منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

باز مي‌گردند.
از آنجا که قرآن کليات نظام تربيتي اسلام را پيريزي کرده است، مفسّر تربيتي بايد با اشراف بر اين عناصر، دو اقدام توأمان را انجام دهد. اوّلاً، اين عناصر را در قرآن برجسته سازد؛ ثانياً از آنها در جهت تفسير و تبيين آيات بهره گيرد؛ براي‌مثال، از آن جا که روش “تزيين کلام” از جمله روشهاي تربيتي است،479 مفسّر بايد کلام خويش را به آرايههاي ادبي بيارايد تا مخاطب خود را بيشتر مجذوب سازد و زمينه توجّه و تغيير رفتار را در وي ايجاد کند.
“مباني تربيتي” به آن دسته از انديشه‌هاي اساسي و بنيادين و گزارههاي هستنما اطلاق مي‌شود که زيربناي فرايند تربيت را تشکيل ميدهند براي‌مثال انديشه درباره خدا، جهان و انسان از جمله بنيادهاي نظري تربيت آدمي است. مباني علمي گزارههاي ناظر به ويژگيهاي زيستي، اجتماعي و رواني انسانهاست که علوم تجربي(زيست شناسي، روان شناسي و…) در اختيار ما قرار ميدهند. مراد از “مباني فلسفي” ديدگاههاي فلسفي راجع به طبيعت آدمي، هدفها و غايات تربيتي است. مراد از “مباني ديني” نيز کليه اطلاعات و انديشههاي بنيادين تربيت است که از منابع و متون ديني برداشت ميشود.480
مباني تربيتي به مباني علمي، مباني فلسفي و مباني ديني تقسيم ميشوند. مراد از “مباني علمي” آن دسته از گزارهها و اطلاعاتي است که عالمان علوم تجربي (روانشناسي، زيستشناسي و…) در اختيار ما قرار مي‌دهند. “مباني فلسفي”، ديدگاههاي راجع به طبيعت آدمي، اهداف و غايات تربيتي است.481 “مباني ديني” گزاره هاي بنيادين تربيت است که از منابع و متون ديني برداشت ميشود.482
مراد از “اهداف تربيتي” وضعيتهايي است که در فرآيند تربيت بايد آنها را محقق نمود.483 از آن جا که تربيت فرايندي آگاهانه است، همچون هر فرايند ديگر نقطه آغازي دارد و با مجموعهاي از فعاليتها به نقط پاياني منتهي ميشود. پيشبيني هدف در تربيت فوايدي دارد؛ از جمله: شناخت روشها و تهيه ابزار را تمهيد مي‌سازد؛ هماهنگي ميان فعاليت هاي دست اندرکاران امور تربيتي را موجب ميشود؛ ايجاد انگيزه و تحرّک بيشتر براي رسيدن به مقصود ميکند؛ موجب دستيابي به شاخصي براي سنجش ميزان موفقيت فعاليّتهاي تربيتي ميگردد.484
مراد از “اصول تربيتي”، قواعد عامّهاي است که به منزله دستورالعملي کلّي در نظر گرفته ميشود و ميتوان از آن بهعنوان راهنماي عمل در تدابير تربيتي استفاده کرد.485 در حقيقت مباني از هستها سخن مي‌گويد و اصول از بايدها. اصول براساس مباني و اهداف تربيت استخراج ميشود و آن جا که مباني متفاوت باشد ناگزير اصول نيز متفاوت خواهد شد؛ برايمثال، کسي که مبناي “طبيعت ترکيبي انسان” را پذيرفته باشد، ميتواند اصل “جامع‌نگري” را از آن استخراج کند؛ از اين‌رو برنامه‌هاي تربيتي خود را ناظر به اين اصل در همه ابعاد وجودي آدمي توسعه ميدهد.486
مراد از “روشهاي تربيتي” نيز تدابيري هستند که براي اجراي عملي اصول به کارگرفته ميشوند و نسبت به اصول از نوعي تعيّن و تشخّص بيشتر و کاملتري برخوردارند.487
بنابراين، “اصول” بر اساس “مباني” و “اهداف” تعيين ميگردند؛ از سوي ديگر، اين اصول، مبناي تفريع “روشهاي تربيتي” ميگردند.

سامانه ارائه اصول و روش‌هاي تربيتي قرآن به شيوههاي گوناگوني امکان‌پذير است. برخي از پژوهشگران با بررسي و تحليل بر روي منابع و متون ديني به استخراج اصول و روش‌هاي تربيتي اسلام پرداخته فهرستي از آنها را ارائه داده اند؛488 امّا برخي معتقدند به دليل ترتّب “روشها” بر “اصول”، لازم است که بعد از بيان هر “اصل”، “روش” يا “روش‌هاي اجرايي” مرتبط با آن استخراج شده ذيل آن قرار گيرد؛ به اين ترتيب علاوه بر تبويب منظمتر روشها و پرهيز از فهرستکردن بيضابطه آنها، زمينه شکوفايي ابتکارها در ابداع شيوههاي نوين فراهم ميآيد؛ زيرا هر اصل تربيتي به منزله معياري است که فرد با توجّه به آن ميتواند در مواجهه با شرايط تازه و پيچيدهتر، خود به خَلق روشهاي تربيتي مناسب اقدام کند و يا روشهايي که در منابع اسلامي مطرح است و چه بسا از نظر پنهان مانده را در جاي مناسب خود قرار دهد. در زير به طور خلاصه به يک نمونه از طرحوارههاي مبتني بر اين روش اشاره ميشود. از آنجا که “اصول” ناظر به ويژگيهاي عمومي انسان و به نحوي نشأتگرفته از آنهايند در طرحواره زير به بيان اين ويژگيها و اصول و روش‌هاي متناسب با آنها پرداخته شده است.489

ويژگي هاي عمومي انسان
اصول تربيت
روشهاي تربيت
تأثير ظاهر بر باطن
تغيير ظاهر
تلقين به نفس
تحميل به نفس
تأثير باطن بر ظاهر
تحول باطن
اعطاء بينش
دعوت به ايمان
ظهور تدريجي شاکله
مداومت و محافظت بر عمل
فريضه سازي
محاسبه نفس
تأثير شرايط بر انسان
اصلاح شرايط
زمينه سازي
تغيير موقعيت
اسوه سازي
مقاومت و تأثير گذاري بر شرايط
مسئوليت
مواجهه با نتايج اعمال
تحريک ايمان
ابتلا
جذبه حسن و احسان
آراستگي

فضل

آراستن ظاهر
تزيين کلام
مبالغه در عفو
توبه
تبشير
وسعتهاي وجودي مختلف
عدل
تکليف به قدر وسع
انذار
مجازات به قدر خطا
کرامت
عزّت
ابراز تواناييها
تغافل
انديشه ورزي
تعقل
تزکيه
تعليم حکمت
آشنايي و بيگانگي با خدا
تذکّر
موعظه حسنه
يادآوري نعمتها
عبرت آموزي
ضعف
مسامحت
مرحله اي نمودن تکليف
تجديد نظر در تکاليف
دلبستگي، آزمندي و شتاب
ابزار يا منع محبّت

سبقت
بيان مهر و قهر
هبه و محروم سازي
تکليف در غايت وسع

4-1-1. جامع‌نگري در توجّه به ساحت‌هاي وجودي و زندگي انسان
وجود انسان از دو ساحت جسمي و روحي تشکيل شده است. زندگي انسان نيز در دو عرصه حيات دنيوي و اخروي جريان مييابد. تربيت قرآني بايد به تمامي اين ساحتها و عرصهها توجّه کند و متربّي خويش را منتاسب با آن پرورش دهد. در ادامه به بررسي تفصيلي اين ساحتها مي‌پردازيم.
4-1-1-1. ساحت هاي جسمي و روحي (مادي و معنوي)
وجود انسان به واسطه برخورداري از روح الهي خلقتي متفاوت با ديگر موجودات يافته و انتظاري متفاوت از او را رقم زده است. جسم انسان، قالب و مرکبِ روح اوست و چنانکه که جسم او نيازمند تناسب و پرورش است، روح او نيز در مراتبي افزونتر محتاج تعالي و پرورش است؛ هرچند نگرش اصلي قرآن به جنبه روحاني و معنوي انسان است؛ امّا ماديات را نيز ميپذيرد و آنها را در پناه معنويات و به تبَع آنها قرار ميدهد.490 اساساً اتصال معنويت به مادّيت و انعکاس معنويت در همه جهات مادّيت از خصوصيات قرآن است.491 توجّه متعادل به نيازهاي جسم و روح، به تربيتي متوازن ميانجامد و نگاه تکبعدي، تربيت وي را معيوب ميسازد. تربيت صوفيانه و تربيت دنياگرايانه، به ترتيب نمونههاي تربيت مبتني بر روح و جسم‌اند. نمونه اين جامعنگري و جمع بين جسم و روح را ميتوان در تفسير آيه “فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِه492” مشاهده کرد. بسياري از تفاسير؛ بهويژه تفاسير اهل سنّت، تنها به “طعام جسمي” در تفسير آيه اشاره کرده اند؛493 امّا تفاسير شيعه عمدتاً، به مدد ارشاد معصومان: مفهوم “طعام” را گسترش داده به “طعام مادي و معنوي” تفسير کرده اند.494
تفسير توحيدي و جامعنگر اين آيه را از تفسير “هدايت” ذکر مي‌کنيم:495
“فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ؛ پس انسان بايد به خوراك خود بنگرد.” نه فقط براى آن كه بداند چگونه خدا آن را براى او فراوان آفريده؛ بلكه از مدرسه آفريدگان اين را بياموزد كه چگونه از آن بهره برگيرد. مگر نه اين است كه همه اين طبيعت مسخّر براى خوراك رساندن به تو است، آيا در اين امر حكمت بالغه و قدرت قاهره خدايت را مشاهده نمى‏كنى، و آيا اين همه بدان معنى نيست كه در وراى اين طبيعت تدبير و تقدير و حكمتى وجود دارد، و اين كه مقصود پروردگارت اين است كه تو را خوشبخت سازد و سپس به راهنماييت بپردازد و آن گاه آماده بهشتت كند؟!
امام حسين 7در خطاب به پروردگارش راست گفت كه: “كور باد آن چشمى كه تو را مراقب و ناظر بر خودش نبيند، و زيانبار باد معامله بنده‏اى كه سهمى از آن به دوستى تو اختصاص نيافته است”496
. پس اگر به غذا با چنين ديدى نگاه كنى، از درجه بلعيدن خوراك با اشتهايى حيوانى به درجه بهره‏بردارى از آن با آسايش نفسانى و با سپاسگزارى و امتنان بالا مى‏روى، و در اينهنگام تنها بدنت از خوراك تغذيه نمى‏كند، بلكه روح و جانت نيز چنين مى‏كند. مگر سپاسگزارى و خرسندى، خوراك نفس نيست؟ و اسلام آداب خوراك خوردن را به همين منظور معين كرده است، كه پيش از غذا497 و نيز پس از پايان يافتن آن سپاس الهي را به جاي آوري498
هنگامى كه شخص به غذا نظرى ژرف بيندازد، اينرا مى‏شناسد كه هر خوراكى شايسته براى خوردن در هر وقت نيست، پس ناگزير بايد ميان سودمند و زيانمند، و خوب و بد، و حلال و حرام تمايز قايل شود، غذايي را که براي وي سودمند و حلال است بخورد،و به اندازه سودمندى براى بدنش از آن بخورد، به همين سبب رسول خدا9فرموده است:
“دلهاى خود را به زيادى خوراك و نوشابه نكشيد، كه قلبها همچون كشتى است كه چون آب بيش از اندازه به آن برسد خواهد مرد”.499

در حديث از امام على7آمده است:
“هر كس كه خوراك پاكيزه بخورد، و آن را خوب بجود، و در آن هنگام كه هنوز اشتها دارد خوردن را ترك كند، و چون ضرورت به دستشويى رفتن پيش آيد خود را از رفتن به آن باز ندارد، به بيمارى جز بيمارى مرگ مبتلا نخواهد شد”.500
اين‌ها و دهها آداب ديگر براى طعام است که در کتب فقهي به آن اشاره شده است. دين اسلام که اين گونه به غذا كه خوراك بدن است اهتمام ورزيده، پس توجّه آن به علم، که غذاي فکر است، چگونه خواهد بود؟ آيا شايسته است كه آن را از هر منبعي جستجو كنيم؟! هرگز!… ناگزير بايد در آن بينديشيم كه از چه كس مى‏آموزيم، و مصادر معلوماتى كه به آنها توجّه مى‏كنيم كدام و چگونه است، چه بسيارى از آنها که نادرست است و در وراى آنها جنايتكارانى قرار دارند كه كارى جز گمراهكردن مردمان از راه راست ندارند. اين گونه معلومات براى انسان از زهرِ كشنده، هلاککنندهتر است. بر اين اساس در حديثي ذيل اين آيه آمده است که از امام صادق7 از مفهوم “طعام” سؤال شد.
فرمودند: “علمه الذي يأخذه عمن يأخذه؛ علمى كه آن را كسب مى‏كند، از چه كس كسب مى‏كند”501
برخي از مفسران نيز با تأمّل در کريمه “كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدينَ؛ از روزى خدا بخوريد و بياشاميد، و در زمين سر به فساد برمداريد”502 به نکته زيبايي اشاره کرده اند:
“نکته در خور توجّه آن است که حضرت حق هميشه بعد از امر به خوردن و آشاميدن، انسان ها را از فساد و تباهي کردن بر حذر مي‌دارد؛ گويا رابطه اي بين فساد و انحراف از مسير صواب با برخورداري از نعمت الهي به خصوص خوردني ها و نوشيدني ها وجود دارد. اين توضيح لازم است که با خوردن و آشاميدن، بعد حيواني وجود انسان که همانا جسم اوست تقويت مي‌شود و چنانچه توانمندي حاصل از نعمت هاي اين چنيني، تحت حاکميت جان و روح هدايت يافته انسان در نيايد، زمينه را براي بروز اعمال غير انساني فراهم مي‌کند.”503

4-1-1-2. عرصه‌هاي حيات دنيوي و اخروي
اگر‌چه در تعاليم قرآني، هدف زندگي انسان نهايتاً به آخرت ختم ميگردد و اصالت با آخرت است؛ امّا ختم سعادتمندانه، در دنيا تمهيد ميگردد. تعابيري که از دنيا به “مزرعه آخرت” يا “ميدان مسابقه” ياد مي‌کند مي‌فهماند که نميتوان به بهانه توجّه به مقصد اصلي، از مقاصد واسطهاي غفلت کرد و حتّي نقش آن را کم‌رنگ ديد. از اينرو مفسّر تربيتي؛ اوّلاً؛ نگرش درستي را از جايگاه هريک از اين دو عرصه بر ميگزيند؛ ثانياً؛ با تکيه بر اين نگرش، جلوههاي اين حقيقت را در سرتاسر آيات برجسته مي‌سازد. امام خميني( در توصيف همين نگاه به قرآن ميفرمايد:
“قرآن کريمي که سعادت همه بشر را بيمه کرده است. قرآن کريمي که هر کس در زير بيرق او واقع بشود در دنيا و آخرت سعيد است”504
4-1-1-3. ابعاد وجود انسان
ساحتهاي وجود انسان، ابعاد گستردهاي دارد که نيازمند پرورش است و غفلت از آن، جامعيت تربيت را با خلل مواجه ميسازد؛ ابعاد عاطفي، عقلاني، اخلاقي، جنسي، اقتصادي، سياسي

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه سوره بقره، امام سجاد Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه آموزش و پرورش، سوره بقره