منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق، آخرالزمان

دانلود پایان نامه ارشد

برخى به رقّت آمده در مكه مى‏ماندند و هجرت نمى‏كردند. آيه آمد: “اى مؤمنان برخى زن و فرزندان در واقع دشمن شما هستند، از ايشان بر حذر باشيد …”353
صاحب تفسير نمونه در تفسير اين آيه روايتي از امام صادق(ع) ميآورد که حرف ابن عباس را تأييد ميکند:
“في تفسير القمّي في رواية أبي الجارود عن أبي جعفر الباقر عليه السّلام في قوله تعالى: “إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ‏ ” و ذلك أنّ الرجل إذا أراد الهجرة تعلّق به ابنه و امرأته و قالوا: ننشدك اللّه أن لا تذهب عنّا فنضيع بعدك، فمنهم من يطيع أهله فيقيم، فحذّرهم اللّه أبناءهم و نساءهم، و نهاهم عن طاعتهم، و منهم من يمضي و يذرهم و يقول: أما و اللّه لئن لم تهاجروا معي ثمّ جمع اللّه بيني و بينكم في دار الهجرة لا أنفعكم بشي‏ء أبدا. فلمّا جمع اللّه بينه و بينهم أمر اللّه أن يتوق بحسن وصله فقال: وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ‏”354:يعني: در تفسير قمى در روايت ابى الجارود از امام باقر ابى جعفر(عليه السّلام) روايت نموده در مورد آيه (إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ)، فرمود از اهل ايمان هنگام هجرت از مكه و پيروى از رسول(صلّى اللّه عليه و آله) فرزند و همسر آنان مانع مى‏شدند از اينكه هجرت نمايند و آنان را در مكه بگذارد و بعض از اهل ايمان درخواست همسر و فرزند خود را پذيرفته پروردگار آنان را در حذر فرموده از اينكه فريفته خواسته فرزند و همسر خود شده و از آنان اطاعت نمايند و بعض ديگر از اهل ايمان كه درخواست فرزند و همسر خود اعراض نموده هجرت نمودند و به آنها ميگفتند چنانچه با من هجرت به مدينه ننمائيد من هرگز براى شما نفعى نخواهم داشت و پس از اينكه همسر و فرزند آنان نيز هجرت مى‏نمودند آيه امر مى‏نمايد كه (باحسن سلوك تلقى) نمايند و از تأخير و منع آنان صرف نظر نمايند و آنان را مورد مؤاخذه قرار ندهند و صفت مغفرت و رحمت پروردگار را ياد بياورند. در آيه به اين موضوع که بعضي ازهمسران و بعضي از فرزندان دشمن شمايند اشاره شده است، آنجا که ميفرمايد:” يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ‏”
اين”من”، من تبعيضيه است يعنى بعض أزواج و اولاد شما دشمن شما هستند دشمنى آنها مجرد عداوت ظاهريه نيست كه اذيت و ظلم كنند نسبت به شما بلكه بسا از شما توقعاتى دارند كه شما را منع ميكنند از اتيان به واجبات الهى از نماز و زكاة و خمس و حج و هجرت براى تحصيل علم دين و ساير واجبات و اعمال صالحه يا شما را وادار ميكنند به ارتكاب محرمات جعبه ساز ميخواهند بردن آنها را بدون حجاب در تماشا خانه‏ها و سينماها و مراكز فحشاء يا به كارهاى زشت كه امروز بسيار رواج دارد.355
اما چرا بعضي از آنها؟ علامه طباطبايي در اين باره مينويسد که”بعضي از زناني که با همسران مؤمن خود دشمني ميورزند بدان علت است که شوهرانشان ايمان دارند و عداوت بهخاطر ايمان آنهاست، ميخواهند شوهران خود را از اصل ايمان و يا از اعمال صالحهاي که مقتضاي ايمان است منحرف کنند و شوهران زير بار نميروند، قهراً زنان با آنها دشمني ميکنند چون دوست ميدارند شوهران به جاي علاقهمندي به راه خدا و پيشرفت دين به اولاد و همسران خود علاقهمند باشند و براي تأمين آسايش آنان به دزدي و غصب مال مردم دست بزنند. در حقيقت، دشمن ايمان پدران و همسران خود ميباشند” خداوند مؤمنان را چنين مورد خطاب قرار ميدهد که: “در حقيقت برخي از همسران و فرزندان شما دشمنان شمايند، از آنان بر حذر باشيد…”356
طبرسي(رحمه الله) در اينباره بيان ميدارند: “لأن من الأزواج من يتمنى موت الزوج و من الأولاد من يتمنى موت الوالد ليرث ماله و ما من عدو أعدى ممن يتمنى موت غيره ليأخذ ماله و كذلك يكون من يحملك على معصية الله لمنفعة نفسه و لا عدو أشد عداوة ممن يختار ضررك لمنفعته”357يعني: برخي از همسران و فرزندان آرزوي مرگ انسان را دارند تا ثروت او را به ارث برند و مسلماً هيچ دشمني براي انسان بدتر از آن نيست که آرزوي مرگ را براي انسان داشته باشد، برخي هم پدر و همسر را بهخاطر سودجويي وسوسه ميکنند تا دست به گناه و ستم زند و مقررات خدا را در جهت هواهاي خود پايمال کند. با اين اوصاف دريافتيم که دشمن ايماني دشمني جدّي است که ما چه بخواهيم چه نخواهيم با اين نوع دشمن دست به گريبانيم، پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله) در اينباره ميفرمايند: “الا ان اعقل الناس عبد عرف ربه فاطاعه، عرف عدوه فعصاه”358: آگاه باشيد! خردمندترين مردم بندهاي است که پروردگارش را شناخته، فرمانش برد و دشمنش را شناخته، نافرمانياش کند.

بخش دوم:
3-2) دشمن خارجي (يهود، کافران، مشرکان)
دشمنان خارجي (دشمن ظاهري):
دشمنان ظاهري كه عداوت خود را اظهار مى‏كنند از ضعيف‏ترين دشمنان هستند زيرا كه شناسايى آنان آسان و در مبارزه و رويارويى با آنان هميشه مؤمنان پيروز خواهند بود. البته دشمن را هيچگاه نبايد كوچك شمرد و از او غفلت نمود و آسايش را بر آمادگى ترجيح داد زيرا كه او هميشه در كمين ماست و هرگز نمى‏خوابد. قرآن كريم در آيات مختلف دشمنان بيرونى را شناسانده است كه به ترتيب به معرفى آنان مى‏پردازيم.
قرآن مجيد، بهطور کلّي اهل کتاب را به عنوان دشمن معرفي کرده است. واژه اهل کتاب شامل دو گروه: يهود و نصارا مي شود. آيههايي در قرآن بر دشمني اين دو گروه با اسلام و مسلمان دلالت دارد:
“وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ‏ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ”359
هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، (تا بهطور كامل، تسليم خواسته‏هاى آنها شوى و) از آيين (تحريف يافته) آنان، پيروى كنى. بگو: “هدايت، تنها هدايت الهى است!” و اگر از هوى و هوسهاى آنان پيروى كنى، بعد از آنكه آگاه شده‏اى، هيچ سرپرست و ياورى از سوى خدا براى تو نخواهد بود.
قرآن به صراحت دستور قطع رابطه با اين دو گروه را به مسلمان مي دهد:”يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ‏”360:اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! يهود و نصارى را ولّى (و دوست و تكيه‏گاه خود،) انتخاب نكنيد! آنها اولياى يكديگرند و كسانى كه از شما با آنان دوستى كنند، از آنها هستند خداوند، جمعيّت ستمكار را هدايت نمى‏كند.
البته بايد گفت که به نصِّ صريح قرآن، عداوت يهود از عداوت نصاري به مراتب بيشتر است لذا در قرآن بيش از همه اقوام ديگر از بني اسرائيل سخن گفته شده است و آن به علت شدّت عناد و جهودشان نسبت به حق است، خداوند براي روشن و تبيين نمودن ابعاد دشمني آنها با حق در آيات بسياري از نعمتهاي مختلف الهي بر آنها سخن گفته و سپس موضع آنها را در برابر اين نعمتها بيان کرده است که چگونه ناسپاس و بهانهجو هستند و هميشه در صدد بهانهجويي و ايرادگيري ميباشند.
برخي از يهوديان، آنقدر نيرنگ و توطئه از خود نشان داده که از حدّ و حصر خارج است. در همان روزهاي پيدايش، آنقدر با پيامبر عظيم الشأن خود کج روي و بدرفتاري کردند که چندين مرتبه برايشان عذاب نازل شد تا جايي که خداوند در سوره مائده، يهوديان را به عنوان دشمنترين دشمنان معرفي شده اند:
” لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ‏”361
به طور مسلّم، دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشركان خواهى يافت و نزديكترين دوستان به مؤمنان را كسانى مى‏يابى كه مى‏گويند: “ما نصارى هستيم” اين بهخاطر آن است كه در ميان آنها، افرادى عالم و تارك دنيا هستند و آنها (در برابر حق) تكبّر نمى‏ورزند.
علامه طباطبايي در تفسير آيه فوق چنين مينويسد: همين ادامه داشتن برخوردهاى مختلف آنان در قرون متمادى و طولانى خود شاهد و گواه محكمى است بر صدق دعوى قرآن كه بهطور كلى فرمود:” لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ”براى اينكه گر چه خطاب در اين آيه متوجه شخص رسول اللَّه (ص) است، ليكن اين نكته نيز بر كسى پوشيده نيست كه آيه شريفه در مقام بيان قانون و ضابطى است كلّى.362

3-2-1) يهود:
3-2-1-1) يهود در لغت:
برخي لغتشناسان کلمهي “يهود”، را از مادهي “هود” گرفته شده است و اين موضوع را چنين تبيين ميکنند که: هنگامي که حضرت موسي(ع)، هفتاد تن از بني اسرائيل را به ميقات برد و آنها به سبب خواستهشان دربارهي ديدن خداوند مورد خشم قرار گرفتند پيامبرشان گفت:” إِنَّا هُدْنا إِلَيْكَ‏”363: ما به سوي تو باز ميگرديم و توبه ميکنيم.364
صاحب کتاب انوار درخشان نيز اين سخن را تأکيد نموده و نوشته است که: يهوداز مادّه هاد، يهود، هودا به معنى توبه گرفته شده باشد، به تناسب آن كه گروهى از بنى اسرائيل گوسالهپرستى نمودند و پس از اجراء كيفر بر آنان باقيماندگان توبه نموده و به پرستش آفريدگار بازگشتند. و از آنست “تهود الرجل” يعنى دين و آئين يهوديّت را پذيرفته است و هود جمع هائد ميباشد.365
همچنين گفتهاند نامگذاري اين گروه به يهود به خاطر برگشت آنها از اسلام و آيين حضرت موسي(ع)است.366
اما صاحب تاج العروس، نظر ديگري را بيان ميکند و ميگويد: اشتقاق اين واژه از ماده “هود” درست نيست، زيرا برگشت اين کلمه که ريشهاي عبري دارد، به واژهي جامد “يهودا” است.367 بنابراين يهود عبارتست از كساني كه خود را از فرزندان يعقوب اسرائيل ميدانند زيرا بزرگترين فرزندان يعقوب پيغمبر يهودا بوده، بدين تناسب نواده‏هاى او را انتساب به يهودا ميدهند گرچه از سائر فرزندان يعقوب باشد.368

3-2-1-2) شناخت اجمالي چهرهي يهود:
يهوديان از فرزندان حضرت يعقوب ميباشند. حضرت يعقوب دوازده پسر داشت و يکي از آنها يهودا بود که بعدها به فرزندان او و ديگر برادرانش بني اسرائيل گفته ميشد. در ميان فرزندان بني اسرائيل ، پيامبري به نام حضرت موسي(ع) مبعوث شد. موسي شروع به تبليغ خداشناسي کرد و سرانجام، بني اسرائيل را از مصر به سمت صحراي سينا برد و…369
مباحث بالا، بيشتر درمورد تاريخچه يهود از ابتدا پيدايش است اما در اين تحقيق بيشتر بر يهود زمان پيامبر(ص) تأکيد است لذا در ادامه به موضوع علّت هجرت يهود به مدينه و اقدامات آنها در عصر پيامبر(ص) ميپردازيم:

3-2-1-3) هجرت يهوديان به مدينه:
دربارهي پيشينه و علت کوچ يهوديان به مناطقي از جزيرة العرب نظرات گوناگوني وجود دارد:
1) ابوالفرج اصفهاني معتقد است، حضور يهود در حجاز به دوران حضرت موسي(ع) مربوط است.370
2) بلاذري و طبري معتقدند که علت مهاجرت يهوديان به جزيرةالعرب، غلبهي روميان بر شام و ويراني معبد و کشتار آنان است.371
3) در منابع اسلامي علت ديگري براي کوچ يهوديان ذکر شده است و آن، اين است که: آگاهي يهود از ظهور پيامبر آخرالزمان در اين منطقه است؛ ابوبصير از امام صادق (ع) روايت ميکند:” يهود در کتابهاي خود خوانده بودند که محل هجرت محمد(ص) ميان دو کوه عير و واحد است. پس در جستجوي اين دو کوه راه افتادند تا اين که آنها رايافته در کنارش ساکن شدند”.372
در يک جمعبندي کلّي ميتوان چنين نتيجهگيري نمود: از آنجا که گزارشهاي مربوط به علت کوچ يهوديان با هم تناقض ندارد و قابل جمع است ميتوان گفت: که يهوديان در چند مرحله به جزيرة العرب کوچ کردهاند.373
پس از هجرت يهوديان به جزيرة العرب در يثرب (مدينه امروزي)ساکن شدند. و دستههاي مختلفي از آنها به اطراف چشمههاي وادالقري و خيبر روي آوردند و بناهاي

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه نهج البلاغه، حکمت خداوند، نفس اماره، زبان قرآن Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه ظلم و ستم، امر به معروف، سوره بقره