منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق، سوره بقره، امیرالمومنین، امام علی (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

خود می کنیم. امام این کار آن‌ها را مذموم شمرد و جهت آگاه کردن آن‌ها فرمود : این کار باعث پستی و حقارت شما می‌شود. شما را در دنیا به رنج می اندازد و در آخرت به شقاوت می کشاند.
5-1-3 رنج و تلاش برای کسب روزی حلال : 4 درصد
واژه روزی، به معنای رزقی است که خداوند متعال برای همه افراد زمین عطا کرده است و همینطور به معنای خوراک روزانه آمده است. واژه حلال نیز به معنای جایز و روا آمده است(دهخدا،1361).
با نگاه به آیات قرآنی در می یابیم که قرآن هرگز ما را به چشم پوشی از مواهب الهی دعوت نکرده است و فقر را ارزش و نعمت به حساب نیاورده و همیشه آدمی را دعوت به فعالیت نموده است تا از طریق کار و کوشش خود به روزی حلال دسترسی داشته باشد و دستور داده است که از روزی حلال و پاکیزه بخورید:
«ای مردم، از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه بخورید.»(سوره بقره،آیه168)
«از نعمت­های پاکیزه­ای که به شما روزی داده­ایم بخورید.» (سوره بقره،آیه57)
در این آیات مراد از طیبات، چیزهای حلال و پاکیزه است که خداوند متعال روزی بندگانش قرار داده است و به حالت دستوری آورده است که ازحلال و طیب تناول کنید.
پیشوایان معصومین(ع) همواره با گفتارو عمل، پیروان خود را به تلاش برای به دست آوردن روزی حلال تشویق کرده و حلال بودن روزی را ویژگی لازم و دائمی درآمدها دانسته­اند. در روایات بسیاری که از پیامبر اکرم(ص)آمده است، مشاهده می­کنیم که آن حضرت کسب در آمد حلال را برای هر مسلمانی واجب دانسته است(مجلسی،1364) و تلاش و کار کردن در این راه را با جهاد برابر شمرده­اند.(ری شهری،1377)
در روایت دیگری نیز حضرت می­فرمایند: هر کسی شب هنگام بر اثر جستجوی حلال، خسته به خواب رود، آمرزیده خفته است. در روایت دیگری نیز، امام صادق(ع)، به جستجوی روزی حلال امر می­فرمایند و آن را کمک و پشتیبان دین معرفی می­کنند.(احسان بخش،1366)
5-1-3-1 نصیحت زاهد(داستان شماره 21)
زاهدی در هوای گرم تابستان مدینه شخصی فربه و درشت اندامی را دید که در آن هوای گرم خود را به سختی افکنده و در مزرعه مشغول کار بود به قصد نصیحت کردن او جلو رفت و امام باقر (ع) را دید. مرد زاهد گفت : آیا سزاوار است مرد شریفی مثل شما در طلب دنیا در چنین گرمایی متحمل رنج فراوان بشود. آیا اگر مرگ در چنین وضعیتی شما را فرا گیرد چه خواهد شد. شایسته شماست که دنبال دنیا باشید. امام باقر فرمودند : اگر در چنین حالتی بمیرم در حال عبادت و انجام وظیفه از دنیا رفته ام. آیا گمان میکنی عبادت منحصر به ذکر نماز و دعاست که طلب روزی حلال اطاعت امر حق می‌باشد.
5-1-3-2 بار نخل (داستان شماره 46)
امام علی (ع) به منظور کار کردن به سوی صحرا رفت. در حالیکه باری از هسته های خرما به همراه داشت. شخصی از او پرسید : یا علی! چه چیز همراه داری؟ امام فرمودند : درخت خرما، ان شالله.
آن مرد تعجب کرد و تعجب آن مرد وقتی زایل شد که بعد از مدتی دیدند تمام هسته های خرمایی که امام آن روز کشت کرده بود به‌صورت یک نخلستان درآمد و هر کدام درختی شد.
5-1-3-3 عرق کار (داستان شماره 47)
امام کاظم در هوای گرم مشغول کار و اصلاح زمین بود و عرق از تمام بدنش جاری بود. شخصی از امام خواست تا امام این کار را بر عهده دیگران بگذارد. امام فرمودند : چرا به عهده دیگران بگذارم در حالیکه رسول خدا و امیرالمومنین و همه اجدادم که از من بهتر بودند همواره از این کارها می کردند و اساساً کار و فعالیت در زمین از سنن پیغمبران و اوصیا و بندگان شایسته خداوند است.
5-1-4 تواضع و فروتنی در برابر خلق خدا : 4 درصد
5-1-4-1 غذا دسته جمعی (داستان شماره 6)
در یکی از سفرهای پیامبر اکرم و اصحابش هنگام طبخ و صرف غذا هر کدام از اصحاب انجام کاری را به عهده گرفت پیامبر نیز به جمع آوری هیزم از صحرا پرداخت اصحاب ممانعت نمودند اما پیغمبر فرمود و خداوند دوست ندارد بنده ای در میان یارانش برای خود نسبت به دیگران امتیازی قائل شود.
5-1-4-2 بازاری و عابر(داستان شماره 18)
روزی مالک اشتر فرمانده و سپهسالار امیرالمومنین از بازار کوفه می گذشت. مردی بازاری که او را نمی شناخت از روی جهل و گمراهی به منظور فراهم کردن موجبات خنده رفقا مشتی از زباله به سوی او پرتاب کرد. مالک اشتر بدون هیچ عکس العملی محکم و مطمین به راه خود ادامه داد. دوستان آن مرد فوراً مقام و منزلت مالک را برای او بیان کردند. مرد هرایان به سوی او که به سوی مسجد می‌رفت روان شد. منتظر ماند تا نماز و عبادت و تضرع مالک تمام شد و آن گاه به سوی او رفت و عذرخواهی نمود مالک اشتر فرمود : من فهمیدم که تو فردی نادان جاهل و گمراهی که بی جهت به مردم آزار می رسانی و دلم به حالت سوخت و به مسجد آمدم تا در حق تو دعا کنم که خداوند تو را هدایت کند.
خلفای اموی روش ساده زیستی پیامبر را به زندگی اشرافی تبدیل کرده بودند امام صادق (ع) می خواست به حمام برود و صاحب حمام می خواست حمام را فرق کند تا فقط امام در آن حضور یابد اما امام اجازت نفرمود و گفت و مومن سبکبارتر از این سخنان است.
5-1-5 اهمیت خدمت به خلق : 4 درصد
5-1-5-1 همسفر حج (داستان شماره 5)
در این داستان امام صادق عمل همسفران مردی را که در سفر حج یکسره مشغول طاعت و عبادت بود و دیگر همسفران به انجام کارهای شخصی او می پرداختند برتر از عمل عبادت آن مرد معرفی کرد.
5-1-5-2 قافله ای که به حج می‌رفت(داستان شماره 7)
امام علی بن الحسین (ع) قافله ای را که اهل آن امام را نمی شناختند جهت سفر حج انتخاب کرد و در بین راه به دیگران در انجام کارها کمک می کرد.
در یکی از منازل اهل قافله توسط شخص دیگری از قافله ای که می گذشت از هویت امام آگاه شدند و از امام عذرخواهی کردند. امام علیه‌السلام فرمودند : مایلم همسفرانی انتخاب کنم که مرا نمی شناسند تا بتوانم به سعادت حرمت رفقا نائل شدم.
5-1-5-3 گره‌گشایی(داستان شماره 91)
صفوان در محضر امام صادق بود که مردی طلب کمک در حل معامله ناتمامی نمود. امام به صفوان دستور میانجیگری و رفع مشکل نمود. صفوان کار را به نحو احسن انجام داد و امام فرمود: عمل تو از هفت بار طواف کعبه محبوب‌تر است. سپس حکایتی را از شخص گرفتاری نمود که به گاه نیاز به دلیل اعتکاف امام حسین (ع) به درگاه امام حسن مجتبی (ع) رفت امام علت پرسید و فرمود: توفیق برآوردن حاجات نیازمندان از یک ماه اعتکاف بیشتر است.
5-1-5-4 کدام یک عابدترند؟(داستان شماره 92)
امام صادق (ع) از احوال شخصی پرسیدند که همیشه در کلاس او حاضر بود. گفتند: به دلیل فقر، عابد و خانه‌نشین شده و یکی از دوستانش مخارج او را می‌پردازد. فرمودند: دوست وی به درجاتی از وی عابدتر است.
5-1-5-5 نصرانی تشنه(داستان شماره 97)
امام صادق همراه با غلامش مصادف در بین راه به نصرانی تشنه‌ای برمی‌خورند و امام دستور می‌دهد به وی آب بدهند. غلامش می‌پرسد آیا صدقه دادن به غیرمسلمان جایز است؟ فرمود: در هنگام ضرورت اشکال ندارد.
5-1-6 رعایت حقوق افراد : 8/4 درصد
5-1-6-1 فرد نامعین(داستان شماره 43)
امام رضا (ع) غلامان خود را مشغول گلکاری دید. چشم امام به یک نفر بیگانه افتاد که او هم با آنان مشغول گلکاری بود. پرسید این کیست؟
غلامان گفتند : یک چیزی بالاخره خواهیم داد و او را راضی خواهیم کرد.
آثار ناراحتی و خشم در امام رضا پدید آمد و گفت : تا کاری را طی نکنید و مزد آن را معین نکرده اید هرگز کسی را به کار نگمارید. اگر مزد و اجرت کار را معین کنید. اگر آخر کار چیزی اضافه شخص بدهید. او خوشحال خواهد شد و علاقه بین شما و او محکم تر می‌شود. و اگر هم فقط به همان اندازه که قرار گذاشته اید اکتفا کنید، شخص از شما ناراحتی نخواهد بود. ولی اگر تعیین مزد نکنید و کسی را به کار بگمارید در آخر کار گمان نمی‌برد که شما به او صحبت کرده اید بلکه می پندارد شما کمتر از مزدش به او داده اید.
5-1-6-2 مسلمان و کتابی (یهودی یا مسیحی یا زرتشتی) (داستان شماره 8)
روزی دو نفر یکی مسلمان و دیگری اهل کتاب در راهی به هم برخورد کردند. مقصد مسلمان کوفه و دیگری محلی دیگر بود. توافق کردند تا در مسافتی از راه مشترکشان با هم باشند و با یکدیگر مصاحبت کنند. راه مشترک با صمیمیت در ضمن صحبت ها و مذاکرات مختلف طی شد تا به سر دوراهی رسیدند. مرد مسلمان مقدار از مسیر اهل کتاب را پیمود و در جواب تعجب آن مرد فرمود : پیغمبر ما فرمودند هر گاه دو نفر در یک راه با یکدیگر مصاحبت کنند، حقی بر یکدیگر پیدا می کنند. اکنون تو حقی بر من پیدا کردی، من به خاطر این حق که تو بر گردن من داری چند قدمی تو را مشایعت کردم و سرانجام وقتی این مرد فهمید که این رفیق مسلمانش خلیفه وقت علی بن ابیطالب (ع) بوده مسلمان شد و در زمره یاران مومن و فداکار امام قرار گرفت.
5-1-6-3 بند کفش (داستان شماره 35)
امام صادق با بعضی از اصحاب در راهی می‌رفتند که بند کفش امام پاره شد و امام مجبور به برهنه راه رفتن شدند. یکی از صحابه فوراً بند کفش خود را باز کرد تا آن را به امام بدهد و خودش با پای برهنه راه را طی کند. امام ناراحت شدند و فرمودند : اگر یک سختی برای کسی پیش آید، خود آن شخص از همه به تحمل آن سختی اولی است. معنا ندارد که حادثه‌ای برای یک نفر پیش بیاید و دیگری متحمل رنج شود.
5-1-6-4 فرار از بستر(داستان شماره 109)
شبی پیامبر در منزل عایشه به سر می‌برد آن شب نوبت خانه عایشه بود که پیامبر در آ« جا بماند. نیمه شب پیامبر از خواب بیدار شد و به بیرون از خانه رفت. عایشه فکر نموده پیامبر مانند شب های دیگر که نیمی یا ثلثی از شب را به شب زنده داری و عبادت می گذراند به گوشه اطاق می رود اما پیامبر از منزل خارج شد و عایشه فکر نمود پیامبر شب را به منزل یکی دیگر از همسرانش می رود. او را تعقیب نمود و پیامبر تا قبرستان بقیع رفت و عایشه نیز او را تعقیب نمود و در برگشت پیامبر به خانه عایشه زودتر از حضرت وارد رختخواب شد پیامبر متوجه نفس های عمیق عایشه و شرح ماجرا شد و به عایشه گفت فکر می کنی خدا و پیامبر خدا به تو ظلم می کنند و حق تو را به دیگری می دهند
پیامبر گفت : جبرئیل نازل شد و دستور داد برای مردگان بقیع طلب آمرزش کنم و من این کار را انجام دادم. و پس فرمود : برای طلب آمرزش رفتگان از خاک بگو السلام علی اهل الدیار من المومنین و المسلمین و یرحم الله المستقدمین منا و السمتاخرین. فانا ان شاء الله اللاحقون
5-1-6-5 حق برادر مسلمان(داستان شماره 115)
عبدالعلی از کوفه عازم مدینه بود و دوستان و پیروان امام صادق (ع) مسایل زیادی مطرح کردند که جواب آن‌ها را از امام صادق بگیرد. او این کار را انجام داد و امام به تمام سؤالات جواب داد الا حق برادر مسلمان فرجام روز خداحافظی به نزد امام رفت و دوباره پرسید. امام جواب داد یکی رعایت عدل و انصاف میان خود و دیگران دیگر اینکه مال خود را از برادران مسلمان مضایقه نکند یا به موامات برخورد کند سوم یاد کردن خدا لحظه اشتباه گناه است.
5-1-6-6 بازنشستگی(داستان شماره 119)
پیرمردی نصرانی پس از تحمل سالها رنج و زحمت کور و ناتوان شده بود و اندوخته ای نداشت. سر کوچه می ایستاد و گدایی می کرد حضرت علی (ع) بر او وارد شد و شرح ماجرا را پرسید و در آخر گفت عجب وقتی که توانایی داشت از او کار کشیدید و اکنون او را به حال خود گذاشته اید الان بر عهده حکومت است که تا زنده است او را تکفل کند. بروید و از بیت المال به او مستمری بدهید.
5-1-7 حلم و بردباری : 6/1 درصد
5-1-7-1 امام باقر و مرد مسیحی(داستان شماره 10)
مردی مسیحی در مقام سخریه و استهزاد امام باقر برآمد و به امام گفت : انت بقر : یعنی تو گاوی
امام بدون ناراحتی و عصبانیت با کامل سادگی فرمود : نه من بقر نیستم. من باقرم. ادامه داد : تو پسر زنی هستی که آشپز بود. امام فرمود : شغلش این بود. عار و ننگی نیست.
مرد : مادرت بی شرم و بد زبان بود.
امام : اگر این نسبت ها که به مادرم می دهی راست است خدا او را بیامرزد و اگر دروغ است از گناه تو بگذرد که دروغ و افترا بستی.
امام با وجودی که قادر بود همه گونه آزار آن مرد خارج از دین اسلام

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، احساس حقارت، آیات قرآن Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه بیت‌المال، امام علی (ع)، امر به معروف، نهی از منکر