منابع و ماخذ پایان نامه امام خمینی(ره)، امام خمینی، افغانستان، آستان قدس رضوی

دانلود پایان نامه ارشد

عنوان هديه و تبرک با خود مي­برد. خود را همسايه امام رضا(ع) معرفي مي­کند و از خداوند مي­خواهد به طفيل بارگاه ملکوتي او بر ما رحم کند. چند بيت از اين قصيده را با هم مي خوانيم:
فرخنده کشوري کـه تويي شهريار آن آسـوده مردمـي کـه تويي غمگسار آن
گــلـزار شرق را نـبـود تا بد خـــزان اي رحمت خدا! چو تـويي نو بـهار آن
رخشنده­خاتمي است در انگشت­مرتضي نـازد بــه نـام تو گــهــر آبــــدار آن
شـادم ز­بخت خويش کز اين استان برم امــروز بــر جبـيـن ارادت غـبــار آن
تبريـک عيـــد مولــد فرزنـد مصطـفي تــا صبح حشـر بــس بودم افتخـار آن
همسايگــان کــوي رضاييـم، اي خدا! رحمــي نــما بــه طفيــل جــوار آن
از مــا درود بــاد بــه ايـن مرجع اميد تا هست چرخ و گردش ليـل و نهار آن
تـا آفتــاب بوســه زند صبــح بر درش تــا اختـــران کننــد شبــانگه نــثار آن

خليلي سرايشگراندوه آزادي
استادخليل الله خليلي، درحيات اجتماعي وادبي جامعه ما، يك استثناد ويك پديدۀ ناتكرار است. چه استثنايي فراتر از ين كه درآغاز زيست آگاهانه ودرفرجام حيات، باآوارگي واندوه همنشين است.
خليل الله فرزند ناز پروژۀ ميرزا محمدحسين خان مستوفي الممالك ونايب سالارملكي و نظامي حيبب الله خان، تازه يازده سال داشت كه پدرش به دست امان الله خان شهيد گرديد، اموالشان مصادره شد، و اين طفل ۱۱ ساله درمعرض رنج وآوارگي شديد قرارگرفت كه صحبت و تماس با او و خاندانش جرم بود. استادصلاح الدين سلجوقي درنخستين ديدارش از خليل الله، اين وضعيت را نيکو به تبيین آورده است.

من به كابل آمدم به سراغ بازماندگان مرحوم مستوفي الممالك شدم وشنيدم كه در بين عائله مرحومي پسری از او باقي مانده است كه به جرم ناكردۀ پدر به گوشۀ محصور و متواري است ومن بااينكه بعضي ازدوستاني كه عقل نزد ايشان عبارت است از اختناق حس و قلب و ضمير، مرا از اتصال به فرزند مستوفي الممالك منع مي نمودند، خودرا به جناب خليل الله كه اكنون استاد ماست رسانيدم.

(كليات اشعار، ديدگاه استاد سلجوقي، ص ۶۲۵)

او باوجود فتنه ها، به غریبي روستاها به استحاله نرفت، كه از لاي دود وآتش بيرحمي ها، چون آذرخشي درخشيد و در معركه ها ومصاف ها قامت آراست. باسقوط حبيب الله كلكاني، خليل الله به تاشكند وبعدهرات وقندهار، آواره وتبعيد گردید. اين دوره از 1308 تا ۱328، مدت ۲۰ سال دوام کرد. بدينگونه مي بينيم خليل الله تاسن ۴۰ سالگي، جزده سال كودكي، ۳۰ سال دركورۀ زندگي عذاب مي كشد وپخته ميگرددو چنين رنجست كه خليل الله راقوام مي دهدوخلیلی مي سازد.

درسال ۱۳۲۸ دبيركابينه وبعدرئيس مستقل مطبوعات ومشاورشاه ميگردد ودراخير تاسال ۱۳۵۷ سفيرعربستان وعراق است. شايد كوته نگران اين دورحيات خليلي را نكوهش كنند. اما برعكس استنثایي ترين عهد حيات او كه درتاريخ ادبيات خويش، همسانش را نداريم همين دوره است.

نخست اينكه كمتر كسي توانسته است سي سال افراخته قامت زندگي كند باوجود همه آلام ومصايب. ودوديگراينكه پس ازچنين دورۀ رنج وعذاب، اگرمجالي حاصل شود، انسان طبعاً به راحتی خو ميكند وديگر ياد گذشته ها رانمي نمايد.

اما خليلي نه از آن كسان است. او هيچ گاه نه كرسي فلك رازيرپاي شاه نمي گذارد وحتي يك حرف و ستايش مبالغه آميز دربارۀ شاه برزبان نمي آورد. توجه كنید، وقتي شاه راستايش ميكند، ميگويد:

درعهد پادشاه جوانبخت زنده دل
اين تهنيت به محفل پيروجوان دهم

درين بيت مي بينيم كه جوانبخت اصلاً تعريف نيست، بلكه يك امر واقعي است ظاهرشاه درجواني بابخت واقبال شاهي قرين گرديده است. كليمۀ زنده دل درستايش يك شاه حتي اهانت است. خليلي آگاهانه اين كليمه را انتخاب نموده است ونخواسته شاه رابي موردوبه دروغ ومبالغه آميز ستايش كند. خليلي نتنها مبالغه واغراق ندارد كه هميشه اورا به عدل وداد فرامي خواند.

گرگويم عمرت ازهزار افزون باد قوليست خطا
ورگويم دشمنت واژگون باد این نیست خطا
اميد من آنست كه درروز جزا در پيش خدا
نامت به شمارعادلان مقرون با اين است دعا

ودر تا آنجاپيش ميرود، كه شاه را ازآينده اعمالش اخطار مي دهدوشفاف وروشن بيان ميكند كه همه تخت هابه خون ترگشته اند، افسانۀ تاج گذراست وازقافلۀ شاهان فقط داستاتانهاي برجامانده وآنچه ماندگاراست، عمل است وبس كه بايد نيكو كارونيكو كرداربود.

داني كه شعارچرخ غدار مكراست وفريب ورنج وآزار
يك چشم بصير درجهانيست كزجورزمانه خونچكان نيست
تختي كه به خون نگشته تركو تاجي كه جدانشد زسر، گو
دربارگۀ جهان گشايان برخاك نشسته بينوايان
ازقافلۀ جهان ستانها چون گردبجاست داستانها
افسانۀ تاج دلنشين است آيينه روزگار اين است
تاریخ چودادگاه باشد اعمال درآن گواه باشد
(كليات اشعار، مثنوی ها، ص ۳۷۹)

مي نگريم كه خليلي مداح دربارنيست، معلم است، هدايتگراست وتوبيخ كننده واخطار دهنده است. شخصيت اودررنج ومصايب بارورگرديده است، بازرق وبرق دربار ديگرگون نمي گردد. اندوه بزرگ اودرسراسر ديوانش تاپايان حيات بلامنقطع ادامه دارد، كه روي آن مكث خواهيم كرد.

خليلي دردربار چنان باصلابت و استوارگام برمي دارد و زندگي دارد كه غبطهبرانگيز است. تاآنجاكه گاه گاه باشاه رجزخواني ميكند و حتي زماني كه چيزي ازاومي خواهد، از شكوه و شان خود و از نامردي ايام ياد مي كند و از تاراجی كه بر او رفته است سخن مي گويد. در سرودهای كه از شاه، سرپناهي مي خواهد و از چپاولي كه بر او رفته است، چنين سخن مي راند:

فرزند ناز پرورمهد تنعمم
چون من كسي نديده درين ناز پروري
عهد تجمل پدرنامدارمن
روشن بود به خلق چوخورشيد خاوري
تاراج گشت گلشن آمال من دريغ
ازجور روزگار بتاراج بربري
(كليات اشعار، قطعات ص ۳۱۳)

خليلي بعد ازكودتاي ثور ازسفارت استعفا مي دهد و مدتي در اروپا و امريكا به سرمي برد، ولي با آغاز جهاد و مقاومت (مدينۀ موعود روشنفكران امروزين) اروپا و امريكا را رها مي كند و به كنار مردم و مقاومت مي آيد. درحالي كه همه مدعيان سياست و رهبري جامعه روانۀ اروپا بودند، حركت خليلي ازآنجا به سوي برهنه پايان مظلوم، استثناي ديگري است كه تكرار ندارد. اگر شما مشاهده كرديد به ما هم نشان دهيد. اين فقط خليلي است كه درحرکت به سوي مبارزان و آزادگان كشورش، سرزمين ناز و نعمت را رها مي كند. در اينجاست كه بغض ۷۰ ساله اش را مي تركاند، مي نويسد و مي گويد آنچه را تا هنوز نگفته است. اين سيرحركت پرشكوه تاريخي واجتماعي، زيستنامۀ پرافتخاري است كه به گونۀ استثنايي، ويژۀ خليلي مانده است و خواهد ماند.

خليلي درآيينه اشعار:

نگرشي براشعار وسروده هاي استاد خليلي، نشان مي دهد كه شعرخليلي فرياد است، اعتراض است، آواي درد وعصيان است، جرقه وانفجار آتشفشاني است كه تماشاگران از روشنايي اش شادمان اند، حال آنكه مذابۀ دل وخونابۀ روحي است كه به فوران آمده است.

اكثر غزلهاي استادخليلي برعكس شاعران ديگركه ازعشق وزندگي هاي شادمي گويند، باعناوين اندوه بار آغاز گرديده است. برخي اين عناوين را بابيت هاي بگونۀنمونه تذكر مي دهيم تادريافته باشيم كه خليلي حتي درغزل ومغازله، خون مي خورد.

عنوان غزل

ظلمت سرا:
شب عمرم درين ظلمت سرا بادردوغم بگذشت
ندارم بعدازين چشم اميد ازروزن فردا

(كليات اشعارص۳)

درماتم شهركابل:
سرو سرنگون گشته، سبزه تربخون گشته
بخت واژگون گشته، باغبان كابل را

(كليات، ص۴)

ميوۀ تلخ:
من به پيكارحوادث مي روم باتيرآه
ازفلك گيرم اگررنگين كمان بايد مرا

(كليات، ص4)

گوشۀ قفس:
به خون واشك نگارين نمودصفحۀ دل
چوطرح هستي ماخامۀ قدرمي ريخت

(كليات اشعار، ص۵)

راه نيستان:
ناله به دل شد گره راه نيستان كجاست
خانه قفس شد زغم طرف بيابان كجاست

(كليات، ص۷)

سفرهای خلیلی به ایران

خلیلی در دوران ظاهرشاه به عنوان نماینده فرهنگی افغانستان، سفرهای زیادی به ایران انجام داد و با شاعران و پژوهشگران این کشور از نزدیک آشنا شد و این آشنایی تا پایان عمر وی ادامه داشت.

محمد کاظم کاظمی، شاعر و پژوهشگر معاصر افغان در رابطه با سفرهای خلیلی به ایران در گفت‌وگو با فارس، اظهار داشت: خلیل‌الله خلیلی از دهه 30، رفت و آمد خود را به ایران آغاز کرد و به عنوان نماینده فرهنگی افغانستان سفرهای زیادی به این کشور داشت.

وی با بیان این که خلیلی در نشست‌های فرهنگی و ادبی زیادی در شهرهای مختلف ایران حضور داشت، گفت: او با چهره‌های مطرح ادبی آن زمان چون استاد بدیع الزمان فروزانفر و استاد سعید نفیسی و بسیاری از چهره‌های مطرح ادبی آن روزگار آشنا شد.

خلیلی و قصیده‌ای برای امام رضا(ع)

خلیلی در یکی از سفرهای خود در سال 1339 شمسی که همزمان با میلاد امام رضا(ع) بود در حرم آستان قدس رضوی، قصیده‌ای برای حضرت رضا(ع) سرود:

فرخنده کشوری که تویی شهریار آن
آسوده مردمی که تویی غمگسار آن

گلزار شرق را نبود تا ابد خزان
ای رحمت خدا! چو تویی نو بهار آن

رخشنده خاتمی است در انگشت مرتضی
نازد به نام تو گهر آبدار آن

شادم زبخت خویش کز این آستان برم
امروز بر جبین ارادت غبار آن

تبریک عید مولد فرزند مصطفی
تا صبح حشر بس بودم افتخار آن

همسایگان کوی رضاییم، ای خدا!
رحمی نما به ما به طفیل جوار آن

از ما درود باد به این مرجع امید
تا هست چرخ و گردش لیل و نهار آن

سرود شهیدان، قصیده‌ای برای امام خمینی(ره)

منظومه «سرود شهیدان» عنوان قصیده‌ای است که خلیلی برای امام خمینی(ره) سروده است.

کاظمی در مقدمه دیوان خلیلی از این منظومه نام برده و چنین می‌نویسد، سرود شهیدان در سال 1364 در اسلام آباد منتشر شد.

قصیده‌ای که با مطلع آیت الله خمینی ای امام مسلمین آغاز می‌شود.

اشعار خلیلی در رثای چهره‌های ادبی ایران

خلیل الله خلیلی در دیوان خود اشعار فراوانی برای شاعران و پژوهشگران ایرانی سروده است.

«قافله سالار ادب» عنوان غزلی است در رثای بدیع الزمان فروزانفر در سال 1349 در بغداد سروده شده است:

استاد فضلا رفت فروزانفر و حیف
که جهان خالی از آن عارف والا باشد

بلخ تا قونیه بر مرگ کسی می‌نالد
که به راز دل این طایفه بینا باشد

وصف این شیخ گرانمایه نیابد پایان
مژه گر خامه شو، دیده چو دریا باشد

پیام به ملت بزرگ ایران: دو بازویی که بود متصل به یک اندام

«از برادر به برادر» عنوان قصیده‌ای است که خلیلی خطاب به ملت بزرگ ایران در دوران جهاد و مقاومت علیه روس‌ها سروده است:

به پیشگاه تو ای ملت خجسته! سلام
زملتی که شده صبح روشنش چون شام

سلام کشورآتش گرفته محروم
سلام ملت در خون تپیده ناکام

سلام ملت همدر و همدل و هم کیش
شریک شادی و انبار محنت و آلام

دو شاخه‌ای که بر آورده سر ز یک گلشن
دو بازویی که بود متصل به یک اندام

به بام خانه همسایه چون فتد آتش،
به حرم کیش و خرد خواب غفلت است حرام

فصل دوم:

تعریف تشبیه و استعاره

(انواع تشبیه(

انواع تشبیه به صورت خلاصه، در یك جدول 

 
اركان تشبیه
مشبه (انچه كه مانند می شود) شب
شبی چون چاه بیژن تنگ و تاریك

مشبه به (آنچه بدان مانند می كنند) چاه بیژن

وجه شبه (صفت یا وجه مشتركی كه بین مشبه و مشبه به وجود دارد.) تنگی و تاریكی

ادات تشبیه (واژه هایی كه شباهت را به وسیله آن نشان می دهند) چون

 
انواع تشبیه
ازجهت وجود و یا عدم ادات تشبیه
مرسل یا صریح
اگر در تشبیه ادات تشبیه ذكر شود   (شب سیاه بدان زلفكان توماند)

مؤكد
اگر ادات تشبیه حذف شود. (سودای تو آتشی جهان سوز  ـ هجران تو ورطای خطر ناك)

به اعتبار وجه شبه
ذكر یا عدم ذكر وجه شبه
مفصل
اگر وجه شبه ذكر شود  (صحبت ابلهان

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه افغانستان، ملک الشعرا Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه منوچهری دامغانی، خون آلوده