منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق، گناهان کبیره

دانلود پایان نامه ارشد

كه مى‏فرمود: به صلاح انديشيدن و اصلاح دادن در ميان مردم و قطع منازعات ايشان نمودن،از نمازوروزه، افضل است88‏.مرويست ازابو حنيفه سائق الحاج كه گفت:بين من وشوهر دخترم بر سر ميراثى نزاع بود ودر گفتگو بوديم كه مفضل وكيل امام صادق (ع) برما گذشت وساعتى توقف نمود.سپس مارا بخانه‏اش بردو بين مارابه مبلغ چهار صددرهم اصلاح داد واز خودش اين مبلغ رابمن دادو پس از اصلاح و تمام شدن نزاع گفت: بدانيد اين مبلغ را كه به شما دادم از خودم نبود،بلكه مال مولايم امام صادق(ع)بودوآن حضرت به من امر فرموده كه هرگاه بين دو نفراز اصحاب من نزاعى بود اصلاح ده بين آنها به مال من ( دستغيب، 1388ج، ‏1: 293).
ازآنچه كه درمـوردجايز بودن دروغ به هنـگام اصلاح ذكـر شد،اهميت اين عبادت بزرگ تا اندازه‏اى آشكار مى‏شود،زيرادروغى كه آن همه حرمت و شدت وعقوبت دارد،در اين‏مورد جايز بلكه ، مستحب ودربرخى مواردواجب مى‏شودو سرمطلب آنست كه سعادت دنيويه و اُخرويه وبرخوردارى از حيات ماديه وروحانيه موقوف به اجتماع واتحاد قلوب است.هرگاه عده‏اى از بشر بايكديگر يكدل و يك جان شدند و هريك نفع ديگرى را نفع خود و ضرر ديگرى را ضرر خود بداند و هرچه براى خودخواست،براى ديگرى هم بخواهد.شكى نيست كه هم حيات دنيويه ايشان به بهترين وجهى تأمين مى‏شودوهم به سعادت باقيه اخرويه وكمالات معنويه وروحانيه خواهند رسيد،زيرااتحادواتصال قلوب براى خدا،سبب تقويت آنهادربرابرحملات ووسوسه‏هاى شيطانى مي گرددوگاه مى‏شود كه راه شياطين بر قلوبشان بكلى بسته مى‏گردد(دستغيب، 1388ج، ‏1: 294-293).
گاهی برای خلاصی ورهایی جان یا مال مسلمان از شر ظالمی،قسم دروغ نیزجایز است . روایات وارده دراین مقام،بسیار؛ازآن جمله،شیخ انصاری علیه الرحمه درمکاسب نقل نموده ازحضرت صادق علیه السلام از امیرالمؤمنین علیه السلام که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:« قسم دروغ به خداوند یادکن وبرادر مسلمانت را نجات ده89».
در صحیفه اسماعیل بن سعد از حضرت رضاعلیه السلام است که می گوید، از حضرت علیه السلام پرسیدم،راجع به کسی که برای نجات از شرسلطان قسم دروغ بخورد که فلان مال را ندارم ،حضرت فرمود: ضرری ندارد وپرسیدم آیا قسم دروغ برای حفظ مال دیگری از مسلمان چطور است ؟فرمود: ضرری ندارد90.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:«قسم دروغی که کفّاره ندارد بلکه برای صاحبش اجر وثواب ثبت می شود،قسمی است که برای خلاصی جان یامال مسلمانی ازشرّظالمی ماننددزدوغیره یاد شود91 ».
دراین مقام دونکته رابایدمتذکرّبود:یکی،آنکه هرچندبرای دفع ضررمطلقاًدروغ جایزاست،لکن اگرضررمالی وقابل تحمّل باشدمستحب است،آن ضررراقبول کندودروغ نگویدچنان که ازامیرالمؤمنین علیه السلام است از نشانه ایمان،راست گفتن درموردی است که راستی ضررداشته باشد وترک کردن دروغ است،در جایی که منفعت داشته باشد92.نکته دیگر این است که چون مشهور فقهاء دراین مقام توریه را لازم دانسته اند،احتیاط آن است که اگربتواندوحرجی نباشد،ضرررا به توریه دفع نماید،نه به دروغ صریح»( دستغيب، 1388ج، ‏1: 292-291).

2-2-7-3- دروغ درجنگ

درپاره‏اى ازروايات دروغ رادرمورد جنگ باكفار كه بسبب دروغ گفتن غلبه بر دشمن حاصل مى‏شود،تجويز نموده است( دستغيب، 1388ج، ‏1: 294).

2-2-7-4- وعده به اهل

«موردديگردروغ،در مقام وعده به اهل وعيال است؛بعنوان مثال،هرگاه همسر شخص،از شوهر خودچيزى رامطالبه ‏كند،شوهر به او وعده دهد،اما قصد وفا كردن به آن رانداشته باشد. اما چون سند اين قسم روايات ضعيف است،حكم بجوازآن مشكل مي باشد مگراينكه اكراه واضطراردرميان باشد؛ مثلا،اگروعده دروغى به اوندهد،مزاحمش مى‏شودواوراسخت ناراحت مى‏كندوخداى نكرده كار منجر به طلاق مي گردد»( دستغيب، 1388ج، ‏1: 295-294).

2-2-8-مکروهات وآثارآن

«مكروه‏، كارى است كه انجام ندادنش بهتر و ترك آن مطلوب شارع مقدّس است، ولى در فعل آن عقابى نيست»( دستغيب، 1390: 15).
«كسى كه مى‏خواهد مدارج عالى ازعلم ،عمل،ايمان و يقين را بپيمايد، چاره‏اى ندارد،جز اين‏كه جميع مراتب تقوارارعايت كند،كه مرتبه نخستين«تقوا»انجام واجبات، مستحبّات،ترك محرّمات و مكروهات است.كسى‏كه طالب كمالات باشد،حتّى از مباحاتى كه موجب غفلت و بى خبرى ازياد خدا مى‏شود،خوددارى مى‏كند؛ مثلًا،با اين‏كه سير خوردن مكروه نيست، امّا يك لقمه يا چند لقمه كمتر مى‏خورد تا سنگين نشودودر نماز با حالت بهترى وارد گردد يا به پر خوابى مبتلا نگردد،چراكه اين چنين پرخورىو پرخوابى كردن، محروميّت از بسيارى از بركات رابه دنبال دارد»( دستغيب، 1390: 6).شيطان،اوّل سعى مي كند مؤمن رادرمكروهى بيندازد، سپس راه رابراى ارتكاب گناه‏ صغيره‏ باز مى‏كند.پس ازآن اصـرار برصغيره وكوچك گرفتن آن- كه خودكبيره‏اى است-برايش پيش مى‏آورد و آنگاه گناهان كبيره برايش عادى مى‏گردد.سپس دستبرد به قلب واصل ايمان شروع مى‏شود»(دستغيب، 1386: 51).
بنابراين كسى كه طالب سعادت و مقام شامخ تقوى است، بايد كه جهت دوم تقوى را كه پرهيز از محرمات وگناهان‏ است بيشتر اهميت دهد؛يعني،از چيزهايي كه بجا آوردنش موجب خشم وسخط اوست،خوداري نمايد؛زيرا اگراز محرمات پرهيز كرد ،عمل خوبش به هركمي وكوچكي كه باشدپذيرفته واورا به خداوند نزديك مي گرداند:« … إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّـهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ…93 »(دستغيب، 1388ج ،1: 10)و«آنگاه براى رسيدن به مقام ترك محرمات بايد،مكروهات را ترك كند،تاترك حرام برايش آسان وباتكرارواستمرار،ملكه وعادتش شود. اگرمكروه را كه انجام دادنش عقاب ندارد،ترك كند،ديگرترك حرام برایش خیلی آسان می گرددوبه تدریج عادتش می شود»(دستغيب،1386: 60) «بعدكاربه جايى مى‏رسد كه هرمكروهى را هم ترك مى‏كندوهر مستحبى را كه بتواندانجام مى‏دهد، ديگرنمى‏گويد اين‏كه مستحب است يا مگر نه، ترك مكروه جايز است؛چون آن نهى كراهتى هم يك نوع قذارت معنوى داردوگرنه ازآن نهى نمى‏شد.به هرحال در اثر ممارست، قوه ترك مكروه نيزدراو ايجاد مى‏گرددبلكه كار به جايى مى‏رسدكه مباح راترك مى‏كند،از ترس‏ اينكه مبادا به ترك واجب برسد»(دستغيب،1386: 104).پس انسان بايدازآنچه نهى شده وحتي ازمكروهات‏ پرهيز كندتا شايد به بركت همين ترك فلان مكروه باب رحمت به رويش بازگردد»( دستغيب، 1387ب: 206).
بنابراين،وظيفه همه است كه ازنعمت دين قدردانى كرده وازآن بهره‏مند شود،ابتدا احكام دين راياد بگيردوبعد خودراوا دارد تا به آنچه دانسته عمل كندوسعي كندواجبى ازاو فوت نشود ومرتكب حرامى نگرددوتااندازه تواناييش درانجام مستحبات‏ وترك مكروهات،كوتاهى نكند»(1388ب،1: 19) .
پرهيزازمكروهات هم براى جلوگيرىازآلودگى روان و بيمارى دل آدمى است،به‏طورى كه اگرمكروهى بجا آورد،اثر ناروايى درروانش مى‏گذارد(البتّه نه به مقدار اثر حرام)و نيز موجب كم شدن اجرو ثواب آخرتى هم مى‏باشد؛ مثلًا،ازجمله مكروهات پرخورى،در حال سيرى چيزى خوردن است (درصورتى‏كه ضررمعتدٌّبه نداشته باشدوگرنه حرام مى‏باشد)و پرخوابى و پرگويى(درصورتى‏كه سخن حرام نباشدو گرنه يك كلمه‏اش هم حرام است»(دستغيب،1392ب:68).خداونددرقرآن مجيد مى‏فرمايد: «…كُلُوا وَاشْرَ‌بُوا وَلَا تُسْرِ‌فُوا ۚ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِ‌فِينَ 94».
بنابراين هرحكمي،اثرويژه خودرادارد؛«بعضى ازگناهان و مكروهات است كه اثروضـعى آن فقراست ودرروايات اهل بيت عليهم السّلام ازباب لطف ذكر گرديده است.اوّلا،ترك مكروه بايدكرد؛ چون نهى شده ، البتّه اثر وضعى هم دارد وآن نيامدن فقر است به واسطه ي ترك آن مكروه خاصّ»( دستغيب، 1388الف: 285).پس بايدازچيزهايى كه موجب از بين رفتن ياكم شدن محبّت است، پرهيز و از گناهان دردرجه اول و مكروهات‏ دردرجه دوم دورى نمودو به چيزهايى كه موجب زياد شدن محبّت مى‏شود روى آورد(دستغيب، 1387ب: 32).

2-2-9 – احباط وتکفیر

2-2-9-1«احباط» به چه معناست؟

«احباط؛ یعنی باطل کردن وازبین بردن. اگر کسی بی ایمان از دنیا برود،هرچند از اول عمرتا آخر ،کارنیک ازاوسرزده باشد،فایده ای نخواهد داشت؛چراكه بی ایمان مردن،کـارهای نیک راضایع می کند.البتّه،ممكن است كه اعمال نيك شخص كافر،سبب تخفيف درعذاب آخرتى او گردد چنان‏كه درباره «حاتم طايى» و «انوشيروان‏ عادل »گفته اند:درجهنم اند لكن آتش آنها رانمي سوزاند.هم چنين شخص بي ايماني كه اعمال نيك انجام دهد،خدايتعالي درهمين دنياتلافي نيكي هايش رامي كند؛ مثلاً، ممكن است آسان جان بدهديا مريض نشودواگرشد،زودخوب شودو… (دستغيب،1390ب: 51 -51).
خداونددر آيه 8و9 سوره محمد (ص) می فرماید:«وَالَّذِينَ كَفَرُ‌وا فَتَعْسًا لَّهُمْ وَأَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِ‌هُوا مَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ 95 »این بدان سبب است که آنها آنچه را خدا نازل کرده است، خوش نداشتندو[خدانیز ]کارهایشان را نابودکرد»؛يعني،اگر كسى بى‏ايمان ازدنيابرود،هر چند از اوّل عمر تا آخر، كار نيك از او سرزده باشد، فايده‏اى ندارد.حال اگر کسی بگوید مگر نه این است که قرآن می فرمايد:«فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًايَرَهُ؛اگركسى‏هموزن ذره ای نیکی کردپاداشش را می بیند، جواب این است که این شخصی که کافر مرده به دست خـودش عملش راازبین بـرده؛چون باکفربه خدا،اجرباقی ورفتن به بهشت محـال است.خداوند درهمین دنیا تلافی نیکی هایش رامی کند»( دستغيب، 1390ب:146-147).
نص قرآن مجید است که مي فرمايد:«وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بَايتِنَا وَلِقَآءِ الْأَخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْملُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّامَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ96»؛یعنی،هرکس کافر از دنیا برود،کردارش راضایع کرده است.آنچه که از احباط درآیات مذكور ذکر شد،راجع به شرک وکفر است، امابايد ببينيم؛ آيا گناهان دیگر هم اعمال راضایع می کند؟ درجواب باید گفت آري! نسبت به بعضی ازگناهان آيات بخصوصی داریم97، مانند عاق والدین که می فرماید ندامی رسد :«یا عاق اعمل ماشئت98». بنابراين، اگرآه مادرپشت سرکسی باشد،کـوه،کـوه عملش را آتش می زند (دستغيب،1390ب: 147).
بنابراین پاره ای از گناهان کبیره باطل کننده اعمال صالحه است لذاپرهیز از گناه مهمتر از اعمال صالحه است.«امام صادق علیه السلام فرمود:سعی وکوشش کنید دربجاآوردن اعمال صالحه واگرعمل صالح انجام نمی دهید،پس معصـیت نکنید؛ هرآینه کسی که بنامی کندوخراب نمی کند، بنایش بالا می رودهرچند کم باشدوکسی که بنا می کندوخراب می کندبنایی ندارد99»(دستغيب، 1388 ج،1: 14).
«درروزقیامت اقوامی هستند که باداشتن حسناتی مانندکوههای مکه،امرمی شودایشان را به آتش ببرندگفتند:یارسول الله(ص)آیانمازگزاربوده اند؟فرمود:آری نمازمی خواندندوروزه می گرفتند و پاره ای از شب رابه عبادت مشغول بودند،لکن هرگاه براینان چیزی ازدنیاپیدامی شد،خودرا برآن می افکندند ؛یعنی،رعایت جهت حلال وحرام را نمی کردندونیز پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : خدای را ملکی است که هرشب بر بیت المقدس ندادر می دهد:«هرکس حرامی بخورد،خدا هیچ عملی را از اونمی پذیردنه واجب ونه مستحب100 »(دستغيب، 1388 ج،1: 15).

2-2-9-2-«تكفير» چيست؟

«تكفير»از كفّاره به معناى پوشانيدن ومحو كردن اثرگناهى است كه واقع شده است. شكّى نيست كه قبول ايمان كردن،اثر كفرسابق را محو مى‏كند.پس اگر كسى از اوّل عمر بى‏ايمان باشد وآخرعمر با ايمان گرددو از دنيا رود، يقيناً اهل نجات مي باشدو امّا محو كننده قطعى اثر گناهانى كه واقع شده توبه جامع شرايط است؛ چنانچه درباره اهل توبه در قرآن مجيد فرموده: «… فَأُولَئكَ يُبَدّلُ اللَّهُ سَيَاتِهِمْ حَسَنتٍ‏ …101»وامّا غيرازتوبه صادقه حسنات نيزمحو كننده وپاك كننده گناهان است كه خداوندمي فرمايد:«…إِنَّ الْحَسَنتِ يُذْهِبْنَ السَّيَاتِ‏102 …» ؛يعني، بجا آوردن حسنات، پاك كننده سيّئات است كه در بسيارى ازروايات پاره‏اى از حسنات

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه گناهان کبیره، هتک حرمت، عروه الوثقی، علامه مجلسی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه تجسم اعمال، احساس درد