منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

از اين رو آن روايت موثق است عمل به اين روايت نزد من محل ترديد است220.
– نخستين ضعف، روايت ابراهيم بن عبدالحميد ، به جهت فساد مذهب وي عنوان کرده و از معتبر دانستن آن اظهار تعجب مي کند221.
– عبد الله بن بکير فطحي مذهب است که شهيد ثاني روايات او را غير قابل اعتماد و اعتبار بر مي شمارد222 .
وي راويان عامي مذهب و فرق شيعه همچون زيديه، بتريه، ناووسيه، فطحيه، واقفيه، مشبهه و مجبره و غاليان را به سبب فساد مذهب ضعيف دانسته و احاديث نقل شده از ايشان را فاقد اعتبار معرفي مي کند223 .
راهکار شهيد براي تعارض ظاهري نظر و عمل فقها : شهيد ثاني بر شمردن شرايط راوي از ايمان ياد مي کند و مي گويد که نظر مشهور شيعه اشتراط ايمان در راوي و امامي بودن اوست چه از ديد گاه شيعه غير اماميان فاسق اند224. اما واقعيت آن است که عالمان شيعي در فقه به اخبار راويان فاسد المذهب عمل کرده اند و انجبار ضعف روايت يا شهرت و … را مستند اين عملکرد خويش قرار داده اند شهيد ثاني در برخورد با اين تعارض ظاهري مقام تئوري و عمل فقها به اين نتيجه مي رسد که اشتراط ايمان به صورت مطلق طبق عملکرد فقيهان صحيح نيست بلکه عالمان شيعي بايد ايمان و عدالت يا انجبار به يک مرجح را شرط قبول روايت قرار دهند نه فقط عدالت و ايمان را تا ديگر به رد کامل روايات غير اماميان، درمقام نظر، مجبور نبوده و ميان نظر و عمل آنان نيز دوگانگي به وجود نيايد225. خود شهيد از ديدگاه انحصار دايره حجيت به اخبار صحيح جانب داري مي کند226 و بر اين عقيده است که در صورت ضرورت و ناچاري تنها عمل به اخبار ثقات غير امامي رواست227 با جستار در آثار شهيد ثاني بخش عمده ضرورت و ناچاري مربوط به شهرت قدمايي است زيرا در مبنا وي شهرت به طور کلي، حجت نيست به همين دليل مي گويد جبران ضعف سند با شهرت، خود ضعيف است که ضعف آن توسط شهرت اين ديدگاه جبران شده است. وي تنها شهرت قدمايي را پذيرفته228 با اين حال در فقه شهيد ثاني مصاديق فقهيِ پذيرفتن اخبار ثقات غير امامي، با دليل شهرت قدمايي، بسيار ناچيز است . او روايات واقفي، فطحي و… را قبل از تخليط و گرايش به عقيده باطل شان با احراز شرايط ديگر مقبول و روايات پس از تخليط شان را مردود مي انگارد اين مورد نيز از موارد پذيرفتن اخبار ثقات غير امامي، از منظر شهيد ثاني است229.

2- وضع حديث
در حوزه نقل روايت کليدي ترين موضوع، راستگويي و صدق راوي است. اين مطلب بدان پايه اهميت دارد که شيخ طوسي عدالت معتبر در راوي را دوري جستن از کذب دانسته است230. هرچند شهيد ثاني در عدالت معتبر براي راوي ديدگاهي ديگر دارد بي شک از منظر او نيز دروغ منافي عدالت است زيرا عدالت را سلامت از اسباب فسق يعني انجام کبائر و اصرار بر صغائر و دوري از امورخلاف مروت مي داند231. وضع حديث با انگيزه هاي مختلفي چون تقرب به خدايان زرو زور، ارتزاق، نرم کردن قلوب و ياري مرام و مسلک خود انجام مي شود232 . شهيد ثاني برخي از راويان را به همين دليل تضعيف کرده233 و به اين نوع احاديث، حديث موضوع گويند . واژه ” موضوع ” از ماده ” وضع ” گرفته شده و به معناي ” جعل ” يعني ” ساختگي ” است . حديثي كه ساخته و پرداخته عوامل فرهنگي، سياسي حكام خودكامه و تحريف گران فرهنگ اسلام باشد آن را ” حديث موضوع ” مي نامند234.

2-1 شهيد ثاني به دو طريق براي شناخت عدالت راوي راهکار ارائه مي دهد :
– شناسايي عدالت راويان گذشته : در مورد راويان پيشين بايد دو نفر از آنان كه وي را مي شناخته و اينك در قيد حياتند او را تاييد و تصديق نمايند و يا اگر مربوط به اعصار پيشين است بايد عدالت وي بين محدثين و ديگر دانشمندان مشهور باشد، مانند صاحبان علمي و مشايخ بزرگ شيعه از زمان مرحوم كليني تا عصر حاضر كه ثقه بودنشان از راه شهرت ثابت شده است .
– شناسايي عدالت راويان معاصر : علاوه بر روش فوق، از طريق معاشرت و بررسي جوانب زندگي فردي و اجتماعي آنان به عدالت و درجه او پي برد235.
2-2 از منظر شهيد ثاني جرح به معناي جريحه دار بودن يا جريحه دار كردن شخصيت علمي، اخلاقي، عقيدتي راوي است . تعديل به معناي معدل گيري بين صفات مثبت و منفي راوي است . در چگونگي جرح و تعديل راوي ديدگاه هاي متعددي وجود دارد .
– عده اي از دانشمندان معتقدند كه به هنگام تعديل از ذكر اسباب و علل آن بايد خودداري كرد زيرا اسباب و علل تعديل فراوان و ذكر تمام موارد آن مشكل است . زيرا در ترسيم منحني زندگي راوي بايد نمرات مثبت و منفي زيادي قراردارد و علت آن را ذكر كرد و اين در تدوين تاريخي و ترسيم شخصيت راوي قدري زحمت دارد . ولي به هنگام جرح راوي بايد كليه علل و اسباب جرح را بيان نمود زيرا از يك طرف با افشا شخصيت راوي در ارتباط است و از ديگر طرف ديدگاه ها و برداشت ها از جرح و سبب آن مختلف است .
– جمعي معتقدند ارتكاب گناهان كبيره مندرج درقرآن كه عذاب دارد علت جرح راوي است.
– دسته اي معتقدند ارتكاب گناهان كبيره مندرج در قرآن و احاديث كه موجب عذاب حتمي است علت جرح راوي است .
– گروهي معتقدند تقسيم گناهان به بزرگ و كوچك نامفهوم و بيجاست راوي هر گناهي را كه انجام دهد موجب جرح وي است236.
2-3 براي جرح راوي كافيست يك نفر عادل و متعهد نقاط ضعفي از او را افشا نمايد . اما بر اين قول عده اي از دانشمندان اشكال نموده و مدعي اند جرح راوي توسط يك فرد عادل ثابت نمي گردد و معتقدند همانطوركه در قبول حديث عدد راوي اعتباري ندارد در مورد جرح يا تعديل عدد معتبر نيست زيرا حديث، اصل است و جرح و تعديل راوي، فرع هرچه در اصل معتبر نيست در فرع هم اعتباري نخواهد داشت237 .
2-4 واژه هاي تعديل، اصطلاحات و الفاظي است که توسط دانشمندان علم الحديث و رجال شناسان در درجات راوي پس از تعديل بكار مي رود، دو گونه است .
– دسته اول : بر تعديل و تزكيه راوي از شبهات و اتهامات و شايعات صريحا دلالت دارد و آن الفاظ عبارتنداز ” هو عدل” آن فرد عادل است، ” هوثقه ” آن فرد مورد اطمينان است، ” هوحجه ” آن فرد قولش حجت و مورد قبول است، ” هو صحيح الحديث ” احاديثي را كه آن مرد روايت مي كند صحيح است238، اصطلاح ” هوثقه ” در فرهنگ فقهي دايره اي گسترده و اعم از عدالت است هم شامل راوي عادل مي شود وهم شامل راوي موثق غيرعادل . عده اي از دانشمندان حديث شناسي اصطلاح ” هوثقه ” را براي بيان تزكيه راوي از اتهامات وارده بكار مي برند و اين نشانه اعتماد بيشتر به راوي است . اصطلاح ” هو حجه ” به معناي ” فردي كه به حديثش اعتنا و استناد مي گردد ” واژه ” حجت ” به لحاظ ادبي اسم مصدر و هرگاه اسم مصدر بر راوي اطلاق شد نشانه مبالغه در مدح و ستايش راوي است و اعلام اين كه راوي موثق است و اين عبارت تعديل كامل راوي را مي رساند . اصطلاح ” هو صحيح الحديث ” اين عبارت بيانگر حسن اعتماد كامل دانشمندان متخصص علم الحديث و رجال به آن راوي است كه در مرتبه تصفيه به مرحله تزكيه رسيده است .
– دسته دوم : دانشمندان علم الحديث و كارشناسان از بكار بردن الفاظ صريح درمورد تعديل راوي خودداري مي كنند و عباراتي را به كار مي برند كه دلالت واضحي بر تعديل راوي ندارد : ” متقن، ثبت، حافظ، ضابط، يحتج بحديثه، مصدق، محله الصدق، يكتب حديثه ، ينظر في حديثه، لاباس به، شيخ، جليل، صالح الحديث، مشكور، خير، فاضل، خاص، ممدوح، زاهد، عالم، صالح، قريب الامر و… ” شهيد ثاني معتقد است هيچ كدام از اين الفاظ تعديل راوي را نمي رساند زيرا بعضي از اين الفاظ دايره وسيعي دارد و راوي را در مرحله اي بالاتر از تعديل مي تواند قرار دهد و بعضي ديگر عدالت راوي را نمي رساند . عده اي از دانشمندان حديث، اين الفاظ را براي رساندن تعديل راوي كافي مي دانند239.
اصطلاحات جرح راوي عبارتند از : ” ضعيف ” ، ” كذاب ” ، ” وضاع للحديث ” ، ” غال ” ، ” مضطرب الحديث ” ، ” منكر الحديث ” احاديث وي انكار قرار گرفته است. ” لين الحديث ” احاديث را از افراد غيرثقه دريافت داشته و خود سهل انگار مي باشد . ” متروك ” حديث وي را رها نموده اند. ” مرتفع القول ” به گفته راوي نمي توان اعتنا كرد . ” متهم ” به صفات منفي متهم است. ” ساقط ” از ديدگاه علمي ساقط است. ” واه ” اقوالش در نهايت بي اعتباري است. ” لاشيء ” سخنانش بي مقدار و ناچيز است. ” ليس بذلك ” داراي شرايط و صفات مثبت نيست240 اصطلاحات فوق بر راويان مردود اطلاق مي شود كه هركدام در بردارنده معنا و مفهوم خاصي است
در مورد راوياني كه در اصول اعتقادي منحرف گرديده اند مانند عده اي از شيعيان كه تا عصر امامت حضرت امام موسي كاظم (ع) در صراط مستقيم بوده اند اما پس از شهادت امام هفتم در امامت توقف كرده و ائمه بعد را قبول ننمودند ” واقفيه ” نامند يا مانند گروه ” فطحيه ” كه پس از شهادت امام صادق (ع) از مسير صحيح اعتقادي خارج گرديدند بايد گفت احاديث مروي از اين ها تا قبل از انحراف، قابل قبول است ، ولي احاديث پس از انحرافشان قابل قبول نيست. و حتي آن دسته از احاديثي كه مورد ترديد و شك است كه آيا قبل از انحراف نقل شده يا بعد از انحراف نيز مردود است. البته بايد تا آنجا كه ممكن است پي جويي نمود و زندگي سياسي، اعتقاديشان را در تاريخ و رجال شناسي جستجو كرد و يا به شهادت افرادي كه اينها را تا زمان نقل روايت مورد نظر تاييد كرده اند، توجه نمود. معمولا در اين مورد اصطلاح ” حدثني قبل اختلاطه ” بكار مي رود و مي توان در اين زمينه به خوبي تاريخ را ملاحظه نمود. در غيراين صورت كه امكان دستيابي به شناخت واقعي نباشد، چون احراز عدالت نمي شود حديث مردود اعلام مي گردد241.
2- 5 از نظر شهيد ثاني در تعارض جرح و تعديل، جرح مقدم است242 به خصوص هرگاه هيچ يک از جارح و معدل، مستند تضعيف و تقويت خود را ياد آور نشده اند تا دليل جرح و تعديل روشن شود243.
2-6 شهيد ثاني راههاي شناخت احاديث ساختگي را بيان مي کند :
– در تاريخ حديث نمونه هاي فراواني داريم خود سازندگان احاديث اعتراف نموده اند كه ما تعداد زيادي حديث جعل كرده ايم . اما گاهي اين اعتراف، خود توطئه اي است براي ايجاد شك در اصالت احاديث صحيح كه بايد محقق و محدث مسلط به علم الحديث صدق و كذب اين اعتراف را دريابد .
– عالم متخصص در علم الحديث علاوه بر نبوغ و مهارت علمي و فني دركارخود از شم الروايه نيز برخوردار است وقتي با مجموعه اي از احاديث برخورد مي كند با نگرشي بر الفاظ و ساختار ادبي و جمله بندي و نحوه فن بيان و ديگر صناعات ادبي و… متوجه مي شود كه در شان امام يا پيامبر (ص) نيست كه از اين گونه الفاظ و تعابير بكار برد و با چنين معاني زشت و مغاير با عقل اراده كرده باشد . اين جاست كه با ظرافت و درايت خاص خويش و با احاطه كامل به تاريخ و رجال و متون شناسي و حتي زبان شناسي متوجه احاديث جعلي و كاذب مي گردد .
– زماني با نگرشي بر هويت علمي، اخلاقي راوي به راحتي مي توان حديث را ارزيابي كرد و چه بسا كه راوي تعمدي بر جعل و كذب نداشته بلكه در حفظ و ضبط آن حديث دچار اشتباه و نسيان گرديده همانطور كه نمونه اش براي يكي از راويان مشهور و به نام ” ثابت بن موسي ” اتفاق افتاده است كه اشتباها مطلبي را به جاي حديث نقل نموده وي در جمعي حضور داشته و فردي براي آن جمع حديث مي گفته در اين هنگام مردي با چهره اي نوراني و سيمايي روشن وارد جمع مي گردد فردي كه حديث مي گفته متوجه اين مرد مي شود و درميان صحبت خود مي گويد هركس نماز شب بخواند چهره اش نوراني مي شود . ” ثابت بن موسي ” خيال مي كند اين جمله هم جزء حديثي است كه آن فرد مشغول خواندن آن است ، لذا وي به هنگام نقل عين آن مطلب را در ضميمه حديث بيان مي كند244.
از منظر شهيد ثاني صور جعل متعدد است . گاهي جاعل مفاهيم و مقاصدي را در قالب الفاظ مي ريزد و بنام حديث معصوم (ع) تحويل مي دهد . زماني سخنان افراد ديگر را به گونه اي تنظيم و

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه صاحب نظران، اصل برائت Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه شهيد، ثاني، توثيق، تضعيف