منابع و ماخذ پایان نامه امر به معروف، آموزش و پرورش، انسان کامل

دانلود پایان نامه ارشد

و نفرت از بدعاقبتي، از ديگر عواطف بازدارنده است. خداوند با بيان عاقبت دهشتناک رهاسازي نفس و خانواده و طفره‌رفتن از تربيت صحيح آنان، عاطفه خوف و نفرت آنان را در جهت بازدارندگي از گناه تحريک مينمايد.
بُعد عملي(رفتاري): ايمان، تنها قول و اعتقاد قلبي نيست؛ بلکه تلفيقي از اعتقاد و عمل است. در اين آيه، از مؤمنان مي‌خواهد با رفتار درست؛ مانند وعظ و ارشاد، امر به معروف و نهي از منکر و آموزش، ميان انديشه و قول، با عمل ايماني، وحدت و هماهنگي ايجاد کنند؛ بديهي است مصاديق “قوا” عمدتاً عملي و رفتاري؛ هم در بُعد فردي و هم در بُعد اجتماعي هستند.
تربيت در معناي يک فرايند، ساحت‌ها و ابعاد متنوعي از وجود انسان را در بر ميگيرد. بر خلاف تعاريفي که حوزه و قلمرو تربيت را در تربيت جسمي، مادي، صنعتي، ذهني، عقلي و رفتاري محدود ميکنند و عمدتاً ريشه در نظام تربيتي ليبراليستي دارند؛ از اين‌رو نگرش درستي نسبت به ماهيت انسان و عوامل سعادت و رستگاري او ندارند، نظام تربيتي اسلام انسان را موجودي چندساحتي ميداند که رستگاري او در رشد متوازن همه ابعاد وجود اوست.313
از ساحتهاي تربيتي مورد اشاره آيه “وقايه” مي‌توان به موارد زير اشاره کرد.
تربيت فردي: که از کريمه “قُواْ أَنفُسَكْم” به دست مي‌آيد.
تربيت اجتماعي: تأکيد بر محافظت خانواده، خطوط مسئوليت مؤمن را ترسيم مي‌کند تا او را از چهارچوب فرديت خارج کند314 و قلمرو اجتماعي مسئوليت وي را گوشزد سازد؛ بدين‌سان اصلاح جامعه را در اصلاح خانواده ها رقم زند.
تربيت اعتقادي: تأکيد بر حقيقت ايمان، تعريف حقيقت ايمان در تلفيق اعتقاد و عمل، باور به معاد و نظام پاداش و جزا و عدل الهي، باور به تجسّم عمل در نظام پاداش و جزا، اعتقاد به ملائکه به عنوان کارکنان الهي، از جمله جلوه‌هاي تربيت اعتقادي اين آيه است.
تربيت فقهي: وجوب عمل صالح: ((ُواْ: حفظ و کنترل خود و خانواده از آفات) بعد از ايمان: (ءَامَنُواْ)، وجوب امر به معروف و نهي از منکر و وعظ و ارشاد و ضرورت آموزش و تأديب خود و خانواده، که از کريمه “يَأَ ايها الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَكْم وَ أَهْلِيكمْ نَارًا” به دست ميآيد،315 وجوب اطاعت از ولي امر316 که از آيه به ويژه فراز “لَّا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُون” به دست ميآيد، از جلوههاي تربيت فقهي اين آيه است.
تربيت عبادي: تمام آنچه در روايات و تفاسير به عنوان مصاديق ” قُواْ أَنفُسَكْم وَ أَهْلِيكمْ نَارًا” بيان شده است مصداقي از عبادتاند که داراي اجر و پاداش فراواني است. امر به معروف و نهي از منکر، تعليم و آموزش واجبات، ارشاد و موعظه ، صبر در طاعت خدا و مجاهده با نفس، پاکسازي محيط معنوي جامعه و… جلوه هاي تربيت عبادي آيه‌اند. امر به معروف و نهي از منکر به عنوان شاخص‌ترين جلوه “قُواْ أَنفُسَكْم وَ أَهْلِيكمْ نَارًا” در روايات چنان با ارزش توصيف شده است که تمام عبادات در کنار آن مانند قطره‌اي در برابر دريا دانسته شده است.317
تربيت عرفاني: اهل اشاره گفته‌اند: بايد پاک سازيد خويشتن را از پليدي محبّت دنيا تا اهل و عيالتان به پيروي از شما صالح گردند؛ چه آنکه لغزش امام مايه لغزش مأمومين است. اهل آدمي در حقيقت کسي است که بين او و آدمي تعلقي روحاني و اتصالي عاشقانه برقرار باشد و هر آنکه اين گونه بود در دنيا و آخرت با هم قرين خواهند بود. پس واجب خواهد شد که وي را مراقبت نمايد و از آتش مصونش دارد چونان که با خويش چنين کند پس اگر خويش را پاک سازد اما اندک محبّتي به جانهاي غبار گرفته داشته باشد همان محبّت وي را بدان سو کشاند؛ بر اين اساس است که بر انسان صادق و راستگو محبّت اصفيا و اوليا واجب است تا با آنان محشور گردد؛ چرا که انسان با محبوب خويش محشور مي‌شود.318

1-3. کشف روشهاي تربيتي قرآن
رسالت ديگر تفسير تربيتي آن است که شيوه سخن گفتن خداوند با مخاطبان را مورد تحليل تربيتي قرار داده روش‌هاي تربيتي قرآن کريم را استخراج نمايد.319 برخلاف رسالتهاي پيشين، که مفسّر آموزه‌هاي تربيتي که به صورت آشکار يا غيرآشکار در آيات قرآن ذکر شده است را استخراج مينمايد، بر اساس رسالت اخير، “روشهاي تربيتي قرآن” مورد کاوش قرار مي‌گيرد. اينکه قرآن کريم در مقام هدايت و تربيت مخاطبان خود از چه روش‌هايي بهره‌ برده و چه اصولي بر آموزش و پرورشِ خداوند در قرآن حاکم است و چنين هدايتي مبتني بر چه مباني تربيتي و به سوي چه اهداف تربيتي گام بر ميدارد، مرتبط با روشهاي تربيتي قرآن است.
مفسّر تربيتي در اين رسالت‌، در مقامِ تحليلِ قالب‌هاي به کار گرفته شده در نظام تربيتي قرآن برمي‌آيد و با نگاهي درجه‌ي دو، به واکاوي و تحليلِ ساز و کار و اقداماتِ تربيتي قرآن کريم و چگونگي تأثيرگذاري قرآن بر انسان و جامعه و مخاطبان خود مي‌پردازد؛ براي‌مثال، در سوره حمد به چينش الفاظ و آيات سوره‌ي حمد از منظر تأثيرگذاري بر مخاطب و تأثيراتِ تربيتي آن و کارآمدي تکرار اين سوره در هر نماز واجب و تأثير آيات آن را بر ذهن و ضمير انسان ميپردازد. با اين رويکرد، بررسيِ سبک کاربست واژگان، طولاني و کوتاه بودن فراز‌هاي قرآن و کشف راز و رمزهاي شيوه تربيتي آيات در دستور کار قرار مي‌گيرد؛ براي مثال آموزش نماز به دو گونه ممکن است: گاه مربّي به توضيح و تشريح اجزا و شروط و مقدمات و مؤخّرات نماز مي‌پردازد؛ اما در نگاهي درجه‌ي دو، فلسفه‌ي نماز و چرايي اجزاء و شرايط و کارکردهاي رکوع و سجود را مورد تحليل قرار مي‌دهد.320
اين وظيفه در حقيقت نوعي مواجهه‌ي تربيتي با قرآن کريم است. به اين‌معنا که علوم تربيتي و دستاوردهاي متخصصان و مربّيان تربيتي، مجموعه‌اي از روش‌هاي تعليم و تربيت را عرضه مي‌نمايد که با الهام از آن ها مي‌توان به تحليلِ سيره و رفتار تربيتي قرآن کريم در تربيت و هدايت مخاطبان آن اقدام نمود.321
براي مثال، کساني که آيات مربوط به انفاق را به روش تفسير موضوعي بررسي کرده‌اند، به عناويني همچون اهميّت انفاق، انواع، موارد مصرف و موانع آن اشاره کرده‌اند، امّا به اين پرسش پاسخ نداده‌اند که چگونه و با طي چه مراحلي مي‌توان رفتار افراد را در رابطه با انفاق تغيير داد و آن را به يک خصلت اخلاقي ثابت درآورد؟ همين پرسش درباره نماز، خداباوري، آخرت ترسي و ساير ارزش‌هاي ديني نيز مطرح است.
براي آنکه مشخص شود مسلمانان چه فرآيندي را طي نمودند تا به اين مرحله رسيدند، مي‌توان با کمک گرفتن از روش تفسير موضوعي تنزيلي (به ترتيب نزول) کمک گرفت و مجموعه آياتي که درباره انفاق نازل شده است را به ترتيب نزول بررسي نمود و روش گام‌به‌گام قرآن براي فرهنگ‌سازي و نهادينه نمودن اين ارزش را کشف و تبيين کرد. درباره مسأله مهم نماز نيز با بررسي آيات نماز به ترتيب نزول مي‌توان به روش نهادينه‌سازي فرهنگ نماز در جامعه عصر نزول دست يافت.322
به منظور ارائه يک نمونه عيني از رسالت “کشف روش تربيتي قرآن” توسط مفسر تربيتي، چگونگي تثبيت مفهوم “ربوبيّت” به عنوان ضروريترين عنصر “تربيت اعتقادي” را با بهرهگيري از روش “تفسير تربيتي تنزيلي” مورد بررسي قرار ميدهيم.323
قرآن کريم با شيوه استخدام واژهها، نمونهها و مثلها، نوع پاسخ به شبهات و شيوه موضعگيري در برابر انکارها و ترديدهاي کافران و… نهادينه‌سازي فرهنگ ربوبيّت و زدودن شرک و چنداربابي در جامعه جاهلي و تغيير آن به جامعه الوهي را در سطح گسترده‌اي رقم زد. مدار تبليغ پيامبران و محور درگيري آنان با دشمنان توحيد ربوبي است؛ زيرا برخلاف بعضي معارف ديني که صرفاً ثمره نظري دارد، اين بحث ثمره عملي دارد؛ از اينرو دوگانهپرستان حجاز از پذيرش توحيد خالقي ابايي نداشتند و حتي ربوبيّت مطلق الهي را نسبت به مجموع جهان ميپذيرفتند؛324 امّا ربوبيّت جزثي مانند رب الانسان را نمي پذيرفتند و آن را به بتها، ستارگان و يا قديسان بشر نسبت مي‌دادند و براي آن مظاهر و مجسمه هايي مي‌ساختند و براي دستيابي به شفاعتشان مظاهر آن ها را ميپرستيدند؛ حالآنکه لازمه پذيرش ربوبيّت الهي، مسئول بودن در برابر رب و تن زدن از اطاعت غير اوست.325
قرآن در آغاز نزول، ويژگي “ربّ” را با صفاتي همچون آفريدگار مطلق هستي و آفريدگار انسان و نيز مدبّر انسان معرفي کرد: “اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ ،خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ،اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ،الَّذي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ”326 تا معلوم شود صاحب اختيار و آمر و ناهي انسان کسي است که اختيار همه هستي به دست اوست و به دليل آفرينش هستي، بيشترين اطلاع را از ويژگيهاي آن دارد. همچنان که بر همه مراحل آفرينش انسان از يک کرمواره تا انسان کامل هم آگاهي و هم اختيار دارد.
قرآن با طرح ويژگي ربوبيّت شايسته، زمينه را براي توجّه به صاحب اختياري خداي متعال بر انسان آماده کرد. از اينرو تا چندين سوره بعد از اين، “ربوبيّت الهي”، محوريترين واژه قرار ميگيرد و حتي از واژه‌هايي مثل “الله” کمترين استفاده ميشود. در همين‌راستا به طور دائم ديگر شايستگي هاي پروردگار پيامبر9 (رَبِّكَ) مورد تأکيد قرار ميگيرد. مثلاً خداوند بهعنوان مرجع امور عالم معرفي ميگردد327 و با کاربرد آيه در سياق تهديد طاغيان328 به عدم امکان خروج از سلطه و اختيار پروردگار اشاره کرده و تلقّي طغيان از اطاعت پروردگار را به عنوان دوري از سلطنت پروردگار مردود مينمايد. سپس در همين فضا طاغياني را که نه تنها در برابر دعوت به توحيد ربوبي مقاومت ميکنند بلکه به مقابله با بندگان صالح خدا روي ميآورند تهديد به عذاب ميکند.329 به بيان ديگر، در قالب تفصيل مرجعيت پروردگار، ترسيمي از قدرت او و بلکه تهديد طاغيان را ارائه ميدهد؛ اينگونه و به سرعت نقشهاي پروردگار توسعه مييابد و با ظرافت نقشها همگام با چالش‌ها و وقايع آورده ميشود به گونهاي که مخاطب به طور ملموس با پروردگارِ حاضر در صحنه مواجه ميشود.
نکته مهم اين است که قرآن در طرح موضوع خداباوري، بر خلاف متکلمان، از “توحيد ذاتي” شروع نمي‌کند؛ بلکه از ميان همه اوصاف الهي، صفت “ربوبيّت و صاحب اختياري” را آغازگر بحث قرار ميدهد. گرهزدن “ربوبيّت” با “خالقيت” که متربّي درک فطري و وجداني روشني از آن دارد پايه استدلال بر صاحب اختياري خداوند قرار ميگيرد330و اين چنين به شيوه جدال احسن از مشرکان اقرار ميگيرد؛ آنگاه با اقناع عقلي مخاطبان و با توجّه به فضاي احتمالي مخالفت طاغيان، بر مرجعيت پروردگار در مطلق امور هستي تأکيد کرده از نقش تنبيهي وي در برابر طاغيان معارض سخن ميگويد.
ساختار بياني تربيتي اين آيات به گونهاي است که کمترين واکنش منفي را در مخالفان لجوج و مشرکاني که 360 بت در مکّه نگهداري ميکردند، ايجاد کند؛ از اين‌رو خطاب سوره به حضرت محمد9 است و نامي از رسولبودن او و رسالت ابلاغ اين حقايق به مشرکان برده نميشود؛ بلکه با بياني غيرمستقيم، پيام برتري الهي به ديگران ميرسد. ظرافت تربيتي ديگر اين آيات، اثبات الهي، نه با نشانههاي ناشناخته و غيبي مانند بهشت و جهنم و ملائکه و جن؛ بلکه با نشانهاي ملموس و عيني که هر فطرت پاکي با اندکي تأملي به آن اقرار ميکند؛ اين چنين، روش تربيتي “بيان غيرمستقيم”331 و اصل تربيتي “عينيسازي مطالب معقول”332 به کار گرفته ميشوند.
همين ويژگي در سوره “قلم” که دوّمين سوره مکّي است، نيز پيگيري ميشود. به بهانه مقاومت شديدي که از سوي جاهلان، به ويژه صاحبان ثروت و قدرت ايجاد شده، شاهد تصريح مجدّد خداوند بر نقش خود، با تأکيد بر صفت “ربوبيّت” هستيم. تکرار دَه‌‌ باره اين صفت در يک سوره 52 آيهاي، بسيار پرمعنا و حکايت‌گر طراحي هنرمندانه و دقيق مربّي حکيم در ساخت شخصيت اعتقادي مسلمانان و تأثير بر شخصيت شرکآلود مشرکان است؛ از اينرو حضور پررنگ صفت “ربوبيّت” خود نمايي ميکند. نواختن نرم، تدريجي و پيوسته آهنگ دلنواز “ربوبيّت” در متن سرود تربيت الهي در نخستين گامهاي شکلگيري جامعه ديني بسيار هدفمندانه و هنرمندانه است. دلداري حضرت “رب” نسبت به اتهام مخالفان به پيامبر9 و تأکيد بر خُلق عظيم ايشان در مقام مقابله با اين اتهامات

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه امر به معروف، ظاهر و باطن، حکمت خداوند، امام صادق Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه قرآني، تقسيم، فرايند، ميشود.