منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

ترقّي و تکامل انسان ها پرداخته مينويسد:
“انسان تا در برابر دشمن نيرومندى قرار نگيرد هرگز نيروها و نبوغ خود را بسيج نمى‏كند و به كار نمى‏اندازد، همين وجود دشمن نيرومند سبب تحرك و جنبش هر چه بيشتر انسان و در نتيجه ترقى و تكامل او مى‏شود. يكى از فلاسفه بزرگ تاريخ معاصر” تواين‏بى” مى‏گويد:” هيچ تمدن درخشانى در جهان پيدا نشد، مگر اين كه، ملتى مورد هجوم يك نيروى خارجى قرار گرفت و بر اثر اين تهاجم نبوغ و استعداد خود را به كار انداخت و آن چنان تمدن درخشانى را پي ريزي کرد”775
مصداقسازي آيات قرآن با استفاده از حقايق تاريخي به مخاطبان ميآموزد که چگونه آموزههاي قرآن توانست مردمي را که از کمترين ارزشهاي اخلاقي، فرهنگي و اجتماعي برخوردار بودند در مدتي کوتاه به پايهگذاران بزرگترين تمدّن بشري تبديل سازد. مطالعه تاريخ نشان ميدهد که آنان با نزول آيات قرآن به سرعت به سمت عمل به آيات حرکت ميکردند و هدف نزول را چيزي جز عمل به آن نميدانستند. از “ابن مسعود” روايت شده است: “وقتى يكى از ما ده آيه را مى‏آموخت، به سراغ آيات ديگر نمى‏رفت تا اينكه معانى آن آيات را به طور كامل فرا گيرد و به آنها عمل كند.”776 “عبد الرحمن سلّمى” نيز گويد: “ما قرآن و عمل به آن را با هم مى‏آموختيم”777
يکي از مفسّران در تفسير آيه 161 آل عمران مي‌نويسد:
“وَ ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ”
آيه فوق و احاديثى كه در نكوهش خيانت از پيامبر 9 صادر شده بود اثر عجيبى در تربيت مسلمانان گذاشت و آن چنان پرورش يافتند كه غالبا كمترين خيانت، مخصوصا در غنائم جنگى و اموال عمومى از آنها سر نمى‏زد و چنان بود كه غنائم گرانبها و در عين حال كم حجم را كه خيانت در آن، چندان مشكل نبود كاملا دست نخورده به خدمت پيامبر 9 و يا زمامدارانى كه بعد از آن حضرت روى كار آمدند، مى‏آوردند به طورى كه مايه اعجاب هر بيننده‏اى بود. اينها همان عرب وحشى و غارتگر زمان جاهليت بودند كه در پرتو تعليمات اسلام به اين درجه از تربيت انسانى رسيده بودند. گويا صحنه قيامت را در برابر چشم خود مى‏ديدند در حالى كه مردم خيانتگر اموالى را كه در آن خيانت كرده‏اند در برابر چشم همگان بر دوش مى‏كشند و همين ايمان به آنها هشدار مى‏داد كه از فكر خيانت نيز، صرفنظر كنند. “طبرى” در تاريخ خود، نقل مى‏كند: هنگامى كه مسلمانان وارد مدائن شدند و به جمع‏آورى غنائم پرداختند يكى از مسلمانان، غنيمت بسيار گران‏قيمتى نزد مسئول جمع غنائم آورد آنها از مشاهده آن تعجب كردند و گفتند: ما هرگز چيزى اين چنين گرانبها نديديم، سپس از وى پرسيدند آيا چيزى از آن برگرفته‏اى؟گفت: به خدا قسم اگر بخاطر” اللَّه” نبود هرگز آن را نزد شما نمى‏آوردم، آنها فهميدند كه اين مرد، شخصيت معنوى خاصى دارد و از او خواستند كه خود را معرفى كند، او در پاسخ گفت: نه به خدا سوگند هرگز خود را معرفى نمي كنم كه مرا ستايش كنيد و براى ديگرى نمى‏گويم كه مرا تمجيد كند ولى خدا را شكر مى‏كنم و به پاداش او راضيم”778

5. شواهد نقلي و روايي
روايات معصومين :گنجينه ارزشمندي است که به مصداق ” انّ حديثنا يحيي القلوب؛ همانا حديث ما قلب ها را حيات مي‌بخشد”779 قلبها را جان ميدهد و طراوت ميبخشد و به مصداق حديث “فانّ الناس لو علموا محاسنَ کلامنا لاتّبعونا؛ همانا اگر مردم نيکويي هاي سخنان ما را دريابند از ما پيروري مي‌کنند”780 رفتار ما را به تراز رفتار قرآني و تربيت الهي که در گفتار امامان معصوم به عنوان قرآن ناطق تجلّي يافته است نزديک ميکند. ضرورت بهرهگيري از بعد سلوکي و سيرهاي وجود آن بزرگواران نيز در بحث از داستان و تاريخ مورد اشاره قرار گرفت.
گذشته از روايات تفسيري که بهطور مستقيم به تفسير آيه پرداخته و زواياي آن را روشن ميکند، بسياري از روايات نيز وجود دارد که به نوعي با آيات قابل پيوندند و در رويکرد تربيتي قرآن نقش آفريني ميکنند. اين روايات از آنجا که مقاصد آيات را مورد تأکيد قرار ميدهند، يا زاويه تربيتي آيات را برجسته ميکنند، يا مصاديق وسيعتري از آنها را مورد اشاره قرار ميدهند، يا لايههاي ژرفتري از آنها را نمودار ميسازند، يا با شوقآفريني و شورافکني، انگيزه توجّه به آموزههاي قرآني را افزون ميسازند در تفسير تربيتي مورد توجّه قرار ميگيرند. در حقيقت تفسير تربيتي مبتني بر تربيت ولايي است؛ تربيتي که برآمده از گفتار و رفتار پيامبر9 و امامان معصوم7 به عنوان عِدل قرآن و يکي از دو گوهر گرانبهايي است که در حديث ثقلين تمسّک به آن مايه نجات از گمراهي دانسته شده است. آنگاه که از يکي از همسران پيامبر9 درباره اخلاق پيامبر9پرسيده شد، پاسخ داد: “کان خُلقه القرآن”781 اين تعبير کوتاه، در حقيقت محور مهمّي از تربيت قرآني که همان تربيت ولايي است را تبيين ميکند؛ به طور خلاصه، جلوه عملي آموزههاي قرآن را ميتوان در سيره و سنّت معصومان7 ديد و حقايق علمي قرآن را در نمود عيني آن نظارهگر بود.
مفسّر تربيتي با اشراف بر احاديث معصومين: به ويژه احاديث اخلاقي و تربيتي، قدرت ديد و بينش علمي خويش را افزون ساخته و افق نگرش خود را بر لايهها و بطون بيکران قرآن گسترده و فهم ملموس و عينيتري از آيات به دست آورده و رابطه درستي ميان آيات و مقاصد آن، که همانا مقاصد تربيتي است، به دست آورده و به مخاطب خويش منتقل ميکند.
آسيب مهم روايتگروي در تفسير تربيتي، خروج از حدّ اعتدال در نقل روايت و تبديل تفسير به کتاب وعظ و نصيحت، نقل احاديث بيارتباط يا کم ارتباط با آيات و نيز نقل روايات ضعيف و شبههساز است. در حقيقت مفسّر بايد به وسيله روايت زاويهاي از زواياي آيه را بگشايد و مقصدي از مقاصد آن را بازگو کند و جلوهاي از جلوههاي آن را مؤکّد سازد؛ تا بتوان تحتعنوان ابزار تفسير از آن ياد کرد.
کارکردهاي تربيتي روايات تفسيري
روايات معصومان( کارکردهاي متنوّعي را در راستاي تفسير به طور کلي، و تفسير تربيتي به طور خاص دارد که دستيابي به تمامي اين کارکردها در گرو بررسي جامع روايات تفسيري به طور خاص، و روايات منقول در تفاسير به طور عام است و خود پژوهش مستقلّي را ميطلبد. در زير تنها به برخي از آنها اشاره ميشود.
الف. مصداق يابي
گاه بهرهگيري از روايات بهمنظور مفهومشناسي از طريق مصداقيابي صورت ميگيرد؛ امام خميني; به عنوان مفسّري که دغدغه خاصي در توجّه به مقاصد حقيقي آيات و ابعاد هدايتي و تربيتي آن دارد، در تفسير آيه “إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليم”782 با بهرهگيري از دو روايت امام صادق7 به مفهومشناسي تربيتي “قلب سليم” و مصداقسازي آن ميپردازد و مينويسد: “منظور از قلب سليم آن است که پروردگار را در حالي ملاقات کند که احدي جز او نباشد”783 و در حديث ديگر “منظور از قلب سليم آن است که از محبّت دنيا خالي سالم باشد.” 784
ب. عيني سازي
گاه بهرهگيري از روايات، به منظور ملوس و عينيتر کردن مفهوم آيه بهکار ميرود. برخي از مفسّران در تفسير آيه “وَ أَنَّ هذا صِراطي‏ مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون؛ و [بدانيد] اين است راه راست من پس، از آن پيروى كنيد. و از راه‏ها [ى ديگر] كه شما را از راه وى پراكنده مى‏سازد پيروى مكنيد. اينهاست كه [خدا] شما را به آن سفارش كرده است، باشد كه به تقوا گراييد”785 روايتي از رسول خدا9 نقل ميکنند که ايشان با بهرهگيري از روش تربيتيِ نمايشي و تصويري به مفهومشناسي آن پرداختند: “پيامبر9 خط مستقيمي کشيدند و فرمودند: اين راه رشد و هدايت است و از چپ و راست آن خط هايي کشيدند و فرمودند: اين ها راههايي است که بر هر راهي از آن شيطاني است که افراد را به آن راهها دعوت مي‌کند”786
ج. باطن يابي
گاه بهرهگيري مفسّر از روايات بهمنظور دستيابي به باطن آيه، که لايه ژرفتري از پيامهاي تربيتي آيه را مطرح ميکند صورت ميگيرد؛ برايمثال، برخي از مفسّران در تفسير آياتي که بر فضيلت مهاجرت در راه خدا تأکيد مي‌کنند، علاوه بر بيان معناي ظاهري آن که همان “هجرت مادي و سرزميني” است787، به يکي از معاني تأويلي مذکور در روايات که همانا “هجرت از سيئات به حسنات” است اشاره ميکنند؛788 برايمثال، يکي از مفسّران در تفسير آيه زير مينويسد:
“وَ مَنْ يُهاجِرْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثيراً وَ سَعَةً وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيما؛ و هر كه در راه خدا هجرت كند، در زمين اقامتگاه‏هاى فراوان و گشايشها خواهد يافت و هر كس [به قصد] مهاجرت در راه خدا و پيامبر او، از خانه‏اش به درآيد، سپس مرگش دررسد، پاداش او قطعاً بر خداست، و خدا آمرزنده مهربان است” 789
“هجرت از نظر اسلام تنها هجرت مكانى و خارجى نيست، بلكه بايد قبل از اين هجرت هجرتى از درون آغاز شود، و آن” هجرت” و” دورى” از چيزهايى است كه منافات با اصالت و افتخارات انسانى دارد، تا در سايه آن براى هجرت خارجى و مكانى آماده شود. و اين هجرت لازم است، تا اگر نيازى به هجرت مكانى نداشت، در پرتو اين هجرت درونى در صف مهاجران راه خدا در آيد. اصولاً روح هجرت، همان فرار از” ظلمت” به” نور” و از كفر به ايمان، از گناه و نافرمانى به اطاعت فرمان خدا است، و لذا در احاديث مى‏خوانيم: “مهاجرانى كه جسمشان هجرت كرده امّا در درون و روح خود هجرتى نداشته‏اند، در صف مهاجران نيستند، و به عكس آنها كه نيازى به هجرت مكانى نداشته‏اند، اما دست به هجرت در درون وجود خود زده‏اند، در زمره مهاجرانند.” امير مؤمنان على 7 مى‏فرمايد: “و يقول الرجل هاجرت، و لم يهاجر، انما المهاجرون الذين يهجرون السيئات و لم ياتوا بها”790
د. تأکيد بخشي بر معناي مقصود
از جمله کارکردهاي روايات معصومان 7 در تفسير قرآن، تأکيد بر معناي مورد نظر مفسّر است. بعد از اين که مفسّر، مراد و مقصود آيه را روشن کرد با بهرهگيري از روايات معصومان( در آن موضوع، علاوه بر تأکيد بيشتر بر مقصود، موجب اعتباربخشي افزونتر به بيان تفسيري خويش ميگردد.

يکي از مفسّران ذيل آيه “وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُون؛ و بترسيد از روزى كه هيچ كس چيزى [از عذاب خدا] را از كسى دفع نمى‏كند و نه از او شفاعتى پذيرفته، و نه به جاى وى بدلى گرفته مى‏شود و نه يارى خواهند شد”791 مي‌نويسد:
“در ابتدا خداوند فرمود: “وَ اتَّقُوا يَوْماً ” حضرت سبحان با ذکر واژه “وَ اتَّقُوا يَوْماً” در صدد القاي ترس در وجود انسان ها نيست؛ بلکه مراد از آن ايجاد آمادگي و مهيا شدن براي حضور در عالم قيامت است همانگونه که ياد مرگ بودن نيز به همين معناست.
در روايت آمده است: “سئل رسول الله 9: أي المؤمنين أكيس؟ فقال: أكثرهم ذكرا للموت‏، و أشدهم له استعدادا؛ از رسول خدا 9 سئوال شد: “کدام يک از مؤمنان زيرک ترند؟ فرمود: “آنان که بيشتر ياد مرگ مي‌کنند و آمادگي شان براي برخورد با آن بيشتر است”792.
در اين حديث منظور از به ياد مرگ بودن، ترسيدن و دل نگران بودن و نقض عيش زندگاني نيست؛ بلکه مراد آماده شدن براي پاي گذاردن به عالم قيامت است به تعبير امام علي7: “تجهزوا رحمكم‏ الله فقد نودي فيكم بالرحيل؛ آماده شويد، خداتان بيامرزاد که بانگ کوچ را سر دادند”.793‏
و به بيان لسان الغيب:
مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم جرس فرياد مي‌دارد که بربنديد محمل ها794
ه‌. شوق آفريني و شور افکني
گاه مفسّر از روايت براي تبيين و توجيه مفهوم و مراد آيات استفاده نميکند؛ بلکه با توجّه به جهتگيري و تناسبي که يکروايت با آيه يا آيات مورد نظر دارد در “تحريک و تشويق” بيشتر مخاطبان براي پذيرش مدلول آيه استفاده ميکند؛ برايمثال “سيد قطب” در تفسير آيه “الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين”795 از پيامبر 9 روايت

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه تعدد زوجات، نزول قرآن Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه نماز جمعه، نماز جماعت، امام صادق