منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق، ناسخ و منسوخ، انس با قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

حديث پيامبر9 و امام صادق 7 آمده است: “انّ لکلّ شيئ قَلبا وَ انّ قَلبَ القُرآنِ “يس”؛ هر چيزي حتما داراي قلبي است و قلب قرآن سوره يس است”595. و پيامبر9 مي‌فرمودند: “لَوَدَدتُ انّها في قَلبِ کُلّ اِنسان مِن اُمّتي”596 اکنون بنگريد اگر حيات باطني قرآن وارد حيات باطني انسان شود و انسان به حقايق سوره “يس” برسد و قلب قرآن آسماني بر قلب قرآن زميني بتابد و اين دو قلب بر هم منطبق گردند و يکي شوند، انسان به چه مرتبه اي از علم و قدرت و معرفت و تألّه صعود مي‌کند. عالم رباني؛ شيخ مجتبي قزويني مي‌فرمودند: “هر وقت سوره “يس” يا ختمي از ختومات آن را مي‌خوانيد و به اين سوره مبارکه متوسل و متوجّه مي‌شويد حاجت شما آن باشد که به حقيقت خود سوره برسيد؛ زيرا حيف است که اين سوره را براي مقصد ديگري بخوانيد چون هيچ کدام از امور دنيايي قابليت و ارزش اين را ندارد که انسان “يس” را براي رسيدن به آن بخواند”
ياران و دوستان خاص آيت الله قزويني مشاهدات و حالات و تصرفاًت مهم و خاصي را از آن انسان قرآني ديده و شنيده اند. در اين باره خود ايشان مي‌فرمودند: “من هر کاري که کرده ام به برکت سوره “يس” کردم”597

5-2. عيني نگري و واقع گرايي
قرآن کريم کتابي “عينينگر” و “واقعگرا” است؛ به اين معنا که تعاليم قرآن به جاي تکيه صرف بر ذهنيّات و تصوريّات، بيشتر بر عينيّات و واقعيّات مبتني است و به جاي پرداختن به امور غيرمرتبط با واقعيّتهاي حيات بشري و ناسازگار با نيازها، نيروها و روحيات انساني، کاملاً ناظر بر احتياجات زندگي و مطابق با توانمنديها، روحيّات و فطريّات اوست و در اين رسالت خود کاملاً جدّي و پوياست. جدّي بودن نگاه قرآن امري دوسويه است؛ از يک سو به خصلت ذاتي و حقيقت برنامه قرآني در تربيت و هدايت انسان مربوط ميشود؛ و از سوي ديگر به نحوه تعامل و مواجهه مخاطبان، معتقدان و پيروان اين نگرش و برنامه، با آن مرتبط ميشود.598
در سويه نخست، قرآن کريم برنامه تربيتي خويش را کاملاً منطبق با نيازهاي تربيتي فرد و جامعه انساني ارائه ميکند. جديّت نهفته در ذات نگاه قرآني، در آيه شريفه ” وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين؛ و آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است به بازى نيافريده‏ايم”599 يادآور شده است. بنابراين، همانگونه که در طبيعت جهان هستي و در تدبير آن، جديت امري اصيل است، در عقيدهاي که خداوند براي انسانها در نظر گرفته و در محاسبهاي که پس از مرگ از آنها به عمل خواهد آورد نيز اين جديت، اصيل است.600 جدي‌نگري برنامه تربيتي قرآن، موجب مواجهه عيني و عملي با ابعاد و زواياي مختلف زندگي انسان مي‌گردد و راهحلها و دستورالعملهايي قابل اجرا و سازگار با خصلتهاي ذاتي، استعدادهاي فطري و شرايط دروني و بيروني او ارائه ميدهد.
تفاوت آيات مکّي و مدني، نزول آيات قرآن به دنبال يک واقعه يا مشکل و يا سؤال و اشتمال آيات بر سبب نزول، کوتاهي و بلندي آيات و تفاوت در لحن و بيان، مسأله ناسخ و منسوخ و بسياري از ساختارهاي بياني قرآن مانند مجمل و مبيّن، مطلق و مقيبد، مختصر و مفصّل، خطاب، ندا، غيبت، تحريض، تأکيد، تشويق، تنبيه، توبيخ، تهديد و… نشانه بعد واقعگراي قرآن است.
قرآن کريم در تمام آيات خويش، زاويهاي از زواياي زندگي انسان را نشانهگيري کرده و معرفتيترين مسائل را در قالب عيني و واقعي طرح کرده است؛ حتي تفکّر و تعقّل را با عينيگرايي مرتبط ساخته و از ذهنگرايي محض پرهيز داده است. کاربرد مکرّر ساختارهايي مانند: “افلا يبصرون”601 “فاني يبصرون”602 ” فسوف يبصرون” 603″افلم يسيروا في الارض”604 “فسيروا في الارض”605 به منظور بازشدن چشمان انسان به روي حقايق و واقعيّات و ديدن عيني، متدبّرانه، تجربهگرايانه و کنجکاوانه آنهاست. در آيه “قُلْ سيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدير، بگو: “در زمين بگرديد و بنگريد چگونه آفرينش را آغاز كرده است سپس [باز] خداست كه نشئه آخرت را پديد مى‏آورد خداست كه بر هر چيزى تواناست.”606 قرآن کريم کشف امر مهمّي چون “آغاز خلقت” براي فهم ” آفرينش آخرت” را به تجربه و سير و مشاهده ارجاع داده است.607
جريان دائمي آموزههاي قرآن در زندگي انسانهاي همه عصرها و نسلها، نشانگر حيات دائمي آن بهواسطه سازواري آن با نيازهاي واقعي و اصيلِ ريشه دار در فطرت انساني است؛ از اينرو در حديث امام صادق 7 آمده است:
“إن القرآن حي لم يمت، و إنه يجري كما يجري‏ الليل‏ و النهار، و كما تجري الشمس و القمر، و يجري على آخرنا كما يجري على أولنا؛ قرآن زنده اي است که هرگز نمي ميرد و همچون جريان شب و روز و خورشيد و ماه جريان دارد. و بر آيندگان همانند اولين ها در جريان است”608
واقع‌گرايي قرآن در بعد محتوايي موجب شده است تا در طرح مسائل از حاشيهپردازي و بيان مسائلي که چندان با نيازهاي واقعي انسان مرتبط نيست پرهيز کند و گاه جزئيترين مسائل را به تناسب نياز به صحنه گفتگو کشاند؛ چنانکه در قصههاي قرآن، صحنههاي مهمّ و درسآموز گاه با جزئيات مطرح ميشوند و حتيّ در مواردي تکرار ميگردند؛ گويا هم اکنون در حال وقوعاند و الهامدهي ميکنند؛ از سوي ديگر نيز بسياري از صحنهها و گفتگوها حذف ميشوند و برش ميخورند.609
در سويه دوّم، که مرتبط با نحوه تعامل و مواجهه مخاطبان با قرآن است، بر تعامل جدّي، پويا و زنده با قرآن تأکيد ميشود. جدّي گرفتن تعاليم کتاب آسماني که در کريمه “يا يَحْيى‏ خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّة؛”610 مورد تأکيد قرار گرفته است، نه فقط رسالت حضرت يحيي7 و پيامبران الهي؛ بلکه وظيفه تمام دينداران است که به تناسب نقش و موقعيت هر کس تعيين ميگردد و هر گونه مداهنه و سازشکاري در رويارويي با تعاليم کتاب آسماني را ممنوع ميسازد.611 تعامل زنده با قرآن در گرو دارا بودن فهم زنده و پويا، و انتظار پويا از قرآن است؛ بر اين اساس، آيات قرآن داراي الهاماتي حيات بخش، نشاط برانگيز و پيوسته نوشونده براي مواجهه با موقعيتها و حوادث جديد به گونهاي است که نصوص آن در هر لحظه براي عمل کردن آماده است و در هر عصر و نسلي دربردارنده الهامات تربيتي روزآمد و کارآمد براي سعادت دنيوي و اخروي انساني ميباشد. در پرتو اين نگرش، متربّيان در عرصههاي مختلف زندگي، قلب و جان خويش را مؤمنانه در اختيار تعاليم قرآن ميگذارند و به ميزان اخلاص و تلاش و ظرفيت وجودي خويش از زلال تربيتي قرآن جرعهنوشي ميکنند. در اين نگاه، همچنانکه قرآن در فضايي تعاملي، فعال و پويا نازل شده و در بستر شرايط و حوادث پرفراز و نشيب فرود آمده و دستگير مسلمانان در مشکلات و نيازهاي آنان شده است، فهم امروزين آن نيز در گرو حرکت و فعاليت مداوم در عرصه هاي گوناگون زندگي است؛612 براين اساس کسي که خود را درگير تربيت خويش و ديگران نموده، فرازها و فرودهاي آن را چشيده، روشها و آسيب‌هاي آن را آزموده و آثار و برکات آن را به عيان لمس کرده است، فهم بهتر و عميق تر و کاربرديتري از قرآن خواهد داشت تا کسي که پيامهاي تربيتي آن را با جستجو در کتب تفسيري و بهرهگيري از خلاقيتهاي فکري و يا مقايسه با آراي تربيتي در فضايي کاملاً آکادميک و علمي پيگيري ميکند.613 سيد قطب به زيبايي اين حقيقت را گوشزد ميکند:
“از اين قرآن کسي لذّت آن چناني نمي برد مگر اينکه داخل معرکه‌اي شود که قرآن به خاطر آن معرکه نازل شده و با موقعيتهايي که قرآن در آن نازل شده مواجه شود و آنها را درک کند. کساني که به دنبال معاني قرآن و دلالتهاي آن هستند ولي در خانه نشستند و قرآن را بررسي هاي فني و بياني مي‌کنند در اين خاک نشيني سرد و ساکن و به دور از معرکه و حرکت، چيزي از حقيقت قرآن را درنمي يابند”614
در مباحث تدبّر در قرآن و انس با آن، به منظور تعامل واقعي، عيني و پوياي با قرآن و با هدف تأثيرگذاري و تأثيرپذيري هر چه بيشتر مخاطبان از قرآن توصيههايي ارائه ميشود615 که توسعه آن به مسأله تفسير مي‌تواند مايه عينيسازي و کاربرديسازي آن گردد.

1. تخصيص
يکي از آداب باطني و معنوي تلاوت قرآن، “تخصيص” است. برخي نيز بالاترين مرحله انس با قرآن را “تحفّظ” ناميده اوّلين مرحله آن را “تخصيص” دانسته اند؛616 يعني قاري و مستمع اين احساس را در خود ايجاد کند که به طور خاص مخاطب همه تعاليم و تکاليف قرآن است و از “تعميم” به “تخصيص” سير کند؛ يعني با خواندن يا شنيدن امر و نهي قرآن يا وعده پاداش يا تهديد مجازات آن ، پيش از هر کس ديگر خود را مورد خطاب آنها فرض نمايد. با مطالعه يا شنيدن قصص و حکايات اقوام پيشين در قرآن بداند که هدف آنها، سرگرمي و وقتگذراني نيست؛ بلکه هدف، پندپذيري و عبرتگيري براي زندگي و در نهايت، هدايت شدن است. خداوند متعال مي‌فرمايد:
“لَقَدْ كانَ في‏ قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ما كانَ حَديثاً يُفْتَرى‏ وَ لكِنْ تَصْديقَ الَّذي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصيلَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُون؛ به راستى در سرگذشت آنان، براى خردمندان عبرتى است. سخنى نيست كه به دروغ ساخته شده باشد، بلكه تصديق آنچه [از كتابهايى‏] است كه پيش از آن بوده و روشنگر هر چيز است و براى مردمى كه ايمان مى‏آورند رهنمود و رحمتى است”617
بنابراين، قاري و مستمع قرآن بايد در نظر بگيرد که خداوند از طريق نقل ماجراي زندگي پيامبران و صبرشان در برابر سختيها و آزارها و پايداريشان در دين و انتظار پيروزي، قلب او را ثابت و قوي ميگرداند. بر اين اساس “حکيم سهرهوردي” تأکيد ميکند که “قرآن را چنان بخوان که گويي تنها درباره تو نازل شده است”618. با اين نگرش، تمام آيات قرآن براي تمام انسانها، با وجود مخاطبان بعضاً خاصي که در شأن نزول خويش داشته هدايتگريِ عام مييابند و جلوه جاودانه پيدا مي‌کنند. تلاوت‌کنندهاي که اين احساس را در خود تقويت کند، خواندن قرآن پايان کار او نيست؛ بلکه مقدمهاي براي عمل و حرکت به سوي اهداف قرآني است؛ همچون کسي که مولا و اربابش نامهاي به او نوشته، سعي مي‌کند محتواي نامه را بفهمد و به رهنمودها و دستورات آن عمل کند؛ از اين رو از بعضي بزرگان نقل شده که گفته اند: “هر کس پيام قرآن به او برسد همانند کسي است که خداوند با او سخن گفته باشد”619

2. تأثير و تأثر
بعد از آنکه انسان خود را مخاطب قرآن احساس کرد، حالت تأثيرپذيري از قرآن در وجودش بروز مي‌کند. اين جاست که قرآن رهايش نکرده او را به دنبال خود ميکشاند. چنين کسي، انساني قرآني ميشود و با آيات قرآن و از دريچه تعاليم آن، به امور زندگي مينگرد. اگر در مسير علم قدم بگذارد، آيه: “يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجات”620 در گوشش زمزمه ميشود و اگر بخواهد از آبي بنوشد، به ياد آيه: “وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُورا”621 ميافتد. وقتي به سيماي پدر و مادرش نگاه ميکند، آيه: “وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْسانا”622 را با خود زمزمه ميکند و هنگامي که به چهره همسرش مينگرد، آيه: “وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَة”623 را به ياد ميآورد. هنگامي که به بازار وارد ميشود، آيه: “وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِل”624 را در ذهن مرور ميکند و زماني که در جامعه با مردم برخورد ميکند، آيه “قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا”625 راهنمايش ميگردد. اگر با کسي پيمان ميبندد، آيه “يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُود”626 را در ذهن حاضر ميسازد. بدين‌گونه، قرآن ذهن و ضمير او را تسخير کرده متحول ميکند و لحظهلحظه زندگياش را از تعاليم خويش متأثر ميسازد.627
3. ترقّي
مرحلهاي بالاتر از مراحل گذشته، “ترقّي” است که نه از مقوله خواندن بلکه از سنخ تجلّي است؛ يعني ديدن تجلّي خداوند در آيات قرآن. در اين مرحله، قرآن براي انسان عينيّت مييابد و حقيقت قرآن در حقيقت وجود او تجلّي ميکند. آدمي از مرحله وجود لفظي قرآن گذر کرده پا به مرحله وجود عيني آن ميگذارد. تعبير “کان خُلقه القرآن”628 درباره پيامبر 9 و “قرآن

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه زبان قرآن Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق، زبان و فرهنگ، سوره بقره، رفتار انسان