منابع و ماخذ پایان نامه الکساندر ونت

دانلود پایان نامه ارشد

ر اساس اين همخواني و تطابق هويتي، جامعه و کارگزاران آن در يک رابطه فراملي17 با جهان پيراموني خود نيز در ارتباط هستند. اين رابطه فراملي در تفاوت يا تطابق ميان ماهيت سياستهاي داخلي و سياستهاي بينالمللي يک کشور نمود مييابند. در عصر جهاني شدن18 و جهاني سازي، رابطه هويت و سياست بيشتر در حوزه منطقهاي و جهاني آن در کنش و کنشگري قرار گرفته است. تأثيرپذيري اين دو مؤلفهي مهم (سياست و هويت) از يکديگر، تحت يک فرآيند مهم يعني تعامل19 و همکاري20 صورت ميگيرد. بر اساس همين تعاملات است که در سطح جهاني و منطقهاي، هويت يک کشور يا کارگزاران آن از هويت منطقه و يا جهان مرتبط با آن تأثير پذير شده و قالب هويتي جهان پيراموني خود را در سايه برخي مزيتها يا پاداشها، براي خود به عنوان يک راهبرد هويتي جديد در نظر ميگيرد.
کشور و کارگزاران آن در اين محيط و فضاي بينالمللي است که به کسب هويتهاي جديدي دست زده و اين هويت جديد و اکتسابي را ملاک و پايه سياستهاي داخلي، خارجي و بين‌المللي خود قرار داده و بر اساس همين هويت جديد و اکتسابي محيطي است که به تغيير سياستهاي خود در تعامل با همسايگان خود دست ميزنند.
به صراحت ميتوان گفت که سياستها و کارکردهاي کارگزاران و حاکمان يک کشور را نميتوان خارج از هويتهاي آن واحد سرزميني مورد بررسي و توجه نظر قرار داده و بر اساس آنها به برنامهريزي و اعمال سياست مناسب در مقابل آن کشور پرداخت.
سياستهاي اعمالي از سوي هر واحد سياسي و نقش کارگزاران آن واحد در مانور و نمايش سياستهاي اتخاذي خود را بايد در راستاي منافع21 و هويت آن کارگزاران جستجو کرد. بسياري از کارگزاران براي کسب منافع بيشتر و حفظ موقعيت و مانور قدرت خود در سياست بينالملل، به دريافت و عاريه گرفتن هويت واحدهاي قدرتمند و تأثيرگذار اطراف خود اقدام نموده يا سعي دارند تا در قالب يک ائتلاف نظامي، اقتصادي و… به همهويتي يا اشتراک هويتي خود با قدرت هاي منطقهاي و جهاني، اعتراف يا تظاهر نمايند!
اگر چه بسياري از انديشمندان علوم اجتماعي، سياسي و…، هويت را امري ذهني و متافيزيکي22 ميدانند، اما بايد دانست که هويت به مرور زمان نشانهها و ظاهر فيزيکي خود را در عرصه اجتماع و يا در صحنه سياست خارجي و بين‌المللي نشان داده و سياستهاي اتخاذي از سوي کارگزاران را مي‌توان نماد فيزيکي همين هويتها دانست که از ذهنيت به عينيت رسيدهاند.
بروز و ظهور هر هويتي، داراي پيش زمينهها يا مؤلفههايي است، اين مؤلفهها را ميتوان شرايط زماني و مکاني دانست که از خرده مسايلي مانند: تاريخ، دين و مذهب، فرهنگ، ادبيات و هنر، علم و دانش، تکنولوژي، قدرت نظامي و…، تشکيل ميشوند. اين مؤلفهها در ايجاد برساختههاي ذهني مانند هويت براي يک فرد يا يک جامعه، ضروري هستند.
هويت در راستاي ظهور و تقويت خود، به ايجاد برخي محاسن و مزيت‌ها يا همان منافع براي فرد يا جامعه دست ميزند، جامعه نيز در قبال اين مزيتها يا منافع است که به تغيير، کسب يا تقويت هويت خود اقدام مينمايد.
در ادبيات فارسي ايران زمين نيز اشاراتي به هويت و ذهني بودن آن شده است. شايد بهترين و بارزترين نمونه و مثال در مورد تلاش انسان و اجتماع براي جستجو و کسب هويت را بتوان در انديشه يا اشعار حضرت مولانا که اتفاقاً شاعر ايراني مدفون در قونيه ترکيه ميباشد، يافت. آنجا که به زيبايي ميفرمايند:
روزها فکر من اينست و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خويشتنم
از کجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود؟ به کجا مي‌روم آخر ننمايي وطنم
اين دو بيت از اشعار زيباي مولانا به خوبي نشان ميدهند که هويت، امري است که ذهن را مشغول خود ساخته و همه کنش هاي انسان و جامعه را در بر ميگيرد. اين کنشها که کارگزاران سياسي را نيز تحت تأثير خود دارند، بر سياست خارجي و بينالمللي يک کشور، تأثيرگذار ميباشند. اينکه يک کشور يا کارگزاران آن، از کجا و از چه طريقي به قدرت رسيدهاند و منافع آنان در آينده در کجا خواهد بود و با کدام سياست همخواني دارد، از تفاسير همين دو بيت مولانا ميباشد.
هويت و منافع دو بخش جدايي ناپذير سياست در نظريه سازه‌انگاري هستند.

2-3- نظريه و نظريهپردازي
براي آغاز بحث لازم است ابتدا به تعريفي از نظريه و فرا‌نظريه23 پرداخته شود.
نظريه پردازي24، در علوم سياسي و روابط بينالملل داراي تعاريف بسياري است که اين تعاريف گاه با هم در تضاد نيز قرار دارند. اما بايد اعتراف نمود که نميتوان تعريفي واحد براي نظريهپردازي در روابط بينالملل ارايه داد.
حسين سيفزاده در تأليفات خود به تعدد به تعاريف نظريهپردازي از ديدگاه صاحب نظران علوم سياسي و به خصوص روابط بينالملل پرداختهاند، اما خود سيف زاده، نظريه‌پردازي را: {ارائه توضيحي متقن از فرآيندهاي مبتني بر روابط انساني در صحنه اجتماع} مي‌دانند که { تا زماني که يک نظريه در آزمون منطقي و تجربي شکست نخورده و قدرت تبيين را دارد، بايد آن را پذيرفت}(سيف‌زاده 1388 ،20).
در نظريه پردازي با دو نوع آثار و فعاليتهاي نظري مواجه هستيم.
نوع اول: در نوع اول در مورد ساختار و پويايي نظام بين الملل، نظريه ارايه مي شود، اين نظريهها سعي دارند تا سياستهاي جهاني25 را براي ما قابل فهم و درک بسازند. نمونه اين نظريه را مي توان در واقعگرايي26، نوواقع گرايي27، ليبراليسم28، نهادگرايي29 و… مشاهده کرد.
نوع دوم: در اين نوع از نظريهپردازي به مسائل”فرا‌نظري” ميپردازند و هدف آن است که فهم و درک ما از سياست جهاني افزايش يابد، اما از راه غير مستقيم تر و با تمرکز بر مسايل هستي شناختي30 و معرفت شناختي31، مانند نظريه‌هاي فمينيستي32، انتقادي و سازهانگاري( مشيرزاده 1390، 6).
سازهانگاري طي حدود چهار دهه اخير به عنوان يکي از نظريات مطرح در بررسي روابط بينالملل، مطرح شده و جايگاهي مناسب به دست آورده است. نظريه سازهانگاري در روابط بينالملل، ريشه در مسألهي جامعه شناسي شناخت دارد که در دهه 1970 از سوي پيتر برگر33 و توماس لاکمن34 در کتاب “ساخت اجتماعي واقعيت35″(رسالهاي در جامعه شناسي شناخت) مطرح گرديده است( مشيرزاده 1383، 173).
سازهانگاري را مي‌توان مکتبي دانست که از دهه 1970، پا به عرصه نظريات روابط بينالملل نهاده است.
اصطلاح سازهانگاري در مطالعات سياسي و بينالمللي براي اولين بار در دهه 1980، توسط نيکلاس اونوف36 به کار گرفته شده و نظريه پردازان مختلفي مانند جان راگي37، ديويد دسلر38، دريش کراتوچويل39، پيتر کاتزنشتاين40 و …، در اين زمينه کار کردهاند. با اين وجود نظريه سازيانگاري بيشتر با آثار و نظرات الکساندر ونت آلماني، شناخته مي‌شود.
بيشتر اين سازهانگاران، روابط بينالملل را از منظر اهداف، تهديدها، فرهنگها، هويتها و ساير واقعيتهاي اجتماعي در سطح روابط بينالملل ميشناسند( سليمي 1386، 35).
سازهانگاري که بعد از نظريههاي واقعگرايي، نوواقع گرايي ، ليبراليسم، نوليبراليسم و …، به عنوان يک نظريه ميانه يا حد واسط نظريههاي قبلي وارد دنياي پر رمز و راز روابط بينالملل شده است، طي همين مدت توانسته است به عنوان يک فرانظريه مطرح و پرطرفدار در سطح محافل علمي مطرح گردد. سازهانگاري در ايران نيز داراي هواداران و منتقدين بسياري است. البته در اين زمينه، يک اثر جامع و کامل به دوستداران ايراني علوم سياسي و روابط بينالملل، ارائه نشده است اما در قالب کتب مختلف ، اساتيد مطرح و فعال ايراني به توضيح و تفسير نظريه سازهانگاري پرداختهاند.
يکي از اين تعاريف اين است که: سازهانگاري به عنوان يکي از نظريههاي روابط بينالملل، محصول زبان شناختي ساختاري ، نظريه سياسي پست مدرن، نظريه انتقادي، نقد ادبي و مطالعات فرهنگي و رسانهاي است. در حقيقت يکي از وعدههاي اين نظريه( سازهانگاري) بازگردانيدن فرهنگ و سياستهاي داخلي به عرصه نظريه روابط بينالملل است( قوام 1390، 126).
سازهانگاري را ميتوان يکي از رويکردهاي مطالعه سياست بينالملل دانست که خود از ترکيب ساير رويکردها تشکيل شده و در تلاش است تا به نحوي مناسب، نارساييها و کاستي‌هاي نظريههاي گوناگون را با بهرهگيري از برخي گزارههاي خود آنها بر طرف سازد و به اصطلاح، تصوير واقعي‌تري از الگوهاي رفتاري سياست بينالملل، نشان دهد. اين نظريه بر انگارهها41 و انديشهها تأکيد داشته و تمرکز آن بر روي اعتقادات بينالاذهاني42(ذهني) است که در سطحي گسترده ميان مردم جهان مشترک هستند. سازهانگاري صرفاً بر شرايط و نيروهاي مادي تکيه نميکند، بلکه بر انگارهها و انديشه‌ها تأکيد دارد و به عبارتي، اين تحليل و فهم دولتها و سياستگذاران ميباشد که به عوامل فيزيکي و مادي مانند سرزمين، تسليحات و …، معني ميبخشند( قوام 1390، 222).
يکي از مهمترين شاخصههاي نظريه سازهانگاري را بايد همان توجه و تمرکز به بينالاذهاني بودن رويدادهاي سياست بين‌الملل دانست.
در تعاريف ديگر از سازهانگاري نيز اين توجه به کنشهاي ذهني يا بينالاذهاني در ميان مردم يک کشور، منطقه يا جهان مکرراً مورد توجه قرار ميگيرد. سازهانگاري، نظريهاي است که با نگاهي اجتماعي به مسايل سياست بينالملل، تمامي دانشها و پديدههاي انساني را نتيجه برسازي (برساخته شدن) ميداند و اين برساختگي را به روشي اجتماعي و در فرآيند کنش متقابل بينذهني ميسر ميداند. بر اين اساس، دانش و آنچه به عنوان پديدههاي انساني و اجتماعي وجود دارند، لزوماً انعکاسي از واقعيت نيستند، بلکه مشروط و وابسته به ذهنيتهاي انسانها، تجربه اجتماعي و رسوم و پيمانهاي اجتماعي آن مجموعه ميباشند (سليمي 1386، 34).
آنچه در تعاريف بالا از نظريه سازهانگاري، جلب توجه مي‌کند توجه به ذهن، انگارهها يا برساختههاي ذهني و فکري جوامع است. بنابراين در نظريه سازهانگاري مشاهده مي‌کنيم که توجه خاصي به ذهن و فکر انسانها ميگردد. سازه‌انگاران تمرکز خويش را بر روي اعتقادات بينالاذهاني و يا همان دريافتهاي ذهني مشترکي که در سطح گسترده ميان مردم جهان( حتي يک منطقه يا يک کشور) مشترکاند، قرار مي‌دهند و براي نمونه هويتهاي ملي را به صورت ساخت بنديهاي اجتماعي در نظر ميگيرند( قوام 1390، 222).

2-4- سازهانگاري الکساندر ونت
الکساندر ونت که يکي از نظريه پردازان اصلي و تأثيرگذار مکتب سازهانگاري است، متولد شهر ماينز آلمان در سال 1958 ميباشند. وي به عنوان يکي از استادان مشهور در روابط بينالملل و به خصوص نظريه سازهانگاري به طرح مسايل مهم در زمينه روابط بينالملل ميپردازند.
يکي از مهمترين آثار ايشان را بايد کتاب”نظريه اجتماعي سياست بينالملل43″دانست که در ايران نيز ترجمه و چاپ شده است. وِنت در بررسي روابط بين‌الملل به مواردي مانند اجتماع اذهان يا روابط بينالاذهاني اشاره دارد و روابط را با زمينه فردگرايي بررسي نمي‌کند، بلکه روابط بين‌الملل را در چارچوب روابط اجتماعي و جمعي (ذهن جمعي) مورد کنکاش قرار ميدهد. الکساندر ونت معتقد است، جهان مستقل از ذهن و زبان ناظران منفرد(فرد) وجود دارد، نظريههاي علمي نوعاً به اين جهان اشاره دارند، حتي اگر اين جهان قابل مشاهده نباشد(مشيرزاده 1390، 325). از ديدگاه ونت، سازهانگاري نظريهاي است که هم تحول هويت و منافع از طريق تحول ساختار44را مد نظر قرار ميدهد و هم ساختار را جدي ميگيرد(مشيرزاده 1390، 352).
کليدواژههاي مهم نظريه سازهانگاري به خصوص در نزد الکساندر ونت را ميتوان تعامل جمعي، هويت و منافع دانست، که هر کدام از اين اصطلاحات در نزد ونت ارزش بالايي داشته و تأثير فراوان بر روابط بينالملل دارند.

2-5- جايگاه تعامل در نظريه سازهانگاري
يکي از مهمترين کليدواژههاي نظريه سازهانگاري، تعامل ميباشد. اين اصطلاح در نزد تمامي نظريه پردازان سازه انگاري از اهميت بالايي برخوردار است، به نحوي که شايد بتوان يکي از اصول سازهانگاري را همين تعامل ميان کنشگران سياست بينالملل دانست. سازهانگاري اجتماعي، مدلي از تعاملات بينالمللي ارايه ميدهد که طي آن مساعي لازم را به عمل ميآورد تا تأثير هنجاري ساختارهاي نهادي‌ بنيادي را بررسي کرده، از طريق اين تعاملات به ارتباطات ميان دگرگونيهاي هنجاري، هويت و منافع دولتها، دست يابد(

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه حزب عدالت و توسعه، اعتضادالسلطنه، الکساندر ونت Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه الکساندر ونت، نقش برجسته