرد و خروج از دايره انسانيّت و همرديفي با سنگ و هيزم و آتشي ميداند که در همين دنيا محقّق و در آخرت مجسّم ميشود. مطلق بودن تعبير “قُواْ أَنفُسَكْم وَ أَهْلِيكمْ نَارًا” و عدم ذکر روشهاي حفظ و نگهداري از آتش، نشان از مسئوليت انسان در زمينه دعوت به خدا و تربيت الهي دارد؛ امّا درباره اينکه راه آن چيست، بايد گفت که اين راه، به تعداد تمام راههاي تربيت و وسايل متنوّعي است که به اقناع فکري و ايمان قلبي بيانجامد و آدمي را متوجّه ضرورت مسئوليت‌پذيري خويش سازد؛292 از اين‌رو شامل انواع معرفت؛ اعمّ از اعتقادي، اخلاقي، علمي و… ميگردد.293
حديث پيامبر9دلالت بر همين مسئوليت دارد:
“کلکم راع و کلکم مسئول عن رعيته …الرجل راع علي اهل بيته…فالمرئه راعيه علي اهل بيت بعلها و ولده؛294 همه شما نسبت به زير دست خود مسئول هستيد. مرد مسئول خانواده اش، زن مسئول خانواده شوهر و فرزندش است”
– اصل “وظيفه گرايي به جاي نتيجه گرايي” که در امتداد مسئوليت قبلي مطرح ميشود، اصلي مهم در زندگي انسان مؤمن و نيز تعليم و تربيت اوست. والدين و مربّيان و نيز دعوتگران اجتماعي، موظّف به اداي مأموريت خويشند و عدم قبول ديگران، و نتيجهبخش نبودن آن، از آنها سلب مسئوليت نميکند.295
– “تفنّن” و “تنوّع” در کلام و بهره‌گيري از اسلوب‌هاي بلاغي و کلامي گوناگون؛ از جمله روش‌هاي قرآن براي تأثيرگذاري هر چه بيشتر بر متربّي است. در اين آيه، اسلوبهاي مختلف بياني همچون: تأکيد، تکرار، امر، تهديد، تذکير، خطاب، موعظه، امر به معروف و نهي از منکر آمده است.
– “قساوت قلب” از موانع تربيت، و مهر و محبّت عامل و مقتضي آن است. انسان رحمدل، از آنجا که نميتواند سقوط ديگران در قعر آتش را تحمّل کند و غرق شدن آنان در باتلاق فساد را ببيند با روشهاي مختلف و باتمام تلاش، در بازداشتن آنان از عوامل اين هلاکت مي‌کوشد؛ امّا نقطه مقابل آن، انسانهاي سنگدلي هستند که نسبت به هلاکت و شقاوت ديگران بي تفاوتاند و حتّي گاه سببساز آن هستند. بر اساس آموزه هاي قرآن برخي انسانها چنان از ارزشهاي انساني خويش به دور افتاده‌اند که همچون سنگ و بلکه سخت‌تر از آن شده‌اند.296 از نشانه‌هاي عدم قساوت، مهرورزي به انسانها از جمله خانواده و تلاش براي نجات آنان از فروافتادن در آتش است؛ و از نشانههاي قساوت، بيتفاوتي در اينجهت، همرديف شدن آنها با سنگها و سنگشدن وجودشان بر اساس اصل تجسّم عمل است.297
– “فرزند‌سالاري” و تسليم بي چون و چراي والدين در برابر خواسته هاي فرزندان، از موانع و آسيب‌هاي تربيت ديني است. آموزه “قُواْ أَنفُسَكْم وَ أَهْلِيكمْ نَارًا” که در نمودهاي ارشاد، نصيحت، امر به معروف و نهي از منکر که در مرحله آخرِ آن، گاه تنبيه را نيز ضروري مي‌سازد، واکنشي قرآني در برابر فرزند سالاري است.298
– واژه “قوا” هم ريشه با “تقوي” از ماده “وقايه” گرفته شده و در زبان عربي به معناي سپري است که مبارزان در ميدان نبرد خود را در پناه آن از ضربات شمشير دشمن حفظ مي‌نمايند.299 گزينش واژه “قوا” بر اين اساس ظرايف تربيتي جالبي را در خود دارد؛ از جمله اينکه ميدان زندگي صحنه جنگي تمام عيار است؛ جنگي که يک سوي آن ايمان و سوي ديگر آن کفر قرار دارد. يک سوي آن انسان مؤمن مستقرّ است و سوي ديگر آن شيطان و شيطان‌صفتان جاي گرفته‌اند. هدف دشمنان، تجاوز به حريم ايماني زندگي مؤمن و تصرف عصمت سرزمين وجودي او در تمام ابعاد گفتار، رفتار، عبادات و اعتقادات است؛ از اين‌رو مؤمن بايد همواره آمادگي خود را حفظ کند و روشهاي حفاظتي خود را متناسب با نياز هر زمان نوسازي نمايد.
– “نار” تعبيري است که مصاديق آن به گستردگي هر آن چيزي است که آدمي را از حقيقت انساني خود دور مي‌کند و بستر ورود او در آتش را فراهم ميسازد؛ از اينرو برخي عالمان اخلاق، بازداري فرزند از آتش را با مصاديقي همچون: “دور ماندن آنان از دوستان بد، دمساز نشدن با کودکان رفاه زده و نازپرورده، همنشيني نکردن با سرايندگان اشعار عاشقانه، همسنخ نشدن با آنان که ادب گفتاري ندارند” تبيين کردهاند.300 بر اساس حقيقت قرآني “تجسّم عمل”، اعمال اين جهاني داري ظاهر و باطني هستند که، ظاهر آن ها در اين دنيا از بين ميروند؛ امّا باطن آنها، که حقيقتشان را تشکيل ميدهند بر صفحه روح باقي ميماند و در قيامت مجسّم ميشوند. باطن بدرفتاري و گناه، “آتش” است و همين آتش مهيا شده در دنيا، از باب تجسم عمل301 در عرصه قيامت بلاي جان آدمي است. تعبير از گناه به آتش و مقايسه آن با آتش دنيوي ظرايف تربيتي جالبي را تداعي ميکند؛ از جمله: همچنانکه سطح و عمق آتش‌ها متفاوتند؛ برخي سوزشي خفيف ايجاد ميکنند و برخي جنگلي را به آتش ميکشند، گناهان نيز برخي صغيرهاند و برخي کبيره، و هر يک نيز درجاتي دارند. هريک به اندازه خويش دردي، رنجي، نقصي و فسادي بر روح و جان آدمي و جامعه او جاي ميگذارد.
نکته ديگر اينکه: همچنان‌که آتش در مراحل اوّل قابل کنترل است؛ امّا رفتهرفته چنان زبانه ميکشد که مهار آن بسيار سخت و گاه غيرممکن ميگردد؛ از اينرو بايد در مراحل اوّل کنترل شود، آتش گناه نيز اينچنين است و هر چه زودتر بايد خاموش شود.

امکان و ضرورت تربيت در آيه وقايه
بحث از “امکان و ضرورت تربيت” از جمله مباحث تربيتي است.302 اين آيه هم “امکان تربيت” و هم “ضرورت” آن را مورد اشاره تلويحي قرار ميدهد. فرمان بر امر غير‌ممکن، و عذاب و مجازات بر آن، بر خلاف عدالت و حکمت خداوند است. از سوي ديگر، تربيت امري ضروري و واجب است. تربيت همچون حق حيات، حق طبيعي و فطري آدمي است؛ از اين رو و به تعبير غزالي: “بازداشتن فرزند از آتش آخرت بر پدر و مادر واجبتر است از دور داشتن وي از آتش دنيا”303 (که لازمه استمرار و اعمال حق حيات است)؛ و اين مهم جز با تربيت به دست نميآيد. فرمان تأکيدي” قُواْ “، و تهديد شديد بر عذاب سخت و بيمسامحه در اين آيه نشان از ضرورت و اهميّت تربيت دارد. سخن امام صادق7 به “سليمان بن خالد” نيز در همين راستا قابل تحليل است. وي به امام7 ميگويد: “مرا اهل بيتى است كه حرفم را مى‏شنوند، آيا آنان را به اين امر بخوانم؟ امام7 فرمودند: “آرى، خداى عزّ و جلّ در كتابش فرموده است: “قُواْ أَنفُسَكْم وَ أَهْلِيكمْ نَارًا”304

اهداف کلي تربيت در آيه وقايه
براي سير به سوي غايت تربيت بايد به اهداف کلّي دست يافت. رابطه اين اهداف با هدف غايي، رابطهاي طولي است و وصول به اين اهداف، اتّصاف به آن غايت را ممکن مي‌سازد. اين اهداف در کتب تربيت اسلامي بر محورهاي زير استوار است:305
1. اصلاح رابطه انسان با خداوند: براي تداوم رابطه بندگي و ايماني بايد به توصيه هاي آيه عمل کرد.
2. اصلاح رابطه انسان با خود: “قُواْ أَنفُسَكْم”
3. اصلاح رابطه خود با خانواده: “قُواْ أَنفُسَكْم وَ أَهْلِيكمْ نَارًا”
4. اصلاح رابطه خود با جامعه: از آن جا که خانواده جامعهاي کوچک به شمار ميرود، انسان با پاکسازي اين واحد کوچک از جامعه، رابطه اصلاحگرايانه خود با جامعه را تمهيد ميکند؛ ضمن آنکه “أَهْلِيكمْ” ميتواند گستره معنايي وسيعتري از يک خانواده متشکل از والدين و فرزندان داشته باشد؛ شايد بتوان ” َهْلِ” را تمام کساني دانست که انسان به نوعي بر آنان نفوذ کلامي، معنوي و رفتاري دارد.306
5. اصلاح رابطه با ديگر عناصر؛ مانند طبيعت و تاريخ نيز با اصلاح رابطه با خدا، خود و ديگران امکان‌پذير ميگردد؛ حتي بر پايه برخي روايات هر کس رابطه خود را با خداوند سامان دهد، خداوند رابطه او را با ديگر امور سامان خواهد داد.307

ساحت ها و ابعاد تربيت در آيه وقايه
در پژوهش‌هاي تعليم و تربيت به ترسيم قلمرو اهداف تربيتي و ساحت‌ها و ابعاد آن مي‌پردازند. قلمرو اهداف تربيتي معمولاً به صورت زير ترسيم مي‌شوند:
اهداف مربوط به قلمرو حيات فردي
اهداف مربوط به قلمرو حيات جمعي
هر يک از اين دو قلمرو داراي اهدافي در ابعاد يا حيطه‌هاي سه‌گانه: شناختي، عاطفي و رفتاري (عملي) هستند.308 و ساحت‌هاي گسترده وجودي انسان؛ مانند ساحت فردي، اجتماعي، مادي (جسمي)، معنوي (روحي)، اعتقادي، عقلاني، عاطفي، فقهي، عرفاني، عبادي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي، اخلاقي، جنسي و… را در بر مي‌گيرند.309
اين آيه، در هر دو ساحت حيات فردي و اجتماعي، و در سه بُعد شناختي، عاطفي و رفتاري، و در ساحت‌هاي مختلفي از موارد مذکور؛ به طور صريح يا ضمني و تلويحي، تأکيد و اشاره دارد.
بُعد شناختي: درخواست نگهداري از آتش با کاربرد فعل امر”قوا”، تلويحاً بر بعد شناختي تأکيد دارد؛ زيرا وقتي به محافظت امر مي‌کند، از آنجا که عمل به اين دستور جز از طريق شناخت آتش و راههاي شعله‌ور شدن و خاموش ساختن آن ممکن نيست؛ از اينرو امر به شناخت را نيز در خود دارد. اين شناخت، هم عرصه کنترل فردي و هم عرصه کنترل اجتماعي را شامل مي‌شود؛ هم چنين، محافظت والدين بايد شامل تمام چيزهايي باشد که حوزه بينشي و شناختي وي را در بر ميگيرد؛ مانند: آسيب‌هاي فکري، اعتقادي و معرفتي.310
بُعد عاطفي: در نهاد انسان عواطف فراواني نهاده شده که نقش آن ها در زندگي انسان غيرقابل ترديد است. زندگي انسان در تمام مراحل رشد تحت تأثير عواطف اوست. اهميّت اين نقش باعث شده تا اين بُعد از وجود انسان مورد توجّه مصلحان، مربّيان، هنرمندان و مبلغان قرار گيرد و آنها به منظور تحريک، تأثيرگذاري و هدايت انديشه ها از اين بُعد بهره گيرند.311
خشم، شادي، نفرت، علاقه، درماندگي، تعجب، ترس، غم، حسادت، از جمله برجسته‌ترين نمودهاي عواطفند که در روان‌شناسي و تعليم و تربيت مورد توجّه قرار ميگيرند.312 در اين آيه، عواطف محبّت، علاقه، نفرت و ترس مورد توجّه قرار گرفته و نقش آن در فرايند تأثير بر متربّيان تأکيد شده است. علاقه طبيعي انسان به فرزندان و خانواده، موجب تلاش براي نجات آنان از مخاطرات ميشود؛ از اينرو خداوند روي همين دلبستگي وي تأکيد ميکند. دايره محبّت هر چه توسعه مييابد تلاش براي حفظ از مخاطرات نيز شمول بيشتري مييابد.
ترس از خطر

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه امر به معروف، کرامت انسان، امام صادق Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه امر به معروف، آموزش و پرورش، انسان کامل