منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق، فرق و مذاهب، نقش برجسته، جهان اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

مکتب، نقش مهمي در درک بهتر فعّاليّتهاي مکاتب بعد از آن و سهم آنان در گسترش علوم اسلامي ايفا نموده، خاستگاه اصلي شاخه هاي گوناگون مطالعات اسلام شناسي را هويدا مي سازد. ضمن آن که تقارب فضاي فکري و فرهنگي عصر حاضر با بغداد سد? چهارم هجري و نياز جامع? جهاني به مباني ديني خردورزانه، بر لزوم بازخواني مکتب بغداد و مقارن? راهکارهاي به کاربسته در آن مکتب و روزآمد کردن آنها با عصر حاضر دلالت دارد.
6-2. حضور نام آوران مکتب تشيع
حضور مفاخر بزرگ جهان تشيع – که در بخشهاي پيشين به تفصيل به بيان احوال آنان پرداختيم- تأثيرات عميقي در رشد و باروري فرهنگ شيعي در بغداد داشته است. به گونه اي که يکي از شاخصه هاي مهم فرهنگي و ديني بغداد که در اعتلاي فرهنگي اين حوزه نقش برجسته اي داشته است، حضور دانشمندان بزرگ در اين شهر و تأليف کتب بي شمار در زمينه هاي مختلف علوم اسلامي است.
موقعيت بغداد در آن عصر و حاکميت علمي آن بر ساير شهرهاي اسلامي سبب حضور بيشتر دانشمندان و انتشار آثار ايشان در آن ديار را فراهم آورد. براي نمونه، به سبب آن که بغداد محل تردّد و اقامت محدّثان بوده، حديث در سد? چهارم و پنجم در اين ناحيه بيش از ساير مراکز رواج داشت،1091 و از اين رو، نويسندگان کتب اربع? شيعه، هر يک به نحوي با حوز? بغداد مرتبط بوده اند. شيخ کليني کتاب کافي را در بغداد عرضه نمود و شيخ صدوق در سفر به بغداد از مشايخ آن ديار اخذ حديث کرد و مشايخ بغداد نيز از وي حديث آموختند. نيز ابوالحسن قزويني در سال 356 ق. براي اولين بار بخشي از کتابهاي محمد بن مسعود عياشي (د.320 ق.) از دانشمندان سمرقند را به بغداد آورد و در آن جا عرضه کرد.1092
بدين ترتيب مي توان گفت تلاش عالمان مکتب بغداد در راه رشد اسلام و گسترش آن، مطلبي است که عامّه و خاصّه بدان معترفند.1093 ارتباط با علماي مذاهب اسلامي و بحث و گفتگو با ايشان، و نيز پاسخگويي به پرسشهاي مردم شهرهاي مختلف،1094 نشان از شهرت عالمان بغداد در جهان اسلام و رابطه نزديک ايشان با مردم و توجّه به امور آنان دارد که اين خود مي تواند از اقتدار علمي اين حوز? شيعي در سد? چهارم و پنجم هجري حکايت کند.
6-3. پايه گذاري دانشهاي حديث شناختي
آن گونه که مي دانيم علوم حديثي مجموعه دانشهايي است که در اخذ و فهم حديث تأثير مستقيم دارد. بنابر اين تعريف مي توان مجموع? علوم حديثي را در پنج گروه جاي داد:
1- رجال يا راوي شناسي؛
2- مصطلحات؛
3- فقه الحديث؛
4- منبع شناسي؛
5- تاريخ حديث و تاريخ علوم حديثي.1095
در يک نگاه کلي مي توان گفت خاستگاه اصلي مجموع? اين دانشها – به جز مورد آخر- و جمع آوري هم? منقولات و احاديث اسلامي و از جمله روايات اهل بيت: ، تقريباً به مکتب بغداد باز مي گردد:1096
الف – علم رجال
چنانکه پيش از اين نيز اشاره شد منابع اصلي علم رجال شيعه، ميراث رجال شناسان مکتب حديثي بغداد است و پژوهشها و قضاوتهاي رجالي عموماً بر پاي? کتب رجالي اين عصر استوار است.
آنچه آثار رجالي اين عصر را از کتابهاي پيشينيان متمايز مي سازد، اکتفا نکردن به آراء گذشتگان و اجتهاد و تتبّع پيرامون راويان است.1097 نمود برجست? اجتهاد در آراي رجالي، اختلاف نظرات رجاليان اين عصر با يک ديگر است. به ويژه اختلاف مباني رجالي ابن غضائري با شيخ طوسي و نجاشي حکايت از تفاوتهاي مبنايي در انديشه هاي رجالي ايشان دارد.1098
ب- مصطلحات
عالمان حوز? بغداد بسياري از اصطلاحاتي را که امروزه در بين محدّثان و در علوم حديثي رواج دارد، براي شناخت احاديث به کار بسته اند. اصطلاحات به کار رفته در آثار محدثان بغداد را مي توان در ارتباط با سند (مثل صحيح، ضعيف، مرسل و …)، متن (مثل نصّ، ظاهر، موؤّل و …)، راوي (مثل صحابي، مخضرم، مولي و …)، فرق و مذاهب (مثل کيسانيّه، فطحيّه، جاروديّه و …)، علم رجال (مثل صدوق، ثقه، ليس بقوي و…) و امور ديگر ملاحظه کرد.
ج- فقه الحديث
اگرچه نگارش اصول و قواعد فهم حديث، امري است که سابق? چنداني ندارد، به طور کلي مي توان گفت دستمايه هاي اصلي اين علم در آثار پيشينيان بويژه محدّثان عقل گراي مکتب بغداد آمده است. از اين رو مي توان ادّعا کرد که پايه هاي اصلي علم فقه الحديث در سد? چهارم هجري و در مکتب بغداد شکل گرفته است.
تبويب و تنظيم مطالب در مکتب بغداد بويژه در آثار شيخ طوسي، خود نشاني از توجه گسترد? ايشان به فقه الحديث و گردآوري مجموعه اي از خانواده هاي حديثي دارد. از اين رو، از مهمترين شاخصه هاي مکتب بغداد، پالايش و گزينش احاديث، و تبويب و تنظيم آنها با رويکرد حلّ تعارض ميان اخبار و گردآوري قرينه هاي حديثي براي فهم اخبار و و روايات است.
بدين ترتيب بايد گفت، بغداديان بر خلاف محدّثان پيش از خود، بيش از آنکه همّت خود را به نقل روايت و گردآوري احاديث مصروف دارند، به درايت و فهم حديث معطوف کرده اند.
د- منبع شناسي
لزوم آگاهي از نگاشته هاي شيعيان، عالمان مکتب بغداد را بر آن داشت تا به فهرست نگاري آثار شيعه بپردازند. ابن غضائري، نجاشي و شيخ طوسي از پيشتازان اين عرصه به شمار مي روند.

6 -4. انديشه هاي تقريب گرايانه
تقريب بين مذاهب اسلامي از جمله تلاشهايي است که در طول تاريخ اسلام بويژه در ايام شكوفايى تمدّن اسلامى در سد? چهارم و پنجم هجري، بسيار رواج داشت و داراي مظاهر گوناگوني بود. مقصود از رواج انديشه هاي تقريب گرايانه در ميان دانشمندان مکتب بغداد کنار گذاشتن مباني اصيل مکتب تشيّع و همپايي با مباني اهل سنّت نيست، بلکه دانشمندان مکتب بغداد با آشنايي و احاط? کامل به مباني اعتقادي و فقهي اهل سنت با طرح مباحث علمي و مستدل به بهترين نحو، به انديش? تقريب جام? عمل پوشاندند و راههاي عملي براي پيشبرد و حفظ اهداف اصلي شيعيان را دنبال کردند.
به طور کلي تعامل ميان دانشمندان شيعه و سني در بغداد را مي توان در محورهاي زير مورد بررسي قرار داد:
6-4- 1. تعامل علمي فريقين
از مهمترين مظاهر انديش? تقريب شرکت در مجالس درس استادان هر دو گروه بود. به عنوان نمونه شيخ مفيد در دوران جوانى در مجالس درس ابوعبدالله حسين بن جعل بصري (293 – 369 ق.) و على بن عيسى رمّانى (د. 385 ق.) شرکت مي کرد.1099 در مقابل بنا بر گزارش ابن کثير بسياري از دانشمندان فرق مختلف اسلامي در مجلس درس شيخ مفيد حاضر مي شدند و از محضر او بهره مي بردند.1100
بهره گيري از آراء اهل سنت و نقل روايات ايشان در کتب ادبي، تفسيري، کلامي، فقهي و اصولي شيعه، نمونه اي ديگر از تلاش براي نزديکتر شدن به فضاي تعامل و همگرايي با انديشمندان ديگر مذاهب اسلامي بوده است که نشان از وسعت نظر عالمان شيعه و کنار گذاشتن تعصبات ديني دارد. البته اين به معناي پذيرش مقلدان? آراء اهل سنت و تسليم در برابر انديشه هاي ايشان نبوده و همواره نقد عالمان? آراي آنان و دفاع از کيان تشيع سرلوح? کار انديشمندان شيعه در سده هاي اوليّه بوده است.
براي نمونه مي توان به ذکر فراوان اقوال ادبي مفسران سنّي قرن دوم و سوم در آثار “مکتب تفسيري بغداد” نظير حقائق التأويل شريف رضي، الامالي شريف مرتضي و التبيان شيخ طوسي اشاره کرد.1101
اين قسم از ارتباط ميان دانشمندان عامّه و خاصّه سبب آشنايي ايشان با ميراث علمي اماميّه و اهل سنت بود. بويژه به سبب حضور معتزليان در بغداد نزديکي آراء اين دو فرقه در مباحثي نظير توحيد ، عدل ، نبوت و معاد به روشني احساس مي گردد و نشاني از توجه ايشان به همگرايي مذاهب اسلامي در برخي موضوعات اساسي اسلام است.1102
ناگفته نماند که اين سازگاري موضعي به دليل اخذ يک جانبه دانشمندان شيعه از انديشه هاي معتزله نبوده، بلکه به تصريح سران معتزله، ايشان مباني معقول خود را از امام علي ( اخذ کرده اند.1103 اشارت شيخ مفيد در انگيز? تأليف اوائل المقالات به روشني پاسخگوي کساني است که عقايد شيعه و معتزله را همسان دانسته اند.1104 همو در برابر اين باور که کلام شيعه از کلام معتزله اقتباس شده به شدت به مقابله برخاسته است و به صراحت اعلام مي کند:
“ما از متکلّمان و فقيهان شيعه کسي را نمي شناسيم که کلام را از معتزله گرفته و با طريقه آنان آميخته باشد و اين از اتهاماتي است که پيش از اين نيز مطرح بوده است”.1105
از اين رو، اگر چه برخي سعي بر اين دارند تا شيعه را برگرفته از مکتب معتزله معرفي کنند، امّا بايد توجه داشت که تضارب آرا و تأثير و تأثّر ‌بدين معنا نبوده است كه سبب جهت‌گيري كلي انديشه‌هاي كلامي شيعه شود تا جايي كه بگوييم يك فرقة اسلامي باعث بيداري كلام شيعه شده يا كلام شيعه در بسياري از امور از مباني گرفته تا مسائل و روش بحث، از فرقة خاصي متأثر بوده است.

6-4- 2. برپايي جلسات بحث و مناظره
تمسّک به شيو? مناظره يکي از راههاي رفع شبهات و حفظ کيان تشيع به شمار مي آيد. در ميان دانشمندان شيعه، اصحاب امام صادق( که برخي از ايشان نظير هشام بن حکم از بغداديان بوده اند، در شمار نخستين افرادي هستند که در مباحثات کلامي شرکت کرده و مکتبهاي خاصي در آن مسائل پايه گذاري کرده اند.
گفتني است ميان مباحثات کلامي شيعه با ديگر فرقه ها، يک فرق بارز و اساسي وجود داشت و آن مقامي بود که به عقل و فکر بشري در هر دو گروه داده مي شد. متکلّمان سني، عقل و استدلال عقلي را مرجع نهايي تصميم گيري مي دانستند در حالي که براي شيعيان، عقل ابزار بود و مرجع نهايي قواعد و اصولي بود که از امام فراگرفته بودند. به عبارت ديگر استفاد? ابزاري از عقل و مرجعيّت قول امام ( به عنوان منبع اصلي و نهايي احکام و برتري درج? امام نسبت به عقل مشخّص? اصلي کلام شيعه گرديد.1106
با وجود اين، گرايش کلامي و استدلالي شيعه در اقليّت ماند و گرايش اصلي اماميان در سده هاي اوليه مخالفت با هرگونه استدلال عقلي و مباحثات و مناظرات کلامي بود. ايشان تمام همّت خود را مصروف نقل و روايت سخنان ائم? معصومين: مي کردند و همين تفاوت گرايش، به تقابل ايشان و احياناً تکفير متکلّمان از اصحاب اماميّه مي انجاميد.1107 نمونه اي از اين برخوردها را مي توان در تکفير يونس بن عبدالرحمن از جانب قميان1108 و کشمکشهاي هواداران زراره با اصحاب حديث ملاحظه کرد.1109
اين گونه مخالفتهاي اصحاب حديث با مناظره هاي کلامي به عصر حضور ائمه: منحصر نماند و در سالهاي آغازين غيبت کبري نيز اصحاب حديث به ويژه مکتب حديثي قم به نمايندگي شيخ صدوق ; اين شيوه را درپيش گرفتند. 1110 به طور کلي شايد بتوان گفت مقابله با مجادلات کلامي در اين عصر به سبب برداشت ناصحيح از رواياتي است که از پرداختن به علم کلام نهي کرده است. شيخ صدوق با استناد به اقوال امام صادق( احاديثي را در ردّ بحثهاي کلامي و مجادلات مذهبي- از قبيل بحث در خصوص ذات خداوند و قضا و قدر- نقل مي کند.1111 لکن شيخ صدوق به رغم داشتن چنين باوري، خود جلسات مناظره اي داشته که در حضور رکن الدوله ديلمي برگزار مي شده است1112 اما بنابر گزارشهاي تاريخي موضوع اين جلسات اثبات مسأل? امامت بوده است.1113 بخشي از اين مناظرات در کتاب کمال الدين او و بخش ديگر در رساله اي که شيخ جعفر دوريستي گرد آورده آمده است.1114 چندان که بايد گفت مجالس وي نقش مهمي در تبيين انديشه هاي تشيع داشته و اين چنين است که ابن شهرآشوب از شيخ صدوق با عنوان “مبارز القميين” ياد کرده است.1115
به هر روي، با گذار از سد? سوم هجري و ظهور مکتب بغداد برپايي مجالس مناظره و مجادلات کلامي ديگربار رونق گرفت و تفسير صحيحي از روايات نهي کننده از جدل ارائه گرديد. شيخ مفيد جدال و مناظره را بر دو قسم کرد و ائمه: را مشوّق جدال و مناظر? بر حق معرفي کرد و نهي از کلام را شامل طايفه اي دانست که صلاحيّت دخالت در اين گونه مسائل را ندارند. وي ادلّ? نهي کننده از جدل را مختصّ سخن گفتن در عرص? تشبيه مي داند و کلام در توجيه و نفي تشبيه را امري مطلوب معرفي مي نمايد.1116 از اين رو، يکي از مصاديق بارز ارتباط عالمان مکتب بغداد، مناظراتي است که ميان آنها رخ داده است.1117

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه نماز جماعت، مصلحت و مفسده، مقام استدلال، معرفت خداوند Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه علم اصول فقه، امام صادق، عقل و نقل، ابوسهل نوبخت