منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

علي بن سَبْرة بغدادي.196
36. حسن بن علي بن يَقطين مولى بني هاشم بغدادي.197
37. حسن بن محمد بن أحمد بن جعفر.198
38. حسن بن محمد بن اسماعيل بن محمد بن اُشناس بزاز (359- 439ق.).199
39. حسن بن موسى نوبختي (د.300 – 310 ق.).
40. حسين بن أحمد بن شَيبان قزويني.200
41. حسين بن سيف بغدادي.201
42. حسين بن عُبيدالله بن ابراهيم غَضائري بغدادي (د. 411 ق.).202
43. حسين بن فرج بغدادي.203
44. حفص بن بَخْتَري بغدادي.204
45. حفص بن غياث بن طَلْق.205
46. حمزة بن عبدالعزيز مشهور به سَلاّر دَيلَمي (د. 448 / 463 ق.).
47. حمزة مولى علي بن سليمان بن رشيد بغدادي.206
48. حيدر بن شعيب بن عيسى طالقاني.207
49. خالد بن حجاج کرخي.208
50. خطاب بن مَسروق كرخي.209
51. خلف مُخَرِّمي بغدادي.210
52. داود بن قاسم جعفري.211
53. داود بن کثير رِقِّي.212
54. رَيّان بن صَلْت بغدادي (د. حدود 265 ق.).213
55. زياد بن مروان قَندي بغدادي.214
56. زيد بن محمد بن جعفر معروف به ابن أبي اليابس كوفي.215
57. سعيد بن جناح.216
58. سَلاّمَة بن محمد بن إسماعيل أرزني.217
59. سِندي بن ربيع بغدادي.218
60. سهل بن أحمد بن عبد الله بن سهل ديباجي (د. 380 ق.).219
61. شعيب عَقَرقُوفي.220
62. صالح بن علي بن عطية بغدادي.221
63. ظَرِيف بن ناصح.222
64. عباس بن موسى أبو الفضل وَرّاق (حدود 175- حدود 260).223
65. عبدالرحمن بن حجاج بَجَلي.224
66. عبدالله بن محمد بن عبد الله أبو محمد حذاء دعلجي.225
67. عُبدوس بن ابراهيم بغدادي.226
68. عبيدالله بن محمد بن عائذ حلال بغدادي. 227
69. عروة بن يحيي دهقان بغدادي.228
70. علي بن ابي حمزة بطائني.229
71. علي بن بلال بغدادي.230
72. علي بن جعفر.231
73. علي بن حسين بن موسي معروف به سيّد مرتضي علم الهدي (355 – 436 ق.).
74. علي بن حکم انباري.232
75. علي بن حماد بن عبيدالله بن حماد بصري بغدادي (د. 400 ق.).233
76. علي بن خُلَيد مکفوف.234
77. علي بن راشد.235
78. علي بن رميس بغدادي.236
79. علي بن سَري کرخي.237
80. علي بن سليمان بن رشيد بغدادي.238
81. علي بن عبد الله بن مروان بغدادي (د. حدود 280 ق.).239
82. علي بن علي بن رَزِين بن عثمان.240
83. علي بن محمد بن زُبَير قُرَشي كوفي (د. 348 ق.).241
84. علي بن محمد كَرخي.242
85. علي بن مَعبَد بغدادي.243
86. علي بن منصور أبو الحسن كوفي.244
87. علي بن يَقطِين بن موسى بغدادي (د. 182 ق.).
88. عمر بن فُرات بغدادي (د. حدود 257 ق.).245
89. عمر بن محمد بن عمر بن سالم معروف به ابن جِعابي.246
90. عمرو بن جرير بَجَلي كوفي.247
91. عيسى بن رَوضَة.248
92. عيسى بن سَري كرخي.249
93. فضل بن سليمان بغدادي.250
94. فضل بن عبد الرحمن بغدادي. 251
95. فضل بن كثير بغدادي. 252
96. فضل بن يُونُس بغدادي.253
97. قاسم بن سليمان بغدادي.254
98. قاسم بن عُروَة أبو محمد بغدادي.255
99. قاسم بن محمد جَوهَري.256
100. قاسم بن يَقطِين.257
101. كُلثُم كَرْخية.258
102. محمد بن إبراهيم بن جعفر.259
103. محمد بن أبي عُمَير.
104. محمد بن احمد بن جُنَيد (د. 381 ق.).
105. محمد بن أحمد بن محمد بن عبد الله بن أبي ثلج. 260
106. محمد بن أحمد بن الحسين زَعفَراني عسكري.261
107. محمد بن أحمد بن عبد الله بن قُضاعة بن صفوان بن مهران جَمّال. 262
108. محمد بن أحمد بن عبد الله بن مهران بن خانبة كرخي.263
109. محمد بن أحمد بن مَخزُوم مقري.264
110. محمد بن أحمد بن مطهر بغدادي.265
111. محمد بن جعفر بن محمد أبو الفتح.266
112. محمد بن حجاج لَخمي کوفي.267
113. محمد بن حسن بن شمون (د. 258 ق.).268
114. محمد بن حسن طوسي (د. 460 ق.).
115. محمد بن حسين بن موسي، ملقّب به شريف رضي(د. 406 ق.).
116. محمد بن حمزة جعفري (د. 463 ق.)
117. محمد بن خليل أبو جعفر سَكّاك بغدادي.269
118. محمد بن عبدالله بن مهران كرخي.270
119. محمد بن عبدالملک انصاري.271
120. محمد بن علي بن عثمان کَراجَکي (د. 449 ق.).
121. محمد بن علي شَلْمَغاني.272
122. محمد بن عمر بن سالم جِعابي (د. 344 ق.).
123. محمد بن عُمر جُرجاني بغدادي.273
124. محمد بن عيسى بن عبيد بن يقطين (د.260 ق.).
125. محمد بن فرات.274
126. محمد بن قاسم أبوبكر بغدادي.275
127. محمد بن مجيب صائغ.276
128. محمد بن محمد بن أحمد بن إسحاق بن رِباط كوفي بَجَلي.277
129. محمد بن محمد بن نعمان معروف به شيخ مفيد (336 – 413 ق.).
130. محمد بن هُمام بغدادي (د. 332 ق.).
131. مُظَفّر بن محمد بن أحمد أبو الجَيش بلخي (د. 367 يا 376 ق.).278
132. مَعمَر بن خَلاّد بن أبي خَلاّد بغدادي.279
133. منصور بن عباس بغدادي.280
134. موسي بن بکر واسِطي.281
135. موسى بن جعفر بن وَهْب بغدادي.282
136. نصر بن سُوَيد صَيرَفي كوفي.283
137. نوح بن شعيب بغدادي.284
138. نوح بن صالح بغدادي.285
139. وَهب بن وَهب ابي البَختَري.286
140. هارون بغدادي.287
141. هارون بن مسلم بن سَعدان (د. حدود 275 ق.).288
142. هارون بن موسي التَلِّعُکبَري (د. 385 ق.).
143. هِشام بن حَکَم (د. 179يا190).
144. هِشام بن ابراهيم مشرقي.289
145. يحيى بن حجاج كَرخي.290
146. يحيى بن سعيد بن أبان قُرَشي كوفي.291
147. يَعقوب بن يزيد بن حماد أنباري سُلَمِي.292
148. يَعقوب بن يَقطِين.293
149. يُونُس بن عبدالرّحمن(د. 208 ق.).294
از ميان راويان نام برده، برخي از آنان از شخصيّتهاي برجسته و تأثير گذار مکتب بغداد بوده و با آثار علمي بسياري که از خود برجاي گذارده اند، نقش مهمّي در تکوين و رشد و گسترش اين مکتب ايفا کرده اند. از اين رو، به دليل اهمّيّت آشنايي با شرح حال آنان، به معرّفي اجمالي مشاهير مکتب بغداد و آثار حديثي برجاي مانده از آنان در عصر حضور و دوران آل بويه مي پردازيم:295

3 – 2. معرّفي اجمالي مشاهير مکتب بغداد و آثار آنان

3 – 2 – 1. هِشام بن حَکَم (د. 179 / 199 ق.)
هشام بن حکم از موالي بني کِندَه296 يا بني شَيبان297 بود، گرچه برخي او را از اعراب اصيل و از قبيل? خُزاعه298 مي دانند. او در کوفه به دنيا آمد و در شهر واسط بزرگ شد و در سالهاي آخر عمرش به دليل آن که مرکز تجارتش بغداد بود به آن جا منتقل شد و در آن ديار سکونت گزيد.299
وي ابتدا شاگرد “ابوشاکر دَيْصاني” صاحب مکتب الحاد بود300 و سپس پيرو “جَهْم بن صَفوان جَهْمِي” (د. 128 ق.)301 شد و آنگاه به مکتب امام صادق ( گرويد و در شمار مبرّزترين شاگردان ايشان درآمد.302 از اين رو، برخي افکار الحادي که به هشام بن حکم نسبت داده اند، نظير جسم بودن خداوند، را مي توان به دور? شاگردي وي نزد ديصاني يا جهم بن صفوان مربوط دانست.303 ناگفته نماند که برخي از رجال شناسان بر اين باورند که اين گونه اخبار ساختگي بوده و از روي حسادت به هشام نسبت داده شده است.304
هشام بن حکم را از متکلّمان و محدّثان مورد اعتماد شيعه دانسته اند. محتواي روايات منقول از او در بيشتر موارد مربوط به عقايد اسلامي و مناظرات امام صادق ( با ملحدان و زنادقه است. امّا با اين حال شاگرداني همچون محمد بن ابي عُمَير، يُونُس بن عبدالرحمن، محمد بن خليل سَکّاک، علي بن منصور کوفي از محضر او در فقه و حديث بهره برده اند.305
برخي گفته اند هشام بن حکم خود مکتب فکري مخصوصي داشت که به نام “طريق? هشاميه” شناخته شده است. اين مکتب قائل به تشبيه و تجسيم خداوند بود.306 امّا سيّد مرتضي علم الهدي در مقابل اين ادعا موضع منفي اتّخاذ کرده و بيان اين گونه انديشه ها از جانب هشام را حمل بر مقابله با معتزله کرده است.307
از ويژگيهاي ممتاز حيات علمي هشام، مناظرات متعدّدي است که با سران مکاتب فکري – اعمّ از مسلمان و غير مسلمان – کرده و بر آنها پيروز گشته است. بسياري از اين مناظرات با سران معتزله همچون جاحِظ (د. 256 ق.)، عَمرو بن عُبَيد (80 – 144 ق.)، ابو هُذَيل عَلاّف (135 – 225 يا 235 ق.) و ابواسحاق نَظّام (د. 231 ق.) بوده است. جمعي از متکلّمان معتزلي نظير ابوالهذيل علاّف، جُبّائيان و ابواسحاق نظّام از ديدگاههاي هشام متأثّر بوده اند. چندان که سايه هايي از افکار هشام در انديشه هاي آنان ديده مي شود.308 از اين رو، به دليل تأثير گذاري شخصيت هشام بر افکار معتزله گروهي به دفاع از انديشه هاي هشام پرداخته که نمون? آن کتاب فضيحة المعتزلة اثر احمد بن حسين راوَندي (د. 245 يا 298) است.309 امّا در مقابل، عده اي همچون بِشر بن مُعتَمِر معتزلي (د.210 ق.) کتبي در ردّ آراء هشام نگاشتند310 و حتّي جماعتي او را تکفير کرده و ملحد و زنديق و غالي خواندند. ابن خَيّاط (د. حدود300 ق.)، ابن تَيميَّه (661 – 728 ق.)، ابوعلي جُبّائي (د. 203 ق.)، قاضي عَبدالجَبّار(د. 415ق.) و ابن قُتَيبَه (213 – 276 ق.) از جمله اين افراد مي باشند.311
تأليفات هشام بن حکم بيشتر در موضوعات کلامي يا ردّيه بر افراد و گروههاي مختلف است. مؤلّفات وي بيش از 30 اثر بوده که برخي از آنها عبارت است از: کتاب الامام، الدلالات علي حدوث الاشياء، الردّ علي اصحاب الاثنين، الردّ علي المعتزلة، الردّ علي الزنادقة، الردّ علي اصحاب الطبايع.312 از عناوين قابل توجه در آثار او دو کتاب الرد علي هشام الجواليقي و کتاب الرد علي الشيطان الطاق است. اين دو عنوان بيانگر اختلاف آراء هشام بن حکم با اين دو شخصيّت بزرگ شيعي است،313 البته دربار? صحّت انتساب اين کتاب به او مي توان ترديد روا داشت. زيرا به گفت? منابع رجال شناختي لقب مؤمن الطاق را هشام بن حکم به وي داده است،314 از اين رو، دقّت فهرستي که نجاشي و شيخ طوسي از آثار هشام ارائه داده اند محل تأمل است.
به هر تقدير، اختلاف آراء اين افراد در آن دوره، در آثار پسينيان بازتاب يافته315 و شماري از شاگردان ايشان همچون يونس بن عبدالرحمن و محمد بن عيسي بن عبيد يقطيني، سعي در کاستن اين فاصله نموده اند. برخي از اختلافات اين افراد در مسائلي نظير قياس، ارواح، جنة و نار و اخبار متعارض بوده است.316
ناگفته نماند که از هشام اثر مستقلي که به علوم حديث مرتبط باشد برجاي نمانده است. اما به هر روي، وي را مي توان از طليعه داران مکتب بغداد که نقش مؤثّري در پايه گذاري انديشه هاي عقل گرايانه در بغداد داشت، به شمار آورد. از نمونه هاي بارز تأثير وي بر عقل گرايي بغداد مناظرات او با سران معتزله و نگارش اولين کتاب اصول فقه است.317
هشام بن حکم سرانجام در سال 199 ق. در شهر بغداد318 و بنابه قولي در سال 179 ق. در کوفه319 ديده از جهان فرو بست.320

3 – 2 – 2. علي بن يقطين (124-182ق.)
وي از محدثان، فقيهان و متکلمان شيعي و از اصحاب خاصّ امام کاظم ( بود.321 پدرش در اصل از مردم کوفه و از داعيان بني عباس بود، امّا در پي فتنه اي که از جانب مروان تهديدش کرد به مدينه فرار کرد. در پي او فرزندانش علي و عبيد نيز به مدينه هجرت کردند و پس از آن که عباسيان به خلافت رسيدند به بغداد آمد و از کارگزاران مهدي عباسي و از نزديکان هارون ‌الرشيد (د. 193ق.) گرديد.322 اگرچه علي بن يقطين با امام موسي کاظم( (128 – 183 ق.) ارتباط نزديک داشت، به توصي? آن امام در دستگاه خلافت ماند تا پشتيبان ستمديدگان و ياور شيعيان باشد.323 در مورد ايمان و پارسايي علي بن يقطين روايات بسياري آمده است، از جمله اين که امام کاظم ( بهشت را براي او تضمين کرده است.324 وي از راويان مورد اعتماد شيعه بوده و احاديث بسياري از او برجاي مانده است325. از آثار او کتاب ما سأل عن الصادق ( من الملاحم، کتاب مناظرة الشاک بحضرته ( و مسائل عن ابي الحسن موسي بن جعفر8است.326 او زماني که امام کاظم ( زنداني بود در سال 182ق. در بغداد درگذشت. 327

3 – 2 – 3. يونس بن عبدالرحمن يقطيني

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه خاندان نوبخت، امام صادق Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق، ابوسهل نوبخت