منابع و ماخذ پایان نامه امام حسین، عمر بن عبدالعزیز، علی بن الحسین، اظهار رضایت

دانلود پایان نامه ارشد

را فراهم آورد اما حلم و بردباری را پیشه خود ساخت که باعث ایجاد انقلابی در روحیه آن مرد مسیحی و اسلام آورردنش شد.
عایشه همسر رسول خدا در خدمت پیامبر بود که مردی یهودی وارد شد و هنگام ورود به جای سلام علیکم گفت : السام علکیم یعنی مرگ بر شما. طولی نکشید که نفر بعدی وارد شد و او نیز اینگونه خطاب به آن حضرت سلام کرد. معلوم بود که تصادف نیست و نقشه آنان است که با زبان، رسول اکرم را آزاد دهند. عایشه از این کار آنان سخت خشمگین شد و فریاد بر آورد که مرگ بر خود شما و …
رسول اکرم فرمود : ای عایشه! ناسزا مگو. ناسزا اگر مجسم گردد، بدترین و زشت ترین صورت ها را دارد. نرمی و ملایمت و بردباری روی هر چه گذاشته شود آن را زیبا می‌کند و زینت می‌دهد.
عایشه : مگر نمی بینی یا رسول الله که این‌ها با کمال وقاهت و بی شرمی بجای سلام چه می گویند؟
چرا، من هم در جواب گفتم : علیکم (بر خورد شما)، همین قدر کافی بود.
5-1-8 نیکی و حسن خلق با مردم : 8/4 درصد
یکی از ابزارهايي که می‌تواند ما را در تربيت فرزندان به هدف برساند محبت کردن است . محبت يکي از عوامل بسيار مهم در جذب افراد مي باشد که اثر آن بر روي فرد تربيت شونده عميق و درازمدت مي باشد .و در اين مدت مربي می‌تواند منويات تربيتي خود را به افراد القا کند وتغيير رفتاررا درآنان مشاهده نمايد .

از محبت تلخها شيرين شود از محبت سرکه ها زرين شود
از محبت دُرد ها صافي شود از محبت دَردها شافي شود
از محبت مرده زنده ميکنند از محبت شاه بنده مي کنند
(مولوی،دفتر چهارم)

در دين اسلام ، محبت به‌عنوان اساس ورکن درجذب و هدایت انسان‌ها مطرح است . اديان الهي بر پايه محبت به دل‌ها رسوخ کرده و راسخ مانده اند . یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین روش های پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله استفاده ازاین‌روش بوده است . زيرا با این روش هم جاذبه در افراد ایجاد می کرد و هم انگيزه آن‌ها را افزايش مي داد .و اگر پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله اين روش را پي نمي گرفت ، آن همه اعراب باديه نشين به دورش جمع نمي شدند تا از باديه نشيني و بربريت به تربيت و فرهنگ دين پنا ه آورند .
نيروي محبت از نظر تربيتي نيروي عظيم و کارساز است و بهترين تربيت آن است که بدين روش تحقق يابد ، زيرا محبت با فطرت و سرشت آدمي سازگاري زيادي دارد و پذيرش آن‌ها از ناحيه درون و بدون هيج گونه تحميلي است ،ضرورت و اهميت به کار گيري روش محبت ازاين روست که محبت اطا عت آور است و سبب همساني و همراهي فرزند با والدين و مربي می‌شود .
ميان محبت و اطاعت رابطه اي بسيار قوي وجود دارد . با ظهور محبت همرنگي و اطاعت پيدا می‌شود . محبت هر کسي که در دل آدمي بنشيند مطيع و پيرو او می‌شود و از خواست او سرپيچي نمی‌کند .انسان اسير محبت و محكوم آن است، تا جايى كه گفته‏اند: «اَلْاِنْسانُ عَبْدُالاِحْسانِ» احسان و اظهار دوستى، مى‏تواند بشر را تا سر حد بندگى به پيش ببرد و البته اين نتيجه طبيعى محبت‏ورزى نسبت به انسانى است كه فطرت بشرى خويش را از دست نداده باشد. سعدي معتقد است تأثیر محبت و مهر ورزي واحسان معجزه آسا است . به گونه‌ای که علاوه بر انسان ، حيوانات را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد . و حکايت ذيل را در اين باره نقل ميکند

به ره در يکي پيشم آمد جوان به تگ اندر پي اش گوسفندي روان
بدو گفتم که اين ريسمانست و بند که مي آرد اندر پي ات گوسفند
سبک طوق و زنجير از او باز کرد چپ و راست پوييدن آغاز کرد
هنوز از پي اش تازيان مي دويد که جوخورده بود ازکف مرد وخويد
چو باز آمد از عيش وشادي به جاي مرا ديد و گفت اي خداوند راي
نه اين ريسمان می‌برد با منش که احسان کمنديست در گردنش
به لطفي که ديدست پيل دمان نيارد همي حمله بر پيلبان
(سعدی،گلستان، باب دوم)

محبت دوستيها را تحكيم و كدورتها را برطرف مى‏كند. پيوندهاى اجتماعى را تعميق كرده و به اعتمادهاى مردمى تقويت مى‏بخشد. والدين و مربیان مى‏توانند با روش احسان به فرد مورد تربيت، ابتدا دل و روح او را تسخير كرده و به اختيار خود در آورند، آنگاه بى‏هيچ مشكلى به اين امر مبادرت ورزند.بنابراين براي هدايت فرزندان لازم است که ابتدا پيوند عاطفي بين پدر و مادر و فرزندان ايجاد گردد چرا که در اينصورت اطاعت پذيري آن‌ها بيشتر می‌گردد. و بر عکس عدم اظهار محبت به کودک موجب پيدايش عقده هاي رواني در کودک می‌شود که نتيجتاً غريزه تقليد در کودک که اساس زندگي کودک است را ازبين می‌برد زيرا کودک دراين صورت دچار تعارض رواني می‌شود و نمی‌تواند برااي خود الگوي معيني انتخاب کند .
به وجود آوردن احساسات عاطفي و اخلاقي يکي از اصول مهم و اصلي است که بايد بين کودک و پدر و مادر يا بزرگ‌سال به وجود آيد . ،زيرا هر کدام به نوبه خود نقش مهمي در سازندگي شخصيت کودک دارند و اگر اين اصول بر پايه درستي در محيط خانواده استوار نباشد بدون ترديد نا هنجاري در رفتار و اخلاق کودک به وجود مي آيد . ژان ژاک روسو در کتاب اميل دراين باره می‌گوید کودک داراي شخصيت مستقلي است. او نبايد به طور آشکار و جابرانه تحت فرمان قرار گيرد. پدر و مادر بايد با او مانند دوست وموافق باشند و يا لااقل نبايد بداند که تحت فرمان قرار گرفته است و بايستي فرمان او را بپذيرد ، فرزندان نبايد فکر کنند که پدران و مادران به آنان دستور می‌دهند ، فرمان اگر دوستانه باشد ، کودکان با والدينشان دوست مي شوند .
درواقع محبت نياز مستمر و هميشگي کودک است و همواره بايد کودک را با محبت کردن همراه خود کرد . بر اين اساس می‌توان گفت که نگرش مثبت فرزندان نسبت به مذهب و امور دینی ريشه در مهرورزی و محبت والدين دارد . آنان می‌توانند با اين روش دست به ايجاد فضايي آکنده از ذهن مهر و محبت بزنند و تجربه خوشايندي در ذهن کودک ايجاد نمايند . و بين امور دینی و ذهن کودک ارتباط قوي برقرار نمايند .
یکی از ابزارهای مهم برای جلب محبت افراد ارائه قصه است . با این بیان که کودک با شرکت کردن در تجربه‌های تلخ و شیرین قهرمانان قصه با واقعیت‌ها آشنا می‌شود و تحت تأثیر آنان روش مواجهه با مشکلات را درمی‌یابد . به قول شارل پرو: « کودکان را می‌توان از طریق قصه‌های دل‌چسب و دوست‌داشتنی متناسب با توانایی‌های آنان با واقعیت‌های زندگی آشنا کرد . آن‌ها در موقع گوش دادن به قصه ، مفاهیم پنهان در لابه‌لای واژه‌ها را درک می‌کنند ؛ هنگامی‌که قهرمان داستان در مرداب بدبختی غوطه می‌خورد ، آن‌ها غمگین و نگران می‌شوند و وقتی‌که به جاده‌ی خوشبختی قدم می‌گذرد ؛ فریادی از شوق برمی‌آورند و اگر بخت با شخصیت بد داستان یار شود ، بی‌صبرانه انتظار می‌کشند تا او به سزای کارهای زشتش برسد، این‌ها دانه‌هایی است که در دل کودک کاشته می‌شود و تأثیر آن ، بروز حرکاتی از سر شادی یا غم است که خود ، نشان از بارور شدن ذهن آن‌ها دارد . »( سرشار،1383؛ ص11) کودک از ابتدا با قصه و شخصیت‌های آن ارتباط عاطفی پیدا می‌کند ، و خود را با شخصیت‌های داستان مقایسه می‌کند و همراه با شخصیت داستان غصه‌دار می‌شود و همراه با فراز و نشیب قصه به همراه قهرمان داستان می‌رود تا از نهایت کار وی مطلع گردد و رفته‌رفته علاقه‌ی او به قهرمان داستان بیشتر و بیشتر می‌شود و تحت تأثیر این علاقه رفتار وی را تقلید می‌کند .
بنابراین ارائه‌ی داستان‌ها و قصه‌های زیبا درباره‌ی پیامبران و معصومین علیهم‌السلام علاقه‌ی کودکان را به ایشان بیشتر نموده ، و درنهایت شناخت کودکان را درباره‌ی آنان تقویت می‌نمایند.
5-1-8-1 اعرابی و رسول اکرم(داستان شماره 11)
پیامبر اکرم در میان انبوه اصحاب و یاران خود بود که عربی بیابانی بی‌ادب و وحشی وارد مجلس شد و از پیامبر تقاضای سیم و زر کرد. پیامبر چیزی به او داد ولی او قانع نشد و آن را کم شمرد و نسبت به پیامبر جسارت کرد. اصحاب خشمگین شدند و به او حمله‌ور شدند.
پیامبر مانع شد و برای اینکه اصحاب او را اذیت نکنند او را به خانه خود برد و مقدار دیگری به او کمک کرد. اعرابی وقتی از نزدیک زندگی ساده و فقیرانه و اخلاق پسندیده پیامبر را مشاهده کرد اظهار رضایت کرد و از پیامبر تشکر کرد و اسلام آورد.
روز بعد پیامبر او را با خود به مسجد برد و رو به جمعیت گفت : در مثل من و این‌گونه افراد مثل همان مردی است که شترش رمیده بود و مردم به قصد کمک به آن مرد به دنبال شتر می‌دویدند و آن شتر بیشتر رم می‌کرد. در این هنگام صاحب شتر از مردم خواهش کرد که کاری به شتر او نداشته باشند تا خودش از طریقی که می‌داند شترش را رم کند. سپس مقداری علوفه برداشت و آرام‌آرام به طرف شتر رفت و با سهولت مهار شتر را در دست گرفت.
سپس فرمود : اگر دیروز من شما را آزاد گذاشته بودم این اعرابی بدبخت در حال کفر و بت‌پرستی به دست شما کشته می‌شد ولی من با نرمی و ملایمت او را نرم کردم.
5-1-8-2 مرد شاهی و امام حسین(داستان شماره 12)
شخصی از اهل شام در هنگام حج امام حسین بن علی (ع) را دید. بنا بر بغض و کینه‌ای که روح شامیان نسبت به آل علی (ع) رسوخ کرده بود شروع به فحش و ناسزا گفتن به آن حضرت کرد. پس از آنکه عقده دل خود را گشود امام بدون ابراز هیچ‌گونه خشم و ناراحتی و با نگاهی پر از مهر و عطوفت و پس از قرائت چند آیه از قرآن مبنی بر حسن خلق و عفو و اغماض فرمودند من با این خلق‌وخوی سابقه دارم و سرچشمه آن را می‌دانم تو غریبی و من آماده هرگونه خدمت و کمکی به تو هستم.
مرد شامی که منتظر عکس‌العمل شدید امام بود چنان منقلب شد که گفت : آرزو داشتم زمین شکافته شد و من در آن فرو می‌رفتم. تا آن ساعت برای من در همه روی زمین کسی از حسین و پدرش مبغوض تر نبود و از آن ساعت برعکس، کسی نزد من از او و پدرش محبوب‌تر نیست.
5-1-8-3 در سرزمین منا(داستان شماره 26)
امام صادق (ع) با یارانش در نقطه‌ای از سرزمین منا نشسته و در حال خوردن انگور بودند که سائلی کمک خواست. امام به او مقداری انگور دادند سائل قبول نکرد و درخواست پول کرد. امام گفت : خیر است، پولی نداریم.
پس از لحظه‌ای سائل پشیمان شد همان انگور را طلب کرد و امام فرمود : خیر است و آن انگور را هم به او نداد.
سائل دیگری پیدا شد و امام به او خوشه‌ای انگور دادند. سائل انگور را گرفت و خدای را شکر گفت اما انگور بیشتری به او دادند آن سائل دوباره خدا را شکر گفت و امام مقداری پول از یکی از گرفت و به او داد. باز مرد شکر خدای را گفت و این بار امام جامه‌ی خود را به آن مرد داد و مرد از امام تشکر کرد. در این لحظه دیگر امام به او چیزی نداد. یاران امام گفتند اگر مرد سائل باز به شکر خدای ادامه می‌داد امام همچنان به او کمک می‌کرد. ولی چون از خود امام تمجید کرد دیگر کمک ادامه نیافت.
5-1-8-4 لگد به افتاده (داستان شماره 74)
پس از اینکه ولید پسر عبدالمالک بن مروان جانشین پدرش شد ، برای اینکه از نارضایتی‌های مردم بکاهد تصمیم گرفت تا بر خلاف اجدادش روش متعادلی را برگزیند او هشام بن اسماعیل حاکم ظالم مدینه را عزل کرد و به جای او عمر پسرعموی جوان خود را که در بین مردم به حسن نیت معروف بود نصب کرد.
عمر بن عبدالعزیز برای باز شدن عقده‌ی دل مردم دستور داد هشام بن اسماعیل را جلو خانه مروان حکم نگاه‌دارند و هر کس از هشام بن اسماعیل بدی دیده یا شنیده بیاید و تلافی کند و داد دل خود را بگیرد –
هشام بن اسماعیل بیش از همه نگران امام علی بن الحسین و علویان بود با خود فکر می‌کرد انتقام علی بن حسین در مقابل آن همه ستم‌ها و سب و لعن نسبت به پدران بزرگوارش کمتر از کشتن نخواهد بود ولی از آن طرف ، امام به علویان فرمود خوی ما بر این نیست که به افتاده لگد بزنیم و از دشمن بعد از آنک ضعیف شد انتقام

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، تعلیم و تربیت، دوران کودکی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه بیت‌المال، امام علی (ع)، امر به معروف، نهی از منکر